هشدار سیاستی؛ دکترین «توازن اجباری»؛ چارچوب کلان مذاکراتی پسا-آتش‌بس

IMG_20260416_174427
پرینت

گروه بین الملل اندیشکده حکمرانی شریف، با هدف آگاهی بخشی ضرورتهای دوران جنگ و پساجنگ، اقدام به اطلاع رسانی هشدارهای سیاستی نموده است:

۱. منطق راهبردی و ماتریس محاسباتی

جنگ رمضان به مثابه کاتالیزوری در بازتعریف معادلات قدرت در غرب آسیا، گذار از «میدان» به «میز مذاکره» را به مثابه «استمرار جنگ با ابزارهای دیپلماتیک» الزامی کرده است. ایران با اتخاذ رویکرد هوشمندانه، باید میان «نقطه مطلوب» (تثبیت بازدارندگی، اخراج سنتکام و دریافت غرامت) و «واقعیت کنونی» توازن برقرار کند. راهبرد اصلی ایران، کنشگری از موضع طرفی است که اراده پایان دادن به بحران جهانی انرژی در صورت برآورده‎شدن خواسته‎ها را دارد، نه طرفی که متأثر از احتیاجات فوری، نیازمند صلح است.

۲. خطوط قرمز راهبردی و عملیاتی

هرگونه توافق باید به یک «قرارداد عملیاتی ضمانت‌دار» با شاخص‌های عملکردی   (KPI)  دقیق تبدیل شود. اهم این امتیازات عبارتند از:

لغو ساختاری تحریم‌ها: انتقال از لغو اسمی تخریم ها به «سهم‌خواهی تضمین‌شده از بازار». مواردی مانند الزام واشینگتن به امضای قراردادهای خرید قطعی نفت (۵ تا ۱۰ ساله) با پیش‌پرداخت ۲۰ درصدی به عنوان غرامت نقض عهد می تواند مد نظر باشد. همچنین، برقراری خط اعتباری ۵۰ میلیارد دلاری با ضمانت فدرال رزرو باید جایگزین بازگشت صرف به سوئیفت گردد.

صیانت از ارکان قدرت: توان موشکی و پهپادی به عنوان رکن ثبات‌ساز، غیرقابل مذاکره است. گفتگو های منطقه ای حول موضوعات نظامی در ازای خروج فیزیکی سامانه‌های آمریکا از شعاع ۲۰۰۰ کیلومتری مرزهای ایران می تواند ممکن باشد

برنامه هسته‌ای استوار به آستانه «برگشت‌ناپذیری فنی» نرسد. مدیریت ذخایر (رقیق‌سازی یا انتقال تحت‌الحفظ) تنها ابزاری تاکتیکی برای تضمین نقدشوندگی امتیازات اقتصادی و تسهیل جریان پولی ماهانه خارج از نظارت اوفک است.

اقتدار دریایی: تثبیت حاکمیت بر تنگه هرمز به مثابه یک متغیر کلان اقتصادی و ضمانت اجرای عملی تعهدات امریکاست. گذار از کنترل یک‌جانبه به مدیریت مشترک منطقه‌ای باید مشروط به درهم تندیگی اقتصادی منطقه با کشورمان باشد.

۳. امتیازات مشروط و دیپلماسی پدافندی

مدیریت سطح تصعید: تهران می‌تواند گفتگو درباره کنشگران متحد را در قبال خروج نیروهای رزمی آمریکا از نقاط ثقل منطقه‌ای (مانند شرق فرات) و تعهد امریکا بر کنترل رژیم صهیونسیتی ارائه دهد.

تثبیت نقش ژئواکونومیک: آزادسازی دارایی‌ها باید از منطق مصرفی به تأمین سرمایه‌ای جهت نوسازی زیرساخت‌ها تغییر یابد. تزریق بلادرنگ منابع مالی بلوکه شده بایستی در صدر اولویت زمانی اقدامات امریکا باشد. الزام آمریکا به عدم کارشکنی در پروژه‌های ترانزیتی (کمربند-راه و کریدور شمال-جنوب) و صدور معافیت برای سرمایه‌گذاری کشورهایی نظیر چین در میادین مشترک ضروری است.

۴. سازوکارهای ابتکاری پایداری توافق

برای پیشگیری از تکرار تجربه مکانیزم ماشه، سازوکارهای ذیل الزامی است:

وثیقه نقدشونده: سپرده‌گذاری بخشی از دارایی‌ها به صورت شمش طلا یا ارز غیردلاری در بانک مرکزی کشور ثالث با تعهد تحویل فیزیکی در صورت نقض عهد آمریکا.

زنجیره تأمین گروگان: مشروط کردن توافقات خرید استراتژیک به تحویل فیزیکی و هم‌زمان قطعات یدکی و لایسنس‌های آفلاین ده ساله در خاک ایران.

ذی‌نفع‌سازی اقتصاد آمریکا: ایجاد مشارکت در منافع با غول‌های صنعتی (بوئینگ و جنرال الکتریک) و پتروشیمی آمریکا جهت تبدیل واشینگتن از یک تحریم‌کننده به یک ذی‌نفع در تداوم تولید ایران.

۵. پیشنهادات و ابتکارات

تضمین‌گری قدرت‌های بزرگ: تعیین چین به عنوان ضامن و تعریف پرونده مناسبات ذیل رقابت راهبردی آمریکا-چین به علت ان که حل این منازعه، اثر مستقیم بر منافع چین دارد

درهم‌تنیدگی منافع ثالث: وابسته کردن بقای اقتصادی بازیگران ثالث به ثبات خلیج‌فارس از طریق ابزارهایی چون «پیش‌خرید نفت» و مدل «فروش در مبدأ» جهت انتقال ریسک به خریدار.

مهار تطبیع: حرکت به سوی ابتکارات دوجانبه امنیتی-اقتصادی با پایتخت‌های عربی جهت توقف روند تطبیع و جلوگیری از گسترش پیمان ابراهیم از طریق ابزارهای توأمان امنیتی-اقتصادی.

تناظر عملیاتی: برخلاف برجام، اجرای تعهدات باید بر اصل هم‌زمانی و تناظر پلکانی و «غیر حقوقی» باشد؛ به گونه‌ای که هر اقدام فنی ایران دقیقاً در قبال دریافت مابه‌ازای ملموس و فیزیکی صورت گیرد.

نتیجه‌گیری: توافق مطلوب، یک آتش‌بس سیاسی پایدار برای بازسازی بنیه اقتصادی و دفاعی است که موفقیت آن در گرو تبدیل افعال حقوقی به انتفاعات اقتصادی و کنش‌های قابل سنجش است.

منتشر شده در: خبرگزاری فارس

گروه پژوهشی: گروه بین‌الملل