خیابان، راه وحدت و بیراهه عرفی‌گرایی

ChatGPT Image Jun 9, 2026, 02_52_08 PM
پرینت

این تجمعات چیستند؟ تبارش چیست؟ مصالحش کدام و دشمنانش که هستند؟

رضا باقری پور،  مدیرگروه ظرفیت بخش عمومی اندیشکده حکمرانی شریف در یادداشتی نوشت:

این تجمعات، انتخاب یک کارگزار یا نهاد نیستند. از غنای درونی یک نیروی اجتماعی می‌جوشند. حاصل عقل یک مدیر یا کارشناس سی یا چهل یا پنجاه ساله نیستند بلکه نتیجه تراکم صدها سال تجربه جمعی‌ بعلاوه سامان معرفتی ویژه خود هستند. این تجمعات شناسنامه دارند. بسط مفهوم هیئت‌ند و زیرساخت آنها موکب است. تجمعات شبانه، کارناوال، جشنواره ملی، گردهمایی، جُنگ یا قالب‌هایی از این دست نیستند. عقلانیتی سنگین پشت آنهاست و چینش اجزای آن در کنار هم، مثل موکب، مداحی، دعا، استغاثه، نذری و… درکنار هم، اتفاقی نیست. این هارمونی، به شکلی ارگانیک ایجاد شده و این پدیده‌های سترگ اجتماعی به ضرورت از دل خلوص هویتی ایجاد می‌شوند. این خلوص در معرض تهدید گزینش‌های مخرب کارشناسی و روشنفکری قرار دارد.

تبار آرایش خیابان

جمهوری اسلامی نظام سیاسی برآمده از یک نیروی اجتماعی، یا همان نیروی دینی است و حکومت پهلوی رژیم برآمده از نیروی اجتماعی دیگر یا همان نیروی تجددطلب و سکولار است. از این رو، تغییر و تبدل از یک حکومت به حکومتی دیگر، قبل از هر چیز نشانه مسلط شدن یک نیروی اجتماعی و به حاشیه رفتن نیروی اجتماعی دیگر است. نیک پیداست که جامعه، یک کل متحد نیست؛ نیروهای اجتماعی در درون حتی یک جامعه، اخلاقیات، مناسک، سازماندهی، دوست و دشمن و.. خود را دارند. حکومت‌ها می‌روند و می‌آیند چون نیروهای اجتماعی مختلفی در طول زمان نسبت به سایر رقبای هویتی خود، موقعیت مسلط و مسیطر پیدا می‌کنند.

مفاهیم اسلامی، روحیه شیعی با همه آیین‌ها و تکنولوژی‌های اجتماعی‌ای که خلق کرده است، دهه‌هاست که امنیت، تمرکز حواس در موقعیت خطر، همکاری، ایثار و سلحشوری قدرت آفرینی را در اختیار جمهوری اسلامی، به مثابه نظام سیاسی بومی و دینی کشور، قرار داده است. هویت دینی و انقلابی بدون سازماندهی‌های متداول و مدرن، مویرگ به مویرگ بهم پیوست. به مانند دفعات قبل، از انطباق خیابان با وضعیت تهاجم نیروهای مهاجم خارجی و دنباله‌های هویتی داخلی آن، اطمینان حاصل کرد. مفهوم هیئت، موکب و هزاداری را به سرعت بسط داد و با برچیدن امکان حضور و بروز هویت‌های غیر و بیگانه‌طلب در داخل، لباس وحدت بر تن خیابان پوشاند. اتفاقی که درست بر خلاف رویه‌های چندسال اخیر در کشور بود. رویه‌ای که می‌کوشد تا با تضعیف موقعیت هنجاری دینی در خیابان‌های کشور، نیروی انقلاب را نه به عنوان نیروی مسلط که تنها یک نیرو در عرض سایر گفتمان‌های اجتماعی قرار دهد. چیزی که با اسم «انسجام اجتماعی» صورت می‌پذیرد ولی نظرا و عملا به چندپارگی اجتماعی، گسست‌های شهری، خشونت و در نهایت انهدام پایه‌های امنیت و مشروعیت نظام سیاسی می‌انجامد.

ویراژ روشنفکری روی نیروی خیابان

این تجمعات در همان آغازین لحظات آماج دستکاری هویتی قرار گرفت. پیشنهاد می‌شد از مداحی‌ها کاسته و به سهم ترانه‌ها و سرود‌های خوانندگان پاپ و یا حتی موسیقی رپ افزوده شود! مداحی‌ها از شکل آیینی فاصله گرفته و تلفیق ناموزونی از موسیقی پاپ و مداحی جایگزین گردد. پیشنهاد می‌شد رنگ و سیاق تجمعات از جوهره دینی خود فاصله گرفته و مفاهیمی که آشنا به زبان همه اقشار باشد جایگزین شود. با انعکاس تصاویر و مصاحبه‌هایی مهندسی شده تلاشی صورت میگیرد تا تصویری باژگونه از آنچه که هست نمایان شود. تیپ پوشش و ظاهری نادر در تجمعات سوژه ثابت دوربین‌ها می‌شوند و جمعیت قریب به اتفاق تجمع فلذا اصل تجمع، عملا سانسور می‌گردد.

این پدیده هویتی مادامی که خلوص و هاضمه قوی خود را حفظ کند، بالنده است. همه‌چیزخواری و گزینش‌گری‌های روشنفکری و کارشناسی جهاز هاضمه آن را نابود میکند و پدیده چهل تیکه‌ای می‌سازد که نهایت کارکرد آن توجیه اوامر قدرت و تکنسین‌ها و کارگزاران سیاسی است. امری که طراوت تجمع را نابود، سلحشوری آن را ذبح و سرخوردگی را مضاعف می‌کند.

چکیده تمام مداخلات ناسازوار علیه تجمعات را می‌توان «عرفی سازی» اجتماع دینی بیان کرد. به رغم همه تلاش‌هایی که برای جایگزینی یک «ایرانی‌گری سکولار» به عنوان کانون مفهومی جمهوری اسلامی و میثاق اجتماعی شده، این موقف خطیر جنگ بمانند همه موقف‌های قبلی باید این نکته را بخوبی به تصمیم‌گیران آموخته باشد که به رغم همه گفتار پردازی‌های پوششی تحت عنوان انسجام اجتماعی و سرمایه اجتماعی، عرفی‌گری، روندی‌ست که در نهایت ظرفیت سیاسی و اجتماعی جمهوری اسلامی را تحلیل برده و وزن نیروهای معارض او را بیشنه می‌سازد؛ معارضه داخلی را مضاعف می‌کند و تنش و انشقاق را حتی به زندگی روزانه می‌کشاند.