دولت و دولت‌مندی در عصر نااطمینانی‌ها

دولت-و-دولت‌مندی-در-عصر-نااطمینانی‌ها-0-1788773064592
پرینت

هفته دولت مجالی را برای اندیشیدن درباره مفهوم دولت و ماموریت‌های اساسی آن در جهان پرمناقشه امروز فراهم آورده است. دولت ملی یکی از ابداعات پیچیده سیاست مدرن است. از زمان تاسیس دولت فرانسه در دوران قرون وسطی به دست دودمان کاپه که به‌گواه رانا داسگوپتا در کتاب «پس از ملت‌ها»، نخستین آزمایشگاه واقعی ملت-دولت بود، این پدیده با موفقیت دیگر اَشکال ساخت سیاسی کلان مانند امپراتوری، قبیله، فئودالیته و… را کنار زده و در قامت الگوی استاندارد جاری‌ساختن قدرت در جهان ظاهر شده است. اگرچه امروزه دولت‌ها از سطح یکسانی از توانایی اعمال اقتدار، هویت ملی منسجم و منابع مشروعیت‌بخش مانند توسعه اقتصادی برخوردار نیستند و بسیاری از آن‌ها، به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه، با مشکلاتی نظیر گروه‌های ستیزه‌جو، ایدئولوژی‌های افراطی و تغییرات اقلیمی دست‌وپنجه نرم می‌کنند، اما کماکان گزینه بدیل قابل‌اتکایی برای دولت ملی پدیدار نشده است. بر این اساس، عمده اندیشمندانی که دست به نقد این پدیده می‌زنند، مسیرهای اصلاحی را بر پایه این واقعیت ترسیم می‌کنند که در چشم‌انداز نزدیک و قابل‌مشاهده دنیا، همچنان دولت‌های ملی حضور دارند و از این رو، پیشنهادات اصلی دایرمدار بازاندیشی در کارکردها و ماموریت‌های دولت‌هاست. دولت ایرانی نیز در بطن این تغییر و تحول جهانی قرار دارد و نیاز است تا موقعیت آن در چنین چرخش‌هایی مورد ارزیابی قرار گیرد. در ادامه به محورهای اساسی دولت و دولت‌مندی در جهان امروز پرداخته می‌شود.

 

راینر کاتل در کتاب «چگونه یک دولت کارآفرین بسازیم؟» می‌گوید که دوگانه «دولت کوچک و کارآمد» در برابر «دولت بزرگ و دست‌وپاگیر» یک دوگانه کاذب است و دولت‌های قرن بیست‌ویکمی باید به جای این انگاره‌ها، بر مفهوم «ثبات چابک» تمرکز کنند. این یعنی دولت باید همزمان، هم نهادی باثبات، قانون‌مدار و قابل‌پیش‌بینی باشد که سرمایه‌گذاری بلندمدت را ممکن می‌سازد، و هم ساختاری چابک، ریسک‌پذیر و سریع‌العمل که بتواند در شرایط عدم‌اطمینان، مسیرهای جدیدی را کشف و آزمایش کند. کتاب فوق به‌شدت الگوی مدیریت دولتی نوین را به زیر تیغ نقد می‌برد و آن را عاملی برای تخریب ظرفیت‌های نوآورانه دولت‌ها معرفی می‌نماید. مدعای کاتل اینست که این رویکرد با تمرکز افراطی بر کارایی هزینه‌ای، برون‌سپاری و کوتاه‌مدت‌گرایی، عملاً بوروکراسی را از انجام وظیفه‌ی اصلی خود یعنی مدیریت عدم‌اطمینان و سرمایه‌گذاری بلندمدت بازداشته است. کتاب نتیجه می‌گیرد که مسائل پیچیده‌ی امروز مانند تغییرات اقلیمی، پاندمی‌ها و نابرابری، با رویکردهای دولت حداقلی قابل‌حل نیستند. در عوض، ما به دولت‌های نئووبری نیازمندیم، یعنی دولت‌هایی که با حفظ ارزش‌های بنیادین بوروکراسی نظیر قانون‌مداری، شایسته‌سالاری و عدالت، به طور آگاهانه ظرفیت‌های پویا و چابک را در خود پرورش دهند.

 

در راستای تحقق هدف فوق، کتاب پیشنهاد می‌کند که دولت‌ها باید به جای ساختارهای یکدست و یکپارچه، یک زیست‌بوم دیوان‌سالارانه متشکل از پنج نوع سازمان مکمل را طراحی و مدیریت کنند. این پنج گونه عبارتند از: «آفرینندگان» که دانش و فناوری نو می‌آفرینند (مثل دانشگاه‌ها و آزمایشگاه‌های ملی)، «اجراکنندگان» که به طور مستقیم محصولات و خدمات جدید را تولید می‌کنند (مثل شرکت‌های فضایی دولتی)، «تأمین‌کنندگان مالی» که ریسک مالی پروژه‌های نوآورانه را می‌پذیرند (مثل آژانس‌های تأمین مالی تحقیقات و بانک‌های توسعه)، «واسطه‌ها» که پل ارتباطی میان بخش‌های مختلف دانشگاه، صنعت و دولت هستند (مثل پارک‌های علم و فناوری)، و نهایتاً «حاکمان» که با وضع قوانین و تعیین اولویت‌های کلان، جهت‌گیری کلی نظام نوآوری را مشخص می‌کنند (مثل وزارتخانه‌ها و شوراهای عالی). موفقیت یک دولت کارآفرین در گرو تعادل پویا و همکاری هوشمندانه میان این پنج نوع سازمان است.

 

کتاب برای عملیاتی کردن این چشم‌انداز، راهکارهای مشخصی را پیشنهاد می‌دهد. اولین و مهم‌ترین راهکار، استخدام و توانمندسازی هکرهای دیوان‌سالاری است. هکرهای دیوان‌سالاری افرادی از بیرون سیستم مثل کارآفرینان و متخصصان فناوری هستند که با نگاه تازه، بتوانند قوانین زائد را دور بزنند، تیم‌های بین‌رشته‌ای بسازند و تغییرات را از درون سیستم به پیش ببرند. راهکار دوم، تعریف مفهومی تحت‌عنوان «رمز و راز مأموریت» در سازمان‌هاست؛ یعنی ساختن یک هاله یا جذابیت خاص در اطراف اهداف بزرگ (مانند سفر به ماه یا شکست دادن یک پاندمی) که کارکنان و ذی‌نفعان را مجذوب کرده و آن‌ها را متعهد به تحقق آن آرمان کند. سومین راهکار، طراحی عامدانه و هدفمند سازمان‌های دورگه است که ویژگی‌های دیوان‌سالاری کلاسیک مانند صلاحیت، بی‌طرفی و ثبات را با ویژگی‌های سازمان‌های شبکه‌ای و چابک همچون انعطاف‌پذیری، یادگیری مستمر و ریسک‌پذیری ترکیب می‌کنند. کتاب از مدل آژانس دفاعی پیشرفته تحقیقاتی (دارپا) در آمریکا و وزارت تجارت و صنعت بین‌المللی (میتی) در ژاپن به عنوان نمونه‌های موفقی از این رویکرد دورگه یاد می‌کند که توانسته‌اند هم ثبات بلندمدت و هم چابکی تاکتیکی را در خود جمع کنند.

 

چگونگی خلق نوآوری‌های بنیادین در بطن دیوان‌سالاری‌ها یک پرسش اساسی پیش‌روی اصلاح دولت در جهان امروز است. «چگونه یک دولت کارآفرین بسازیم؟» نشان می‌دهد که نوآوری‌های بزرگ معمولاً در درون شبکه‌های کاریزماتیک متولد می‌شوند؛ گروه‌های کوچک، سیال و متشکل از افراد نابغه و هکرهای دیوان‌سالاری که خارج از قوانین خشک عمل می‌کنند. اما به مرور زمان، اگر این شبکه موفق باشد، وظایف و روش‌های آن نهادینه و تبدیل به رویه می‌شود و شبکه به یک سازمان خبره تبدیل می‌گردد که بر ثبات و تکرارِ موفقیت‌های گذشته متمرکز است. نکته‌ی ظریف این است که هیچ‌کدام از این دو حالت به تنهایی پایدار نیستند. اگر سازمان بیش از حد خبره و روتین شود، تبدیل به یک دیوان‌سالاری خشک و ناتوان از تغییر می‌شود که آسیب زوال بوروکراتیک دیوان‌سالاری است. اگر هم بیش از حد کاریزماتیک بماند، فاقد ظرفیت لازم برای پیاده‌سازی و مقیاس‌پذیری موفقیت‌ها خواهد بود. بنابراین، هنر دولت‌های کارآفرین در این است که به طور آگاهانه این چرخه را مدیریت کنند و در زمان مناسب، شبکه‌های کاریزماتیک جدیدی را در دل یا در حاشیه‌ی سازمان‌های خبره‌ی خود ایجاد نمایند تا روند زوال را متوقف سازند.

 

در مقام جمع‌بندی، دیوان‌سالاری و دولت ملی ایرانی زمانی طولانی را برای اصلاح و تبدیل‌شدن به یک دولت کارآفرین از دست داده و مدام بین انگاره‌های دولت بزرگ مذموم و دولت کوچک نیک در حال نوسان بوده است. بحران‌های جهانی و به چالش کشیده شدن مفهوم دولت ملی، پنجره‌ای را برای دولت‌ها فراهم آورده که اصلاحات کلان معماری خود را به پیش ببرند. این فرصت را نباید از دست داد.

منشر شده در فرهیختگان