محمد حسین معصومزاده، پژوهشگر ارشد گروه بین الملل اندیشکده حکمرانی شریف، در یادداشتی نوشته است:
تهاجم نظامی هماهنگ ایالات متحده و رژیم صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران که در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ آغاز شد، در محافل فکری هند به مثابه یک رویداد تاریخی فراتر از معادلات معمول خاورمیانه تلقی شد. هارش وی. پنت[1]، نایبرئیس بنیاد تحقیقاتی ناظر[2] هند، این تهاجم را “زلزلهای ساختاری” در نظم بینالمللی توصیف کرد که نهتنها ژئوپلیتیک خاورمیانه، بلکه امنیت ملی هند، زنجیرههای تأمین انرژی و جایگاه دهلینو در نظام چندقطبی در حال شکلگیری را به چالش کشیده است[3].
گزارش حاضر تلاش میکند تحلیلهای منتشرشده توسط برجستهترین مراکز فکری هند را بررسی کند و نشان دهد چگونه نخبگان هند این بحران را از دریچه منافع ملی خود، امنیت دریایی، اقتصاد انرژی، و تحولات نظم بینالملل مینگرند.
ترور رهبری و پارادوکس بقای رژیم سیاسی
نخستین و شاید مهمترین محور تحلیلهای اندیشکدههای هندی، واکنش سیاسی ایران به ترور رهبر انقلاب در ساعات اولیه تهاجم است. هارش پنت تأکید میکند که این اقدام عمیقترین گسست در نظم سیاسی ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹ بود. ترامپ این عملیات را عدالت برای مردم ایران خواند و در پی تغییر رژیمی سریع و سناریویی مشابه سقوط صدام حسین یا معمر قذافی بود. اما محاسبات واشینگتن درست از همین نقطه اشتباه از آب درآمد.
آتول کومار[4]، پژوهشگر ارشد بنیاد تحقیقاتی ناظر، توضیح میدهد که برخلاف انتظار آمریکا از مدل ونزوئلا، حذف فیزیکی رهبری نهتنها باعث شورش سراسری نشد، بلکه انتقال قدرتی نسبتاً منظم به آیتالله مجتبی خامنهای و سپاه پاسداران را رقم زد. حاکمیت ایران با اتخاذ رویکرد تنشِ کالیبرهشده تصمیم گرفت هزینههای جنگ را به صورت تدریجی و فرسایشی برای آمریکا افزایش دهد؛ استراتژیای که کومار آن را دقیقاً مخالف آنچه ترامپ پیشبینی کرده بود میداند[5].
این خطای محاسباتی، ترامپ را وارد آنچه کومار «تله استراتژیک» مینامد کرد؛ یعنی جنگی که نه راه پیروزی قاطع دارد، نه نقشه خروج آبرومندانه، و نه امکان عقبنشینی بدون تحمل هزینههای سیاسی سنگین. آدیتیا کووالکار[6]، استاد اقتصاد و پژوهشگر بنیاد تحقیقاتی ناظر، با استناد به نظریه «هزینههای مخاطب[7]» جیمز فیرون[8] توضیح میدهد که چرا دو طرف نمیتوانند عقبنشینی کنند. ترامپ به دلیل انتخابات میاندورهای و نیاز به نمایش پیروزی قاطع، و حکومت ایران بهدلیل نیاز به بقا و حفظ مشروعیت داخلی، در یک بازی با حاصلجمع صفر گرفتار شدهاند که اهداف آن به صورت صفر و یک تعریف شده است[9].
دکتر ارشد[10] از شورای امور جهانی هند[11] بُعد دیگری از این معادله را آشکار میکند. او اشاره میکند که این جنگ مدل سنتی «نفت در برابر امنیت» را که دههها پایه روابط کشورهای خلیج فارس با آمریکا بود، از بین برد. حملات تلافیجویانه ایران به پایگاههای آمریکایی در امارات، عربستان و قطر ثابت کرد که حضور نظامی آمریکا دیگر تضمینکننده امنیت این کشورها نیست، بلکه آنها را مستقیماً به بخشی از میدان نبرد تبدیل کرده است[12].
جنگ به حیاط خلوت هند میرسد
یکی از نگرانکنندهترین ابعاد این بحران برای استراتژیستهای هندی، گسترش درگیری به پهنه اقیانوس هند است. سایانتان هالدار[13]، عضو وابسته بنیاد تحقیقاتی ناظر، از غرق شدن ناوچه ایرانی دنا در تاریخ ۴ مارس ۲۰۲۶ توسط اژدر زیردریایی آمریکایی در نزدیکی سواحل سریلانکا بهعنوان نقطه عطف دریایی یاد میکند. این حادثه اولین درگیری بزرگ نظامی در اقیانوس هند از زمان جنگ جهانی دوم است و عملاً جنگ را به حیاط خلوت استراتژیک دهلینو کشانده است[14].
ابعاد نگرانکننده این رویداد برای هند چندلایه است. نخست آنکه تفاهمنامه تبادل لجستیک[15] میان دهلینو و واشینگتن به یک چالش دیپلماتیک تبدیل شده است؛ زیرا استفاده احتمالی آمریکا از تأسیسات هند برای سوخترسانی به داراییهای نظامیاش در این جنگ میتواند هند را ناخواسته به یکی از طرفهای درگیری تبدیل کند. دروو سی کاتوچ[16]، مدیر بنیاد هند[17]، هشدار میدهد که گسترش جنگ الکترونیک و استفاده از پارازیتهای جیپیاس در اقیانوس هند، سیستمهای شناسایی خودکار کشتیهای تجاری هند را مختل کرده و خطر برخوردهای دریایی ناگوار را افزایش داده است[18].
نکتهای که هالدار به آن اشاره میکند و از منظر اعتبار دیپلماتیک هند اهمیت ویژهای دارد این است که ناوچه دنا تنها مدت کوتاهی پس از شرکت در رزمایش میلان و بازبینی ناوگان هند در ویشاکاپاتنام غرق شد. این واقعیت که یک کشتی شرکتکننده در تمرینات نظامی مشترک با هند، در نزدیکی آبهای این کشور هدف قرار گرفته، اعتبار هند را به عنوان یک «تأمینکننده امنیت[19]» در منطقه اقیانوس هند به چالش میکشد.
تونیر موکرجی[20]، محقق امنیت آسیایی بنیاد تحقیقاتی ناظر، در مقالهای به تحلیل ماهیت تغییریافته جنگ دریایی میپردازد[21]. از دیدگاه وی، استراتژی «انکار دسترسی[22]» ایران از طریق مینریزی وسیع تنگه هرمز — بین سه تا چهار هزار مین دریایی (براساس ادعای نویسنده) — بازگشایی این مسیر حیاتی را به یک مأموریت طولانی و پرهزینه تبدیل کرده است. جمله محوری موکرجی در این تحلیل آن است که «سلطه دریایی دیگر به معنای کنترل میدان نبرد نیست»؛ برتری مطلق ناوگان آمریکا نتوانسته است آزادی عملیاتی واقعی را در آبراههای محاصرهشده تأمین کند.
تهدیدی مستقیم علیه معیشت میلیونها هندی
بخش قابل توجهی از تحلیلهای اندیشکدههای هندی به پیامدهای اقتصادی تهاجم اختصاص دارد که هند را در مقام یک قدرت در حال رشد با آسیبپذیریهای ساختاری نشان میدهد. پارول باکشی[23] و سامریدی ویج[24]، پژوهشگران بنیاد تحقیقاتی ناظر، به یک واقعیت فنی بنیادین اشاره میکنند: پالایشگاههای هند، از جمله مجتمع عظیم جامنگار[25]، برای پردازش نفت ترش و متوسط خلیج فارس طراحی شدهاند و جایگزینی آن با نفت شیرین و سبک آمریکا در کوتاهمدت از نظر تکنولوژیک غیرممکن است[26]. باکشی در مقاله دیگری خاطرنشان میکنند که هند حدود ۴۵ درصد نفت و ۹۰ درصد الپیجی خود را از این منطقه تأمین میکند و بسته شدن تنگه هرمز مستقیماً امنیت معیشتی میلیونها هندی را هدف قرار داده است[27].
این آسیبپذیری در بخش کشاورزی به شکلی حادتر خودنمایی میکند. شوبا سوری[28]، عضو ارشد بنیاد تحقیقاتی ناظر، به تفصیل توضیح میدهد که هند بهعنوان دومین مصرفکننده بزرگ کود شیمیایی در جهان، سالانه نزدیک به ۴۰ میلیون تن اوره مصرف میکند و بخش اصلی نیاز خود به اوره، آمونیاک و فسفات را از طریق تنگه هرمز تأمین مینماید. اختلال در این مسیر باعث شده محمولههای عظیمی از کود و مواد اولیه هند در بنادر منطقه سرگردان بمانند و هزینههای حملونقل و بیمه به شدت افزایش یابند[29].
ابعاد این بحران زنجیرهوار است. گاز طبیعی، ماده اصلی برای تولید آمونیاک و اوره است و هند حدود ۶۰ درصد از گاز مورد نیاز صنایع کودسازی خود را از قطر وارد میکند. در واقع ۳۰ واحد از ۳۲ واحد تولید اوره در هند کاملاً به گاز طبیعی وابستهاند. حملات به تأسیسات گازی منطقه، مانند مجتمع راسلفان قطر، باعث جهش قیمت گاز و افزایش سرسامآور هزینه تولید کود در داخل هند شده است. سوری هشدار میدهد که اگر دولت نتواند این هزینهها را از طریق یارانههای عمومی جذب کند، کشاورزان با کاهش مصرف کود باعث افت عملکرد محصولاتی مانند برنج و گندم خواهند شد که امنیت غذایی آتی کشور را به مخاطره میاندازد.
بودجه یارانه اوره که پیش از این حدود ۱۲.۷ میلیارد دلار بود، اکنون با پیشنهاد افزایش دو میلیارد دلاری دیگر مواجه شده است. شروتی جین[30]، عضو وابسته بنیاد تحقیقاتی ناظر، این بحران را در چارچوب گستردهتری میبیند. آسیبپذیریهای ساختاری زنجیره تأمین غذا که برای سالها پنهان بود، حالا یکجا آشکار شده است. جنگ همچنین صادرات کشاورزی هند را تحت تأثیر قرار داده است؛ حدود ۴۰۰ هزار تن برنج باسماتی بهدلیل افزایش هزینههای حملونقل و خطرات مسیر در بنادر متوقف شده، و محمولههای کالاهای فاسدشدنی مانند پیاز، موز و انگور در کانتینرها سرگردان ماندهاند[31].
روسیه و چین: برنده و ناظر زیرک
اندیشکدههای هندی در ارزیابی جایگاه قدرتهای بزرگ در این بحران با صراحت اعلام میکنند که روسیه بزرگترین برنده این تهاجم است. هارش وی. پنت در مقاله «آیا روسیه برنده جنگ آمریکا و ایران است؟» استدلال میکند که این بحران برای مسکو یک بادآورده استراتژیک بوده است[32]. درآمدهای هیدروکربنی ۳۰ تا ۴۵ درصد از بودجه فدرال روسیه را تشکیل میدهند. با افزایش قیمت نفت برنت به بالای ۱۰۰ دلار و معامله نفت اورال روسیه بالاتر از شاخصهای پیشبینی شده در بودجه ۲۰۲۶، دهها میلیارد دلار درآمد اضافی نصیب کرملین شده که مستقیماً برای تقویت اقتصاد جنگی روسیه در اوکراین به کار رفته است.
کبیر تانجا[33] از بنیاد تحقیقاتی ناظر به بُعد دیگری از این برد اشاره میکند؛ بستهشدن تنگه هرمز خریداران بزرگ آسیایی مانند هند، چین و کشورهای جنوب شرق آسیا را مجبور کرد به دنبال تأمینکنندگان جایگزین باشند و نفت روسیه به عنوان در دسترسترین گزینه ظاهر شد. گزارشهای فنی نشان میدهد که سهم روسیه از واردات نفت هند به ۳۵ درصد افزایش یافته است. علاوه بر این، درگیر شدن منابع پدافندی آمریکا – از جمله موشکهای پاتریوت – در جبهه ایران، حمایتها از کییف را کاهش داده است. ائتلاف آمریکا-اسرائیل تنها در ۱۲ روز اول جنگ حدود ۸۰ موشک رهگیر SM-3 شلیک کرد که معادل تولید یک سال ایالات متحده است؛ این خلأ تسلیحاتی برای روسیه در جبهه اوکراین فرصتی طلایی فراهم آورده است[34].
در مورد چین، آنتارا گوشال سینگ[35] در مقاله خود سیاست «سکوت استراتژیک کالیبره شده» پکن را تحلیل میکند[36]. چین اگرچه تهاجم را محکوم کرده، اما از تضعیف هژمونی آمریکا بهرهمند میشود. آتول کومار در ادامه این تحلیل اشاره میکند که پکن با ارائه حمایتهای اطلاعاتی غیررسمی – از جمله دادههای ماهوارهای شرکت میزارویژن[37] – به ایران کمک کرده تا تحرکات ناوگان آمریکا را رصد کند، بدون آنکه خود را مستقیماً درگیر کند. همچنین پیشنهاد ایران برای انجام معاملات نفتی با یوآن در تنگه هرمز، گام بزرگی در جهت برنامه دلارزدایی پکن تلقی میشود[38].
پاکستان: کارگزار اجباری، نه میانجی معتبر
نقش پاکستان در مذاکرات اسلامآباد یکی از موضوعاتی است که اندیشکدههای هندی با دقت و بدبینی آن را دنبال کردهاند. هارش وی. پنت بر این تمایز حیاتی تأکید میکند که پاکستان نه به عنوان یک میانجی معتبر بلکه به عنوان یک «کارگزار معاملاتی[39]» در این بحران ظاهر شد. او معتقد است که اشتیاق اسلامآباد برای میزبانی مذاکرات نه ناشی از توانمندی دیپلماتیک ذاتی، بلکه از اجبارهای استراتژیک و نیازهای اقتصادی حیاتی برمیخاست[40].
این نیازها چهار محور اصلی دارند که پنت در تحلیل خود به آنها میپردازد. وابستگی شدید پاکستان به واردات انرژی از طریق تنگه هرمز این کشور را در برابر بستهشدن این آبراه بهشدت آسیبپذیر کرده بود. بیثباتی در مرز ۱۰۰۰ کیلومتری با ایران میتوانست باعث تشدید شورشها در بلوچستان و ورود موج پناهندگان شود. جمعیت قابل توجه شیعیان در پاکستان این نگرانی را ایجاد میکرد که ترور رهبری ایران منجر به تنشهای فرقهای داخلی شود. و نهایتاً اسلامآباد تلاش میکرد تصویر خود را از یک مصرفکننده امنیت به یک مجرای دیپلماتیک ارتقا دهد تا اعتبار بینالمللی از دست رفته را بازیابد.
دکتر ارشد از شورای امور جهانی هند به به این نکتهی مهم اشاره میکند که واشینگتن در جریان مذاکرات اسلامآباد، مستقیماً فیلد مارشال عاصم منیر (فرمانده ارتش پاکستان) را بهعنوان طرف اصلی گفتگوها انتخاب کرد و دولت منتخب را به حاشیه راند. این ترجیح رهبری نظامی بر ساختار سیاسی، از منظر هند نشاندهنده تداوم سیطره نهاد نظامی بر سیاست خارجی پاکستان است که با توجه به پیوندهای تاریخی ارتش پاکستان با شبکههای شبهنظامی، اعتبار هرگونه میانجیگری دیپلماتیک را زیر سؤال میبرد[41].
سیرا کناک[42] از بنیاد اوساناس[43] در مقاله خود به تلهای اشاره میکند که ترامپ برای پاکستان طراحی کرد[44]. واشینگتن با کشاندن اسلامآباد به نقش میانجی، این کشور را در گوشه رینگ قرار داد تا مانع از آن شود که پاکستان بهعنوان متحد مخفی سپاه پاسداران عمل کند. پاکستان نه از روی میل، بلکه برای جلوگیری از قطع کمکهای مالی آمریکا و فرار از انزوای بینالمللی به این نقش تن داد.
ویوک میشرا[45]، معاون بنیاد تحقیقاتی ناظر، دلیل اصلی شکست مذاکرات را مطالبات حداکثری طرفین میداند: ایران مطالباتی همچون خروج کامل آمریکا از منطقه و به رسمیت شناختن حق غنیسازی را مطرح کرد که برای واشینگتن غیرقابل پذیرش بود. میشرا تأکید میکند که پاکستان نه توانایی و نه اراده واقعی برای حل ساختاری این اختلافات را داشت و صرفاً به عنوان یک صندوق پستی میان دو قدرت عمل کرد[46].
اتحادهای فروپاشیده و شکاف در پیمان ابراهیم
کلمنس چای[47] و مهدی غلوم[48] از دفتر خاورمیانه بنیاد تحقیقاتی ناظر معتقدند که این جنگ ضربهای مهلک به پیمان ابراهیم وارد کرده است[49]. کشورهای عربی خلیج فارس، بهویژه امارات و بحرین، خود را در آتش درگیری میان ایران و اسرائیل گرفتار یافتند و متحدان عرب آمریکا به شدت نسبت به اعتبار و قابلیت اعتماد واشینگتن تردید کردند. این وضعیت نشان داد که استراتژی اسرائیل برای تغییر ساختار خاورمیانه از طریق زور، پیوندهای دیپلماتیک منطقهای را تضعیف کرده است.
استوتی بانرجی[50] از شورای امور جهانی هند به گسترش این شکاف به فراتر از خاورمیانه اشاره میکند[51]. متحدان اروپایی آمریکا مانند اسپانیا و فرانسه از این جنگ فاصله گرفتند و حتی برخی بهدنبال کانالهای مستقیم با تهران برای تأمین امنیت کشتیرانی خود برآمدند. اسپانیا آسمان خود را به روی هواپیماهای آمریکایی بست. این انزوای دیپلماتیک تله استراتژیک آمریکا را عمیقتر کرد؛ یک جنگ پرهزینه که رقبای جهانی مانند روسیه و چین از نتایج آن بهرهمند میشوند، درحالیکه آمریکا بار هزینههای آن را بهتنهایی به دوش میکشد.
درسهای نظامی: پایان برتری مطلق هوایی
دکتر موکش کومار[52] از شورای امور جهانی هند و رنجیت بی. رای[53] از بنیاد مارین هند[54] هر دو بر این باورند که جنگ ۲۰۲۶ به افسانه شکستناپذیری قدرت هوایی آمریکا پایان داد[55] [56]. استفاده ایران از پهپادهای ارزانقیمت انتحاری برای اشباع سیستمهای پدافندی گرانقیمت مانند تاد و پاتریوت، این اصل را ثابت کرد که کمیت میتواند بر کیفیت غلبه کند. شلیک حدود ۸۰ موشک رهگیر SM-3 در ۱۲ روز اول که معادل تولید یک سال آمریکا است، نبود عمق صنعتی برای یک جنگ پرشدت طولانیمدت را آشکار کرد.
موکرجی در تحلیل خود به دکترین دفاع موزاییکی ایران اشاره میکند که از طریق ترکیب مینهای دریایی، قایقهای تندرو، پهپادهای انتحاری و موشکهای ضدکشتی، یک پازل دفاعی پیچیده ایجاد کرده که برتری تکنولوژیک آمریکا را به کنترل واقعی میدان نبرد تبدیل نکرده است. این تحلیل برای برنامهریزان دفاعی هند که با سناریوهای مشابهی در اقیانوس هند روبرو هستند، درسآموز است[57].
فرسایش نظم هستهای
لاوانیا مانی[58]، عضو بنیاد تحقیقاتی ناظر و دباک داس[59] هشدار میدهند که این جنگ به معنای فروپاشی کنترل تسلیحات هستهای است[60] [61]. با انقضای پیمان نیو استارت[62] و حمله مستقیم آمریکا به تأسیسات هستهای ایران در نطنز و فردو، مسیر دیپلماسی هستهای مسدود شده است. خلع سلاح از طریق زور انگیزههای دستیابی به سلاح هستهای را در سایر کشورهای منطقه تقویت کرده است، زیرا حامیان امنیتی سنتی دیگر قابل اتکا نیستند.
جیوتی سینگ[63]، پژوهشگر حقوقی بنیاد تحقیقاتی ناظر، به خلأ بزرگ در نظام حقوق بینالملل اشاره میکند[64]. هزینههای اقتصادی استفاده غیرقانونی از زور بر دوش کشورهای ثالث مانند هند افتاده است، در حالی که عاملان اصلی تهاجم هیچ مسئولیت قانونی در قبال ویرانی زیرساختهای غیرنظامی و اختلال در زنجیره تأمین جهانی نمیپذیرند.
سرنوشت چابهار و کریدور شمال-جنوب
هارش پنت صراحتاً اعلام میکند که آینده بندر چابهار بهعنوان دروازه هند به افغانستان و آسیای مرکزی «در نوسان[65]» قرار دارد[66]. سه تهدید اصلی این پروژهها را در معرض خطر قرار دادهاند: بازگشت دولت ترامپ به سیاست فشار حداکثری و احتمال لغو معافیتهای تحریمی که پیشتر برای چابهار در نظر گرفته شده بود؛ خطر خسارات جانبی ناشی از گسترش جنگ به زیرساختهای غیرنظامی؛ و بیثباتی سیاسی در تهران که میتواند تعهدات قراردادی پیشین را به چالش بکشد.
اندیشکدههای هندی اما استدلال میکنند که هند نباید این پروژهها را رها کند، چون چابهار و کریدور شمال-جنوب صرفاً پروژههای تجاری نیستند بلکه ابزارهای ژئوپلیتیک هند برای مقابله با نفوذ رو به رشد چین و بندر گوادر پاکستان در منطقه هستند. استراتژی پیشنهادی “دیپلماسی خاموش” است؛ یعنی تعامل با رهبری جدید ایران برای تضمین امنیت سرمایهگذاریها، و مذاکره با واشینگتن برای حفظ معافیتهای چابهار به عنوان یک مجرای بشردوستانه برای کمک به افغانستان.
جمعبندی
موضع کلی اندیشکدههای هندی در قبال این بحران را میتوان در قالب بیطرفی فعال و عملگرایی استراتژیک خلاصه کرد. هارش پنت در مقالهی خود تأکید میکند که برای هند، حفظ توازن نه یک انتخاب دیپلماتیک بلکه ضرورتی برای بقا در نظمی است که در آن «قدرت بر دیپلماسی غلبه کرده است»[67]. هند باید همزمان شراکت استراتژیک با آمریکا و اسرائیل را حفظ کند و کانالهای خود با تهران را برای حفاظت از پروژه چابهار و کریدور شمال-جنوب باز نگه دارد.
ابیناو پاندیا[68]، مدیرعامل بنیاد اوساناس، این جمعبندی را ارائه میدهد که تهاجم ۲۰۲۶ ثابت کرد هیچ راهکار نظامی پایداری برای بحران ایران وجود ندارد. آینده منطقه نه در میدان نبرد، بلکه در ایجاد یک معماری امنیتی فراگیر منطقهای نهفته است که ایران را نیز به عنوان یک بازیگر مشروع به رسمیت بشناسد[69].
برای هند، این جنگ یک زنگ خطر وجودی بود. اندیشکدههای این کشور با صدایی واحد هشدار میدهند که دهلینو باید هرچه سریعتر به سمت تابآوری داخلی در حوزه انرژی، تنوعبخشی به زنجیرههای تأمین کود کشاورزی، و کاهش وابستگی ساختاری به مناطق بیثبات حرکت کند. از نظر آنها خاورمیانه وارد عصری از بیثباتی مزمن شده است و هند باید استراتژی ملی خود را با این واقعیت جدید همگام سازد؛ نه به عنوان تماشاگر، بلکه به عنوان یک قدرت منطقهای که منافع حیاتیاش در هر انفجار خاورمیانهای مستقیماً در معرض خطر قرار میگیرد.
منتشر شده در: خبرگزاری فارس
[1] Harsh V. Pant
[2] Observer Research Foundation (ORF)
[3] https://www.orfonline.org/research/a-void-in-iran-and-its-reverberations
[4] Atul Kumar
[5] https://www.orfonline.org/research/beijing-concludes-trump-faces-a-strategic-iran-trap-as-allies-dwindle
[6] Aditya Kuvalekar
[7] Audience Costs
[8] James Fearon
[9] https://www.orfonline.org/expert-speak/america-vs-iran-why-neither-side-can-back-down
[10] Arshad
[11] Indian Council of World Affairs (ICWA)
[12] https://www.icwa.in/show_content.php?lang=1&level=1&ls_id=14452&lid=8863
[13] Sayantan Haldar
[14] https://www.orfonline.org/research/a-maritime-turn-for-the-us-iran-conflict
[15] Logistics Exchange Memorandum of Agreement (LEMOA)
[16] Dhruv C Katoch
[17] India Foundation
[18] https://indiafoundation.in/articles-and-commentaries/the-2026-gulf-war-and-the-fragility-of-global-maritime-security/
[19] Net Security Provider
[20] Tuneer Mukherjee
[21] https://www.orfonline.org/expert-speak/dominance-without-control-naval-dynamics-in-operation-epic-fury
[22] Anti-access/Area-denial (A2/AD)
[23] Parul Bakshi
[24] Samriddhi Vij
[25] Jamnagar complex
[26] https://www.orfonline.org/research/why-asia-cannot-replace-gulf-crude-easily
[27] https://www.orfonline.org/research/risk-and-resilience-india-s-energy-security-in-a-volatile-middle-east
[28] Shoba Suri
[29] https://www.orfonline.org/expert-speak/impact-of-the-middle-east-crisis-on-the-indian-agricultural-sector
[30] Shruti Jain
[31] https://www.orfonline.org/research/making-food-supply-chains-more-resilient-to-geopolitical-shocks
[32] https://www.orfonline.org/research/is-russia-winning-the-us-iran-war
[33] Kabir Taneja
[34] https://www.orfonline.org/research/moscow-and-beijing-s-divergent-interests-in-the-middle-east-conflict
[35] Antara Ghosal Singh
[36] https://www.orfonline.org/research/is-china-s-silence-on-us-israel-s-war-in-iran-strategic
[37] Mizarvision
[38] https://www.orfonline.org/research/the-us-iran-war-affects-india-rest-of-asia-more-than-china
[39] Transactional Broker
[40] https://www.orfonline.org/research/pakistan-the-broker-nation
[41] https://www.icwa.in/show_content.php?lang=1&level=1&ls_id=14452&lid=8863
[42] Sierra Knoch
[43] Usanas Foundation
[44] https://usanasfoundation.com/why-the-iran-operation-benefits-india-by-deterring-would-be-state-sponsors-of-terror
[45] Vivek Mishra
[46] https://www.orfonline.org/research/the-structural-failure-of-the-iran-us-islamabad-talks
[47] Clemens Chay
[48] Mahdi Ghuloom
[49] https://www.orfonline.org/research/collateral-reconfiguration-will-the-us-israel-conflict-with-iran-reshape-gulf-strategic-calculus
[50] Stuti Banerjee
[51] https://www.icwa.in/show_content.php?lang=1&level=3&ls_id=14424&lid=8848
[52] Mukesh Kumar
[53] Ranjit B Rai
[54] Indian Maritime Foundation
[55] https://www.icwa.in/show_content.php?lang=1&level=3&ls_id=14430&lid=8851
[56] https://www.orfonline.org/expert-speak/why-air-superiority-is-vital-for-a-strategy-of-the-seas
[57] https://www.orfonline.org/expert-speak/dominance-without-control-naval-dynamics-in-operation-epic-fury
[58] Lavanya Mani
[59] Debak Das
[60] https://www.orfonline.org/expert-speak/the-iran-precedent-and-the-legal-jeopardy-of-nuclear-governance
[61] https://www.orfonline.org/research/the-end-of-nuclear-arms-control-what-comes-next
[62] New START
[63] Jyoti Singh
[64] https://www.orfonline.org/expert-speak/war-has-a-price-who-pays-and-what-it-means-for-investment
[65] Hangs in the balance
[66] https://www.orfonline.org/research/a-void-in-iran-and-its-reverberations
[67] https://www.orfonline.org/research/the-us-iran-war-how-it-is-redefining-the-global-order
[68] Abhinav Pandya
[69] https://usanasfoundation.com/report-iran-at-war-reshaping-power-alliances-and-conflict-in-the-middle-east




محمدحسین معصومزاده 