مصطفی انواری، پژوهشگر سیاستگذاری عمومی و حکمرانی رفتاریپژوهشگر مهمان گروه حکمرانی و فناوری اندیشکده حکمرانی شریف در یادداشتی به طرح ایده تأسیس یک کارویژه تخصصی با عنوان «پایش موضوعمحور افکار عمومی در شبکههای اجتماعی» میپردازد:
این یادداشت به طرح ایده تأسیس یک کارویژه تخصصی با عنوان «پایش موضوعمحور افکار عمومی در شبکههای اجتماعی» میپردازد. هدف، بهرهگیری نظاممند از گفتگوهای خودجوش و بیتکلف مردم در فضای مجازی با استفاده از ابزارهای دادهکاوی و هوش مصنوعی و بهمنظور تقویت مسئلهشناسی، طراحی راهحلهای کارآمد و پیشبینی واکنشها به سیاستگذاری عمومی است. این ایده در پی آن است که «حکمرانی بر مردم» را به «حکمرانی با مردم» نزدیک کند، بدون نیاز به تغییرات ساختاری سنگین و صرفاً با نهادینه کردن «بازتاب صدای واقعی شهروندان» در فرایند تصمیمگیری.
مقدمه
امروزه در ایران، دو تحول چشمگیر همزمان در حال وقوع است:
در سالهای اخیر، گسترش ضریب نفوذ اینترنت و فراگیری شبکههای اجتماعی در ایران، کیفیت و کمیت گفتوگوهای عمومی را دگرگون کرده است. فضای مجازی دیگر صرفاً بستر سرگرمی، پیامرسانی یا تبادل خبر نیست؛ بلکه به یکی از مهمترین میدانهای شکلگیری، انباشت و پختگی افکار عمومی درباره مسائل اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و خدماتی بدل شده است. در این فضا، شهروندان تجربههای زیسته خود را بیواسطه بیان میکنند، از خدمات عمومی میگویند، درباره مسائل روزمره بحث میکنند، راهحل پیشنهاد میدهند و در بسیاری از موارد، پیش از آنکه مسئلهای به سطح نهادهای رسمی برسد، آن را صورتبندی و دربارهاش قضاوت میکنند.
همزمان، در ادبیات نوین سیاستگذاری و حکمرانی، این واقعیت بیش از پیش پذیرفته شده است که تصمیمگیری عمومی زمانی کارآمدتر، معتبرتر و پایدارتر خواهد بود که بر فهم دقیقتر تجربه، ادراک و داوری مردم استوار باشد. سیاستگذاری عمومی، بهویژه در حوزههایی که مستقیماً با زندگی روزمره مردم گره خورده است، نمیتواند صرفاً بر دادههای اداری، گزارشهای کارشناسی یا ملاحظات انتزاعی متکی بماند. مخاطب اصلی سیاست، مردماند: بنابراین فهم آنها از مسئله، حساسیتهایشان نسبت به راهحلها، و حتی زبان و منطق آنان در تعریف مسئله، بخشی جداییناپذیر از فرایند سیاستگذاری است.
از تلاقی این دو واقعیت، یک ضرورت روشن پدید میآید:
چگونه میتوان از انبوه گفتوگوهای خودجوش مردم در فضای مجازی، برای بهبود مسئلهشناسی، طراحی سیاست و ارتقای کارآمدی حکمرانی بهره گرفت؟
پاسخ این یادداشت، ارائه یک ایده عملیاتی است: تأسیس یک کارویژه تخصصی (در قالب کارگروه یا نهاد مستقل) با مأموریت پایش موضوعمحور افکار عمومی در شبکههای اجتماعی.
ایده محوری: ترجمه روایتهای پراکنده به گزارههای سیاستی
ایده رایج «مانیتورینگ اخبار» یا «سنجش رضایت عمومی» معمولاً به شاخصهای کلی و انتزاعی ختم میشود (مثلاً «۶۰ درصد مردم ناراضی هستند»). اما کارویژه پیشنهادی در این یادداشت، تفاوت ماهوی دارد:
- محوریت «مسئله» بهجای «احساس»: ما نمیپرسیم «آیا مردم خوشحالاند؟»؛ میپرسیم «مردم دقیقاً از چه چیزی سخن میگویند؟ چه ابعادی از یک مسئله برای آنان مهمتر است؟ چه راهحلهایی – حتی بهصورت خام و پراکنده – پیشنهاد میدهند؟»
- استفاده از دادههای بیتکلف: برخلاف پرسشنامههای رسمی که در آن مردم ممکن است دچار خودسانسوری شوند، گفتگوهای شبکههای اجتماعی بازتابی بیواسطه از نگاه واقعی شهروندان است. این دادهها صرفا «ارزان» نیستند، بلکه صادقتر هستند.
- پیشبینی واکنش به سیاست: روشهای سنتی معمولاً پس از اجرای سیاست به ارزیابی میپردازند. اما با پایش گفتگوهای مشابه در گذشته یا شبیهسازی سناریوها در پلتفرمهای هدفمند، میتوان پیش از نهایی شدن یک سیاست، واکنش گروههای مختلف را پیشبینی و سیاست را اصلاح کرد.
خروجی این نهاد، «گزارههای سیاستی» قابل فهم برای تصمیمگیران است – نه حجم انبوهی از نمودارهای خام. به عبارت دیگر، روایتهای پراکنده مردمی به زبان سیاستگذاری ترجمه میشود.
از کشف مسئله تا اصلاح سیاست
کارویژه این نهاد را میتوان در چهار سطح عملیاتی تعریف کرد:
سطح اول: مسئلهیابی عمومی (کشف مسائل پنهان و نوپدید)
بسیاری از مسائل اجتماعی – مانند یک عارضه دارویی نادر، نقص پنهان در سامانه خدمات عمومی، یا تنش محلی در یک منطقه – پیش از آنکه به رسانههای رسمی یا نهادهای سیاستگذار برسند، در شبکههای اجتماعی بهصورت گلایههای تکراری یا سؤالهای بیپاسخ ظهور میکنند. پایش مستمر، امکان کشف این «مسائل خاموش» را فراهم میکند.
سطح دوم: شناخت عمیقتر مسائل (تکمیل صورتبندی مسئله)
هنگامی که مسئلهای شناسایی شد، گفتگوهای مردمی نشان میدهند که خود مردم آن مسئله را چگونه تعریف میکنند. چه تجربههای زیستهای وجود دارد که در گزارشهای کارشناسی مفقود است؟ این سطح، از صورتبندی مسئله «از بالا به پایین» و بیارتباط با دغدغه واقعی مردم جلوگیری میکند.
سطح سوم: شناسایی ابتکارات و راهحلهای مردمی
مردم در همین گفتگوهای روزمره، ایدههای عملیاتی بسیاری ارائه میدهند: «کاش داروخانهها سامانه نوبتدهی آنلاین برای بیماران خاص را …»، «بهترین راه تشویق به تفکیک زباله در منطقه ما این بود که…». این نهاد، این ابتکاراتِ پراکنده را دستهبندی، اعتبارسنجی و بهصورت گزارشهای راهگشا به دستگاههای اجرایی ارائه میکند.
سطح چهارم: پیشبینی واکنش به سیاستهای پیشنهادی
پیش از نهاییسازی و ابلاغ یک سیاست عمومی (مثلاً تغییر در تعرفه خدمات سلامت، طرح جدید ترافیکی یا اصلاح شیوه وامدهی)، با بررسی گفتگوهای مشابه گذشته، میتوان پیشبینی کرد:
- کدام گروههای اجتماعی از آن حمایت میکنند و کدام مقاومت نشان میدهند؟
- چه سوءبرداشتهایی محتمل است؟
- کدام بخش از سیاست نیاز به اصلاح یا تقویت دارد؟
- این سطح از کارآمدی، هزینههای سنگین اجرای سیاستهای ناموفق و جبران آثار منفی آنها را به شدت کاهش میدهد.
چرا این ایده در ایران شدنی و بهموقع است؟
سه روند کلیدی در ایران، این ایده را از یک ایده نظری به یک پروژه عملیاتی تبدیل میکند:
- بلوغ فناوریهای دادهکاوی و هوش مصنوعی: طی سالهای اخیر، در ایران ظرفیتهای قابل توجهی در حوزه پردازش زبان طبیعی (NLP)، تحلیل احساسات و مدلسازی موضوعی در بخش خصوصی و حاکمیتی ایران شکل گرفته است.
- دسترسی به حجم عظیم دادههای عمومی: شبکههای اجتماعی پرکاربرد در ایران از جمله ایکس، تلگرام، اینستاگرام، ایتا و ویراستی، روزانه میلیونها گفتگوی دستهبندینشده اما غنی تولید میکنند.
- تشدید ضرورتهای مردمیسازی و مشارکت عمومی: با پیچیدهتر شدن مسائل کشور و نیاز فزاینده به کارآمدی در سیاستگذاری، روشهای سنتی تصمیمگیری پاسخگو نیستند. از سوی دیگر تأکید نخبگان و در رأس آنها رهبران انقلاب اسلامی بر راهیابی مردم به مشارکت و نقشآفرینی در عرصه اداره کشور، غیرقابل انکار است.
الزامات نهادی: کارگروهی چابک و میانرشتهای
برای عملیاتیشدن این ایده، تشکیل یک کارگروه تخصصی با سه رکن توصیه میشود:
- متخصصان علوم اجتماعی و سیاستگذاری: برای طراحی چارچوبهای تحلیلی، تعریف پرسشهای درست و تبدیل یافتههای خام به گزارههای سیاستی.
- مهندسان داده و متخصصان هوش مصنوعی: برای راهاندازی زیرساخت فنی پایش، مدلسازی زبانی و تحلیل کلانداده.
- کارشناسان حوزههای موضوعی اولویتدار (سلامت، آموزش، اقتصاد، محیط زیست و…): برای فهم زمینهای مسائل و اعتباربخشی تخصصی به تحلیلها.
این ساختار میتواند ذیل یک دانشگاه، یک اندیشکده یا یک نهاد پژوهشی شکل گیرد. فرایند کار نیز شفاف است: گردآوری هدفمند دادهها، پردازش با الگوریتمهای تحلیل مضمون و زبان، تفسیر انسانی با کمک متخصصان موضوعی، و نهایتاً انتشار گزارشهای تحلیلی کوتاه و متمرکز برای سیاستگذاران.
افق بلندمدت: از پایش منفعلانه تا مشارکت ساختمند
اگرچه گام اول، رصد گفتگوهای موجود است، اما ظرفیت این ایده فراتر میرود و افقهای دیگری قابل دستیابی است. درنتیجه در گام دوم، همین نهاد میتواند خود به طراح و میزبان پلتفرمهای هدفمند گفتگوی عمومی تبدیل شود. برخلاف شبکههای اجتماعی موجود که بحثها خودجوش اما آشفته و گاه فاقد ساختار است، این پلتفرمها (مجازی یا ترکیبی از حضوری و مجازی) با طراحی هوشمندانه میتوانند:
- شهروندان را بهصورت دورهای برای بحث درباره یک مسئله خاص دعوت کنند.
- سناریوهای مختلف سیاستی را بهصورت شفاف و بیطرفانه به بحث بگذارند.
- نظرات را دستهبندی و خلاصه کرده و بهعنوان ورودی مستقیم به سیاستگذار ارائه دهند.
این اقدام، مشارکت منفعل و ناآگاهانه کنونی در شبکههای اجتماعی را به مشارکت فعال، آگاهانه و ساختمند در اداره جامعه تبدیل میکند. چنین پلتفرمی نهتنها دادههای باکیفیتتری برای سیاستگذاری تولید میکند، بلکه مستقیماً به تقویت سرمایه اجتماعی و مشروعیت نظام حکمرانی میانجامد؛ زیرا مردم به عینه میبینند که نقد و پیشنهاد آنها بدون فیلتر و با احترام، وارد فرایند تصمیمگیری شده است.
چالش کلیدی: دستکاری و ظاهرسازی در فضای مجازی
مهمترین نقدی که به این ایده وارد میشود، مسئله دستکاری (تولید محتوای جعلی، کمپینهای فریبکارانه، یا هدایت مصنوعی افکارعمومی) است. پاسخ ما سهلایه است:
- مقیاس و جامعیت پایش: دستکاری در حجم وسیع و پایدار، بهسختی قابل انجام است. یک پایش فراگیر میتواند از دستکاریهای محدود فراتر برود.
- تکنیکهای شناسایی: در سالهای اخیر، متخصصان دادهکاوی روشهای مؤثری برای کشف رباتها، کمپینهای هماهنگ و محتوای جعلی ابداع کردهاند. این دانش در ایران نیز قابل دستیابی و بومیسازی است.
- افق بلندمدت (پلتفرمهای مستقیم گفتگو): همانطور که در بخش افق بلندمدت اشاره شد، گام بعدی این طرح، طراحی پلتفرمهای هدفمند و احراز هویتشده برای بحث درباره مسائل عمومی است. در چنین پلتفرمی که کاربران بهصورت داوطلبانه و با هویت شفاف (یا ناشناس اما تحت نظارت) مشارکت میکنند، دستکاری بهشدت دشوار و بیاثر میشود.
نتیجهگیری و توصیه سیاستی
ایده تأسیس نهاد «پایش موضوعمحور افکار عمومی در شبکههای اجتماعی» یک ابتکار بومی برای گشودن پنجره مشارکت مردم در حکمرانی است. این ایده:
- از نظر علمی مبتنی بر پیشرفتهای روز دنیا در حوزه «دادهکاوی اجتماعی» و «حکمرانی مشارکتی» است.
- از نظر عملی با توجه به ظرفیتهای موجود فنی و انسانی در ایران، کاملاً شدنی و کمهزینه است.
- از نظر سیاستی گامی در جهت مردمیسازی حکمرانی و افزایش کارآمدی سیاستها، بدون نیاز به تغییرات ساختاری سنگین، به شمار میرود.
- از نظر سیاسی جمهوری اسلامی ایران را به آرمانها و شعارهای خود در گفتمان انقلاب اسلامی و رهبران آن نزدیک میکند.
توصیه میشود یکی از مراکز پژوهشی معتبر یا یکی از دستگاههای سیاستگذار (مانند مرکز پژوهشهای مجلس، سازمان برنامه و بودجه، یا معاونت علمی ریاستجمهوری) با تشکیل یک کارگروه آزمایشی، امکانسنجی و پایلوت این طرح را در یکی از حوزههای مشخص (مثلاً سلامت یا حملونقل شهری) آغاز کند. هزینه چنین پایلوت در مقایسه با منافع ناشی از کاهش خطاهای سیاستی، ناچیز است.
حکمرانی بر مردم زمانی به حکمرانی با مردم تبدیل میشود که سازوکارهای نهادی برای شنیدن صدای واقعی آنان وجود داشته باشد. فضای مجازی، امروز پرصداترین میدان گفتگوی عمومی است. پرسش این نیست که آیا از آن استفاده کنیم، بلکه این است: چه زمانی و با چه کیفیتی؟





