عدالت رویهای زیربنای مدیریت تابآوری و اعتماد در مواجهه با محدودیتهای ناشی از جنگ
فاطمه مروتی ، پژوهشگر سیاستگذاری شناختی رفتاری و پژوهشگر مهمان گروه حکمرانی و فناوری اندیشکده حکمرانی شریف، در یادداشتی درباره اینترنت ویژه و نسبت آن با تاب آوری و اعتماد نوشته است:
در لایههای پنهان جامعه، روندی در حال شکلگیری است که هنوز به سطح بروز نرسیده، اما ظرفیت آن را دارد که به یکی از پرهزینهترین بحرانهای اجتماعی و شناختی سالهای اخیر کشور تبدیل شود.
در هر وضعیت جنگی، افزایش فشارهای اقتصادی، کاهش دسترسی به منابع، و از دست رفتن بخشی از کیفیت زندگی، امری طبیعی و تا حدی اجتنابناپذیر محسوب میشود. با این حال، تعیینکننده اصلی در سرنوشت اجتماعی این شرایط، میزان و شدت این سختیها نیست، بلکه کیفیت مواجهه جامعه با آنهاست. آنچه اهمیت دارد، این است که مردم این هزینهها را چگونه میفهمند، چگونه ارزیابی میکنند و تا چه حد آن را مشروع و قابل پذیرش میدانند.
از منظر علوم شناختی و رفتاری، تابآوری جامعه در دوران جنگ، لزوما تابعی از «شدت سختیها» یا «میزان کمبودها» نیست. اینکه تصور شود هرچه فشار مادی (مانند قطع برق، گرانی یا کمبود سوخت) بیشتر شود، تابآوری مردم مستقیما کاهش مییابد، خطایی راهبردی است. یافتههای علمی بر مفهومی کلیدی با عنوان «ادراک عدالت رویهای» (Perceived Procedural Fairness) تأکید دارند؛ بدان معنا که مردم آمادگی پذیرش محرومیتها و رنجهای جنگ را دارند، بهشرط آنکه فرآیند تصمیمگیری و توزیع این هزینهها را «عادلانه» بدانند. به عبارت دیگر، منصفانه بودن مسیر و نتایج، تحمل نتایج ناگوار را ممکن میسازد.
در حال حاضر، محدودیت اینترنت بینالملل به یکی از عمیقترین و ملموسترین پیامدهای جنگ برای مردم تبدیل شده است؛ موضوعی که در لایههای معیشتی و روانی، با فقدان کالاهای اساسی برابری میکند. در چنین بستری، مدیریت این محدودیت بیش از آنکه یک مسئله فنی یا امنیتی باشد، یک چالش شناختی است.
اگر به دلایل امنیتی، اعمال چنین محدودیتهایی ناگزیر باشد، مسئله به اجرای صرف این سیاست تقلیل پیدا نمیکند. آنچه تعیینکننده است، نحوه مدیریت پیامدهای اجتماعی و شناختی آن است. ممکن است بخشی از جامعه با این تصمیم موافق نباشد یا حتی نسبت به آن نارضایتی داشته باشد، اما همچنان آن را بهعنوان اقتضای شرایط جنگی بپذیرد؛ مشروط بر اینکه در اجرای آن، نشانههای روشنی از عدالت رویهای را مشاهده کند. به این معنا که باور داشته باشد این هزینه بهطور منصفانه توزیع شده و قواعد حاکم بر آن شفاف، قابل دفاع و بدون تبعیض است.
نقطه گسست از جایی آغاز میشود که این ادراک خدشهدار شود. زمانی که مردم احساس کنند بار اصلی محدودیتها بر دوش آنهاست، در حالی که گروهها یا نهادهایی از این هزینهها مستثنا شدهاند، مسئله از سطح یک سیاست مدیریت بحران عبور کرده و به مسئلهای در حوزه عدالت و تبعیض تبدیل میشود. در چنین وضعیتی، پیامدها محدود به نارضایتی نخواهد بود، بلکه بهسرعت به فرسایش اعتماد عمومی، تضعیف تابآوری اجتماعی، کاهش انسجام، و افت تمایل به همکاری و تبعیت از سیاستها منجر میشود.
در شرایطی که نشانههایی از دسترسیهای نابرابر با عناوینی مانند «سیم کارتهای سفید»، «اینترنت پرو» و «اینترنت ویژه برخی نهادها و مراکز» در ذهن جامعه شکل میگیرد و در عین حال، توضیح شفاف و اقناعکنندهای درباره منطق این تمایزها ارائه نمیشود، این سیاستها مستقیماً ادراک عدالت رویهای را تضعیف میکنند. این «دوگانگی در توزیع رنج»، بزرگترین محرک برای کاهش اعتماد عمومی است. وقتی مردم حس کنند هزینه جنگ فقط بر دوش آنان است و نخبگان یا لایههای خاص از آن مصوناند، این سیاست نهتنها پذیرفته نمیشود، بلکه به عامل افزایش دهنده خشم اجتماعی و فروپاشی سرمایه اعتماد بدل خواهد شد.
تداوم این روند، مشروعیت سیاستهای کلان جنگی را تضعیف کرده و انسجام اجتماعی را به شدت آسیبپذیر میکند. دلسوزان و سیاستگذاران باید پیش از آنکه این «عدم ادراک عدالت» به گسستی جبرانناپذیر در انسجام ملی و اعتماد عمومی تبدیل شود، در شیوههای اعمال محدودیتها بازنگری کنند. در وضعیت جنگی، عدالت در توزیع فشار و هزینهها، به اندازه دفاع نظامی و رعایت مسائل امنیتی، برای عملکرد بهینه حکمرانی ضروری است.
منتشر شده در: خبرگزاری فارس




