هفته دولت، علاوه بر فرصتی برای ارائه کارنامه دستگاههای اجرایی، باید مجالی برای بازاندیشی درباره کیفیت حکمرانی و قدرت ابتکار دولت باشد. این ضرورت در سیاست خارجی اهمیتی دوچندان دارد؛ عرصهای که تحولات آن منتظر فرایندهای اداری و تصمیمهای دیرهنگام نمیماند. در جهانی که یک جمله، تصویر یا توییت میتواند ظرف چند ساعت بر افکار عمومی، فضای سیاسی و حتی انتظارات بازارهای جهانی اثر بگذارد، سیاست خارجی موفق باید در کنار عقلانیت راهبردی، از شجاعت، خلاقیت و توانایی کشف و اقدام فرصت محور باشد.
فرصتمحوری به معنای نادیدهگرفتن تهدیدها نیست؛ بلکه توانایی دیدن امکاناتی است که در دل محدودیتها و بحرانها پدید میآیند. بحرانها توجه افکار عمومی را افزایش میدهند، برخی روایتهای تثبیتشده را به چالش میکشند و پنجرههایی برای ارتباط با مخاطبان تازه میگشایند. سیاست خارجی منفعل به مهار خسارت اکتفا میکند؛ اما سیاست خارجی مبتکر میکوشد توجه ایجادشده را به فرصتی برای انتقال روایت، توسعه ارتباطات و افزایش قدرت اثرگذاری کشور تبدیل کند.
جنگ رمضان برای ایران تنها صحنه بازشناسی اهمیت تنگه هرمز نبود؛ در این جنگ، بار دیگر به اهمیت مردم بهعنوان رکن اصلی امنیت ملی، نقش قدرت سخت و توان موشکی و البته قدرت روایت، کنش رسانهای و ظرفیتهای گسترده و کمترشناختهشده ایرانیان پی بردیم. این تجربه نشان داد که اگر قدرت سخت از روایت معتبر و حضور فعال رسانهای برخوردار باشد، میتوانند دوشادوش میدان منافع ملی را مانند «حسبی الله» بازنمایی کند.
یکی از تجربههای مثبت این دوره، فعالشدن ظرفیت رسانهای سفارتخانههای ایران در اوج فشار بود. برخی نمایندگیهای سیاسی کشور، برخلاف ادبیات معمول و کمتحرک گذشته، به کنشگرانی فعال در شبکههای اجتماعی تبدیل شدند. انتشار توییتهای بهموقع و تولید محتوا با استفاده از فیلم، تصویر، طنز، کاریکاتور و انیمیشن نشان داد که سفارتخانه میتواند علاوه بر مأموریتهای رسمی، به یک مرکز روایتسازی متناسب با جامعه میزبان تبدیل شود. اهمیت این تجربه در آن بود که در مواردی، پیام ایران صرفاً ترجمه نشد؛ بلکه با زبان و فرهنگ رسانهای مخاطبان کشورهای هدف و حوزه بین المللی بازآفرینی شد. بازتاب و بازنشر این محتواها نیز نشان داد که ابتکارات حاکمیت از جمله دولت، اگر با شناخت مخاطب و اختیار عمل همراه شود، میتواند ظرفیتهای نهفته دستگاه دیپلماسی را فعال کند.
کنش رسانهای اسماعیل بقایی نیز نمونهای از اهمیت جسارت در روایتسازی بود. هنگامی که خبرنگاری با پیشفرض «ابرقدرتبودن آمریکا» پرسید چرا ایران عقبنشینی نمیکند، پاسخ کوتاه سخنگوی وزارت امور خارجه ــ «ما هم یک ابرقدرت هستیم» ــ چارچوب پرسش را تغییر داد و ایران را از جایگاه بازیگری منفعل خارج کرد. این پاسخ بهدلیل صراحت، اعتمادبهنفس و قابلیت بازنشر، بیش از بسیاری از توضیحات طولانی دیده شد. در کنار این اقدامات دولت، کنش برخی مسئولان و نخبگان نیز نشان داد که میدان روایت تا چه اندازه گسترده و متنوع و البته موثر است. پاسخهای شهید علی لاریجانی به ترامپ، کوتاه، مستقیم و متناسب با منطق شبکههای اجتماعی بود. این اقدامات، بهجای سخنگفتن صرف با مخاطب داخلی، مستقیماً وارد میدان ادراکی طرف مقابل شد و نشان داد یک مقام سیاسی چگونه میتواند قواعد رسانه جدید را به خدمت پیام راهبردی بگیرداین اقدام مثبت در توییت های اقای قالیباف به ویژه موارد مربوط به بازارهای مالی قابل شناسایی بود. حضور حسن احمدیان در گفتگو های شبکه عربی به ویژه شبکه الجزیره نیز مصداقی از شجاعت و گذر از انفعال در کنش رسانهای بود. ارزش چنین حضوری دقیقاً در ورود به میدان دشوار و مواجهه با مخاطب غیرهمسو است، نه تکرار مواضع در رسانههای معمول است. مانند حضور محمد مرندی که نشان داد، روایتسازی مؤثر، تنها به یک مصاحبه وابسته نیست؛ بلکه به چهرههایی نیاز دارد که رسانهها آنها را بشناسند، به آنها دسترسی داشته باشند و بتوانند در لحظه بحران بهسرعت وارد گفتوگو شوند.
گزارش اخیر اندیشکده حکمرانی شریف، ظرفیت نخبگان و درعینحال کاستی موجود را با اعداد روشن میکند. از ۶۶۷ مشارکت رسانهای ثبتشده برای ۶۵ ایرانی در بازه جنگ 40 روزه و رسانه های مورد بررسی گزارش، ۸۴.۵۶ درصد متعلق به دانشگاهیان، پژوهشگران و تحلیلگران و تنها ۷.۰۴ درصد متعلق به مقامات و دیپلماتها بوده است. این آمار نشان میدهد نخبگان چه ظرفیت بزرگی برای تکمیل کنش رسمی دولت دارند. با وجود حضور مهم ایرانیان داخل کشور و رشد ۳۳.۴ درصدی مشارکت آنان نسبت به جنگ دوازدهروزه، فقط ۳۴.۶۳ درصد فعالیتها متعلق به افراد ساکن ایران بود؛ در مقابل، ۴۸.۵۸ درصد مشارکتها را ایرانیان مقیم آمریکا انجام دادند. با احتساب ایرانیان ساکن بریتانیا و دیگر کشورهای غربی، بخش عمده روایت مرتبط با ایران همچنان از زبان ایرانیان مستقر در غرب منتقل شد. این وضعیت، هم ظرفیت ایرانیان خارج از کشور را نشان میدهد و هم ضرورت تقویت دسترسی رسانهای چهرههای معتبر داخل ایران را.
دیپلماسی نخبگانی از همین نقطه اهمیت پیدا میکند: استفاده هدفمند از ظرفیت افراد و نهادهای معتبر علمی، فرهنگی، رسانهای، هنری، ورزشی و مذهبی برای ارتباط با افکار عمومی و نخبگان جهان. دولت باید در کنار استمرار و حرفهایسازی فعالیت رسانهای سفارتخانهها، ظرفیت روایتسازی از طریق شناسایی و پشتیبانی از چهرههای مسلط، چندزبانه و زمانشناس را توسعه دهد
درس این تجربه روشن است: بحران الزاماً پایان امکانها نیست. اگر شجاعانه سخن بگوییم، خلاقانه ابزار و مخاطب انتخاب کنیم و پیش از بحران شبکه بسازیم، میتوان توجه ایجادشده در دشوارترین شرایط را به فرصت اثرگذاری تبدیل کرد. سیاست خارجی مبتکر از محدودیت بهانه نمیسازد؛ از همان محدودیت، امکان تازه میآفریند. دیپلماسی نخبگانی نیز ابتکاری دقیقاً از همین جنس است.




علی صالحیان 