فدراسیون روسیه در قبال درگیری نظامی و آتشبس میان جمهوری اسلامی ایران و ائتلاف ایالات متحده آمریکا و اسرائیل، رویکردی چندلایه اتخاذ کرده است. این رویکرد که دربرگیرنده ابعاد گوناگون دیپلماتیک، حقوقی، اقتصادی، امنیتی و بشردوستانه است، بر چند رکن اساسی استوار شده است که شامل انتقاد شدید و ساختاری از اقدامات و ماجراجوییهای نظامی غرب، حمایت از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران و تلاش برای بازگرداندن ثبات به منطقه خاورمیانه و خلیج فارس میشود. مسکو این بحران را نهتنها یک درگیری منطقهای، بلکه نقطه عطفی در گذار از جهان تکقطبی به یک نظام چندقطبی عادلانه ارزیابی میکند.
ریشهیابی بحران و دیدگاههای بنیادین کرملین درباره ماهیت جنگ
دولت روسیه از همان نخستین روزهای آغاز این بحران، در تحلیلهای رسمی و موضعگیریهای مقامات ارشد خود، مقصر اصلی این درگیری را اقدامات غیرقانونی ایالات متحده آمریکا و متحد آن، اسرائیل، معرفی کرده است. مسکو این جنگ را نتیجه مستقیم یک روند تاریخی و ساختاری در سیاست خارجی واشینگتن میداند. از دیدگاه دستگاههای اطلاعاتی و دیپلماتیک روسیه، این درگیری نمایانگر پایان یافتن دوران جهان تکقطبی است. آلکسی پوشکوف، از سناتورهای برجسته روسی، در تحلیلهای خود این جنگ را ادامه جنگهای تکقطبی ایالات متحده در دهههای گذشته میداند. وی با اشاره به مداخلات نظامی واشینگتن در یوگسلاوی، عراق، لیبی و افغانستان، تأکید میکند که حمله به ایران نیز دقیقاً با همان الگو، بدون هیچگونه پایه و اساس قانونی و صرفاً با هدف حفظ سلطه در حال زوال و هژمونی جهانی واشینگتن برنامهریزی و اجرا شده است.
علاوه بر این، تحلیلگران ارشد امنیتی روسیه ریشه این بحران را در روانشناسی سیاسی رهبران غرب جستجو میکنند. سرگئی نارشکین، مدیر سرویس اطلاعات خارجی روسیه، به صراحت علت اصلی این درگیری ویرانگر را تفکر استعماری و ذهنیت امپریالیستی واشینگتن عنوان کرده است. به باور وی، واشینگتن همچنان با عینکی متعلق به قرون گذشته به جهان مینگرد و کشورهای مستقل را به دو طبقه کاملاً مجزا تقسیم میکند؛ طبقه نخست شامل کشورهایی است که باید به طور کامل و بیچون و چرا از دستورات و قواعد خودساخته آمریکا تبعیت کنند و استقلال سیاسی خود را در پیشگاه منافع غرب قربانی نمایند، و طبقه دوم کشورهایی هستند که در صورت پافشاری بر استقلال ملی، حاکمیت و منافع بومی خود، از دیدگاه آمریکا محکوم به نابودی نظامی، دموکراتیزاسیون اجباری و تغییر رژیم هستند.
در همین راستا، روسیه در مجامع بینالمللی و موضعگیریهای دوجانبه، بر حق طبیعی، مشروع و ذاتی جمهوری اسلامی ایران برای دفاع از خود تأکید ورزیده است. مسکو بر این باور است که تهران حق دارد با بهرهگیری از تمامی ابزارها و ظرفیتهای نظامی و دفاعی موجود، در برابر تجاوزات ایستادگی کند. همچنین، روسیه تمامی ادعاهای مطرح شده از سوی ائتلاف مبنی بر وجود تهدید هستهای از جانب ایران را که بهعنوان بهانهای برای آغاز جنگ مطرح شده بود، رد میکند. سناتور پوشکوف با ارجاع به گزارشهای نهادهای اطلاعاتی خود ایالات متحده و همچنین اظهارات مقامات آمریکایی نظیر تولسی گابارد، استدلال میکند که جمهوری اسلامی ایران هیچگونه پیشرفتی در جهت ساخت و توسعه تسلیحات اتمی نداشته است. ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت خارجه روسیه، نیز در اظهارات خود تأکید کرده است که ائتلاف غربی با ایجاد یک فضای رسانهای مسموم تلاش میکند تا افکار عمومی جهانی را از ریشههای اصلی بحران که همان خوی تجاوزگری و سلطهطلبی خودشان است، منحرف سازد.
بدبینی عمیق به روند مذاکرات صلح و هشدارهای امنیتی درباره عملیات فریب
با وجود اینکه کرملین و وزارت امور خارجه روسیه بهطور رسمی از برقراری آتشبس دو هفتهای میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا استقبال کردند و آن را نشانهای از پیروزی عقل سلیم و روزنهای برای خروج از بحران نامیدند، اما در لایههای پنهانتر و امنیتی، مسکو بهشدت نسبت به نیتهای واقعی ائتلاف غربی بدبین است. شورای امنیت فدراسیون روسیه، هشدارهای بسیار صریح و نگرانکنندهای را درباره ماهیت این مذاکرات صلح صادر کرده است. از دیدگاه این شورا، ایالات متحده و اسرائیل نه با هدف دستیابی به یک صلح پایدار، بلکه با هدف استفاده از این فرصت دیپلماتیک بهعنوان یک پوشش عملیاتی و فریبکاری استراتژیک وارد فرآیند آتشبس شدهاند تا در پناه آن، خود را برای یک عملیات نظامی زمینی و هوایی بسیار گستردهتر علیه ایران آماده سازند.
دلیل اصلی این شکاکیت، تناقض آشکار میان گفتمان دیپلماتیک واشینگتن و تحرکات نظامی پنتاگون در منطقه است. بر اساس آمارهایی که نهادهای اطلاعاتی و امنیتی روسیه منتشر کردهاند، در حال حاضر یک تجمع نظامی بیسابقه توسط ایالات متحده در خاورمیانه و در مجاورت مرزهای ایران در حال شکلگیری است. روسیه اعلام کرده است که بیش از پنجاه هزار نیروی نظامی آمریکایی در منطقه مستقر شدهاند. ترکیب این نیروها بهوضوح نشاندهنده آمادگی برای یک درگیری با شدت بسیار بالاست؛ حضور بیش از دو هزار و پانصد تفنگدار دریایی از سپاه یازدهم اعزامی، بیش از هزار و دویست چترباز از لشکر هشتاد و دو هوابرد، و استقرار نیروهای ویژه و عملیاتی نظیر یگان دلتا و هنگ هفتاد و پنج رنجر، جای شکی باقی نگذاشتهاست که پنتاگون در حال طراحی سناریوهای تهاجمی است.
جدیترین هشدار شورای امنیت روسیه، معطوف به زمانبندی حسابشده ارسال تجهیزات جدید نظامی است. گروههای ضربت دریایی جدیدی در حال حرکت به سمت منطقه درگیری هستند که از مهمترین آنها میتوان به یک گروه تهاجمی آبی-خاکی به رهبری کشتی یواساس باکسر که حامل هزاران تفنگدار دریایی است، و همچنین یک گروه ضربت به رهبری ناو هواپیمابر هستهای یواساس جورج اچ.دبلیو بوش اشاره کرد. نکتهای که مسکو بر آن انگشت میگذارد این است که زمان رسیدن این ناوگانهای جنگی به دریای عرب و آبهای مجاور ایران، دقیقاً با زمان پایان یافتن مهلت دو هفتهای آتشبس همزمان و منطبق است. تحلیلگران امنیتی روسیه بر این باورند که ائتلاف غربی در طول این دو هفته، در حال تجدید ذخایر تسلیحات ضربتی و سیستمهای پدافند موشکی خود بوده و با فعالسازی نیروهای اطلاعاتی خود، در حال شناسایی اهداف جدید است. از دید مسکو، این تحرکات گواه آن است که اگر خواستههای حداکثری واشینگتن در جریان مذاکرات محقق نشود، جنگ ممکن است پس از پایان این مهلت، با شدتی بیشتر از سر گرفته شود.
ارزیابی طرح ده مادهای ایران؛ پیروزی استراتژیک در برابر هژمونی
در جبهه دیپلماتیک و در جریان مذاکرات صلح، روسیه موضعی حمایتگرانه اما توأم با واقعبینی سیاسی نسبت به طرح ده مادهای پیشنهادی جمهوری اسلامی ایران اتخاذ کرده است. مقامات روس این طرح را نهتنها مجموعهای از مطالبات حقوقی و عادلانه میدانند، بلکه پذیرش بررسی آن توسط واشینگتن را یک موفقیت بزرگ و پیروزی دیپلماتیک چشمگیر برای تهران قلمداد میکنند. دیمیتری مدودف، نایبرئیس شورای امنیت و رئیس جمهور سابق روسیه، در تحلیلهای خود صراحتاً اعلام کرده است که وادارشدن آمریکا و شخص ترامپ به پذیرش این طرح ده مادهای بهعنوان مبنای کار در مذاکرات، به خودی خود یک پیروزی سیاسی و استراتژیک برای ایرانیان محسوب میشود. مقامات پارلمانی روسیه مانند دیمیتری نوویکوف نیز بر این باورند که این عقبنشینی واشینگتن، نشاندهنده قدرت سیستم مدیریتی، انسجام داخلی و توانمندی دفاعی تهران است که توانسته بزرگترین قدرت نظامی جهان را مجبور به حضور در پای میز مذاکره و پذیرش شروط طرف مقابل کند.
از دیدگاه روسها، مفاد اصلی این طرح، دربرگیرنده اساسیترین حقوق حاکمیتی ایران است. سرگئی میرونوف، از شخصیتهای برجسته سیاسی روسیه، تأکید دارد که اگر جمهوری اسلامی ایران بتواند این طرح را به سرانجام برساند، به صلحی دست خواهد یافت که شرایط آن به مراتب از دوران پیش از آغاز جنگ نیز برای تأمین منافع ملی ایران بهتر و مستحکمتر خواهد بود.
با این وجود، حمایت از این طرح با هشدارهایی درباره چالشهای اجرایی آن همراه است. مسکو به خوبی آگاه است که پذیرش نهایی و اجرای عملیاتی این شروط برای واشینگتن یک چالش بزرگ و بهتعبیر مدودف، امری تحقیرآمیز خواهد بود. وی استدلال میکند که تن دادن به شروطی نظیر خروج کامل نظامیان از منطقه و به ویژه پرداخت غرامت جنگی، به معنای اعتراف رسمی آمریکا به شکست کامل اهداف جنگی و فروپاشی اتوریته نظامی آن در جهان است. به همین دلیل، مقامات روس ابراز تردید میکنند که واشینگتن در نهایت زیر بار این تعهدات برود و هشدار میدهند که خطر فریبکاری و زیر میز زدن توافق توسط آمریکا و شریک منطقهایاش یعنی اسرائیل بسیار بالاست. روسیه پیشبینی میکند که اسرائیل بهعنوان بازیگری مخل، ممکن است با هدف به بنبست کشاندن این طرح صلح، اقدام به تحرکات نظامی مستقل و تحریکآمیز کند تا به اصطلاح میز شطرنج مذاکرات را به هم بریزد. در همین راستا، سرگئی لاوروف وزیر امور خارجه روسیه در رایزنیهای دیپلماتیک خود همواره تأکید کرده است که خروجی هرگونه توافق نهایی باید تضمینکننده منافع مشروع جمهوری اسلامی ایران باشد و روسیه آمادگی دارد تا تمامی ظرفیتهای میانجیگرانه خود را برای پیشبرد این ده بند به کار گیرد.
تنگه هرمز، امنیت دریاها و مقابله با قواعد خودساخته غرب
موضوع تنگه هرمز در دکترین دیپلماتیک و امنیتی روسیه در قبال این بحران، جایگاهی محوری دارد. روسیه این آبراه استراتژیک را یکی از حساسترین نقاط اشتعال درگیری میداند و مواضعی همسو با منافع ایران در این زمینه اتخاذ کرده است. هنگامی که واشینگتن اعلام کرد که بنادر و مسیرهای دریایی ایران را تحت محاصره قرار میدهد، واکنش مسکو بسیار تند و قاطع بود. ماریا زاخارووا، سخنگوی وزارت امور خارجه روسیه، صراحتاً اعلام کرد که هرگونه محاصره دریایی یک کشور مستقل بدون مجوز شورای امنیت، مغایر با نص صریح منشور ملل متحد و کنوانسیونهای حقوق دریاهاست و مسکو این اقدام آمریکا را یک جنایت و تجاوز آشکار به حقوق حاکمیتی ایران میداند. وی در انتقاد از ادبیات و رویکرد رهبران نظامی آمریکا، به سخنان پیت هگست وزیر دفاع ایالات متحده که قواعد حقوقی جنگ را مزخرف خوانده بود، تاخت و این نگرش را نشانهای از سقوط اخلاقی و تمدنی در کادر رهبری ایالات متحده توصیف کرد. روسیه معتقد است که آمریکا با چنین رویکردهایی قصد دارد بهجای حقوق بینالملل، قواعد خودساخته خود را بر جهان تحمیل کند.
در مقابل، روسیه به قدرت ژئوپلیتیک ایران در این منطقه اعتراف و از آن حمایت میکند. مدودف قدرت و توانایی جمهوری اسلامی ایران در بستن و کنترل تنگه هرمز را معادل در اختیار داشتن یک سلاح هستهای دانست که پتانسیل تأثیرگذاری و تخریب آن بر اقتصاد و فرآیندهای مالی جهانی تقریباً نامحدود و تمامنشدنی است. در عین حال، مسکو از رفتار مسئولانه تهران قدردانی کرده است؛ چرا که پس از مسدود شدن اولیه این تنگه، ایران به سرعت اجازه عبور ایمن را برای ناوگان تجاری و نفتکشهای کشورهای دوست، از جمله روسیه صادر کرد.
در همین راستا، روسیه مخالفت خود را با هرگونه ابتکار غربی برای مداخله در تنگه هرمز اعلام کرده است. به طور مشخص، ابتکار مشترک فرانسه و بریتانیا برای برگزاری نشست سران درباره دریانوردی آزاد در تنگه هرمز، با وتوی سیاسی و دیپلماتیک مسکو مواجه شد. والنتینا ماتوینکو، رئیس شورای فدراسیون روسیه، با تبیین دلایل این مخالفت تأکید کرد که این طرح اروپایی هیچ ارتباطی با دغدغههای واقعی حقوق بینالملل و امنیت منطقهای ندارد. از دیدگاه روسیه، این ابتکار صرفاً پوششی استعماری برای پیگیری منافع ملی و اقتصادی پاریس و لندن و ابزاری خطرناک برای افزایش و مشروعیتبخشی به حضور نظامی غرب در خلیج فارس است.
پیامدهای اقتصادی جهانی و نقش استراتژیک انرژی روسیه
روسیه بهعنوان یکی از قدرتهای حوزه انرژی، پیامدهای اقتصادی و ژئوپلیتیک این جنگ را رصد میکند. تحلیلهای اقتصادی ارائهشده توسط مقامات کرملین تصویری تیره و تار از آینده اقتصاد جهانی در صورت تداوم این بحران ترسیم میکند. مقامات ارشد اقتصادی نظیر کیریل دمیتریف پیشبینی کردهاند که بهدلیل بحران بیسابقه در سمت عرضه که مستقیماً ناشی از درگیری نظامی با ایران و ناامنی مسیرهای انتقال در خلیج فارس است، قیمت جهانی نفت خام پتانسیل آن را دارد که در آیندهای بسیار نزدیک از مرز 150 دلار در هر بشکه عبور کند. میخائیل میشوستین، نخستوزیر روسیه، در گزارشهای خود تأکید کرده است که این جنگ باعث خروج حدود ده درصد از کل تولید جهانی هیدروکربنهای مایع از بازارهای مصرف شده است، رویدادی که به تورم لجامگسیخته در سطح جهانی، بهویژه در کشورهای غربی، دامن زده و فرآیندهای تجاری را دچار اختلالات بنیادین کرده است که بازسازی آنها نیازمند زمان و سرمایهگذاریهای نجومی خواهد بود.
در این وضعیت، کرملین معتقد است که جایگاه استراتژیک روسیه در بازارهای جهانی انرژی و کالا تقویت خواهد شد. با توجه به ناامن شدن آبراههای خاورمیانه، مسکو بر این باور است که بازارهای جهانی چارهای جز بازگشت به روسیه نخواهند داشت. این مسئله تنها محدود به حوزه نفت و گاز نیست، بلکه شامل تأمین امنیت غذایی از طریق صادرات غلات و همچنین محصولات استراتژیکی نظیر کودهای شیمیایی نیز میشود.
تداوم همکاریهای هستهای، وضعیت نیروگاه بوشهر و پرونده اورانیوم غنیشده
علیرغم شرایط جنگی و مخاطرات بالای امنیتی، روسیه تلاش کرده تا به تعهدات فنی و هستهای خود در قبال جمهوری اسلامی ایران پایبند بماند. یکی از مهمترین چالشها در این زمینه، حفظ امنیت متخصصان روسی شاغل در نیروگاه اتمی بوشهر بود. الکسی لیخاچف، رئیس شرکت دولتی روساتم، در گزارشی مستقیم به ولادیمیر پوتین اعلام کرد که عملیات پیچیده چرخش نهایی پرسنل در نیروگاه بوشهر با موفقیت انجام شده است. در جریان این عملیات، 108 نفر از متخصصان روسی ایستگاه را ترک کردهاند و تنها یک گروه 20 نفره از کارکنان کلیدی برای حفاظت از تجهیزات حساس و تداوم ارتباطات فنی با طرف ایرانی در محل نیروگاه باقی ماندهاند.
در خصوص سرنوشت اورانیوم غنیسازی شده موجود در ایران، کرملین بار دیگر پیشنهاد رسمی خود مبنی بر پذیرش و انتقال این مواد به خاک روسیه را روی میز قرار داده است. دیمیتری پسکوف، سخنگوی کرملین تأکید کرده است که این پیشنهاد همچنان به قوت خود باقی است و میتواند بهعنوان راهحلی برای کاهش تنشها مورد استفاده قرار گیرد. با این حال، لاوروف تصریح کرد که مسکو در این زمینه هیچگونه فشاری بر تهران وارد نخواهد کرد و هر تصمیمی را که حاکمیت ایران در مورد اورانیوم غنیسازی شده خود اتخاذ کند، اعم از خروج آن به مقصد روسیه، حفظ آن در داخل خاک خود، یا هر روش فنی دیگر، خواهد پذیرفت. روسیه همچنین فاش کرده است که تاکنون این ایالات متحده بوده که با پیشنهاد انتقال اورانیوم مخالفت کرده و مانع از دستیابی به یک توافق فنی در این حوزه شده است.
ابعاد بشردوستانه و انتقاد از استانداردهای دوگانه غرب
در حوزه انسانی و حمایت از غیرنظامیان، مواضع روسیه آمیختهای از اقدامات عملی و انتقادات کوبنده اخلاقی علیه غرب بوده است. در سطح کنسولی، مسکو با فعالسازی یک عملیات لجستیکی عظیم، موفق شد بیش از شصت هزار نفر از اتباع خود را از منطقه، بهویژه از مبدأ ایران و امارات، تخلیه کند. همچنین، روسیه با هماهنگی جمعیت هلال احمر ایران چندین محموله کمکهای امدادی به وزن بیش از 51 تن، شامل اقلام ضروری نظیر روغن آفتابگردان، مواد بهداشتی اولیه و داروهای مورد نیاز را برای کمک به آسیبدیدگان جنگ به ایران ارسال کرده است.
اما در عرصه دیپلماسی عمومی، روسیه حملات بیسابقهای را متوجه رویکرد حقوق بشری غرب کرده است. مسکو، واشینگتن، تلآویو و رسانههای جریان اصلی غرب را بهدلیل اتخاذ استانداردهای دوگانه و نادیده گرفتن عامدانه رنج و تلفات غیرنظامیان در ایران مورد انتقاد قرار داده است. واسیلی نبنزیا، نماینده دائم روسیه در سازمان ملل، در صحن این سازمان با ارائه آماری از کشته شدن قریب به دو هزار نفر از شهروندان غیرنظامی ایرانی، شامل زنان و کودکان، در اثر حملات هوایی و موشکی ائتلاف، خواستار پاسخگویی بینالمللی عاملان این کشتار شد. والنتینا ماتوینکو بمباران مدرسه میناب را یک فاجعه و تراژدی واقعی نامید که هیچگونه توجیه سیاسی، نظامی و اخلاقی ندارد و تنها با هدف ایجاد وحشت عمومی و فروپاشی نظام اجتماعی ایران انجام شده است. ماریا زاخارووا نیز رفتار رسانههای غربی در بایکوت کردن اخبار مربوط به کودکان قربانی ایرانی را مصداق بارز سفیدنمایی استراتژیک دانست. روسیه بر این باور است که بمباران کور زیرساختهای مدنی، بیمارستانها و مراکز آموزشی، نقض فاحش کنوانسیونهای ژنو است که باید در دادگاههای بینالمللی مورد پیگرد قرار گیرد.
شبکه ارتباطات دیپلماتیک و مهار بازیگران مخل
از آغاز بحران، ماشین دیپلماسی روسیه برای جلوگیری از گسترش ابعاد جنگ فعال شده است. ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، شخصاً هدایت این دیپلماسی را بر عهده گرفته و با برقراری تماسهای تلفنی مداوم با سران کشورهای درگیر و بازیگران منطقهای از جمله رئیس جمهور ایران، مسعود پزشکیان، ترامپ در آمریکا، و سران کشورهای حوزه خلیج فارس نظیر عربستان سعودی، امارات، قطر و بحرین، تلاش کرده است تا ضمن مدیریت سطح تنش، بسترهای لازم برای بازگشت به میز دیپلماسی را فراهم آورد.
در سطح چندجانبه و بینالمللی نیز مسکو رویکردی مبتنی بر هماهنگی با متحدان شرقی خود در پیش گرفته است. روسیه در همکاری با چین، جبههای مشترک را در شورای امنیت سازمان ملل متحد تشکیل دادهاند تا در برابر هرگونه تلاش برای صدور قطعنامههای یکجانبه، مغرضانه و ضدایرانی ایستادگی کنند. برای نمونه، روسیه و چین در برابر قطعنامه پیشنهادی بحرین که قصد داشت تمامی تقصیرها را متوجه ایران کند مقاومت کرده و با استفاده از حق وتو، خواستار توجه جامعه جهانی به ریشههای واقعی بحران و اقدامات تحریکآمیز ائتلاف غربی شدند. روسیه علاوه بر این، موضوع یافتن یک واکنش مشترک و یکپارچه به این درگیریها را در دستور کار بریکس، اتحادیه کشورهای مستقل مشترکالمنافع و سازمان همکاری شانگهای قرار داده است.
نگاه روسیه به اسرائیل به عنوان یکی از اعضای اصلی ائتلاف متجاوز، نگاهی انتقادی است. کرملین اسرائیل را بازیگری مخل، غیرقابل پیشبینی و رادیکال میداند که لزوماً در تمام ابعاد با استراتژیهای کلان آمریکا هماهنگ نیست. مدودف بر این باور است که از آنجا که تلآویو نتوانسته در این کارزار نظامی به اهداف بلندپروازانه خود دست یابد، هر لحظه ممکن است با انجام یک اقدام تحریکآمیز مستقل، آتشبس شکننده فعلی را بشکند و منطقه را مجدداً به ورطه جنگی تمامعیار بکشاند. سرگئی لاوروف نیز اعتقاد این رژیم به لزوم نابودی فیزیکی و ساختاری ایران را هدفی کاملاً غیرقابل درک، توهمآمیز و فاقد هرگونه وجاهت انسانی و تمدنی توصیف کرده است.
طرح مسکو: مفهوم امنیت جمعی در منطقه خلیج فارس
روسیه پیشنهاد محوری خود را تحت عنوان مفهوم تأمین امنیت جمعی در منطقه خلیج فارس برای تضمین صلح و ثبات پایدار روی میز قرار داده است. روسیه معتقد است که ریشه اصلی تمامی بحرانهای خاورمیانه، مداخلات خارجی و تلاش قدرتهای فرامنطقهای برای دیکتهکردن نظم امنیتی خود بر کشورهای منطقه است. بنابراین، مسکو خواستار گذار از دوران حاکمیت قدرت و نظم مبتنی بر قواعد غربی، به دوران حاکمیت قانون و بازگشت به اصول بنیادین منشور ملل متحد است.
این طرح بر چند رکن اساسی استوار است. نخستین رکن، مشارکت فراگیر، بومی و بدون استثنای تمامی کشورهای ساحلی خلیج فارس است. سرگئی لاوروف تأکید دارد که هرگونه معماری امنیتی در این منطقه باید با حضور و مشارکت فعال جمهوری اسلامی ایران در کنار همسایگان عرب آن شکل بگیرد و هر طرحی که قصد داشته باشد ایران را از معادلات امنیتی حذف کند، از پیش محکوم به شکست است. رکن دوم، نقش قدرتهای فرامنطقهای است؛ روسیه پیشنهاد میکند که بازیگران جهانی، از جمله آمریکا، اروپا، چین و خود روسیه، نباید به دنبال مداخله نظامی، تشکیل بلوکهای متخاصم و ایجاد بحرانهای ساختگی باشند، بلکه باید منحصراً در جایگاه حامیان و تضمینکنندگان دیپلماتیک این روند بومی ایفای نقش کنند.
رکن سوم این ابتکار، تأکید بر اصل امنیت برابر و غیرقابل تقسیم است. والنتینا ماتوینکو توضیح میدهد که امنیت در خلیج فارس نباید علیه هیچ کشوری جهتگیری شود؛ امنیت یک کشور هرگز نباید به قیمت ناامنی، تهدید و تجاوز به تمامیت ارضی کشور دیگری تأمین گردد. رکن چهارم، پیوند ناگسستنی میان امنیت فیزیکی و توسعه اقتصادی است. مسکو بر این باور است که بازگشت به عملکرد عادی و امن در آبراههای مهمی نظیر تنگه هرمز، نه از طریق اعزام ناوگانهای جنگی بیگانه، بلکه از طریق حلوفصل سیاسی اختلافات میسر است. این امنیت اقتصادی برای تضمین جریان آزاد انرژی، مواد غذایی و جلوگیری از فروپاشی بازارهای جهانی امری حیاتی است و در نهایت، بخشی از پازل بزرگتر پوتین برای شکلدهی به توسعه مشارکت بزرگ اوراسیا و ایجاد یک معماری امنیت جهانی چندقطبی نوین به شمار میرود.
جمعبندی
در یک نگاه کلی و راهبردی، مواضع روسیه در قبال این بحران نشاندهنده یک تغییر پارادایم جدی در سیاست خارجی مسکو و تقابل آشکار با هژمونی در حال افول غرب است. روسیه در این درگیری در قامت حامی جمهوری اسلامی ایران و مدافع سرسخت حقوق بینالملل ظاهر شده است. مسکو ضمن حمایت از طرح ابتکاری ده مادهای ایران و تأکید بر حق مشروع دریافت غرامت و حفظ حاکمیت بر آبراههای استراتژیک، با بدبینی عمیق به تحرکات نظامی ائتلاف آمریکا و اسرائیل مینگرد و هشدار میدهد که هرگونه فریبکاری در مذاکرات و از سرگیری جنگ، تبعات ویرانگر و جبرانناپذیری در سطح جهانی، بهویژه در بازارهای انرژی و امنیت غذایی به همراه خواهد داشت. از دیدگاه کرملین، تنها راه خروج قطعی از این بحران، دست کشیدن غرب از تفکر استعماری و یکجانبهگرایی، تندادن به مطالبات مشروع تهران، و حرکت جدی به سمت معماری نوین «امنیت جمعی در خلیج فارس» با مشارکت فعال و بومی قدرتهای منطقهای است؛ روندی که در نهایت میتواند پایههای یک جهان چندقطبی، عادلانه و باثبات را مستحکم سازد.




محمدحسین معصومزاده 