سید مرتضی محمودی، پژوهشگر ارشد گروه سیاستگذاری اقتصادی اندیشکده حکمرانی شریف در یادداشتی متکی بر یک گزارش سیاستی نوشت:
بازار نفت فقط به سطح قیمت واکنش نشان نمیدهد، بلکه به آیندهای واکنش نشان میدهد که نمیتواند آن را با اطمینان پیشبینی کند. در چنین بازاری، آنچه تعیینکننده است نه فقط کمبود واقعی، بلکه احتمال کمبود، ابهام در تداوم آن و ناتوانی در برآورد دامنه آن است. به همین دلیل، نوسان قیمت میتواند اثری مستقل و حتی مهمتر از خود سطح قیمت داشته باشد.
قدرت در بازار نفت را میتوان در سه سطح دید: توان جابهجا کردن سطح قیمت، توان ایجاد نوسان، و توان نگهداشتن بازار در وضعیت نااطمینانی. ایران، حتی در شرایطی که سهم محدودی در عرضه دارد، میتواند در دو سطح دوم اثرگذار باشد؛ نه از مسیر افزایش پایدار قیمت، بلکه از مسیر تغییر در انتظارات و حساس نگهداشتن بازار نسبت به ریسک ژئوپلیتیک.
تمرکز صرف بر بالا بردن قیمت، معمولاً به واکنش سریع بازار منجر میشود. افزایش عرضه رقبا، استفاده از ذخایر استراتژیک و تعدیل تقاضا، اثر اولیه را در میانمدت خنثی میکنند. در مقابل، بازاری که در آن جریان فیزیکی برقرار است اما انتظارات دائماً بازتنظیم میشوند، هزینههای گستردهتری ایجاد میکند؛ از افزایش هزینه حملونقل و بیمه گرفته تا بیثباتی در بازارهای مالی و تعویق سرمایهگذاری.
مسئله راهبردی نه رسیدن به یک قیمت مشخص، بلکه حفظ بازاری است که نسبت به اختلال بالقوه واکنش بیشازحد نشان دهد. بازاری که در آن حتی سیگنالهای محدود بتوانند نوسانات بزرگ ایجاد کنند. در چنین شرایطی، اثرگذاری از وزن فیزیکی فراتر میرود. در این چارچوب پرسش اصلی آن است که بازه قمیتی مناسب برای نوسانی کردن قیمت نفت کجاست و چگونه باید از ابزارهای در اختیار ایران برای بازی با قیمت نفت استفاده کرد؟
لینک دسترسی به متن کامل گزارش سیاستی




