اندیشکده‌های عراقی و سیاست خارجی دولت الزیدی

IMG_20260514_110720
پرینت

فرآیند تشکیل دولت در عراق پس از انتخابات پارلمانی نوامبر ۲۰۲۵، با بن‌بست طولانی مواجه شد که ریشه در اختلافات درونی بیت‎های سنی و کردی و نیز شکاف‌های درون چارچوب هماهنگی به عنوان بلوک شیعی غالب داشت. فشارهای خارجی، به‌ویژه مخالفت صریح دولت ایالات متحده با بازگشت نوری المالکی – به دلیل ادراک واشنگتن از نزدیکی نامبرده به تهران و تهدید منافع امنیتی آمریکا – و در مقابل، تلاش تهران برای تداوم نقش‌‎آفرینی در صحنه سیاسی عراق، این بن‌بست را تشدید کرد.

در نهایت، در اواخر آوریل ۲۰۲۶، علی فالح الزیدی تاجر جوان و فاقد سابقه سیاسی برجسته به عنوان نامزد چارچوب هماهنگی معرفی و توسط رئیس‌جمهور نزار آمیدی مأمور تشکیل کابینه شد. این انتخاب، به مثابه نوعی توافق عمل‎گرایانه میان فشارهای واشنگتن، تهران و بازیگران داخلی شیعی تلقی می‌شود. اندیشکده‌ها و کارشناسان عراقی این رویداد را نه صرفاً تغییر شخصیتی، بلکه بازتابی از تعادل قوا در نظام پساصدام و محدودیت‌های ساختاری حاکمیت ملی عراق تحلیل می‌کنند. با عنایت به توضیحات مذکور، کوشش می‎گردد در یک دسته‎بندی مستدل و منطقی، رویکرد اتاق‎های فکر عراقی در باب تشکیل دولت و سپس چشم‏‎انداز احتمالی راهبرد سیاست خارجی آن بیان گردد

  1. رویکردهای سه‎گانه در باب انتخاب نخست‎وزیر

  • جریان اصلی؛ انتخاب الزیدی به مثابه نامزد توافقی

اندیشکده‌های عراقی انتخاب الزیدی را در چارچوب دوگانه «فشار خارجی-توازن داخلی» تفسیر می‌کنند. در رویکرد واقع‌گرایانه و منتقد نفوذ خارجی، الزیدی به عنوان چهره‌ای «ناشناخته سیاسی» و «فاقد پایگاه مردمی مستقل» توصیف می‌شود که انتخاب او محصول معامله درونی میان چارچوب هماهنگی (برای حفظ کنترل بر منابع دولتی) و واشنگتن (برای جلوگیری از انتخاب مالکی) است. در این چارچوب، انتخاب مذکور  به واقع تلاش بیت شیعی برای تثبیت نفوذ داخلی در حالی که روابط با آمریکا را مدیریت می‌کنند، تلقی می‌شود.

  • رویکرد انتقادی سنی و کردی

این اندیشکده‎ها با تأکید و برجسته‎سازی ضعف ساختاری نخست‌وزیر جدید در برابر بازیگران قدرتمند پشت‎پرده نظیر احزاب موجود در چارچوب هماهنگی، دستگاه قضایی و فائق زیدان رئیس آن و نیز گروه‎های مقاومت، الزیدی را فاقد استقلال رأی و عمل معرفی می‎کنند که تحت فشار سه‎گانه داخلی تهران-واشنگتن-بازیگران محلی قرار خواهد گرفت. از نگاه این اندیشکده‎ها، وضعیت فوق می‎تواند به انزوای فزاینده کردها و اهل‎سنت در فضای سیاسی منجر شود مگر آنکه مکانیسم‌های برقراری توازن نظیر سهم‌خواهی در کابینه از سوی دو گروه مذکور مورد استفاده قرار گیرد.

  • رویکرد نزدیک به چارچوب هماهنگی

این اندیشکده‎ها، انتخاب الزیدی را پیروزی «عقلانیت ملی» در برابر افراط‎گرایی و مداخله خارجی تلقی می‎کنند که باید با تأکید بر لزوم تشکیل دولت فراگیر و پرهیز از ورود به ساحت درگیری‎ها و تنش‎های منطقه‎ای، به رویکرد توسعه‎محور و ثبات‎آفرین بغداد در دولت السودانی ادامه داد.

  1. اندیشکده‎های عراقی و چشم‎انداز سیاست خارجی دولت الزیدی

بر اساس نظام مسائل اولویت‎دار دولت آتی عراق در صحنه سیاست خارجی، سه موضوع و چالش فوری دولت الزیدی عبارت خواهند بود:

  • روابط با آمریکا

کارشناسان معتقدند الزیدی راهبرد «عمل‎گرایی تحت فشار» را در مناسبات با آمریکا اتخاذ خواهد کرد. در این چارچوب، واشنگتن به رغم ارسال سیگنال مثبت در فرآیند انتخاب الزیدی، خطوط قرمز مشخص و سختی را برای دولت او تعیین کرده که عدم حضور مقامات منتسب به گروه‎های مقاومت در کابینه از جمله آن‎ها است. از نگاه اندیشکده‎های عراقی، نوعی «وابستگی دوگانه» در مناسبات الزیدی با واشنگتن قابل ردیابی است به گونه‎ای که از یکسو دولت برای ثبات امنیتی و اقتصادی به آمریکا نیاز دارد ولی از سوی دیگر، نخبگان شیعی درصدد تداوم و حفظ توان کنشگری تهران در این کشور هستند. بر این مبنا، «همکاری گزینشی» در موضوعاتی نظیر مبارزه با داعش و ایجاد ثبات اقتصادی و «مقاومت منفعلانه» در برابر خواسته‎های واشنگتن جهت خلع سلاح حشد الشعبی در دستورکار دولت الزیدی قرار خواهد گرفت.

  • سرنوشت حشد الشعبی

از نگاه اندیشکده‎های نزدیک به غرب، الزیدی فاقد قدرت لازم جهت مقابله با نفوذ حشد الشعبی در صحنه سیاسی عراق است. از نگاه آن‎ها، به رغم تلاش جهت تشکیل کمیته متشکل از السودانی، الزیدی و هادی العامری برای پیشبرد فرآیند خلع سلاح فصائل مقاومت، این مهم با مقاومت شدید روبرو خواهد شد. در این شرایط، دولت آتی عراق احتمالا راهبرد «ادغام فزاینده» فصائل در ساختارهای دولتی و نه انحلال آن‎ها را دنبال خواهد کرد تا به سمت تثبیت حاکمیت حداقلی و نمادین حرکت نماید در حالی که همچنان قادر به کنترل رفتار تمامی فصائل مقاومت و اندماج کامل آن‎ها در ساختار رسمی دولت و نیروهای مسلح نخواهد بود. بر این مبنا، فضای امنیتی عراق شاهد یک تعادل شکننده خواهد بود که در فقدان انحصار کاربرد زور در دستان دولت ریشه دارد.

  • مناسبات با همسایگان

به جهت ادراک کشورهای خلیج‎فارس، ترکیه و اقلیم کردستان نسبت به وابستگی کمتر الزیدی به ایران در قیاس با دولت‎های پیشین، اندیشکده‎های عراقی از چشم‎انداز مثبت‎تر روابط میان بغداد و این کشورها سخن به میان می‎آورند. از نگاه آن‎ها، در شرایط کاهش تنش‎های امنیتی و سیاسی، فرصت مساعدی جهت تقویت همگرایی اقتصادی میان عراق و این کشورها به ویژه در صحنه انرژی پدید آمده است. در کنار آن، مدیریت مسائل آبی و مرزی و شبه‎نظامیان پ ک ک سه موضوع اولویت‎دار الزیدی در روابط با ترکیه هستند. همچنین دولت الزیدی خواهد کوشید از طریق ارائه امتیاز به بازیگران اهل‎سنت و کرد در سه ساحت بودجه، نفت و امنیت، ائتلاف پارلمانی پشتیبان دولت را حفظ نماید.

پیشنهادات

با عنایت به معرفی الزیدی از سوی چارچوب هماهنگی شیعیان – به رغم اختلافات درونی موجود – هرگونه شکست دولت متبوع او مترادف با شکست چارچوب هماهنگی خواهد بود و در نتیجه، حفاظت از وحدت چارچوب و مساعدت در فرآیند تشکیل دولت همسو و پوشش‎دهنده مطالبات جامعه عراق، اولویت نخست تهران را تشکیل خواهد داد. بر این اساس، ج.ا.ایران باید راهبردهای زیر را در این ساحت مورد توجه قرار دهد:

  • به رغم حمایت ایران از توسعه روابط عراق با کشورهای حاشیه جنوبی خلیج‎فارس، تهران باید از همگرایی و گرایش تام الزیدی به امارات – با توجه به پیشینه مناسبات تجاری و سیاسی نامبرده از یکسو و وضعیت جاری مناسبات تهران و ابوظبی پس از جنگ رمضان از سوی دیگر – جلوگیری نماید.
  • با عنایت به اینکه دولت الزیدی محصول تفاهم حداقلی میان قطب‌های قدرت است، سیاستگذار ایرانی باید راهبرد خود را بر سنتز تناقضات درونی چارچوب هماهنگی متمرکز کند. در این شرایط، واگرایی میان طیف‌های سنتی و تکنوکرات‌های متمایل به الزیدی می‌تواند به فرسایش پایگاه اجتماعی-سیاسی شیعیان منجر شود. در این شرایط، تهران باید با ایفای نقش «ضامن وحدت ساختاری»، از تبدیل شدن الزیدی به یک «قطعه منفصل» که صرفاً برای جلب رضایت واشنگتن عمل می‌کند، جلوگیری نماید. این امر مستلزم بازتعریف وزن سیاسی گروه‌های مقاومت در بدنه دولت، نه به مثابه رقیب اجرایی، بلکه به عنوان «بازوی صیانت از حاکمیت ملی» در برابر فشارهای هژمونیک است.
  • پیشینه تجاری الزیدی و تمایلات وی به قطب‌های مالی خلیج‌فارس به‌ویژه ابوظبی، تهدیدی بالقوه برای عمق استراتژیک اقتصادی ایران محسوب می‌شود. ضرورت دارد ایران از طریق «پیوندزنی متقابل زیرساختی»، هزینه چرخش رادیکال بغداد به سمت امارات و عربستان را افزایش دهد. سیاست‌گذار ایرانی باید با دیپلماسی فعال، الزیدی را مجاب کند که ثبات اقتصادی عراق در گروی «توازن میان سرمایه خلیجی و امنیت ایرانی» و نه جایگزینی یکی با دیگری خواهد بود.

نتیجه‌گیری و ارزیابی

از نگاه طیف اصلی اندیشکده‎های عراقی، دولت الزیدی به جهت فرآیند تشکیل و شخصیت سیاسی ضعیف و وابسته نامبرده، فاقد توان «بازیگری، کارگزاری و کنشگری مستقل» است و گزینش او را می‎توان محصول توازن قوای شکننده میان نخبگان داخلی و قدرت‎های مؤثر خارجی تلقی کرد. در این شرایط، موفقیت الزیدی در مقام نخست‎وزیر به سه عامل عمده وابسته است: نخست توانایی مدیریت انتظارات، دوم مدیریت هوشمندانه سیاست خارجی در مثلث سه‎گانه بغداد-تهران-واشنگتن و سوم، پرهیز از تصعید تنش با گروه‎های مقاومت. به باور این اندیشکده‎ها، اتخاذ رویکرد مذکور موجب خواهد شد تا دولت عمیق حاکم بر عراق همچنان درصدد حفظ «حاکمیت نمادین» این کشور برآید و سیاست خارجی آن کشور هم در حد میانه «موازنه‎سازی» در میان دو طیف وابستگی به محور مقاومت و چرخش رادیکال به غرب نوسان خواهد داشت و متأثر از فشارهای آمریکا، سطح بالاتری از عمل‎گرایی را از خود بروز خواهد داد.

منتشر شده در: خبرگزاری فارس