هزینه نهایی صفر؛ آرمان تحقق‌یافته اقتصاد تسهیمی

نویسنده: مریم زهدی

طبق منطق جاری سرمایه ­داری، کسب­ و­کارها همواره در جستجوی فناوری­ های جدید برای افزایش بهره وری فرآیندهای خود هستند که تا حد امکان هزینه­ های تولید کالاها و خدمات را کاهش دهند، زیرا قیمت تمام شده­ ی ارزان­تر منجر به ذخیره­ ی سود، ایجاد مزیت رقابتی نسبت به رقبا و نهایتا تصاحب سهم بزرگتری از بازار خواهد شد. چه اتفاقی خواهد افتاد اگر شکل­ گیری یک رقابت در سطح جهانی، کارآفرینان را به منظور افزایش حداکثری بهره وری به سمت استفاده از فناوری ­های نوظهور و کارامد سوق دهد تا جایی که هزینه تولید نهایی به صفر برسد و کالاها و خدمات عملا رایگان شوند؟ اکنون این اتفاق افتاده است.

بهره ­وری نسبت ارزش برداشت شده به میزان منابع تولید است و هنگامی در ایده آل ترین حالت خود قرار می­گیرد که هزینه تولید یک واحد از محصول یا خدمت بعدی به سمت صفر میل کند. با کاهش هزینه نهایی و صفر شدن آن، عملا محصولات و خدمات رایگان می­شوند و این خلاف آن چیزی است که تاکنون شاهد بوده ­ایم؛ افزایش ارزش محصولات و خدمات که در پی افزایش قیمت کالاها به دلیل کمبود آن­ها رخ داده است. در نظام نوین اقتصادی، اثری از کمبود نیست و دیگر نمی­توان با آن منطق پیشین، کالاها و خدمات را قیمت/ ارزش­گذاری کرد. در حالت فعلی محصولات و سرویس­ها ارزش مصرفی و اشتراکی بالایی دارند اما از نظر ارزش مبادله ای دیگر طبق سازوکار پیشین عمل نمی­کنند. ممکن است تحولات مذکور به دلیل تفاوت چشمگیر با ساختارهایی که از ابتدا تاکنون حکمفرما بوده­اند تا حد زیادی غیرقابل درک باشند اما فناوری ­های نوین به سرعت در حال پیاده سازی این پارادایم­ ها و جانمایی این تغییرات در بخش­های مختلف اقتصاد هستند.

تغییر پارادایم در ماتریس منابع-انرژی

انرژی­ های مبتنی بر سوخت­ های فسیلی به واسطه هزینه بالای استخراج و استفاده، بسیار پرهزینه هستند، از این رو ماتریس منابع-انرژی در دوره فعلی بر استفاده از انرژی­ های تجدیدپذیر (سبز) متمرکز است. حتی اگر ردپای زیرساخت­ های ایجادشده توسط انقلاب صنعتی دوم را دنبال کنیم خواهیم دید که ظرفیت آن­ها برای افزایش بهره وری تقریبا مورداستفاده قرار گرفته است و تمرکز بیش از این منتهی به تغییرات چشمگیری در بهره وری نخواهد شد. با این تفاسیر هزینه نهایی صفر که همان ثمره­ی افزایش بهره وری است باید از راهی جز آن چه تاکنون شاهد بوده ایم، حاصل شود. اینترنت اشیا همان پدیده ای است که امروزه به پشتوانه آن، سودای افزایش بهره وری آن هم با سرعتی بسیار بیشتر از آن چه تاکنون رخ داده است را در سر داریم. این زیرساخت تمامی دستگاه­ها، وسایل، منازل و… را در یک شبکه هوشمند به یکدیگر متصل می­کند. در این سیستم هوشمند، حجم وسیعی از داده ­ها ( کلان داده) در حال تولید هستند. کلان ­داده ­ها، سیستم­ های عرضه و تقاضا را از حالت ایستا به شکل پویا تبدیل کرده اند. شبکه های حسگر این داده­ ها را جمع­ آوری می­کنند و زیرساخت آن ها را به کسب­و­کارهای متصل در شبکه ارسال می­کند. کسب ­و­کارها می­توانند با بهره­ گیری از متخصصین و استفاده از روش­های تحلیلی، اطلاعات مهمی را از این داده ها استخراج نمایند و آن­ها را در جهت افزایش بهره ­روی به کار گیرند. مدیریت زنجیره تامین با کمک کلان داده ها قادر به اندازه گیری نوسانات تقاضا و یا حتی پیش بینی تغییرات پیش از وقوع است و این تحول موجب حرکت از سمت مدیریت مبتنی بر انباشت ذخیره احتیاطی کالاها و خدمات به سمت یک سیستم مدیریت پویا براساس داده ­های زمان واقعی (Real Time) شده ­است. در بحث انرژی­ های تجدیدپذیر، برداشت از منابع حالت تصاعدی دارد. از طرفی صرف نظر از هزینه های اولیه شامل: هزینه تحقیق، توسعه و راه اندازی، انرژی­ های تجدیدپذیر نیز کمابیش رایگان تلقی می شوند به عبارت دیگر هزینه راه اندازی نسبتا بالا اما هزینه تولید و توزیع انرژی به سمت صفر میل می­کند.

اقتصاد تولید، اقتصاد تجارت و اقتصاد شراکت

خط سیر تحولات، اقتصاد را به سمتی سوق داده است که همواره در جهت تمرکز زدایی و رفع انحصار یک­ جانبه حرکت کرده ­است.  با گذشت زمان با ابداع ماشین چاپ، تلگراف، شبکه سراسری راه آهن و تلفن ارتباطات گسترش یافته و سیستم های بسته ­ی اقتصادی و اجتماعی به مرور به شبکه­ هایی عظیم تبدیل شده ­اند. اقتصاد تجارت تا حد زیادی جایگزین اقتصاد تولید گردیده و این تکامل امروزه منتهی به ظهور پارادایمی تحت عنوان اقتصاد تسهیمی شده است که بی شک بالاترین شکل حضور و تاثیر مولفه­ های اجتماعی در زمینه ­های اقتصادی است. اقتصاد تسهیمی در ساده ترین تعریف خود، به معنای دسترسی به کالاها و خدمات به جای تملک و تصاحب دائمی آن ها است. این پدیده قواعد بازی را تغییر داده است. بازار را به شبکه و فروشنده و خریدار را به ارائه دهنده و کاربر تبدیل کرده است.

 اقتصاد تسهیمی؛ توافق مولفه­های اقتصادی و اجتماعی بر سر بهره وری

اقتصاد تسهیمی در ماهیت اصلی خود یک موجود دورگه است که نیمی از آن اقتصاد بازار و نیم دیگر اقتصاد اجتماعی است. تفکیک تحولات اجتماعی و اقتصادی اساسا امری دشوار است چرا که با وقوع هریک، ناگزیر دیگری دستخوش تغییر خواهد شد. می­توان ادعا کرد زمینه ­ساز هر تحولی، تغییر نگرش در ساختارهای اجتماعی است. از طرفی وقوع هر تحولی مجددا به یک اثر اجتماعی ختم می­شود و این چرخه­ ی اثرگذاری میان مولفه های تغییر، همواره در حال بازتولید تحولات بعدی است. جرمی ریفکین در کتاب هزینه نهایی صفر، آزادی را در قالب نگاه کلاسیک و امروزی اینگونه تعریف می­کند؛ آزادی در گذشته: حق راه ندادن دیگران. آزادی در تعریف امروزه: حق راه داده شدن به جمع دیگران. تغییر ماهیت از سیستم های ایزوله به شبکه های مشارکت محور در این تعریف به وضوح قابل مشاهده است. ریفکین ظهور اقتصاد تسهیمی را به منزله پایان نظام سرمایه داری می­داند!

از بازار تا شبکه

اگرچه صنعت رسانه و ارتباطات به واسطه­ ی ماهیت سیال خود در پذیرش اثرات این تحولات پیشگام بوده است اما حوزه های دیگر نیز از پیامدهای این انقلاب مصون نمانده اند. انقلاب فناورانه به سرعت در حال پیشروی و بازتعریف مفاهیم و رویکردها در همه­ی زمینه ها است. حوزه بهداشت و درمان، گردشگری، پوشاک، مسکن، رسانه و … تنها برخی از زمینه­ های تاثیرپذیرفته از تحولات فناوری هستند. در این میان، شبکه­ های بازتوزیع و اجازه به شدت در حال گسترش هستند تا با انجام نقش واسطه­ گری، ارائه دهنده و کاربر را به یکدیگر متصل کنند.

نپستر یک شبکه همتا به همتا (peer to peer) برای به اشتراک گذاری فایل های موسیقی بود که در ژوئن ۱۹۹۹ فعالیت خود را آغاز کرد. این شبکه امکانی را فراهم می­کرد تا میلیون ها کاربر فایل های خود را به صورت رایگان در یک همدار به اشتراک بگدارند. اگرچه به دلیل برخی شکایات در خصوص نقض حق انتشار این شبکه با مشکلاتی مواجه شد اما پس از آن پلتفرم های مشابه زیادی با این مدل کسب و کار شروع به فعالیت نمودند.

پلتفرم­ هایی همچون Airbnb ،Couchsurfing, HomeAway، در زمینه­ ی اجاره­ ی مکان­های اقامتی، سرویس دهنده و سرویس گیرنده را تنها با مبلغ اندکی به عنوان حق عضویت به یکدیگر متصل می­کنند. این پلتفرم ها با این منطق که هیچ محصول یا خدمتی نباید بی استفاده باقی بماند، امکان اجاره خانه ها اتاق ها و یا حتی کاناپه های خالی را فراهم می کنند.

حوزه بهداشت و درمان نیز از این تحولات مستثنی نبوده است. امروزه افراد سوابق، اطلاعات پزشکی، علائم یا حالت های مخصوص به بیماری های خاص را به اشتراک می گذارند. بهداشت و درمان که پیش از این به شکل یک رابطه خصوصی میان بیمار و پزشک بود، اکنون به شکل یک رابطه توزیع شده درآمده است و بیماران، پزشکان و پژوهشگران و سایر ارائه دهندگان خدمات درمانی در یک همدار شبکه ای آزاد با یکدیگر مشارکت میکنند تا سطح کیفی خدمات بهداشتی ارتقا یابد. حتی در برخی موارد اثر شبکه ای این روابط موجب تغییر قوانین یا تخصیص امکانات بهداشتی- درمانی در راستای افزایش منافع خدمت گیرندگان شده است. پیش ­بینی می­شود که دسترسی به موتور جستجوی همدار بهداشتی جهانی تا اواسط قرن اخیر و یا حتی زودتر اتفاق خواهد افتاد. در این موتورجستجو، افراد می­توانند ساختار ژنتیکی، گروه خونی و سایر مشخصات فیزیولوژیک خود را ثبت نمایند و از این طریق افراد با ویژگی ­های مشابه را بیابند و در خصوص خطرات و ریسک­ های بالقوه برای سلامتی خود اطلاعات کسب کنند.

پایداری؛ شیوه جدید بهینه سازی

درحالی که پیش از این صرفه جویی، عموما هم ارز با مصرف کمتر تعریف شده است اما ایده اقتصاد تسهیمی با دو فرض ۱) هیچ خدمات یا محصولی بی استفاده نماند ۲) دسترسی موقت جایگزین مالکیت دائم شود، مبتنی بر مصرف و افزایش رفاه است. تمرکز بر استخراج ارزش به جای ایجاد ارزش و از طرفی استخراج حداکثری از منابع حداقلی(More from Less) بهره وری را تا حدی بالابرده است که عملا تحقق هزینه نهایی صفر را ممکن ساخته است. بهینه سازی با منطق فعلی به معنای طولانی کردن چرخه عمر محصولات و ایجاد پایداری در زنجیره عرضه و تقاضای کالاها و خدمات است. کاهش مصرف اعتیاد گونه و تملک جویی، افرایش صرفه جویی (با تعریف جدید) و ایجاد شیوه پایدارتری از زندگی، از دستاوردهای اقتصاد تسهیمی است.

ایده ­ی اقتصاد تسهیمی احیاکننده ی مفهوم اقتصاد دورانی(Circular Economy) است.  اقتصاد دورانی در مقابل مفهوم اقتصاد خطی قرار می­گیرد که بر مبنای تولید، مصرف و دور ریز است. در اقتصاد دورانی ساخت، مصرف و بازیافت در یک چرخه مرتبا تکرار می­شود. این چرخه تا زمانی که یک محصول قابلیت استفاده داشته باشد ادامه می یابد و در عین حال هیچ محصول یا خدمتی بی­ استفاده نمی ماند. اقتصاد دورانی در پی یافتن و پیاده سازی مدل های پایدار از منظر اقتصادی و زیست محیطی است.

سخن آخر

انقلاب فناورانه در تمامی ابعاد پیامدهای قابل توجهی را به همراه داشته است. تحولات معمولا به آرامی و در طول زمان رخ می دهند اما آنچه در خصوص تحولات فناورانه به وضوح قابل ادعاست رشد نمایی آن است که به ویژه در سال های اخیر این روند تسریع یافته و طبعا جاماندگی از آن هزینه های بیشتری را ایجاد خواهد کرد. ورود فناوری های نوین به کشور همواره با برخی چالش­ ها و حتی مقاومت هایی همراه بوده است. این مسئله تنها بهره مندی از ظرفیت ­های فناوری را به تعویق می اندازد. زیرا اساسا در دنیای فعلی مقابله با فناوری امکان پذیر نیست و با توجه به سیال بودن ماهیت فناوری نمی توان راه ورود را بر آن بست و انتظار داشت تا این رویکرد در بلندمدت اثربخشی داشته باشد. مواجهه واقع گرایانه همواره پاسخی شایسته تر از انکار و یا مقابله با این قبیل پدیده ­ها است.

در بلندمدت حجم زیادی از نیروی کار به سمت همدار روانه خواهد شد زیرا اساسا همدارها بر مبنای تعاملات اجتماعی شکل می­گیرند. چه اقداماتی نیاز است تا بتوان به خوبی در برابر این پدیده تجهیز شد؟ آیا حرکت به سمت پارادایم اقتصاد تسهیمی، شکل­ گیری همدارهای مشارکتی، رواج استفاده از چاپگرهای سه بعدی و … که همگی مصادیقی از تحقق هزینه نهایی صفر هستند تغییری درون چارچوبی است یا باید آن را  به شکل یک پدیده بزرگ مقیاس درنظر گرفت؟ اقتصاد تسهیمی قابل جایگذاری در نظام اقتصادی موجود هست یا باید بستر دیگری را فراهم نمود؟ چگونه باید زیرساخت­های لازم را برای تطبیق نیروی انسانی فراهم کرد؟ آموزش، چه نقشی در ایجاد و فعالیت حداکثری همدارهای مشارکتی ایفا می­کند؟

منتشر شده در ماهنامه پیوست در تاریخ ۶ اردیبهشت ماه ۱۴۰۰