نوشته‌ها

گزارش نشست موضوعی «نفت، آرایش سیاسی و سیاست‌گذاری صنعتی در ایران»

طرح و تشریح مسئله:

رشد و دستیابی به توسعه صنعتی بیش از یک قرن جزو اصلی‌ترین دغدغه سیاست‌گذاران و مسئولان کشور بوده است. تلاش‌های صورت گرفته در برنامه‌های توسعه بعد و قبل از انقلاب و همچنین تمهیداتی همچون تأکید بر سیاست‌های صنعتی و نیز صنایع و فناوری‌های نوظهور و…، تحولات ساختاری لازم برای انتقال از یک اقتصاد نفتی و دولتی به یک اقتصاد صنعتی پیشرفته و رقابت‌پذیر پشت سر نگذاشته است. در عمده تحلیل‌هایی که حول موضوع توسعه‌نیافتگی صنعتی در ایران صورت‌بندی شده است، بر «درآمدهای نفتی» و ساختار سیاسی و اقتصادی منبعث از آن تأکید شده است. اما سؤال اصلی اینجاست که آیا درآمدهای نفتی مهم‌ترین عامل عدم توسعه‌یافتگی ایران است؟ در این پژوهش سعی شده تا از منظر جدیدی به عدم توسعه‌یافتگی و ناکارآمدی صنعتی در ایران نگریسته شود و به نقش عامل آرایش سیاسی در این عدم توسعه‌یافتگی پرداخته شود.

سؤالات محوری جلسه:

  • آیا درآمدهای نفتی اصلی‌ترین دلیل عدم توسعه‌یافتگی ایران است؟
  • نقش آرایش سیاسی در عدم حرکت یک کشور به سمت توسعه چیست؟ در این میان نخبگان چه نقشی دارند؟
  • علل عدم شکل‌گیری آرایش سیاسی متناسب با توسعه صنعتی در ایران کدم‌اند؟

تشریح بیانات سخنران:

جناب آقای درودی ادبیات نظری رایج پیرامون دلایل عدم توسعه‌یافتگی کشورهای نفت‌خیز را در سه دسته کلی طبقه‌بندی نمودند:

  1. شبه پارادایم نفرین منابع: این شبه پارادایم با تأکید بر درآمدهای نفتی، ورود این درآمدها به اقتصاد را موجب نابسامانی‌هایی مانند بیماری هلندی می‌داند
  2. نظریه نهادگرایی: این نظریه ورود درآمدهای نفتی به اقتصاد را به دلیل عواملی همچون مشکلات ساختاری دولت و ساختار نامناسب تولید، موجب رانت جویی هرچه بیشتر و وابستگی اقتصاد به خارج می‌داند.
  3. تبیین اقتصاد سیاسی: این تبیین بیان می‌دارد که ورود درآمدهای نفتی باعث گسترش هرچه بیشتر دولت می‌شود اما در کنار این گسترش، اقتدار دولت نیز به دلیل مسائلی همچون بوروکراسی‌های موجود و ضعف سیاست‌گذاری کاهش می‌یابد.

اما رویکرد آرایش سیاسی تلاش دارد تا به یک مرحله قبل برگردد و اساساً توضیح دهد که چرا عواملی همچون ساختارهای نامناسب یا دولت گسترده و بدون اقتدار پدید می‌آید.

آرایش سیاسی عبارت است از «کلیه توافق‌ها، رویه‌ها و فرایندهای رسمی و غیررسمی که به یکپارچه‌سازی سیاست به‌عنوان راهی برای پرداختن به اختلاف‌نظرها راجع به منافع، ایده‌ها و توزیع و اعمال قدرت و درنهایت تصمیم برای توسعه یک کشور» کمک می‌کند. طبق این تعریف، نقش نخبگان سیاسی در طی نمودن این فرآیند و اجماع بر روی یک تصمیم به‌منظور توسعه کشور بسیار پررنگ است. نظریه آرایش سیاسی بر چهار ویژگی استوار است:

  1. فرایندها و رویه‌ها: به‌منظور دستیابی به یک توافق لازم است از فرآیندهایی همچون معامله و مذاکره و همچنین کلیه رویه‌های رسمی و غیررسمی استفاده شود.
  2. رویدادی مداوم و جاری نه مقطعی: گرچه اخذ تصمیم مهم‌ترین بخش آرایش سیاسی است اما این اخذ تصمیم امری مداوم و متوالی است.
  3. روابط افقی و نیز عمودی: توافقات نه‌تنها در سطح نخبگان، بلکه در سطوح نخبگان با رهبران و پیروان آن‌ها نیز باید انجام شود.
  4. فقط جنبه ملی ندارند: توافقات باید در سطوح پایین‌تر از ملی مانند استانی یا حوزه‌های گوناگون نیز پخش و تکامل یابند.

مهم‌ترین عواملی که باعث شده‌اند در ایران، آرایش سیاسی متناسب با توسعه صنعتی شکل نگیرد، عبارت‌اند از:

  1. نظام تصمیم‌گیری ناکارآمد
  2. انتخابات گرایی
  3. دولتی بودن ساختار اقتصاد ایران
  4. موقعیت موازی دولت با دیگر قدرت‌ها
  5. تکثر و پراکندگی قدرت

معرفی مهمان:

دکتر مسعود درودی

  • دکتری سیاست‌گذاری عمومی دانشگاه تهران
  • پژوهشگر ارشد مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست جمهوری

نشست موضوعی «نفت، آرایش سیاسی و سیاست‌گذاری صنعتی در ایران»

رشد و دستیابی به توسعه صنعتی بیش از یک قرن جزو اصلی‌ترین دغدغه سیاست‌گذاران و مسئولان کشور بوده است. تلاش‌های صورت گرفته در هفت برنامه توسعه عمرانی قبل از انقلاب و پنج برنامه توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با تمهیداتی همچون تأکید بر سیاست‌های صنعتی و نیز صنایع و فناوری‌های نوظهور، ایجاد زیرساخت‌های صنعت و فناوری، توسعه صنایع مولد و اشتغال‌زا، توجه بر اقتصاد دانش‌بنیان و توجه به مفاهیم نرم‌افزاری و دانشی همچون توسعه دانش فنی، تمرکز بر حقوق مالکیت معنوی و حمایت از پژوهش‌گران و فناوران، جلب سرمایه‌های خارجی، ایجاد توسعه پارک‌های علم و فناوری، مراکز رشد، تجاری‌سازی تحقیقات و تقویت ارتباط صنعت و دانشگاه؛ تحولات ساختاری لازم را برای انتقال از یک اقتصاد نفتی و دولتی به یک اقتصاد صنعتی پیشرفته و رقابت‌پذیر پشت‌سر نگذاشته است. در عمده تحلیل‌هایی که حول موضوع توسعه‌نیافتگی صنعتی در ایران صورت‌بندی شده است، بر «درآمدهای نفتی» و ساختار سیاسی و اقتصادی منبعث از آن تأکید شده است. اما برخلاف تحلیل‌های پیشین واکاوی دقیق‌تر سیر صنعتی شدن در ایران نشان می‌دهد که عامل درآمدهای نفتی نمی‌تواند به‌تنهایی باعث توسعه‌نیافتگی صنعتی شود و این درآمدها صرفاً ابزاری برای پیشبرد اقدامات سیاستی دولت‌ها بوده است. در این پژوهش سعی می‌شود از منظر جدیدی به عدم توسعه‌یافتگی و ناکارآمدی صنعتی در ایران نگریسته شود. به‌طور خلاصه عدم تطبیق آرایش سیاسی (Political Settlement) با استراتژی‌های اتخاذشده صنعتی باعث ناکارآمدی صنعتی و متعاقب آن ناکارآمدی صنعتی در ایران شده است. در این ارائه سعی می‌شود تحلیل‌های مؤکد بر عامل درآمد نفتی و شبه پارادایم دولت رانتیری مورد نقد قرارگرفته و سپس بر اساس نظریه جدید آرایش سیاسی این موضوع تبیین می‌شود که چرا تا به امروز سیاست‌گذاری صنعتی در ایران به‌ویژه در دوران جمهوری اسلامی ایران فاقد جامعیت، کوتاه‌مدت و ناکارآمد است.

تنظیم‌گری صنعت نفت و گاز انگلستان

انگلستان به‌عنوان یکی از کشورهای برخوردار از ذخایر نفت و گاز اکتشافات خود را از دهه ۱۹۷۰ میلادی آغاز کرده است. از آن زمان تاکنون در این کشور هر یک از دولت‌ها، رویکردها و تدابیر متفاوتی در مواجهه با این صنعت اتخاذ کردند و به‌طورکلی می‌توان گفت همه نظریه‌های موجود نسبت به انرژِی به‌نوعی در انگلستان تجربه شده است. بنابراین مطالعه سیر تحولات این کشور و علل تغییرات آن در جهت دستیابی به تأمین امنیت انرژی و افزایش بهره‌وری اقتصادی (تولید صیانتی) می‌تواند شناخت مناسبی را از مزایا و معایب اجرای هریک از سیاست‌ها فراهم کند. تحولات انگلستان به ۴ دوره اصلی تکنوکراسی و حکمرانی مهندسان، تاچریسم و اقتصاد آزاد، بازگشت وزارت انرژی به دولت و درنهایت تقویت سیاست‌های تنظیم‌گرایانه در سال‌های اخیر تقسیم می‌شود. در این گزارش ضمن آشنایی با بخش انرژی انگلستان رویدادهای مهم و علل وقوع آن‌ها در هر دوره بیان شده است. سپس با معرفی شرایط موجود بخش انرژی انگلیس، نهادهای تنظیم‌گر نفت و گاز همراه با سیر تحولاتشان در جهت افزایش اثرگذاری و بهبود عملکرد صنعت نفت و گاز توضیح داده شده‌اند. در پایان پیشنهادهایی برای ساختار تنظیم‌گر بالادستی نفت ایران که بتواند چهارچوب الزامات یک تنظیم‌گر ازجمله مدل پاسخگویی، نظام انگیزشی و تأمین مالی، تخصص گرایی و اهلیت اعضا، استقلال و اقتدار لازم آن را برآورده سازد و به کارایی و اثربخشی آن در ارتباط با صنعت بینجامد ارائه شده است.


با توجه به ملاحظات و تعهدات حرفه‌ای اندیشکده، در صورت تمایل به مطالعه نسخه چاپ‌شده گزارش، لطفاً فرم درخواست را تکمیل کرده، پس از بررسی و اعلام در زمان مقرر به اندیشکده مراجعه نمایید.

ارائه مسیر اصلاح حکمرانی صنعت نفت و گاز ایران به معاون وزیر نفت

در این جلسه که به میزبانی مهندس جوادی، معاون نظارت بر منابع هیدروکربنی وزیر نفت در محل این وزارت خانه تشکیل شد، ابتدا دکتر رنجبر، مدیر گروه انرژی اندیشکده به بیان فعالیت‌های اخیر گروه سیاست‌گذاری انرژی در مسیر طراحی تنظیم‌گر بخش انرژی پرداختند. در قسمت بعد مهندس کثیری الزامات تشکیل تنظیم‌گر بخش نفت و گاز و مسیر ایجاد و حرکت به سمت یک تنظیم‌گر ایده‌آل در بخش انرژی را تشریح کردند. در ادامه، مهندس جوادی با تمجید از مطالعات انجام‌شده توسط اندیشکده مطالعات حاکمیت، نظریات خود پیرامون بهبود مباحث مطرح‌شده را بیان فرمودند. همچنین مقرر شد تا این جلسات به‌منظور استفاده از تجربیات و توانایی‌های مهندس جوادی در پیاده‌سازی مسیر اصلاح نظام حکمرانی صنعت نفت و گاز ایران ادامه یابد.

کارگروه مشترک تنظیم‌گری صنعت نفت و گاز در موسسه مطالعات بین‌المللی انرژی وزارت نفت

در ادامه تعاملات سیاستی گروه سیاست‌گذاری انرژی با نهادهای مطالعاتی و اجرایی و با توجه به جایگاه موسسه مطالعات انرژی در بدنه صنعت نفت، مقرر شد تا کارگروه مشترکی بین اندیشکده مطالعات حاکمیت و موسسه مطالعات انرژی در حوزه تنظیم‌گری تشکیل شود. با تشکیل این کارگروه سه جلسه کارشناسی بین کارشناسان دو نهاد تشکیل شد. در نشست اول پیرامون روند اجرایی و نحوه تعاملات بین اندیشکده و موسسه مطالعات بحث و تبادل‌نظر شد و خطوط کاری به‌منظور طراحی تنظیم‌گر ایده‌آل بخش انرژی تعیین شدند.

در جلسه دوم، اندیشکده ارائه‌ای از مفهوم نظام حکمرانی انرژی و جایگاه تنظیم‌گری بخش نفت و گاز داشتند و سپس به‌صورت اجمالی تحلیلی از مسیر طی شده توسط کشور نروژ به‌منظور دستیابی به حکمرانی مطلوب در بخش نفت و گاز بیان شد. در جلسه سوم آقایان خرم روز و ضرغام، کارشناسان موسسه مطالعات انرژی به ارائه مدل مطلوب ساختار انرژی کشور بر اساس مطالعات جامعی که در این موسسه پس از ابلاغ سیاست‌های راهبردی انرژی، انجام شده بود پرداختند. در ادامه مقرر شد تا مدل تنظیم‌گری انرژی به‌صورت مشترک توسط اندیشکده و موسسه مطالعات تهیه شود.

ارائه تنظیم‌گری صنعت نفت و گاز به دفتر انرژی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام

این جلسه بین گروه سیاست‌گذاری انرژی اندیشکده حاکمیت و دفتر انرژی دبیرخانه مجمع تشخیص مصلحت نظام با موضوع «ضرورت ایجاد تنظیم‌گر در صنعت نفت و گاز» در تاریخ ۸ اردیبهشت‌ماه برگزار شد. در ابتدای جلسه مهندس کثیری، کارشناس گروه سیاست‌گذاری انرژی اندیشکده، به‌صورت اجمالی مسیر ایجاد تنظیم‌گر بخشی و نقش نهادهای مجلس، دولت، شورای رقابت و وزارت خانه‌های مربوطه را تشریح کردند. سپس ایشان، ارائه‌ای از مفهوم نظام حکمرانی انرژی و جایگاه تنظیم‌گری بخش نفت و گاز و تجربیات موفق سایر کشورها داشتند. در ادامه آقای مرتضایی پس از تمجید از مطالعات انجام‌شده توسط اندیشکده حاکمیت، برنامه‌ها و اهداف آتی دفتر انرژی دبیرخانه مجمع را تشریح نمودند. در بخش پایانی جلسه، ضمن تبادل‌نظر بین کارشناسان اندیشکده و دفتر انرژی دبیرخانه مجمع، مسیرهایی برای ادامه همکاری بین دو مجموعه به‌منظور تبیین حکمرانی مناسب بخش انرژی کشور مطرح شد و مقرر شد تا جلساتی به همین منظور ادامه یابد.

نیم‌نگاهی به تاریخچه سیاستی صنعت نفت و گاز روسیه

رتبه اول در مخازن گاز طبیعی و حضور در بین ده مالک اول مخازن نفتی دنیا، فدراسیون روسیه را به یکی از بازیگران اصلی حوزه انرژی در دنیا تبدیل کرده است. با توجه به اثرگذاری سیاست‌های بین‌المللی این کشور بر بازار نفت و گاز و نقش پررنگ دولت در اداره صنعت نفت و گاز، بررسی نظام حکمرانی صنعت نفت و گاز روسیه درس‌هایی برای کشور ایران می‌تواند داشته باشد. بر این اساس گزارش حاضر به‌مرور تاریخچه صنعت نفت و گاز روسیه پرداخته و سیر تحولات اساسی آن را از اکتشاف نفت در روسیه تزاری در سال ۱۸۶۴ تا زمان حال بیان می‌کند. در نگاه کلی، این صنعت فرازوفرودهای متعددی را در یک قرن و نیم اخیر تجربه کرده است. به‌عنوان نمونه مدیریت بخش خصوصی پیش از تشکیل اتحادیه جماهیر شوروی، افت تولید و فروش نفت با ملی شدن صنعت آن، توسعه تکنولوژی علیرغم عدم حضور شرکت‌های بزرگ نفتی در شوروی، مقابله با تحریم‌ها علیه رشد بازار شوروی در اروپا، هند و چین، تحصیل درآمدهای بالا هم‌زمان با شوک نفتی در اروپا، افول صنعت ابتدا با کاهش قیمت جهانی نفت و سپس با فرسودگی تجهیزات مرتبط، و سرانجام بازگشت بخش خصوصی، همگی بخشی از اتفاقات مهم می‌باشند. در این میان باید عوامل کسب جایگاه فعلی فدراسیون روسیه به‌خصوص در بازار جهانی گاز را از زمان ریاست جمهوری پوتین دنبال کرد چراکه اکنون شرکت گازپروم علاوه بر پیش برد اهداف سیاست خارجی روسیه جزء برترین شرکت‌های حوزه انرژی جهان محسوب می‌شود.


با توجه به ملاحظات و تعهدات حرفه‌ای اندیشکده، در صورت تمایل به مطالعه نسخه چاپ‌شده گزارش، لطفاً فرم درخواست را تکمیل کرده، پس از بررسی و اعلام در زمان مقرر به اندیشکده مراجعه نمایید.

نیم‌نگاهی به تاریخچه سیاستی صنعت نفت و گاز چین

اولین چاه نفتی چین در تواریخ به‌جای مانده در ۲۲۵۰ سال پیش حفر شد و برای روشنایی به کار می‌رفت. اولین میدان نفتی چینی در دوران مدرن، میدان یومن در شمال شرقی چین بود که عملیات حفاری آن در سال ۱۹۳۹ آغاز و در سال ۱۹۴۱ به بهره‌برداری رسید.

پس از انقلاب دهقانی سال ۱۹۴۹ نظام حکمرانی انرژی این کشور، به‌عنوان جزئی از کل سیستم حکمرانی به‌کلی تغییر کرد و وزارت سوخت در این سال تشکیل و در سال ۱۹۵۵ به وزارت نفت تغییر نام پیدا کرد. اولین شراکت قابل‌توجه نفتی با شوروی سابق در میدان‌های داشنزی و کارامای در قالب شرکت چینی-شوروی و با مدیریت فناوری و میدانی شوروی سابق انجام گرفت. (David G. Victor 2012)

پس از خروج شوروی در سال ۱۹۵۹، چین با تکیه‌بر نیروی کار و فناوری به‌جامانده از شوروی چند میدان جدید کشف کرد. در دهه ۱۹۸۰ با بالغ شدن میادین و ضعف عملکرد در حوزه نفت، این کشور سه شرکت سینوک، سینوپک و CNPC را تأسیس کرد تا از دخالت مستقیم دولت در این صنعت بکاهد و اقدام‌هایی در جهت آزادسازی بازار، سرمایه‌گذاری و قیمت‌ها انجام گرفت. وزارت نفت در سال ۱۹۸۸ ملغی شد و نظارت و تنظیم‌گری تا حد زیادی به شرکت‌ها واگذار شد. محدودیت مشارکت با شرکت‌های خارجی بسیار کاهش یافت. با تمرکززدایی بیش‌ازحد و قدرت گرفتن شرکت‌ها، دولت تلاش کرد که در حرکتی معکوس در دهه ۲۰۰۰ کنترل صنعت را به دست گیرد. و نهادهای جدید مانند آژانس انرژی و کمیسیون برنامه‌ریزی و توسعه را مسئول تنظیم بازار و قیمت‌گذاری کرد. این تلاش‌ها نتوانست کنترل این حوزه را به دولت بازگرداند. تلاش‌ها برای تشکیل وزارت انرژی شکست خورد. دولت کمیسیون انرژی را، که متشکل از مقامات عالی‌رتبه چین است، برای این هدف تأسیس کرد. درگیری و اختلافات بین شرکت‌ها و دولت ادامه دارد و هنوز نمی‌توان درباره توفیق دولت در نظارت مناسب بر شرکت‌ها در آینده موضع قطعی گرفت.


با توجه به ملاحظات و تعهدات حرفه‌ای اندیشکده، در صورت تمایل به مطالعه نسخه چاپ‌شده گزارش، لطفاً فرم درخواست را تکمیل کرده، پس از بررسی و اعلام در زمان مقرر به اندیشکده مراجعه نمایید.

گزارش حکمرانی در عمل ۳۸: برنامه پنج‌ساله توسعه صنایع بالادستی نفت، تحلیل و ارزیابی

در تاریخ ۹۶/۰۶/۲۶ نشستی با عنوان برنامه پنج‌ساله توسعه صنایع بالادستی نفت، تحلیل و ارزیابی با حضور مهندس حسین نورالدین موسی از کارشناسان فنی باسابقه جنوب کشور در سالن جلسات اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری برگزار شد که در آن جمعی از دانشجویان و کارشناسان صنعتی نیز حضور داشتند. آقای مهندس ابتدا به معرفی شرکت ملی مناطق نفت‌خیز جنوب پرداخته و با بیان تاریخچه تولید و آمار مخازن و حجم ذخایر، اهمیت این شرکت را قبل و بعد از انقلاب در کشور تشریح کردند.

سپس ایشان اهداف برنامه‌های پنج‌ساله توسعه را درزمینهٔ نفت و گاز توضیح دادند و با استفاده از آمار و ارقام موجود و ارائه اسناد رسمی به تحلیل و آسیب‌شناسی تک‌تک برنامه‌های توسعه و همچنین دلایل شکست و عدم دستیابی به اهداف تعیین‌شده پرداختند. ایشان در ادامه مفاد نسل اول، دوم و سوم قراردادهای بیع متقابل را بیان کردند و نقاط ضعف و قوت موجود در این زمینه را برای حضار بازگو نمودند.

ایشان پایان سخنرانی خود را به جمع‌بندی و ارائه راهکار برای آینده صنعت نفت اختصاص دادند و ابراز امیدواری کردند که اقدامات اندیشکده توسعه‌یافته و با توان هرچه بیشتر ادامه یابد.

 

مقدمه‌ای بر ادبیات حکمرانی نفت و گاز

به‌منظور الگوبرداری مناسب از نظام حکمرانی صنعت نفت و گاز کشورهای موفق تولیدکننده نفت و گاز به یک چارچوب برای حکمرانی نفت نیاز هست تا همه کشورها بر مبنای آن بررسی و مقایسه شوند. در این گزارش پس از مرور ادبیات علمی در این حوزه، ادبیات علمی ترکیب سیاستی (policy mix) در حوزه صنعت نفت توسعه داده شد. این مدل معروف از چهارگانه پارادایم سیاستی، اهداف سیاستی، نهادها و ابزارها تشکیل می‌شود. پارادایم‌های سیاستی رایج در صنعت نفت و گاز دنیا با شواهد متعدد بیان شدند. برای حکمرانی خوب نفت، نیاز هست پس از انتخاب پارادایم سیاستی مناسب کشور در حوزه نفت بر مبنای وضعیت موجود، سیاست‌ها، نهادها و ابزارها همگی بر اساس این چارچوب مفهومی ایجاد شوند. کلیه سیاست‌های مختص صنعت نفت رایج در دنیا به ۵ دسته مفهومی، میزان تولید نفت، مصرف نفت، درآمدهای نفتی، صنعت نفت و بازار فروش نفت تقسیم می‌شوند. بخش نهایی گزارش در مورد ارزیابی نظام حکمرانی نفت بر اساس ۱۲ شاخص است. این مدل ارزیابی به عبارتی بایدها و نبایدهای حکمرانی نفت را مشخص می‌کند که خود در طراحی مدل پیشنهادی برای حکمرانی نفت ایران از دو جهت می‌تواند استفاده شود. اولاً کدام بخش‌های حکمرانی نفت ایران مشکل‌زا است و باید بازطراحی شود؟ در ثانی، مدل پیشنهادی که بر مبنای مطالعات تطبیقی و شرایط ایران به‌دست‌آمده، در چهارچوب علمی حکمرانی خوب نفت قرار می‌گیرد؟


با توجه به ملاحظات و تعهدات حرفه‌ای اندیشکده، در صورت تمایل به مطالعه نسخه چاپ‌شده گزارش، لطفاً فرم درخواست را تکمیل کرده، پس از بررسی و اعلام در زمان مقرر به اندیشکده مراجعه نمایید.

حکمرانی در عمل ۳۸: برنامه پنج‌ساله توسعه صنایع بالادستی نفت، تحلیل و ارزیابی

صنعت نفت و گاز از مهم‌ترین موضوعات برنامه‌های پنج‌ساله توسعه به شمار می‌رود به‌گونه‌ای که تحقق وظایف و اهداف تعیین‌شده در این بخش به معنای موفقیت‌آمیز بودن بخش زیادی از کل برنامه تلقی می‌شود. این اهمیت ناشی از نقش این صنعت در تأمین امنیت انرژی و هم‌چین سهم بالای آن در درآمدهای ارزی کشور است.

از دید برخی کارشناسان در پنج برنامه توسعه گذشته با توجه به ساختار وزارت نفت و همچنین عدم تناسب برنامه‌ها و واقعیت‌های صنعت، اهداف برنامه‌های توسعه در مواردی به‌خوبی محقق نشده است.

در این نشست مهندس حسین نورالدین موسی یکی از کارشناسان باسابقه مناطق نفت‌خیز جنوب، به ارائه نظرات خود در رابطه با موانع و مشکلات صنعت نفت در تحقق اهداف برنامه‌های توسعه و سند چشم‌انداز خواهند پرداخت. به‌طور خلاصه سؤالات محوری موردنظر این جلسه عبارت‌اند از:

  • تحلیل و ارزیابی برنامه پنج‌گانه توسعه در بخش بالادستی صنعت نفت و گاز
  • یکی از اهداف برنامه پنجم توسعه رسیدن به تولید ۵ میلیون و ۱۵۰ هزار بشکه بوده است. دلایل عدم موفقیت این امر چه بوده است؟
  • در برنامه پنجم توسعه تکلیف شده است که ضریب بازیافت مخازن کشور باید ۱ درصد افزوده شود. وضعیت ضریب بازیافت مخازن پس از اجرای برنامه پنجم توسعه نسبت به قبل آن چگونه است؟
  • در برنامه چهارم توسعه آمده است که نقش دولت در بخش نفت باید محدود به اعمال حاکمیت و مالکیت ثروت شود. حال که در ابتدای برنامه ششم توسعه قرار داریم آیا سمت‌وسوی وزارت نفت در سال‌های اخیر در راستای این هدف بوده است؟

این نشست سی و هشتمین نشست تخصصی حکمرانی در عمل است که توسط گروه سیاست‌گذاری انرژی اندیشکده و با حضور مهندس حسین نورالدین موسی، کارشناس مدیریت فنی شرکت مناطق نفت‌خیز جنوب، برگزار می‌گردد.

نکات درباره نشست:

  • نشست به‌صورت کاملاً تخصصی برگزارشده و ظرفیت آن محدود است. لذا جهت حضور در نشست حتماً ثبت‌نام نمایید.
  • جلسه رأس ساعت مقرر آغاز خواهد شد.

gptt-de-gip38poster

پیشنهادهای حکمرانی نفت ایران بر مبنای تجارب نروژ و برزیل

طراحی نظام حکمرانی برای یک حوزه به‌خصوص صنعت نفت و گاز که از اهمیت بسزایی برخوردار است، پیچیدگی‌های بسیاری را شامل می‌شود. بررسی و تحقیق در رابطه با مدل‌های حکمرانی صنعت نفت و گاز کشورهای مختلف می‌تواند درس‌هایی را در برداشته باشد؛ اما باید توجه داشت که برای ارائه مدلی برای یک کشور، تمام شرایط سیاسی و اقتصادی ازجمله ساختار نظام حکمرانی گذشته و فعلی کشور باید مدنظر قرار گیرد.

به همین دلیل برای ارائه مدل حکمرانی برای صنعت انرژی ایران پس از مطالعات انجام‌شده از نظام حکمرانی نفت و گاز دو کشور نروژ و برزیل، که دارای عملکرد خوبی مطابق با شاخص‌های بین‌المللی در این حوزه هستند، در این گزارش به بررسی نظام حکمرانی فعلی ایران بر مبنای قوانین موجود این حوزه (قانون نفت، قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت و اساسنامه شرکت ملی نفت) پرداخته‌شده است. درنهایت مدل پیشنهادی، مطابق با ادبیات حکمرانی، با توجه به نکات مربوط به بررسی دو کشور نروژ و برزیل، ارائه‌شده است.


با توجه به ملاحظات و تعهدات حرفه‌ای اندیشکده، در صورت تمایل به مطالعه نسخه چاپ‌شده گزارش، لطفاً فرم درخواست را تکمیل کرده، پس از بررسی و اعلام در زمان مقرر به اندیشکده مراجعه نمایید.

گزارش حکمرانی در عمل ۲۷: تجربه نگاری اصلاح قانون نفت

جلسه حکمرانی در عمل با موضوع تجربه نگاری اصلاح قانون نفت با سخنرانی مهندس محمدی پور و با حضور دانشجویان، اساتید دانشگاه و پژوهشگران حوزه انرژی اندیشکده حاکمیت و سایر مراکز پژوهشی برگزار شد. جلسه به دو بخش ارائه و پرسش و پاسخ تقسیم شد. آقای محمدی پور تجربیات ۸ ساله خود را به‌عنوان رئیس اداره تدوین برنامه، معاونت برنامه‌ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری وزارت نفت ارائه کردند. تمرکز ایشان از زمان حضور در این اداره اصلاح نظام حکمرانی نفت ایران بوده که نتایجش ایجاد زیرساخت‌های قانونی با اصلاح قانون نفت در سال ۹۰ و تصویب قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت شد. ابتدا درباره انگیزه ورود به موضوع حکمرانی نفت ایران مواردی از قبیل تولید صیانتی از منابع نفت و گاز، الزامات قانونی و ضرورت بهبود دائمی نظام حکمرانی را برشمردند. سپس تفاوت مفاهیم مالکیت، حاکمیت و مدیریت در بخش بالادستی صنعت نفت و گاز را بیان کردند. با مروری مختصر از تغییرات نظام حکمرانی نفت ایران از ۱۲۸۵ تاکنون مقدمات بررسی شرایط فعلی را فراهم کردند. پس‌ازآن، ایشان متذکر شدند اکنون در برهه گذار این نظام حکمرانی قرار داریم زیرا تا رسیدن به یک نظام قابل‌قبول و متناسب باسیاست‌های کلان کشور فاصله زیادی است.

کارشناس سابق وزارت نفت تجربه اصلاح قوانین نفتی و سعی در اجرای آن‌ها را در وزارت نفت تشریح کردند. مطالعه نظام‌های حکمرانی بخش نفت و گاز کشورهای متعدد گام اول بود. کارگروه تدوین طرح سه‌گانه، اصلاح قانون نفت (مصوب ۱۳۹۰)، قانون وظایف و اختیارات وزارت نفت (مصوب ۱۳۹۱)، قانون اساسنامه شرکت ملی نفت ایران (مصوب ۱۳۹۵) در وزارت نفت و کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی تشکیل شد. همچنین، برنامه‌ریزی‌هایی برای تغییرات ساختاری درون وزارت نفت نیز انجام گرفت.

آقای محمدی پور چالش‌های اجرایی سازی این قوانین را بیان کردند که از مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

  • عدم استقلال مالی و ساختاری وزارت نفت از شرکت ملی نفت ایران
  • عدم هماهنگی و فهم مشترک مسئله حاکمیت در بین بخش‌های مختلف
  • نبود ساختار حقوقی شفاف اجرای حاکمیت
  • ساختار کند، سنتی شرکت ملی نفت ایران و وجود قوانین و مقررات دست و پاگیر دولتی
  • مشخص نبودن جایگاه و اختیارات هیئت عالی نظارت بر منابع نفتی

مهندس محمدی پور در انتهای صحبت‌های خود سیاست‌های پیشنهادی جهت اعمال در این نظام حکمرانی را به‌طور خلاصه بیان کردند.

جلسه دوم با پرسش و پاسخ حضار آغاز شد که ازجمله مهم‌ترین سؤالات مطروحه عبارت‌اند از:

  1. در نظام حکمرانی نفت ایران سیاست‌گذار ازنظر ساختاری و نهادی کجا قرار می‌گیرد؟
  2. اولویت اجرایی سازی قوانین نظام حکمرانی نفت را چه می‌دانید و چرا؟
  3. تنظیم گری حوزه بالادستی چرا باید از وزارت نفت جدا باشد؟
  4. نتیجه طرح مطالعات نصر که توسط شرکت بین‌المللی بین انجام گرفت چه بود؟

مروری بر تاریخچه صنعت نفت برزیل

نفت در برزیل به دوران قبل از استقلال این کشور در سال ۱۸۲۰ برمی‌گردد. اولین تنظیم‌گر این صنعت در سال ۱۹۳۸ معرفی می‌گردد. پس از برآورده نشدن خواسته‌های ملی، در سال ۱۹۵۳ علاوه بر معرفی شرکت پتروبراس به‌عنوان شرکت ملی، تمامی فعالیت‌های اکتشاف و تولید به‌صورت انحصاری در اختیار این شرکت قرار داده می‌شود. در دوره افزایش قیمت شدید نفت در دهه ۱۹۸۰، به علت افزایش هزینه‌های واردات نفت، دولت قراردادهای خدماتی-ریسک‌پذیر را به‌منظور ورود شرکت‌های بین‌المللی و سرمایه خارجی، معرفی می‌کند. این اتفاق موجب افزایش و بهبود فعالیت‌های بالادستی شرکت پتروبراس که رقیب‌های بین‌المللی جدیدی برای خود پیدا می‌کند، شده و تولید نفت در این دوران افزایش می‌یابد.

در سال ۱۹۹۷، پس از تغییر ساختار سیاسی در کشور برزیل، قانون انحصار نفت برداشته می‌شود و شرکت پتروبراس مانند دیگر شرکت‌های خصوصی می‌بایست برای دریافت حق اکتشاف و تولید از میدان‌ها به‌صورت قرارداد امتیازی، در مناقصات شرکت کند. در این قانون، آژانس ملی نفت، به‌عنوان قانون‌گذار صنعت نفت معرفی گردد. در کنار آن شورای ملی انرژی به‌عنوان سیاست‌گذار و تعیین‌کننده چهارچوب‌های بخش انرژی کشور، شکل می‌گیرد.

شکسته شدن انحصار شرکت پتروبراس، با حفظ تعلق نفت به ملت برزیل، باعث بهبود وضعیت صنعت نفت می‌شود و به پیشرفت شرکت پتروبراس کمک می‌کند.

در سال ۲۰۱۰ پس از کشف منطقه وسیعی از منطقه غیر ساحلی با پتانسیل بالای هیدروکربنی، دولت قانون استفاده از قراردادهای مشارکت در تولید برای میدان‌ها این منطقه را می‌دهد و برای مدیریت این نوع قراردادها شرکت دولتی بانام اختصاری PPSA معرفی می‌گردد که در این قراردادها، مدافع حقوق دولت است.


با توجه به ملاحظات و تعهدات حرفه‌ای اندیشکده، در صورت تمایل به مطالعه نسخه چاپ‌شده گزارش، لطفاً فرم درخواست را تکمیل کرده، پس از بررسی و اعلام در زمان مقرر به اندیشکده مراجعه نمایید.

مطالعه تطبیقی قراردادهای نفتی نروژ

یکی از ابعاد مهم نظام حکمرانی صنعت نفت و گاز کشور ایران قراردادهای نفتی است؛ زیرا قراردادهای نفتی ابزار مناسبی برای تحقق بخشی از سیاست‌های تولید صیانتی و افزایش توانمندی شرکت‌های عملیاتی (E&P Co) هستند. اندیشکده حاکمیت بامطالعه تطبیقی قراردادهای صنعت بالادست نفت و گاز کشور نروژ مدلی برای نحوه توزیع ریسک مالی و تصمیم‌گیری در قراردادهای نفتی کشور ایران پیشنهاد می‌دهد.

بر همین اساس در این گزارش چند ابزار مالی تنظیم گری برای دولت به‌منظور تولید صیانتی از مخازن نفتی پیشنهادشده است. نکته قابل‌تأمل این است که این ابزارها مالی به‌صورت خودتنظیم بوده و تا حدی موجب کاهش فسادها و رانت‌های این صنعت می‌شوند. به‌منظور افزایش توانمندی شرکت‌های عملیاتی نیز مدلی برای سرمایه‌گذاری مشترک شرکت‌های داخلی و خارجی در قراردادهای نفت و گاز پیشنهادشده که بر اساس همین مدل شرکت دولتی استات اویل نروژ رشد قابل‌توجهی داشته است. در این گزارش سعی بر این شده است نحوه توزیع ریسک مالی و تصمیم‌گیری بین شرکت داخلی و خارجی جهت تحقق سیاست‌های مذکور توضیح داده شود.


با توجه به ملاحظات و تعهدات حرفه‌ای اندیشکده، در صورت تمایل به مطالعه نسخه چاپ‌شده گزارش، لطفاً فرم درخواست را تکمیل کرده، پس از بررسی و اعلام در زمان مقرر به اندیشکده مراجعه نمایید.

Events

حکمرانی در عمل ۲۷: تجربه نگاری اصلاح قانون نفت

جهت اصلاح نظام حکمرانی صنعت نفت و گاز ایران اصلاحیه قانون نفت در سال ۹۰ به پیشنهاد وزارت نفت در مجلس تصویب شد. این قانون تغییرات اساسی را در نظام تصمیم‌گیری و نظارتی صنعت نفت ایران ایجاد کرد. به‌طور خلاصه کلیه امور حاکمیتی ازجمله سیاست‌گذاری، برنامه‌ریزی، هدایت و راهبری و نظارت عالیه بر اقدامات اجرائی در صنعت نفت به وزارت نفت محول شد. از سوی دیگر هیئت عالی نظارت بر منابع نفتی نیز جهت نظارت بر اعمال حق حاکمیت و مالکیت عمومی بر منابع نفتی نیز تشکیل شد. وظایف این هیئت به‌طور خلاصه عبارت است از: نظارت بر اجرای قانون اجرای سیاست‌های کلی اصل چهل و چهارم، بررسی و ارزیابی اجرای سیاست‌های راهبردی و برنامه‌های مصوب وزارت نفت در فرآیند صیانت از منابع نفت و گاز، ارزیابی قراردادهای مهم نفت و گاز در جهت صیانت، تهیه گزارش سالانه و ارائه به مقام رهبری و مجلس شورای اسلامی.

اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری شریف در نظر دارد در جلسه تجربه نگاری اصلاح قانون نفت با حضور آقای محمدی پور، معاون سابق برنامه‌ریزی وزارت نفت، اصلاحات نظام حکمرانی نفت را بررسی نماید. به‌طور خلاصه سؤالات محوری موردنظر این جلسه عبارت‌اند از:

  • آیا هیئت عالی نظارت بر منابع نفتی از ابزارهای لازم جهت انجام وظایف و اختیارات خود از قبیل دسترسی به اطلاعات، تحلیل نظرات نهادهای غیر ذینفع و مصوبات لازم‌الاجرا برای شرکت ملی نفت و وزارت نفت برخوردار است؟
  • انعقاد قراردادهای نفتی و ارائه پروانه اکتشاف و تولید از مخزن نفتی بر عهده وزارت نفت است، اما چرا در کلیه قراردادهای نفتی ازجمله مصوبه اخیر هیئت دولت در قراردادهای نفتی کارفرما شرکت ملی نفت است؟
  • با توجه به اتفاقات اخیر در جهت تصویب قراردادهای نفتی جدید IPC و ورود نهادهای مختلف حاکمیتی به این موضوع چرا در انتها باز نظر وزارت نفت به نتیجه رسید و عملاً هیئت عالی نظارت بر منابع نفتی تشکیل نشد؟

این نشست بیست و هفتمین نشست تخصصی حکمرانی در عمل است که توسط گروه سیاست‌گذاری انرژی اندیشکده و با حضور جناب آقای محمدی پور، کارشناس سابق معاونت برنامه‌ریزی و نظارت بر منابع هیدروکربوری وزارت نفت برگزار می‌گردد.

نکات درباره نشست:

  • نشست به‌صورت کاملاً تخصصی برگزارشده و ظرفیت آن محدود است. لذا جهت حضور در نشست حتماً ثبت‌نام نمایید.
  • جلسه رأس ساعت مقرر آغاز خواهد شد.

ششمین حلقه پژوهشی سیاست گذاری عمومی: برسی روند تاریخی نظام حکمرانی صنعت نفت و گاز نروژ با تمرکز بر روند رشد شرکت استات‌اویل

بررسی تاریخچه نظام حکمرانی صنعت نفت و گاز نروژ و علل تغییرات تاریخی آن کمک ویژه‌ای به فهم روش نگاشت نهادی، نحوه تعاملات مالی و تصمیم‌گیری بین بازیگران و نحوه توزیع منافع بازیگران این نظام در راستای دو سیاست تولید صیانتی و افزایش توانمندی می‌کند. تغییرات این نظام به چهار دوره اصلی اکتشاف و قراردادهای اولیه، ایجاد ساختار اولیه نفت، تغییر بخشی از ساختار نفت و تغییر نحوه سرمایه‌گذاری دولت در صنعت نفت و گاز تقسیم می‌شود. در هر یک از این دوره‌ها رویدادهای اصلی تاریخی در صنعت نفت و گاز نروژ که بر تحقق دو سیاست اصلی تولید صیانتی و افزایش توانمندی شرکت‌های عملیاتی صنعت نفت و گاز اثرگذار هستند ذکرشده است. از آن مهم‌تر علل وقایع تاریخی ذکر و تحلیل‌شده که در مطالعه تطبیقی بسیار حائز اهمیت است به‌عنوان نمونه علل افزایش توانمندی استات‌اویل، علت نقش‌آفرینی پارلمان در صنعت نفت و گاز و… مطرح‌شده‌اند.

ششمین نشست علمی سیاست‌گذاری عمومی با عنوان «برسی روند تاریخی نظام حکمرانی صنعت نفت و گاز نروژ با تمرکز بر روند رشد شرکت استات‌اویل» توسط گروه حکمرانی پایدار «اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری» برگزار می‌شود.

نکات درباره نشست:

  • نشست به‌صورت کاملاً تخصصی برگزارشده و ظرفیت آن محدود است لذا جهت حضور در نشست در همین صفحه اقدام به ثبت‌نام نمایید.
  • جلسه رأس ساعت مقرر آغاز خواهد شد.