محمدحسین معصوم زاده، پژوهشگر ارشد گروه بین الملل اندیشکده حکمرانی شریف در یادداشتی نوشته است:
بیست و نهمین مجمع اقتصادی بینالمللی سنپترزبورگ (SPIEF) که از تاریخ ۳ تا 6 ژوئن سال ۲۰۲۶ میلادی مصادف با ۱۳ تا ۱۶ خرداد سال ۱۴۰۵ هجری شمسی در مرکز نمایشگاهی و کنوانسیون اکسپوفوروم برگزار شد، به نقطه عطفی در تدوین استراتژیهای کلان برای عبور از هژمونی اقتصادی غرب بدل گشت. این رویداد عظیم که با شعار «گفتگوی عملگرایانه: مسیر آیندهای پایدار» آغاز به کار کرد، در محافل تحلیلی جهان به عنوان «داووس روسیه» شناخته میشود. با این حال، در شرایطی که فشارهای تحریمی و تقابلات ژئوپولیتیک به بالاترین سطح خود در دهههای اخیر رسیده است، مجمع سال ۲۰۲۶ به پلتفرمی کمنظیر برای تجمیع ارادههای سیاسی و اقتصادی کشورهای همسو در بلوک شرق و جنوب جهانی تبدیل شد. رکوردهای ثبت شده در این دوره نشاندهنده شکست سیاست انزوای مسکو است؛ حضور بیش از ۲۴۵۰۰ شرکتکننده از ۱۴۲ کشور جهان، تصویری روشن از تکثرگرایی در اقتصاد بینالملل ارائه داد. دستاورد مالی این گردهمایی نیز با امضای حداقل ۱۰۸۴ توافقنامه کلان و استراتژیک به ارزش بیش از ۶.۶ تریلیون روبل، معادل تقریبی ۹۰.۴۳ میلیارد دلار، پیام روشنی به نظام اقتصاد بینالملل مخابره کرد. این حجم عظیم از سرمایهگذاری، نشاندهنده اعتماد مجدد و پایدار سرمایهگذاران به بازار روسیه و شکلگیری شبکههای درهمتنیده تجاری در خارج از سیطره دلار است. حضور هیئتهای رسمی از ایالات متحده آمریکا برای نخستین بار در ۱۰ سال گذشته و همچنین حضور بسیار پررنگ کشورهای موسوم به جنوب جهانی از قارههای آسیا، آفریقا و منطقه خاورمیانه، نشان از تغییر بنیادین موازنه قدرت و رویکرد پراگماتیک کشورها در تأمین منافع ملی خود دارد.
محورهای استراتژیک و معماری پنلهای تخصصی
برنامه تجاری و ساختار محتوایی این مجمع با دربرگرفتن بیش از ۱۵۰ جلسه موضوعی تخصصی در پنج محور راهبردی سازماندهی شده بود که هر یک بخش مهمی از پازل اقتصاد آینده جهان را تکمیل میکردند.
محور نخست، به بررسی اقتصاد جهانی در میانه تقابل یا همکاری اختصاص داشت. در این بخش، تمرکز اصلی بر فروپاشی نظم تکقطبی و شکلگیری و تثبیت بلوکهای جدید قدرت اقتصادی نظیر گروه بریکس و سازمان همکاری شانگهای بود. تحلیلگران در این نشستها تأکید کردند که گروه بریکس اکنون به تنهایی مسئول تولید ۴9% از رشد سالانه تولید ناخالص داخلی جهانی است، در حالی که سهم کشورهای گروه هفت به عدد ضعیف ۱8% تقلیل یافته است.
محور دوم، تغییرات ساختاری در اقتصاد روسیه را مورد واکاوی قرار داد و مدلهای رشد اقتصادی در شرایط تحریمهای جامع، سرمایهگذاری مجدد ملی و بازگشت به نرخ رشد مثبت را بررسی کرد.
محور سوم، تحت عنوان فناوریهای شکلدهنده آینده، به مباحث بنیادین حاکمیت تکنولوژیک، پلتفرمهای دیجیتال ملی، هوش مصنوعی و استفاده از ارزهای دیجیتال در پرداختهای بینالمللی پرداخت.
محورهای چهارم و پنجم نیز به ترتیب بر نقش جامعه در عصر فناوریهای نو و همچنین محیط زیست، کیفیت زندگی، امنیت غذایی و انرژی متمرکز بودند. در این بخشهای پایانی، نقش راهبردی قطب شمال و مسیر دریایی شمال به عنوان جایگزینهای امن برای لجستیک جهانی به تفصیل مورد بحث قرار گرفت.
مانیفست پنجم ژوئن: تحلیل سخنرانی کلیدی ولادیمیر پوتین
نشست عمومی مجمع در تاریخ ۵ ژوئن با حضور ولادیمیر پوتین، رئیسجمهوری روسیه، به مثابه رونمایی از مانیفست اقتصاد سیاسی جهان چندمرکزی بود. این سخنرانی که قلب تپنده مجمع محسوب میشد، با رویکردی کاملاً تهاجمی نسبت به اقتصادهای غربی و در عین حال تدافعی و حمایتی نسبت به دستاوردهای اقتصاد داخلی روسیه ایراد گردید. پوتین با استناد به شاخصهای کلان اقتصادی، بر تابآوری شگفتانگیز اقتصاد کشورش تأکید ورزید و اعلام کرد که بدهی عمومی روسیه در سطح بسیار پایین ۱۶.4% از تولید ناخالص داخلی کنترل شده است. وی این رقم را با بدهیهای انباشته بالای ۸۰% در اتحادیه اروپا مقایسه کرد تا سلامت و پایداری مالی روسیه را به رخ بکشد. علاوه بر این، اعلام نرخ تورم پیشبینی شده ۵.۲% برای سال ۲۰۲۶ و تأکید بر ادامه رشد تولید ناخالص داخلی، خط بطلانی بر نظریه فروپاشی اقتصادی روسیه بود.
در بخش دیگری از این سخنرانی، پوتین با انتقاد شدید از سیاستهای اروپا، به خسارت ۳ تریلیون یورویی قاره سبز ناشی از قطع وابستگی شتابزده به انرژی روسیه اشاره کرد. او سیستم حقوقی و مالی غرب را بهدلیل مسدود کردن داراییهای حاکمیتی کشورها، سیستمهایی غیرقابل اعتماد و بیاعتبار خواند. پیام سیاسی و ژئوپولیتیک این سخنرانی کاملاً شفاف بود؛ پوتین اعلام کرد که دنیای مبتنی بر قواعد قدیمی فروریخته است و روسیه، در کنار متحدانش در جنوب جهانی، در حال رهبری یک گذار تاریخی به سوی ایجاد یک نظم اقتصادی عادلانه، چندقطبی و مستقل است.
طراحی زیرساختهای مالی موازی و راهبرد دلارزدایی در چارچوب بریکس
یکی از حیاتیترین مباحث مطرح شده در مجمع سنپترزبورگ ۲۰۲۶، عبور از شعارهای سیاسی پیرامون دلارزدایی و ورود به فاز عملیاتی و زیرساختی آن بود. تجربه قطع دسترسی به سیستم پیامرسان بانکی سوئیفت برای کشورهای تحت تحریم، این ادراک راهبردی را در میان قدرتهای نوظهور ایجاد کرده است که وابستگی به شریانهای مالی غربی، بزرگترین تهدید برای امنیت ملی آنهاست. از این رو، نشستهای تخصصی مجمع به کارگاهی برای توسعه زیرساختهای مالی جدید بریکس تبدیل شد. محور اصلی این گفتگوها، توسعه پلتفرمهای پرداخت فرامرزی مبتنی بر فناوری دفتر کل توزیعشده و بلاکچین بود تا امکان دور زدن کامل سیستمهای تحت کنترل خزانهداری آمریکا فراهم شود. در این راستا، تقویت نقش بانک توسعه نوین بریکس و ایجاد مکانیزمهای ذخیره احتیاطی برای افزایش تابآوری در برابر شوکهای تحریمی، مورد توافق قرار گرفت. همچنین، تمرکز ویژهای بر تعاملپذیری میان ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی اعضای بریکس صورت پذیرفت تا تراکنشهای تجاری بدون نیاز به تبدیل به دلار یا یورو و در یک بستر کاملاً مستقل و شفاف برای اعضا، تسهیل گردد.
نقش محوری عربستان سعودی و حضور فعال ریاض در مجمع
دینامیک قدرت در مجمع امسال با حضور بسیار فعال و برجسته عربستان سعودی ابعاد جدیدی یافت. هیئت بلندپایه سعودی با مشارکت در بیش از ۱۸ رویداد موضوعی و انجام بالغ بر ۱۰۰ نشست دوجانبه، نقش خود را بهعنوان شریک غیرقابل چشمپوشی روسیه در نظم نوین جهانی تثبیت کرد. این حضور فعالانه منجر به امضای حدود ۳۰ توافقنامه همکاری و سرمایهگذاری کلان در حوزههای حساسی چون امنیت انرژی، توسعه فناوریهای نوین و زیرساختهای ترانزیتی میان مسکو و ریاض شد.
گزارشهای اقتصادی منتشر شده در حاشیه این مجمع نشان میدهد که حجم تجارت دوجانبه روسیه و عربستان با رشدی چشمگیر به رقم ۴ میلیارد دلار نزدیک شده است. اگرچه معاهده رسمی سرمایهگذاری دوجانبه میان این دو کشور هنوز به طور رسمی در پایگاه کنفرانس تجارت و توسعه سازمان ملل متحد ثبت نهایی نشده است، اما حجم و تنوع توافقات اخیر در سنپترزبورگ نشاندهنده اراده جدی دو طرف برای تقویت چارچوبهای حقوقی و تسهیل سرمایهگذاریهای متقابل و بلندمدت است.
آسیبشناسی حضور کمرنگ ایران و الزامات راهبردی در نظم نوین
با وجود آنکه جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یکی از متحدان استراتژیک روسیه، قلب تپنده کریدور شمال-جنوب و عضو جدید گروه بریکس شناخته میشود، اما شواهد میدانی، سطح هیئتهای اعزامی و خروجی قراردادها نشان از حضور کمرنگ و غیرمنتظره ایران در مجمع ۲۰۲۶ داشت. در حالی که رقبای منطقهای نظیر عربستان سعودی با استفاده حداکثری از این پلتفرم در حال بازتعریف جایگاه اقتصادی خود بودند، غیبت هیئتهای تجاری قدرتمند و عدم انعقاد قراردادهای مگاپروژه از سوی ایران، تعجب بسیاری را برانگیخت. با توجه به اهمیت حیاتی این مجمع، تبعات این حضور کمرنگ و الزامات جبران آن را در قالب محورهای زیر ارزیابی میگردد:
- خطر حاشیهنشینی در کریدورهای ترانزیتی: در شرایطی که مباحث مربوط به مسیر دریایی شمال و کریدورهای جایگزین با شدت در مجمع پیگیری میشد، عدم ارائه برنامهای مدون از سوی ایران برای تسریع در پروژه ریلی رشت-آستارا، توسعه پسکرانههای بندر چابهار و بهطور کلی توسعه راهگذر بینالمللی شمال-جنوب میتواند به انتقال مسیرهای ترانزیتی رقبا و از دست رفتن جایگاه هاب لجستیکی کشور در مسیر این کریدور منجر شود.
- از دست رفتن فرصتهای طلایی جذب سرمایه: حضور غولهای انرژی نظیر گازپروم و روسنفت، فرصتی بینظیر برای جذب سرمایه در میادین مشترک نفت و گاز بود. حضور کمرنگ بخش خصوصی و دولتی ایران در پنلهای سرمایهگذاری، باعث شد تا بخش عمده این سرمایههای سرگردان به سمت سایر کشورهای خاورمیانه و آسیای مرکزی هدایت گردد.
- کندی در همگرایی با معماری مالی جایگزین: در حالی که اعضای اصلی بریکس در حال رونمایی از پلتفرمهای پرداخت بلاکچینی و دور زدن سوئیفت بودند، عدم مشارکت فعال تیمهای فنی و بانکی ایران در این کارگروهها، پیوند خوردن اقتصاد کشور به این سیستمهای ضدتحریمی جدید را با تأخیر مواجه خواهد ساخت.
- عقبماندگی در دیپلماسی انرژی منطقهای: مانور قدرتمندانه محور ریاض-مسکو در تنظیم سیاستهای کلان انرژی نشان داد که غیبت دیپلماسی فعال و کنشگرانه، میتواند به انزوای سیاستگذاری انرژی کشور در ائتلافهای جدید جهانی نظیر اوپک پلاس منجر گردد.
جمعبندی
مجمع اقتصادی بینالمللی سنپترزبورگ در سال ۲۰۲۶، آینهای از تغییرات بنیادین در ساختار اقتصاد جهانی بود و به وضوح نشان داد که مرکز ثقل تولید ثروت و پویایی اقتصادی، با سرعتی غیرقابل بازگشت در حال حرکت از محور یورو-آتلانتیک به سمت شرق و پهنه جنوب جهانی است. برای کشورهای مستقل، این رویداد عظیم به مثابه یک سنگر مستحکم دیپلماتیک برای بیاثر کردن دائمی رژیم تحریمها و تعریف نقشی جدید و محوری در زنجیره تأمین کلان جهانی عمل کرد. انعقاد قراردادهایی به ارزش بیش از ۹۰ میلیارد دلار در این مجمع، پیامی به بازارهای جهانی فرستاد که اقتصادهای تحت تحریم در حال خلق ساختارها و نهادهای موازی و قدرتمندی هستند که به زودی انحصار غرب را در هم خواهد شکست.
با این وجود، ارزیابیها نشان میدهد که جمهوری اسلامی ایران نتوانست متناسب با ظرفیتهای ژئوپولیتیک خود از این پلتفرم بهرهبرداری نماید. بهرهبرداری حداکثری ایران از این گذار تاریخی، منوط به بیداری از خواب انفعال، جبران سریع حضور کمرنگ دیپلماتیک-اقتصادی، تسریع در تکمیل زیرساختهای استراتژیک ترانزیتی و اتخاذ یک دیپلماسی اقتصادی عملگرایانه و تهاجمی است. تنها با درک عمق این تغییرات و مشارکت فعالانه در معماری مالی بریکس و سازمان همکاری شانگهای است که ایران میتواند از انزوا خارج شده و جایگاه شایسته خود را در زنجیره ارزش و نظم نوین جهانی تثبیت نماید.




