شجاع بمانیم و بمانید!

ChatGPT Image Jun 9, 2026, 02_52_08 PM
پرینت

در ادبیات مطالعات امنیتی و جنگ، یک مفهوم، نردبان تنش است. نردبان تنش مثل یک نردبان چندپله‌ای است که هر پله نشان‌دهنده یک سطح از شدت درگیری است. بازیگران (کشورها و گروه‌ها) می‌توانند:

یک پله بالا بروند (افزایش تنش)

یا پایین بیایند (کاهش تنش) 

بنظر می‌رسد منطق رفتاری ایران که برای گروهی در آمریکا و رژیم صهیونیستی مشخص شده و درست یا غلط بدان اعتقاد دارند؛ آن است که ایران  و مسئولینش، چون بازیگران بسیار عقلانی هستند، در پاسخ به افزایش تنش از سمت امریکا و رژیم صهیونیستی، به سمت افزایش تنش نمی‌روند. این منطق و خوانش از راهبرد ایران، توسط مکنزی فرمانده جنایتکار سنتکام در کتاب نقطه ذوب بیان شده است. وی بیان می‌دارد چون حفظ نظام بالاترین هدف نظام جمهوری اسلامی است، لذا هر سطح تنش بالایی را جذب می‌کند و حداکثر تنشی هم سطح پاسخ می‌دهد. این گزاره برای ایرانی که منطق امنیتیش به دلیل شرایط و مشکلاتش و عدم دسترسی به منابع مالی و نظامی، بازدارندگی نامتقابل بوده است، بسیار خطرناک بود. زیرا دکترین بازدارندگی ایران به تحمیل هزینه بر طرف مقابل متکی بود. حال در این عرصه دشمن مطمئن بود هزینه‌ای که قرار است در پس هدف قرار دادن اصلی‌ترین فرد نظامی ایران بدهد، از سطح تنشی که وی ایجاد کرده بالاتر نخواهد بود. این گزاره دشمنان امتحان می‌شد و ابعاد و صحت آن با هر اقدامی از فرودگاه بغداد تا شهادت سید رضی و ادامه آن آزمایش می‌شد. من معتقد به از پیش تعیین شده بودن مسیری که تا امروز آمدیم نیستم و عوامل متعددی تا رسیدن به امروز را موثر می‌دانم. می‌شد گردش ایام و خواست خدا، امتحان دیگری از ما بگیرد، اما به نظر الان در وضعیتی هستیم که برای حیات و بقا و شرفمان مجبور به انتخاب افزایش سطح تنش هستیم.

این ذهنیت که دشمن با ما کاری ندارد یا می‌توانیم بدون درگیری از این فضا عبور کنیم؛ حداقل الان دیگر نبایستی محل اعتنای تصمیم گیران باشد. حال، یا باید نسبت به بالارفتن تنش آمریکا و اسرائیل و زدن ضربات به زیرساخت‌های کشور در پس ضربه به رهبری و صنایع هسته ای نردبان تنش همتراز رفتار کنیم، یا سطح تنشی پایین‌تر یا سطح تنشی بالاتر. سطح تنش پایین تر که مطلقا تغییری در ادامه اهداف طرف مقابل به دلیل کم هزینه بودن اقدامات‌شان نخواهد داشت.

اما تلاش برای پاسخ همتراز نیز مشکلاتی دارد. اولا یافتن همترازی و راهبرد چشم در مقابل چشم وقتی امکانات و ویژگی‌های عملیاتی ما و آمریکا یکی نیست، اساسا چالش برانگیز است. مثلا در مقابل ترور یا زدن زیر ساخت توسط آمریکا باید چه اقدامی انجام داد که هزینه پشیمان کننده بر وی اعمال شود؟ دوم اینکه تلاش برای رفتار منطقی وقتی دست پایین‌تر نظامی و اطلاعاتی را داریم، موجب پیش‌بینی‌پذیری می‌شود. امری که باعث محاسبه هزینه و اقدامات می.گردد و دشمن حسب امکانات بالاترش، خود را برای آن آماده می‌کند.

لذا بنظر می‌رسد وقتی دشمن در حال صعود از نردبان تنش است و مسئله دیگر، نفوذ منطقه‌ای ایران یا موضوعاتی جانبی نیست، بلکه حاکمیت و حتی تمامیت کشور است، بایستی تصمیم‌گیران با منطق روز صفر و افزایش تنش و صعود از نردبان تنش رفتار کنند تا شاید طرف مقابل را از ادامه این مسیر منصرف کند. نکته‌ای که در رد این مسئله بیان می‌شود، آن است که ما ناخواسته سطح تنش با دشمن را افزایش ندهیم. پاسخ آن است که افزایش تنش نیز امری نسبی است و صفر و صدی نیست؛ لذا می‌توان اهداف متعددی از ذخایر انرژی، تنگه هرمز و باب المندب، شرکت های فناورانه و هوش مصنوعی و دارایی‌های شرکت‌های امریکایی به شدت متفاوتی از ضربه به عنوان افزایش تنش ترسیم گردد. بنظر می‌رسد ذهنیتی وجود دارد که حتی پس از دریافت همه هزینه‌ها و عیان شدن عزم طرف مقابل برای افزایش تنش و حتی تجربه الگوهای موثری مانند توقف ضربه به پارس جنوبی پس از ضربه به راس الفان، سطح تنش را افزایش ندهیم یا اگر حمله نظامی به ما قطعی است، اقدامی پیش دستانه ولو در محیط خاکستری برای اختلال در برنامه ریزی دشمن نکنیم.

در پس عدم افزایش تنش، همان خواست حفظ نظام و وضعیت فردای جنگ است.

مشکل این نکته ساده آن است که وضعیت فردای جنگ، به چگونگی خروج از آن بستگی دارد. لذا زمانی که تهدید وجودی علیه کیان کشور عزیزمان وجود دارد و امکانات ما بر اساس بازداندگی نامتقارن تعبیه و آماده شده است، چاره‌ای غیر از تسلیم یا بالارفتن از نردبان تنش نداریم. نقطه امیدوارکننده آن است که ظرفیت دشمن در پذیرش هزینه، اگر از عزم ما مطمئن باشد، بالا نخواهد بود. تابوهایی که در این جنگ تا امروز شکسته شده است مانند از بین رفتن ترس جنگ با آمریکا، بستن تنگه هرمز و تاب آوری مردم در جنگ بالای یکماه است که نشان می‌دهد؛ شجاعت در اقدام، وقتی در عرصه نااطمینانی‌ها قرار داریم، خودش بن بست گشا است.

پس شجاع بمانیم و بمانید !