سعیده داریهوا دانشجوی دکتری دانشکده فلسفه، دانشگاه بلگراد (تاشکند، ازبکستان)، پژوهشگر مهمان اندیشکده حکمرانی شریف در یادداشتی نوشته است :
روابط ایران و ازبکستان در گذشته: تاریخچه کوتاهی از دوره سردی
از دوران باستان، ایران (پارس) و کشورهای واقع در منطقه آسیای مرکزی نوین، بهویژه ازبکستان، از نظر فرهنگی، تجاری، اقتصادی و بسیاری از عوامل مهم دیگر دارای روابط دیپلماتیک بودهاند.
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی، آسیای مرکزی جایگاه مهمی، هرچند غالباً ثانویه، در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به خود اختصاص داده است. با این حال، تغییرات در محیط ژئوپلیتیک جهانی از اوایل دهه ۲۰۲۰، بهویژه بحران خاورمیانه در سال ۲۰۲۵ و تشدید تحریمهای غرب علیه ایران، تهران را وادار کرده است تا توجه استراتژیک خود را به سمت همسایگان شمالیاش معطوف کند. در این راستا، سفرهای رسمی مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران به قزاقستان و ترکمنستان در دسامبر ۲۰۲۵، بهطور گستردهای بهعنوان نقطه اوج و ملموسترین مظهر استراتژی «نگاه به شمال» ایران در نظر گرفته میشود. این دیدارها صرفاً تعاملات دیپلماتیکِ معمول نبودند، بلکه تلاشی استراتژیک از سوی تهران برای خروج از حلقه فزاینده انزوا و فشارها به شمار میرفتند.
همانطور که میدانیم، منطقه آزاد و قطب اقتصادی «آیریتوم[1]» در منطقه سرخاندریا، در مرز ازبکستان و افغانستان وجود دارد. برخی از اقتصاددانان ازبکستان و ایران پیشنهاد میکنند که قطب مشابهی در منطقه بخارا برای تاجران ایرانی ساخته شود و همانطور که در سنگاپور انجام شد، آنها را حداقل به مدت ۳ سال از پرداخت مالیات معاف کنند. افزون بر این، همکاریهای امنیتی یکی از مهمترین عوامل بین دو کشور است. در سالهای اخیر، رایزنیهای سیاسی و امنیتی مستمری بین مقامات ایران و ازبکستان در خصوص تحولات افغانستان و نوع مواجهه با حکومت طالبان وجود داشته است. مشکلات مشترکی مانند فراگیر نبودن دولت طالبان (عدم تشکیل دولت فراگیر)، بیثباتی و ناامنی گسترده، باعث نگرانی و نارضایتی ایران و ازبکستان شده است.
بحران سال ۲۰۲۵ خاورمیانه و تأثیر آن بر ازبکستان
رویارویی نظامی که در اواسط ژوئن ۲۰۲۵ بین اسرائیل و ایران درگرفت و بعدها با عنوان «جنگ دوازده روزه» شناخته شد، پیامدهای ژئوپلیتیکی فوری و گستردهای برای آسیای مرکزی داشت. حملات هوایی گسترده اسرائیل علیه تأسیسات هستهای و پایگاههای نظامی ایران که به دنبال آن عملیات نظامی ایالات متحده با نام «عملیات چکش نیمهشب» انجام شد، درگیریها را به طور قابلتوجهی تشدید کرد. شلیک تلافیجویانه صدها پهپاد و موشک توسط ایران به سمت خاک اسرائیل، نگرانیها مبنی بر گسترش این درگیری به کل منطقه را بیش از پیش افزایش داد.
ایران همچنین حضور فزاینده اسرائیل در آسیای مرکزی را یک نگرانی امنیتی مهم میداند. طی چند دهه گذشته، اسرائیل روابط نزدیک اقتصادی، فناوری و نظامی با کشورهایی مانند قزاقستان، جمهوری آذربایجان و ازبکستان برقرار کرده است. قزاقستان همچنان یک تأمینکننده مهم نفت برای اسرائیل به شمار میرود، در حالی که جمهوری آذربایجان به یکی از شرکای اصلی دفاعی اسرائیل تبدیل شده و در تهران بهطور گستردهای به عنوان یک متحد استراتژیک علیه ایران در نظر گرفته میشود. مقامات ایرانی مکرراً فعالیتهای در حال گسترش اسرائیل در آسیای مرکزی را به عنوان بخشی از یک استراتژی گستردهتر با هدف مهار ایران به تصویر میکشند. در نتیجه، تهران دیپلماسی امنیتی خود را تشدید کرده و بارها به دولتهای آسیای مرکزی در مورد تعمیق همکاریهای نظامی با اسرائیل هشدار داده است، با این ادعا که اسرائیل به دنبال ایجاد شبکههای اطلاعاتی و تأسیسات نظامی در سراسر این منطقه است.
از زمان جنگ، تهران تلاشهای خود را برای تقویت همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی با کشورهای آسیای مرکزی، بهویژه در زمینههای امنیت مرزی، مبارزه با تروریسم و تبادل اطلاعات شدت بخشیده است. هدف گستردهتر ایران، کاهش نفوذ منطقهای اسرائیل و در عین حال، نزدیکتر کردن کشورهای آسیای مرکزی به چارچوب امنیتی خود است. همچنین باید به سطح بسیار بالایی از همدلی با مردم ایران در شبکههای اجتماعی اشاره کرد؛ بهویژه اذعان به روحیات میهندوستانه و شجاعت آنها.
برای بهبود روابط در تمامی زمینهها بین دو کشور، گامهای زیر پیشنهاد میشود:
اول از همه، افتتاح شعبههای نهادهایی چون بنیاد فردوسی است که در آنها متخصصان در کنار آموزش زبان فارسی، به تبیین تاریخ فرهنگ و ذهنیت ایرانی بپردازند. هنوز هم در میان برخی از گروههای جامعه ازبکستان سوءتفاهمهایی درباره تاریخ تشیع وجود دارد، اگرچه پس از جنگِ آوریل ۲۰۲۶، اکثریت مردم شروع به ابراز احترام و علاقه عمیق به ایرانیان کردند. اما برخی از افراطگرایان از عربستان سعودی همچنان از فقدان آگاهی نسبت به تاریخ شیعه و ایرانی در اذهان عمومی سوءاستفاده میکنند تا تصویری تاریک از آنها برای مسلمانان محلی ترسیم کنند.
ایجاد منطقه آزاد در مناطق بخارا یا خوارزم میتواند گام بعدی برای تقویت روابط اقتصادی و جلب اعتماد طرف ایرانی برای همکاریهای آینده باشد. و البته، تجارت موفق نیازمند انتقال امن پول است. در حال حاضر، جابهجایی پول بین ایران و ازبکستان به دلیل محدودیتهای بانکی دشوار است. هر دو کشور باید پیوندهای بانکی مستقیم ایجاد کنند. با ایجاد یک سیستم تهاتر تحت حمایت دولت، ازبکستان میتواند مازاد محصولات کشاورزی، پنبه و اورانیوم خود را مستقیماً با محصولات پتروشیمی، پلاستیک و مصالح ساختمانی ایران مبادله کند، بدون اینکه پولی جابهجا شود. بانکهای بزرگ ازبکستان برای محافظت از دسترسی خود به دلار آمریکا و سوئیفت از همکاری با ایران اجتناب میکنند. اقدام پیشنهادی: تعیین یک یا دو بانک کوچک و محلی ازبک که در سطح جهانی فعالیت نمیکنند، برای مدیریت این تجارت. این بانکها میتوانند با استفاده از ارزهای محلی (ریال و سوم) مستقیماً به شبکه بانکی «شتاب» ایران متصل شوند تا تراکنشهای تجاری کوچک تا متوسط را به صورت ایمن انجام دهند.
هر دو کشور میتوانند با اولویت دادن به چهار گام کلیدی، روابط خود را تعمیق بخشند: گسترش دسترسی بندری برای تجارت آسیای مرکزی، راهاندازی سرمایهگذاریهای مشترک در حوزه نفت و گاز، تقویت شبکههای بانکی برای انجام تراکنشها و دور زدن تحریمها، و افزایش گردشگری از طریق پیوندهای تاریخی و فرهنگی.




