تاب‌آوری دیجیتال: آیا میدان نبرد قرن بیست‌ویکم بدون فناوری دیجیتال ممکن است؟

ChatGPT Image Jun 9, 2026, 02_52_08 PM
پرینت

ایران بار دیگر در تاریخ طولانی خود و برای دومین بار در یک سال اخیر درگیر جنگی خونین شده است. در چنین شرایطی، مسئله مدیریت بحران و حفظ پایداری خدمات عمومی به شهروندان اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. پرسش اساسی این است که آیا ابزارهای دیجیتال حکمرانی می‌توانند در چنین شرایطی به دولت‌ها کمک کنند تا ظرفیت‌های تازه‌ای برای خدمت‌رسانی ایجاد کنند. پژوهش‌های سیاستی در سال‌های اخیر نشان می‌دهد که فناوری‌های ارتباطی و زیرساخت‌های دیجیتال می‌توانند به یکی از ابزارهای مهم اداره جنگ در قرن بیست‌ویکم تبدیل شوند.

رهبران جنگ‌های بزرگ تاریخی همواره در دو جبهه عمل کرده‌اند. نخست، جبهه نظامی که شامل طراحی استراتژی برای غلبه بر دشمن در میدان نبرد است. اما در کنار آن جبهه دیگری نیز وجود دارد که اهمیت آن به‌ویژه در دوران مدرن افزایش یافته است: مدیریت جامعه در زمان جنگ. دولت‌ها در این جبهه باید امور اقتصادی، خدمات عمومی و پشتیبانی از جمعیت غیرنظامی را سامان دهند.

در گذشته، مردم در جنگ‌ها اغلب رعایایی تلقی می‌شدند که حقوق چندانی نداشتند و زندگی آنان می‌توانست به‌سادگی قربانی جنگ شود. اما با گسترش مفاهیمی مانند حقوق فردی، حاکمیت قانون و مردم‌سالاری، نقش دولت‌ها نیز تغییر کرده است. دولت‌های مدرن موظف‌اند حتی در شرایط جنگی نیز حیات اجتماعی و اقتصادی جامعه را حفظ کنند. از این رو موفقیت یک دولت تنها به پیروزی نظامی محدود نمی‌شود، بلکه به توانایی آن در مدیریت جامعه در شرایط بحران نیز بستگی دارد.

در قرن بیست‌ویکم ارتباطات دیجیتال به یکی از نیازهای اساسی جوامع تبدیل شده است و اقتصاد دیجیتال نقش مهمی در زندگی روزمره ایفا می‌کند. در گذشته برخی دیدگاه‌ها اینترنت را فناوری‌ای غیرضروری در زمان بحران می‌دانستند و حتی محدود کردن آن را قابل قبول تلقی می‌کردند. اما تجربه‌های جدید نشان داده است که شبکه‌های ارتباطی دیجیتال خود به زیرساختی حیاتی برای اداره جامعه در زمان بحران تبدیل شده‌اند. بنابراین جنگ دیگر پدیده‌ای نیست که با ظهور آن جایی برای اقتصاد دیجیتال در حکمرانی باقی نماند.

این مسئله برای کشورهایی مانند ایران اهمیت بیشتری دارد. ایران کشوری پهناور با جمعیتی جوان و ضریب نفوذ بالای اینترنت است و در عین حال از نیروی انسانی متخصص در حوزه فناوری برخوردار است. این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که بازاندیشی در مدل‌های سنتی مدیریت جنگ و استفاده از ظرفیت‌های دیجیتال می‌تواند اهمیت زیادی داشته باشد. حتی اگر جنگ‌های فعلی آخرین تجربه جنگی کشور باشد، ایجاد آمادگی نهادی و تدوین دستورالعمل‌های خدمات دیجیتال در شرایط بحران می‌تواند به عنوان سرمایه‌ای ملی برای آینده حفظ شود.

در این چارچوب می‌توان به سه نوع خدمت دیجیتال مهم در شرایط جنگی اشاره کرد: سرویس تداوم اتصال، سرویس‌های هشدار و ایمنی عمومی و سوپر اپ دولت برای مدیریت بحران.

سرویس تداوم اتصال

سرویس‌های تداوم اتصال مجموعه‌ای از راهکارهای فنی و نهادی برای حفظ دسترسی جامعه و دولت به شبکه‌های ارتباطی در شرایط جنگ یا تخریب زیرساخت‌ها هستند. تجربه بسیاری از منازعات نشان داده است که قطع ارتباطات می‌تواند عملکرد دولت، امدادرسانی و فعالیت‌های اقتصادی را مختل کند. به همین دلیل در بسیاری از کشورها اینترنت و شبکه‌های ارتباطی به عنوان زیرساخت امنیت ملی شناخته می‌شوند.

در جنگ‌های امروزی شبکه‌های ارتباطی خود به هدفی استراتژیک تبدیل شده‌اند. حمله به دکل‌های مخابراتی، مراکز داده یا شبکه‌های اینترنتی می‌تواند خدمات بانکی، اطلاع‌رسانی عمومی و مدیریت بحران را مختل کند. جنگ اوکراین نمونه‌ای مهم از این تحول است. در این جنگ، استقرار هزاران پایانه اینترنت ماهواره‌ای به دولت کمک کرد تا ارتباط خود با مناطق جنگی را حفظ کند و ارائه خدمات حیاتی را ادامه دهد.

اصل اساسی در تداوم اتصال، تنوع‌بخشی به مسیرهای ارتباطی است. کشورها از ترکیبی از فناوری‌ها مانند فیبر نوری، اینترنت ماهواره‌ای، لینک‌های رادیویی و اتصال از طریق کشورهای همسایه استفاده می‌کنند. همچنین در شرایط بحرانی‌تر شبکه‌های ارتباطی مستقل مانند شبکه‌های بی‌سیم مِش میان تلفن‌های همراه می‌توانند امکان انتقال پیام‌ها را حتی بدون اینترنت مرکزی فراهم کنند.

سرویس‌های هشدار و ایمنی عمومی

یکی دیگر از خدمات مهم در زمان جنگ، سامانه‌های هشدار و ایمنی عمومی است. در گذشته هشدارها بیشتر از طریق آژیرهای شهری یا رسانه‌های سنتی اعلام می‌شدند، اما در جنگ‌های امروزی سامانه‌های دیجیتال نقش اصلی را ایفا می‌کنند.

در شرایطی که تهدیدها می‌توانند بسیار سریع و متنوع باشند، دولت‌ها باید بتوانند در کوتاه‌ترین زمان ممکن میلیون‌ها نفر را مطلع کنند و اطلاعات دقیق و مکان‌محور ارائه دهند. در جنگ اوکراین، یک پلتفرم دیجیتال برای ارسال هشدارهای فوری به تلفن همراه شهروندان ایجاد شد که علاوه بر اعلان فوری، نقشه مناطق در معرض خطر را نیز به‌روزرسانی می‌کرد.

در ایالات متحده نیز سیستم هشدار اضطراری بی‌سیم از سال ۲۰۰۷ فعال است و می‌تواند بدون نیاز به نصب اپلیکیشن پیام‌های اضطراری دولت را به تلفن‌های همراه ارسال کند. این سامانه در رویدادهایی مانند طوفان‌ها، حملات تروریستی و حتی دوران همه‌گیری کرونا مورد استفاده قرار گرفته است.

سوپر اپ دولت در زمان بحران

تحول مهم دیگر در حکمرانی دیجیتال، استفاده از سوپر اپ‌های دولتی در شرایط بحران است. سوپر اپ‌ها پلتفرم‌هایی هستند که مجموعه‌ای از خدمات عمومی را در یک برنامه واحد ارائه می‌کنند. تجربه‌های اخیر نشان داده است که این پلتفرم‌ها می‌توانند در زمان جنگ به ابزار مدیریت بحران تبدیل شوند.

نمونه برجسته این تحول در اوکراین دیده می‌شود. اپلیکیشن دولتی «دیا» که پیش از جنگ برای ارائه خدمات اداری دیجیتال طراحی شده بود، با آغاز جنگ به ابزاری برای اطلاع‌رسانی، ثبت خسارت‌های جنگی و ارائه کمک‌های مالی تبدیل شد. این پلتفرم به دولت امکان داد بدون مراجعه حضوری و بروکراسی سنتی، وضعیت مناطق جنگی را رصد کند.

نمونه‌های مشابهی نیز در سنگاپور و هند دیده می‌شود. در سنگاپور سامانه «SingPass» در دوران همه‌گیری کرونا برای مدیریت اطلاع‌رسانی و پرداخت‌های حمایتی به کار رفت. در هند نیز اپلیکیشن «UMANG» امکان ارائه خدمات عمومی و توزیع کمک‌های مالی در شرایط بحران را فراهم کرد.

در مجموع، تجربه‌های جهانی نشان می‌دهد که حکمرانی دیجیتال می‌تواند نقش مهمی در افزایش تاب‌آوری دولت‌ها در زمان جنگ و بحران ایفا کند. زیرساخت‌های ارتباطی پایدار، سامانه‌های هشدار سریع و پلتفرم‌های جامع خدمات عمومی می‌توانند ارتباط میان دولت و جامعه را حتی در شرایط شدید بحران حفظ کنند و به اداره بهتر جامعه کمک کنند.