هشدار سیاستی؛ نگاه چینی به آنچه در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران گذشت

50
پرینت

سید امیر یحیوی، پژوهشگر ارشد گروه بین الملل اندیشکده حکمرانی شریف در هشداری سیاستی نوشته است:

این گزارش به صورت مستند، مجموعه‌ای از نظرات و تحلیل‌های پژوهشگران و اساتید چینی از مراکز معتبری مانند «مرکز چین و جهانی‌سازی (CCG)» و «مؤسسۀ مطالعات بین‌المللی شانگهای (SIIS)» را در مورد جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران ارائه می‌دهد. نقل‌قول‌ها و تحلیل‌ها بر اساس تاریخ وقوع، به حوادث میدانی جنگ مرتبط شده‌اند.

بخش ۱: هزینه‌های مالی، اقتصادی و انسانی جنگ برای ایالات متحده آمریکا

  • هه وی‌وِن (He Weiwen)، پژوهشگر ارشد مرکز چین و جهانی‌سازی (CCG)، در مقاله‌ای به تاریخ ۲۰ آوریل ۲۰۲۶ با عنوان «هزینۀ عظیم جنگ ایران، آمریکا را می‌بلعد» نوشت: پنتاگون در ۲۰ مارس درخواست اضطراری تخصیص تا ۲۰۰ میلیارد دلار بودجه دفاعی اضافی به کنگره ارسال کرد. این رقم حتی از بودجه سالانۀ دفاعی آلمان و بریتانیا به صورت ترکیبی بیشتر است و بر پایۀ بودجۀ دفاعی بی‌سابقه بیش از ۹۰۰ میلیارد دلاری سال مالی ۲۰۲۶ مطرح شده است. دلیل مستقیم این درخواست، هزینه‌های هنگفت عملیات “Epic Fury” علیه ایران بوده است. طبق گزارش پنتاگون به کنگره، ایالات متحده در شش روز نخست جنگ ۱۱.۳ میلیارد دلار هزینه کرده و پس از آن روزانه یک میلیارد دلار، معادل ۱۱۵۰۰ دلار در ثانیه، صرف کرده است. تا تاریخ ۸ آوریل که آتش‌بس دو هفته‌ای برقرار شد، بیش از ۳۰ میلیارد دلار هزینه شده بود. با توجه به ادامه استقرار نیروهای آمریکایی در خاورمیانه، خطر ازسرگیری جنگ همچنان بالا است.

هه وی‌ون تأکید کرد که جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران -کشوری که هیچ تعرضی به خاک ایالات متحده انجام نداده- کاملاً غیرقانونی است و نقض آشکار منشور سازمان ملل متحد و قوانین بین‌المللی محسوب می‌شود. این جنگ باعث تلفات سنگین انسانی شده به طوری که بیش از ۳۰۰۰ ایرانی کشته شده‌اند، میلیون‌ها نفر آواره یا بی‌خانمان شده‌اند و صدها بیمارستان، مدرسه و دانشگاه آسیب دیده یا ویران شده است. اعتراضات گسترده‌ای در داخل آمریکا و سایر نقاط جهان علیه این جنگ شکل گرفته و طبق گزارش رسانه‌ها، اکثریت مردم آمریکا با آن مخالف هستند.

وی با استناد به گزارش دانشگاه براون تحت عنوان «هزینۀ جنگ‌ها» افزود که آمریکا بین سال‌های مالی ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۲ بیش از ۸ تریلیون دلار صرف جنگ‌های مختلف کرده است. این سیاست جنگی فعلی نیز هزینه‌های سنگینی بر خود آمریکا تحمیل کرده است. کسری بودجه فدرال در سال مالی ۲۰۲۵ به ۱.۸۶۵ تریلیون دلار(معادل ۶.۲ درصد GDP) رسیده و برای سال مالی ۲۰۲۶ حدود ۱.۹ تریلیون دلار پیش‌بینی شده بود. با بازگشت ۱۶۶ میلیارد دلار درآمد تعرفه‌ای (به‌دلیل حکم دیوان عالی آمریکا مبنی بر غیرقانونی بودن تعرفه‌های IEEPA ترامپ)، کسری بودجۀ نهایی احتمالا از ۲ تریلیون دلار فراتر خواهد رفت. بدهی ملی آمریکا تا ۱۷ مارس از ۳۹ تریلیون دلار گذشته و همچنان در حال افزایش است. پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۳۶ بدهی ملی به بیش از ۶۰ تریلیون دلار برسد، هزینۀ خدمت سالانه بدهی به ۲ تریلیون دلار بالغ شود و کسری بودجه به ۳.۱ تریلیون دلار (۶.۷ درصد GDP) برسد.

هه وی‌ون به هشدار هنری پاولسون، وزیر خزانه‌داری سابق آمریکا، اشاره کرد که سیاست‌گذاران باید برنامۀ اضطراری برای جلوگیری از بحران بدهی ملی تدوین کنند؛ زیرا چنین بحرانی عواقب جدی برای کل اقتصاد خواهد داشت. نگرانی سرمایه‌گذاران جهانی از اوراق خزانه آمریکا افزایش یافته و فشار بر بازده اوراق خزانه مشاهده می‌شود. بخش عمده‌ای از بودجۀ فدرال صرف پرداخت سود بدهی می‌شود که به نرخ بهره فدرال رزرو وابسته است. جنگ باعث افزایش تورم شده، تنگه هرمز را مختل کرده (۲۰ درصد از حمل‌ونقل جهانی نفت و گاز طبیعی)، قیمت جهانی نفت را بالا برده و در نتیجه قیمت بنزین در آمریکا افزایش یافته است. شاخص CPI در مارس به ۳.۳ درصد رسید (در حالی که در فوریه ۲.۴ درصد بود) و فدرال رزرو را مجبور به توقف کاهش نرخ بهره کرده است. در نتیجه، اعتماد مصرف‌کننده دانشگاه میشیگان از ۵۳.۳ به ۴۷.۶ کاهش یافته و خانواده‌های آمریکایی نیز قربانی مستقیم جنگ شده‌اند.

بخش ۲: نقض قوانین بین‌المللی، بازگشت به «قانون جنگل» و ریاکاری در حقوق بشر

  • هانری هوی‌یائو وانگ (Henry Huiyao Wang)، رئیس و بنیانگذار مرکز چین و جهانی‌سازی (CCG)، در مصاحبۀ زنده با تلویزیون بلومبرگ در تاریخ ۲ مارس ۲۰۲۶ اظهار داشت که حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، جهان را به عصر «قانون جنگل» بازگردانده و جعبۀ پاندورا را گشوده است. وی این اقدامات را بسیار خطرناک و نقض شدید هنجارها و استانداردهای بین‌المللی دانست. وانگ گفت از ابتدای سال ۲۰۲۶، شاهد ربودن رهبر یک کشور مستقل (ونزوئلا) و سپس ترور و کشتن رهبر عالی یک کشور مستقل (ایران) در برابر چشم جهان بوده‌ایم. این تحول، الگوی پس از جنگ جهانی دوم را که آمریکا خود طراح اصلی سیستم سازمان ملل و چندجانبه‌گرایی بود، به طور اساسی تغییر داده است. اکنون قدرت نظامی و یک‌جانبه‌گرایی تعیین‌کننده شده و هیچ مرجع نظارتی بین‌المللی برای جلوگیری از چنین رفتارهایی وجود ندارد. این وضعیت جهان را در منطقه‌ای نامعلوم و پر از عدم اطمینان قرار داده است.
  • جین لیانگ‌شیانگ (Jin Liangxiang)، پژوهشگر ارشد و معاون مدیر مرکز مطالعات غرب آسیا و آفریقا در مؤسسۀ مطالعات بین‌المللی شانگهای (SIIS)، در مقالۀ ۲۹ مارس ۲۰۲۶ در China-US Focus نوشت که بهانۀ آمریکا برای تجاوز به ایران بسیار سست است و جنگ را نوعی تجلی افراطی هژمونی توصیف کرد. وی مقایسه کرد که ادعای هسته‌ای ایران شبیه ادعای سلاح‌های شیمیایی صدام حسین است که کالین پاول با نمایش «پودر لباسشویی» در شورای امنیت سازمان ملل مطرح کرد.
  • گو جیولین (Guo Jiulin)، استاد مطالعات آمریکایی در دانشگاه ملی اقلیت‌های دالیان، در مقالۀ خود با عنوان «حملات آمریکا-اسرائیل به ایران، نظم جهانی را تهدید می‌کند» در 12 مارس 2026 نوشت که حملۀ مشترک در ۲۸ فوریه تحت نام “Epic Fury” توسط آمریکا و “Roaring Lion” توسط اسرائیل، با بهانۀ دفاع پیش‌دستانه و تغییر رژیم توجیه شد. وی تأکید کرد که این اقدام بدون مجوز شورای امنیت سازمان ملل، نقض فاحش منشور سازمان ملل و اصول حاکمیت و تمامیت ارضی است و بازگشت به «قانون جنگل» را نشان می‌دهد. این اقدام خطر ایجاد اثر دومینو در بی‌ثباتی جهانی را دارد. او همچنین اشاره کرد که با توسل به بهانه امنیت ملی، ایالات متحده بار دیگر منابع عظیم ملی و قدرت نظامی خود را برای حمله به یک ملت مستقل، ترور رهبران آن و تلاش برای سرنگونی دولت آن بسیج کرده است. این دفاع نیست، بلکه سلاح‌سازی قدرت دولتی برای ایجاد ترس و تحمیل تغییر سیاسی است، روشی که باید به طور جهانی محکوم شود. او همچنین نوشت که ترور هدفمند آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر معظم ایران، حمله‌ای مستقیم به اصل برابری حاکمیت در میان ملت‌ها بود.
  • جوفی چان (Joephy Chan)، عضو شورای قانون‌گذاری هنگ‌کنگ و عضو انجمن سازمان ملل متحد چین، در مقاله‌ای پس از سخنرانی ۲۳ فوریۀ ۲۰۲۶ وزیر خارجۀ چین، حملات را ریاکاری آمریکا در حقوق بشر دانست. وی به بمباران مدرسه دخترانه در ایران اشاره کرد که بیش از ۱۶۰ دانش‌آموز کشته شدند و کتاب‌های درسی کودکان با خون آغشته شد. چان با استناد به سخنرانی وانگ یی گفت: «زندگی شاد، بزرگ‌ترین حق بشر است» و تأکید کرد که هیچ کشوری حق ندارد دیگران را در زمینۀ حقوق بشر موعظه کند یا از حقوق بشر به عنوان پوشش هژمونی استفاده نماید. حمله به ایران در حالی رخ داد که مذاکرات در حال پیشرفت بود و این اقدام، اصل حاکمیت برابر کشورها و حل مسالمت‌آمیز اختلافات را نقض کرد. او همچنین در نقد سیاست‌های ایالات متحده به تهاجم این کشور به عراق با دلایل واهی اشاره کرد و ادامه داد که این کشور در توجیه حملۀ خود به ایران، قصد خود را «ازبین‌بردن توانایی موشکی ایران» اعلام کرد، در حالی که آشکارا مردم ایران را به قیام و سرنگونی دولت خود تشویق می‌کرد. چنین تجاوز گستاخانه‌ای علیه یک کشور مستقل، همراه با یک کمپین آشکار برای تغییر حکومت در مقابل چشمان جامعۀ بین‌المللی، نقض اصل برابری حاکمیت‌ها و طنز تلخی برای هر ملتی است که خود را «معلم حقوق بشر» می‌نامد. او حتی در جملات تندتری گفت که از نظر برخی کشورها، حاکمیت سایر ملت‌ها صرفا علفی است که باید زیر پا لگدمال شود و جان مردمان بیگانه، گروگانی در مسیر دستیابی به اهداف ژئوپلیتیکی آنهاست. اگر کشوری نتواند اساسی‌ترین حقوق شهروندان خود -بقا و امنیت- را تضمین کند، چگونه می‌تواند از آرمان‌های والاتر در حقوق بشر سخن بگوید؟ باید پرسید: این «مدافعان» خودخوانده حقوق بشر، دقیقا از حقوق چه کسی دفاع می‌کنند؟
  • چن چی (Chen Qi)، مدیر مرکز روابط چین-آمریکا در دانشگاه تسینگهوا، در 28 فوریه 2026، نیز حمله را گشودن «جعبۀ پاندورا» دانست که آیندۀ آن به پاسخ و ظرفیت تلافی‌جویانه ایران بستگی دارد. او همچنین گفت که هدف اصلی واشنگتن، تحت فشار قرار دادن ایران برای دادن امتیاز در هرگونه مذاکرۀ احتمالی است، در عین حال که توجه را از مسائل سیاسی داخلی در ایالات متحده، ازجمله رسوایی اپستین، منحرف می‌کند و برای انتخابات میان‌دوره‌ای در ماه نوامبر، زمینه‌سازی می‌کند.

بخش ۳: پیامدهای اقتصادی و انرژی برای جهان و منطقۀ خاورمیانه

  • هه وی‌ون در مقاله ۲۰ آوریل ۲۰۲۶ هشدار داد که جنگ تنگۀ هرمز را مختل کرده و ۲۰ درصد از حمل‌ونقل جهانی نفت و گاز طبیعی را تحت تأثیر قرار داده است. این اختلال باعث شوک عرضه نفت، افزایش قیمت جهانی نفت و در نتیجه تورم در آمریکا شده است.
  • جین لیانگ‌شیانگ در مقاله‌ای در ۱۷ مارس ۲۰۲۶ با عنوان «اثرات موج‌دار از خاورمیانه» در China-US Focus نوشت که امنیت پایۀ مدل اقتصادی کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) به‌شدت تضعیف شده است. حملات به پایگاه‌های آمریکایی، اختلال در مسیرهای کشتیرانی خلیج فارس، کاهش شدید صادرات نفت (حدود ۲۵ میلیون بشکه در روز)، آسیب به صنعت هوانوردی امارات و قطر، تعلیق پروازها، کاهش فعالیت‌های تجاری، نمایشگاه‌ها و سرمایه‌گذاری خارجی از پیامدهای مستقیم جنگ است. وی افزود که اگر بحران ادامه یابد، کشورهای توسعه‌یافته ممکن است وارد رکود جدید شوند و کشورهای در حال توسعه با ساختار اقتصادی شکننده آسیب بیشتری ببینند. جهانی‌سازی نیز ضعیف‌تر خواهد شد. کشورهای جنوب آسیا (هند، پاکستان، بنگلادش) با افزایش قیمت نفت و کاهش پرداخت به کارگران خود در خلیج فارس مواجه هستند. هند به تنهایی بیش از ۹ میلیون کارگر در GCC دارد.

در مقالۀ ۲۹ مارس ۲۰۲۶، جین لیانگ‌شیانگ تأکید کرد که کل جهان بهای این جنگ را می‌پردازد و کشورهای خلیج فارس بیشترین آسیب فوری را دیده‌اند. ادامۀ بحران می‌تواند وضعیت آنها را به عنوان مراکز مالی جهانی تضعیف کند.

  • هانری هوی‌یائو وانگ در مصاحبه با CNBC به تاریخ ۲۴ مارس ۲۰۲۶ نیز هشدار داد که حمله به زیرساخت انرژی ایران می‌تواند تنگه هرمز را مسدود کند، خاورمیانه را مختل نماید و اقتصاد جهانی از جمله اقتصاد آمریکا را ویران کند. این اقدام متحدان آمریکا را نیز از آن دور خواهد کرد.
  • گو جیولین (Guo Jiulin)، استاد مطالعات آمریکایی در دانشگاه ملی اقلیت‌های دالیان، در مقالۀ خود با عنوان «حملات آمریکا-اسرائیل به ایران، نظم جهانی را تهدید می‌کند» در 12 مارس 2026 نوشت که تشدید تنش‌ها در خاورمیانه ضربۀ شدیدی به اقتصاد جهانی که از قبل هم شکننده بود، وارد کرده است. تأثیر اقتصادی فوری ناشی از اختلال در تأمین انرژی جهانی است. بستن تلافی‌جویانه تنگۀ هرمز توسط ایران، یک گلوگاه حیاتی برای تجارت جهانی نفت، بازارهای انرژی را شوکه کرده است. تحلیلگران هشدار می‌دهند که قیمت نفت خام برنت می‌تواند به ۱۰۰ تا ۱۵۰ دلار در هر بشکه افزایش یابد و مالیات عظیمی را بر اقتصاد جهانی تحمیل کند، تورم را افزایش دهد و بانک‌های مرکزی را مجبور به حفظ سیاست‌های پولی محدودکننده کند که رشد اقتصادی را خفه می‌کند. فراتر از انرژی، این درگیری زنجیره‌های تأمین جهانی را مختل کرده، هزینه‌های حمل‌ونقل و بیمه را افزایش داده و باعث فرار گستردۀ سرمایه از بازارهای نوظهور شده است. جهان اکنون با شبح دوران جدیدی از رکود تورمی روبه‌رو است که دستاوردهای دشوار به دست آمده در بهبود پس از همه‌گیری کرونا را معکوس می‌کند.

بخش ۴: نقش و موضع چین در بحران ایران و تلاش برای میانجی‌گری

  • هانری هوی‌یائو وانگ در مصاحبۀ زنده با بلومبرگ تلویزیون در تاریخ ۲ مارس ۲۰۲۶ گفت که این درگیری‌ها نشان می‌دهد آمریکا و چین بیش از همیشه به برگزاری نشست سران نیاز دارند. وی افزود که چین و آمریکا باید با یکدیگر همکاری کنند تا مسائل بزرگ مانند ثبات خاورمیانه و جنگ روسیه-اوکراین را حل کنند. بنابراین اجلاس آتی بین رهبر چین و رئیس جمهور آمریکا را بسیار مهم و به موقع است و امید است که به رسیدگی به اوضاع خاورمیانه نیز کمک کند. وانگ تأکید کرد که چین منافع عمیق و گسترده‌ای در خاورمیانه دارد و بزرگ‌ترین شریک تجاری اکثر کشورهای اتحادیه اروپا و کشورهای خلیج فارس است. چین قبلا معامله میان ایران و عربستان را میانجی‌گری کرده بود و بنابراین می‌تواند نقش سازنده‌ای ایفا کند. وی گفت چین هنوز در مرحلۀ حمایت نظامی نیست؛ اما اگر آسیب و زیان به منافع چین عمیق و جدی شود، چین فقط به واکنش کلامی اکتفا نخواهد کرد و از ابزارهای دیگر استفاده خواهد کرد.
  • در مصاحبۀ زنده با CNBC در تاریخ ۲۴ مارس ۲۰۲۶، وانگ مجددا تأکید کرد که تهدیدات و بلوف ترامپ برای حمله به شبکۀ انرژی ایران کارساز نخواهد بود و در صورت وقوع، تنگه هرمز مسدود می‌شود، کل خاورمیانه مختل خواهد شد و این امر آمریکا را از متحدانش و از کشورهای جنوب جهانی دور خواهد کرد. چین این اقدام را به‌شدت محکوم می‌کند. وی اعلام کرد که چین همیشه آماده مشارکت در میانجی‌گری یا گفت‌وگو است و نمایندۀ ویژۀ چین در امور خاورمیانه (ژای جون) اعلام کرده که چین آمادۀ ایفای هر نقشی است که لازم باشد. چین خواستار آتش‌بس فوری و بازگشت به میز مذاکرات است. وانگ گفت چین دارای نفوذ و تأثیر قوی در منطقه است، میزبان نشست چین-عرب خواهد بود، روابط خوبی با پاکستان دارد و بزرگ‌ترین شریک اقتصادی تقریباً همه کشورهای خلیج فارس و همچنین بزرگ‌ترین شریک تجاری ایران است. بنابراین چین وزن زیادی برای گذاشتن روی ترازو دارد. او همچنین اشاره کرد که کشورهای بریکس و سازمان همکاری شانگهای، پرچم‌های خود را برای رهبر ایران به حالت نیمه‌افراشته درآورده‌اند، زیرا ایران عضو سازمان همکاری شانگهای است.

وانگ افزود که موضع چین کاملا بی‌طرفانه است؛ چین از اصول سازمان ملل دفاع می‌کند: عدم نقض حاکمیت، عدم تجاوز، عدم خرابکاری در حاکمیت کشورها، عدم ترور رهبران و عدم ربودن رهبران. چین جنگ را محکوم می‌کند و معتقد است «قدرت، حق نمی‌آورد. وی تأکید کرد که تصویر آمریکا به‌دلیل جنگ‌های سال جاری به شدت آسیب دیده؛ در حالی که نفوذ و تأثیر چین روزبه‌روز در حال افزایش است. چین پس از پایان جنگ نقش بزرگی در بازسازی ایران خواهد داشت و ابتکار کمربند و جاده ادامه خواهد یافت. روابط اقتصادی چین با ایران و سایر کشورهای خاورمیانه حتی قوی‌تر خواهد شد. کشورهای خلیج فارس نیز درس گرفته‌اند که پایگاه‌های نظامی آمریکا نه تنها آنها را حفاظت نکرد، بلکه خطر را برایشان به ارمغان آورد.

بخش ۵: تأثیر جنگ بر روسیه و روابط قدرت‌های بزرگ

  • ژائو لونگ (Zhao Long)، مدیر مؤسسۀ مطالعات استراتژیک و امنیتی بین‌المللی در مؤسسه مطالعات بین‌المللی شانگهای (SIIS)، در مصاحبه با South China Morning Post به تاریخ ۲ آوریل ۲۰۲۶ گفت که وضعیت فعلی در ایران و خاورمیانه در کوتاه‌مدت نسبتا برای موقعیت ژئوپلیتیک و ژئواکونومیک روسیه مساعد است. افزایش قیمت نفت ناشی از جنگ و محاصره مؤثر تنگه هرمز، درآمدهای اضافی برای روسیه ایجاد کرده است. همچنین تصمیم ترامپ برای تعلیق موقت تحریم‌ها بر برخی صادرات نفت و گاز روسیه پس از گفت‌وگوی تلفنی دو رئیس‌جمهور، و تأخیر کمیسیون اروپا در اجرای ممنوعیت دائمی واردات نفت روسیه، به نفع مسکو بوده است. برخی حتی روسیه را تنها برندۀ این درگیری می‌دانند. با این حال، ژائو لونگ هشدار داد که دیدن روسیه به‌عنوان برندۀ اصلی، یک‌جانبه و نادرست است و علامت سؤال جدی درباره مدت زمان پایداری این مزایا وجود دارد. وی افزود که ترامپ به هر قیمتی تلاش خواهد کرد قیمت سوخت را پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر پایین بیاورد و تمرکز آمریکا بر خاورمیانه می‌تواند برای روسیه «شمشیر دو لبه» باشد، زیرا مذاکرات صلح روسیه-اوکراین که ترامپ پیگیری می‌کرد، عملا متوقف شده است. تایی سان (Taiyi Sun)، دانشیار علوم سیاسی در دانشگاه کریستوفر نیوپورت در ایالات متحده نیز در همین مصاحبه معتقد بود که از دیدگاه مسکو، یک درگیری طولانی مدت -بدون تغییر رژیم در ایران- به وضوح ارجحیت دارد. او همچنین درخصوص روابط چین و روسیه نیز گفت که این جنگ حداقل در کوتاه‌مدت، بعید است ساختار تقاضای انرژی چین را به‌طور اساسی تغییر دهد.

بخش ۶: معضل استراتژیک آمریکا، خطر گسترش درگیری و هشدار به آسیا

  • ژنگ یونگ‌نیان (Zheng Yongnian)، رئیس دانشکدۀ سیاست عمومی دانشگاه چینی هنگ‌کنگ در شنژن و رئیس مؤسسۀ امور بین‌المللی Qianhaiدر 30 مارس 2026 نوشت که عموما باور بر این است که آمریکا توسط اسرائیل به عملیات نظامی مشترک علیه ایران کشیده شده است. اسرائیل جایگاه مهمی در محاسبات ژئوپلیتیک آمریکا دارد. آمریکا در تلاش برای تغییر تمرکز استراتژیک خود به نیم‌کره غربی، استراتژی «تعادل از دور» را در سایر مناطق از جمله خاورمیانه، اروپا و آسیا اتخاذ کرده است. در این استراتژی، اسرائیل لنگرگاه آمریکا در خاورمیانه است، همانند نقش ژاپن در شرق آسیا. دلیل بنیادین درگیری فعلی، عدم اعتماد تقریبا کامل بین آمریکا و ایران است. با استفاده از زور، برتری قدرت آشکار می‌شود. اسرائیل هم‌اکنون قوی‌ترین کشور خاورمیانه است و با حمایت آمریکا این برتری بیشتر می‌شود.

ژنگ یونگ‌نیان افزود که هدف فوری آمریکا حل مسئله هسته‌ای بود و هدف سیاسی روشن آن سرنگونی دولت ایران. اما آمریکا قصد اشغال نظامی ایران مانند ژاپن پس از جنگ جهانی دوم را ندارد؛ زیرا می‌ترسد دوباره در باتلاقی مانند عراق و افغانستان گرفتار شود. اگر وضعیت در ایران از کنترل خارج شود، با توجه به جمعیت زیاد آن، نیروهای افراطی ممکن است ظهور کنند و بی‌ثباتی بیشتری ایجاد نمایند که مدیریت آن برای کل منطقه و آمریکا بسیار دشوار خواهد بود. دشمنی عمیق اسرائیل و ایران دارای بعد مذهبی عمیق نیز هست و این جنگ هم جنبه سکولار و هم مذهبی دارد. آمریکا و اسرائیل ممکن است از بحران اقتصادی و نارضایتی عمومی در ایران برای ایجاد تغییر سیاسی استفاده کرده باشند. در بلندمدت ممکن است آرایش سیاسی جدیدی در ایران شکل بگیرد که در کوتاه‌مدت ضد آمریکایی بماند؛ اما در میان‌مدت و بلندمدت معتدل‌تر شود.

وی این وضعیت را هشداری جدی برای آسیا دانست و گفت جهان باید از تبدیل شدن ژاپن به «اسرائیل شرق آسیا» یا فیلیپین به «اسرائیل جنوب شرق آسیا» -یعنی استفاده از حمایت آمریکا برای پیگیری اهداف استراتژیک خود- جلوگیری کند.

  • تیان ون‌لین (Tian Wenlin)، استاد امور خاورمیانه در دانشگاه رنمین چین، در یادداشت «درگیری اسرائیل-ایران بعید است مهار شود» در 28 فوریه 2026 نوشت که حملۀ مشترک آمریکا و اسرائیل به خاک ایران، تشدید قابل توجهی در سطح نظامی و استراتژیک ایجاد کرده است. برای اسرائیل، این حملات هدف ایجاد «اثر پنجره شکسته» دارد: نشان دادن اینکه خاک ایران نیز نفوذپذیر است. برای آمریکا، این اقدام گذار از فشار غیرمستقیم به دخالت مستقیم‌تر است. با دخالت مستقیم آمریکا، فضای کنترل تشدید بسیار محدود شده و خطر تبدیل درگیری به رویارویی گسترده‌تر منطقه‌ای افزایش یافته است. او همچنین پیش‌بینی کرد که در حالی که واشنگتن و تهران هر دو ممکن است رویارویی مدیریت‌شده را به جنگ تمام‌عیار ترجیح دهند، اقدام نظامی مشترک ایالات متحده و اسرائیل به طور قابل توجهی بی‌ثباتی را افزایش می‌دهد. هنگامی که تشدید تنش از آستانه خاصی عبور کند، منطق بازدارندگی می‌تواند جای خود را به منطق بقا بدهد و اگر درگیری در مقیاس وسیع‌تری فوران کند، بعید است که مهار شود و مسیر آن بسیار شدیدتر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر از آن چیزی خواهد بود که بسیاری از سیاست‌گذاران پیش‌بینی می‌کنند.
  • دینگ دوئو (Ding Duo)، مدیر مرکز مطالعات بین‌المللی و منطقه‌ای مؤسسه ملی مطالعات دریای جنوب چین، در یادداشت «هرج‌ومرج خاورمیانه نباید به دریای جنوب چین وارد شود» در 24 مارس 2026 تأکید کرد که در حالی که تنگه هرمز به میدان جنگ تبدیل شده، دریای جنوب چین همچنان یکی از امن‌ترین و پرترافیک‌ترین آبراه‌های جهان است و هیچ کشتی تجاری در آن به‌دلیل درگیری از دست نرفته است. وی خواستار آن شد که هرج‌ومرج خاورمیانه به آب‌های آسیا وارد نشود و کشورهای ASEAN و چین بر وحدت منطقه‌ای، گفت‌وگوی مستقیم و خوداتکایی تمرکز کنند.
  • گو جیولین (Guo Jiulin)، استاد مطالعات آمریکایی در دانشگاه ملی اقلیت‌های دالیان، در مقالۀ خود با عنوان «حملات آمریکا-اسرائیل به ایران، نظم جهانی را تهدید می‌کند» در 12 مارس 2026 نوشت که ترور علی خامنه‌ای فقط یک اقدام سیاسی نبود، بلکه یک تحریک مذهبی بود. عمیق‌ترین و خطرناک‌ترین پیامد آن، تبدیل یک درگیری ژئوپلیتیکی به یک جنگ تمدنی بالقوه است. این ترور توسط میلیون‌ها مسلمان به عنوان حمله مستقیم به جهان اسلام تلقی شده است. در پاسخ، بالاترین مرجع مذهبی ایران، آیت‌الله العظمی ناصر مکارم شیرازی ۹۹ ساله، با صدور «فتوا» (حکم شرعی) علیه رهبران ایالات متحده و اسرائیل، «جهاد» مذهبی اعلام کرد. این فرمان که فراتر از مرزهای ملی و محدودیت‌های زمانی است، از جامعۀ جهانی مسلمانان می‌خواهد که اقدامی انجام دهند. این امر، این مناقشه را به یک درگیری بالقوه بین غرب با اکثریت مسیحی و جهان اسلام تبدیل می‌کند.

منابع