سید محمدصادق امامیان، عضو هیئتعلمی دانشگاه امیرکبیر و همبنیانگذار اندیشکدۀ حکمرانی شریف، در یادداشتی با موضوع «میراث حکمران شهید» در روزنامه فرهیختگان نوشته است:
نهم اسفندماه ۱۴۰۴ از مناظر متفاوتی، بزرگترین شوک در عمر قریب به پنجدههای نظام حکمرانی جمهوری اسلامی و حتی تاریخ دولت مدرن در ایران ارزیابی میشود. شهادت رهبر بهعنوان بالاترین مقام سیاسی و نظامی کشور در کنار اصلیترین فرماندهان نظامی و همینطور اکثریت مدیران امنیتی در لحظه اول حمله، در پسزمینه یک جنگ تمامعیار و حوادث دهشتبار ۱۸ و ۱۹ دیماه در کمتر از یکسال، تنها شروعی بر دورهای از فشار بیسابقه با هدف «ناکارآمدسازی، اختلال و نهایتاً انسداد سیاسی و حکمرانی» کشور بود. تمرکز چهلروزه بر کمپین پیچیده و فناورانهای از حمله مداوم، حذف هدفمند و انهدام زیرساختی به پدیدههایی چون «زیرزمینیشدگی»، «نامتقارنسازی» اداره امور کشور و «اختلال ارتباطات سیاستی» انجامید. این کمپین در نهایت «فرسایش کارآمدی، زوال مشروعیت، فروپاشی سیاسی و قفلشدگی ساختار تصمیم» در سلسلهمراتب و لایههای حکمرانی کشور را بخشی از نقشه جنگ هیبریدی علیه ایران هدفگذاری کرده بود.
در مقابل اما واقعیت صحنه و شواهد عملیاتی، نشان از سطح کمنظیر و شگفتآوری از «تابآوری ماشین حکمرانی» کشور در گذار از عمیقترین بحران سیاسی و امنیتی تاریخ خود دارد. از منظر نگارنده ابعاد پنجگانه حفظ «پویایی سیاسی» که در بالاترین سطح در انتخاب جانشین رهبر شهید متبلور شد؛ «پایداری دیوانی» که در گردش امورات روزمره شهروندان نمایان بود؛ «ثبات بازار» که با قفسههای پر فروشگاهها به رخ کشیده میشد؛ «اقتدار امنیتی» که برگزاری قریب یکصدوسی شب حضور خیابانی مردم در تمام کشور را تضمین میکرد؛ «تداوم دیپلماتیک» که با فعالیت بیوقفه سفارتخانهها و نمایندگان ایران در مجامع بینالمللی شاخصگذاری میشود؛ میتوانند چارچوبی مفهومی قابلدفاعی برای شاخصهگذاری میزان مانایی و پایایی ساختارها و نهادهای حکمرانی کشور فراهم کنند.
برفرض پذیرش تحلیل فوق، بیشک شخص آیتالله خامنهای، اصلیترین معمار «ساخت امنیتی پایدار» و «نظام حکمرانی تابآور» فعلی است. از منظر نهادی، دوره ۳۷ ساله زمامداری ایشان، مملو از نقاط عطفی از تصمیمات مهم و پافشاری مثالزدنی -و گاه پرمناقشه- ایشان بر محافظت از «ثبات ساختاری» و مراقبت از «سازگاری فرایندی» اداره امور کشور است. تاکید بر التزام به سازوکار قانونی انتخابات در سال ۸۸، وتوی تصمیم رییس جمهور وقت در تغییر وزیر اطلاعات در سال ۹۰ و حمایت قاطع از تصمیم سران قوا در سال ۹۸؛ تنها نمونههایی تاریخی از رویکرد نهادی ایشان به حفظ اعتبار ساختارهای حکمرانی علیرغم مناقشات فنی حولوحوش این تصمیمات و هزینههای سیاسی فراوان مترتب بر آنها بوده است. بهعلاوه، تداوم «نهادسازی» و «توسعه ساختاری» مبتنی بر تأکیدات شخص ایشان، نظیر تاسیس بنیاد نخبگان، تشکیل شورایعالی فضای مجازی، و ایجاد معاونت علمی، فناوری و اقتصاد دانشبنیان ریاست جمهوری هم بازتابی از دیدگاه نهادی آن شهید سعید را بازنمایی میکنند. حاصل این پویایی نهادی، ظهور عملی نوعی از ساختار «حکمرانی چندسطحی» (امامیان، ۲۰۲۵) در ایران است که با شاخصه ثبات سیاستی و سازگاری ساختاری شناخته شده است.
در مقابل اما، منتقدان متعددی ساخت نهادی ماشین حکمرانی جمهوری اسلامی را «غیرمنعطف» و «متورم» توصیف کردهاند که مقاومت مستحکمی در برابر «تغییرات سیاستی» و «اصلاحات حکمرانی» از خود بروز میدهد. بدون ورود به ارزیابی آسیبشناسیهای فنی و کارشناسی منتقدین -علاوه بر چشمپوشی از تحلیلها و سیاهنماییهای متداول سیاستزده- مقاومت و پایایی نهادی ساخت حکمرانی جمهوری اسلامی ایران در بحرانهای متعدد قریب چهاردهه گذشته و بهویژه جنگ رمضان، اذعان و تحسین منتقدان را هم برانگیخته است. هرچند نگارنده این سطور قبلتر در سلسله نوشتاری به پدیده «قفلشدگی نهادی» و «تعلیق تصمیم» در اثر پیچیدگی و محافظهکاری سیاسی در ساخت کنونی ماشین اداره در ایران پرداخته است (امامیان، ۱۴۰۱-۱۴۰۲)، بااینوجود بلاتردید «معماری نهادی شهید آیتالله خامنهای» اصلیترین دلیل بقا، پایایی و تابآوری ماشین حکمرانی جمهوری اسلامی ایران و عدم فروپاشی چندروزه آن مطابق تحلیل خاماندیشانه و روانپریشانه زوج جنایتکار ترامپ-نتانیاهو بوده است. واقعیتی که «میراث حکمرانی» این شخصیت عزیز را در تاریخ مقاومت ضداستعماری و تابآوری ملی ایران (امامیان و صالحیان، ۲۰۲۶) ثبت و نام ایشان را در صدر قهرمانان ملی ایرانیان جاودانه خواهد نمود.
منتشر شده در: روزنامه فرهیختگان





