سلحشوری و نفرت، روی میز مذاکره جان می‌دهند و ما به آنها نیاز داریم

ChatGPT Image Jun 9, 2026, 02_52_08 PM
پرینت

در زمانه و سیاست ما ایرانیان، «مذاکره» ورای مذاکره‌ خوب و بد، خود مسئله‌ای خطیر است. سالهاست که جامعه ایران در گرداب بی‌انتهای مذاکره فرو می‌رود. این رونق پایدار بازار مکاره مذاکره در تاریخ بعد از انقلاب اسلامی، ریشه در ساخت معیوب سیاست در کشور دارد. ساختی که در آن، نیروهای سیاسی و رسمی خاصی، تداوم و بسط خود را در پیوند با نیروی فرامرزی و هژمون می‌بینند. به عبارتی مذاکره بیش از آنکه استلزامی بوجود آمده از ناحیه فشار بیرونی و بین المللی باشد، محصول ضروری و اجباری ساخت سیاسی ماست. مهم نیست بارومتر تحریم در کدام عدد بایستد و مهم نیست وارد چه سطحی از تخاصم با خصم شویم، به هر شکل ساخت سیاسی کشور توسط بخشی از نیروهای سیاسی آن، الزاما خریدار پروپاقرص ایده مذاکره است.

در مقابل نیروهای سیاسی فوق، نیروهای سیاسی گفتمان انقلاب اسلامی به شدت و ضعفی متغیر، کمربندی حفاظتی برای موجودیت ملی و دال‌های انقلابی و اسلامی گفتمان خود، در برابر هویت‌ مذاکره‌طلب ایجاد می‌کنند. با این حال حتی این نیروها نیز در بخش بزرگی از کارنامه خود نهایتا مسئله مذاکره را در دووجهی «مذاکره خوب-مذاکره بد» صورتبندی کرده‌اند. گفتارهایی نظیر «مذاکره ادامه مقاومت است»، «مذاکره با چشم باز و مقتدرانه»، «نقد کردن تعهدات و قدرت کشور» و… روایت‌هایست که برای تمایز گذاری مذاکره خوب از مذاکره بد مورد استفاده قرار می‌گیرد. اما بنظر همین نیز راه به جای بهتری نبرده و مخدر مذاکره را از رگ و خون ایران بیرون نکشیده است. اینجا هنوز نفس مفهوم مذاکره و کاری که مذاکره با خاطره‌ی جمعی ایران می‌کند، درک نشده است.

مسموم شده با مصالحه، مداراو همزیستی

مذاکره، آنگونه که در تاریخ برای ما تجسد یافته، صرفا یک تاکتیک در سیاست خارجی نیست بلکه به نحو موثری، زیربنای سیاست در کشور را آماج گرفته و دستخوش تغییر می‌کند. بدون یک پیروزی بشدت آشکار و مسلم و از موضعی به وضوح بالا به پایین، دور میز مذاکره نشستن، در لحظه نشستن، چیزی را از ایرانیان می‌ستاند که هیچ آورده اقتصادی مورد انتظاری، جبران و هزینه آن نیست. در مذاکره، مفهوم سفت و سخت «دشمن»، شل می‌شود. مرزبندی، به مصالحه بدل می‌شود. ماکیاول، یکی از اساسی‌ترین شروط پیروزی یک ملت را با مفهوم «نفرت» تشریح می‌کرد. به عقیده او معمولا آن سویی از جبهه پیروز است که نفرت بیشتری از دشمن خود دارد. ایراد بزرگ مذاکره حداقل اینگونه که تا کنون تجربه کرده‌ایم این است که نفرت از دشمن را به تبدیل به عدد، دلار و بشکه ساخته و معامله می‌کند. نفرت را می‌کشد و مفهوم دشمن را کم‌جان و رقیق می‌سازد. «امر سیاسی» امروز از گفتارهای زیادی در کشور آسیب می‌خورد؛ همه گفتارهایی که چه در سیاست داخلی چه در سیاست خارجی مرزها را کمرنگ کرده و ایستارهای هویتی را فدای مصالحه، مدارا، همزیستی و معامله می‌کنند؛ و یکی از آنها مذاکره است.

گسست‌هایی علیه یک خاطره هویت جمعی

«دشمن» رکنی مقدس از ارکان یک ملت و «تنفر از دشمن» آیینی ضروری برای بقا و بالندگی کشور است. ما زیاد مذاکره کرده‌ایم و بنای یادآوری همه این تاریخچه تلخ را نداریم اما مذاکره بعد از خروج آمریکا از برجام، مذاکره بعد از شهادت سردار سلیمانی، مذاکره بعد از حمله اسرائیل بعد از وعده صادق دوم و مذاکره بعد از جنگ 12 روزه، پتک‌های بی‌امان و محکمی بود که به این رکن کوبیده شد. ملتی که «همیشه پای میز مذاکره است و دیپلماسی را ترک نمی‌کند» نمی‌تواند به نسل‌های جوانتر، سنگینی و سختی مفهوم دشمن را منتقل کند و به همین سان نیز از توضیح فلسفه دشمنی، ناتوان می‌ماند. دشمن داشتن دشمن، چیزی از جنس انتقال پیام و نصیحت نیست که با تبیین یا گفتگوی اقناعی و یا تبلیغ حاصل شود. یک ملت باید خصومت با «غیرِ مهاجم» را زیسته باشد. دور میز نشستن با قاتل اسطوره ملی، احساس سلحشوری و خشم جمعی‌ای که می‌تواند ته‌نشین شده و بخشی از هویت مقاوم ملت شود را سرد و بی‌روح ساخته و به هوای چند دلاری که هیچگاه وصول نشد، تاخت می‌زند.

وقت تاریخی مذاکره گذشت اما هنوز کشنده است

تنها یکی از تعینات انهدام امر سیاسی در این موضوع می‌تواند پرورش یافتن نسلی نورسته از جوان و نوجوان باشد که دشمن خود را نمی‌شناسد. یا مجال بروز و ظهور به هویت‌های پادمیهنی و ضد اسلامی‌ای باشد که خیابان کشور را مساعد برای مانور خیانت، چه در زندگی روزمره و چه در تجمع و شورش، ببیند. جنگ اما سرطان‌کش و سم‌زداست. جمع‌بندی امروز خیابان می‌تواند مسیر و پویش های اجتماعی ما را نیز دگرگون کند. امر سیاسی احیا شده و مانور شرافت در خیابان‌ها تا پاسی از شب، با قاطعیتی تمام در حال اعاده مفهوم دوست و دشمن است. به جهان دیگری منتقل شده‌ایم که «مذاکره برای رفع تحریم» بنیان و بنیادش دود شده و به هوا رفته است. در این شرایط، حتی بافته‌ای چون «مذاکره‌ خوب» نه اینکه فقط درست نباشد بلکه اساسا وقت تاریخی آن گذشته و پارادایم آن به سر آمده است. اما در دهان چرخاندن مذاکره هنوز همان اثر ویران‌کننده خود در امر سیاسی و صورتبندی نیروهای هویتی جامعه دارد. بلکه ویران‌کننده‌تر از هر زمان دیگری. چرا که اینبار بهای بیشتری نیز پرداخته شده  و ملت در این یک‌ماه، تجربه‌ای بی‌مانند از سلحشوری را لااقل نسبت به دو سده اخیر زیسته است. هزینه مذاکره، هیچوقت چند کیلو اورانیوم نبود، آنجا دور آن میز، هویت تاخت می‌خورد. دیگر نه.

منتشر شده در: خبرگزاری فارس