نوشته‌ها

DSC_0069

اولین کنفرانس ملی حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی

گزارش این رویداد به زودی منتشر خواهد شد.


 

بازتاب این رویداد در صدا و سیما:

شبکه ۱

شبکه ۲

شبکه ۳

شبکه ۴

شبکه خبر

بازتاب این رویداد در رسانه‌ها:

خبر‌گزاری صدا و سیما(۱)

خبر‌گزاری صدا و سیما(۲)

خبر‌گزاری صدا و سیما(۳)

دانشگاه صنعتی شریف

ایران اکونومیست

خبر فوری

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی

مرجع دانش

آپارات

تسنیم

تسنیم

مهر

مشرق

ایسنا

ایسنا

ایسنا

باشگاه خبرنگاران جوان

باشگاه خبرنگاران جوان

DSC_0003

گزارش یازدهمین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

یازدهمین جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» در تاریخ پانزدهم آبان‌ماه و در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

در این جلسه، آقای هادی عاشقی، دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران و خانم مینا دهقانی، دکترای داروسازی، دانشجوی دکترای تخصصی اقتصاد و مدیریت دانشگاه علوم پزشکی و محقق اقتصاد رفتاری به بررسی کاربرد بینش‌های رفتاری در سیاست‌گذاری حوزه سلامت پرداختند.

آقای عاشقی در ابتدای جلسه به اهمیت موضوع اضافه‌وزن (چاقی) و ارتباط آن با بیماری‌های قلبی و عروقی پرداختند و خاطرنشان کردند که ریسک فاکتورهای بیماری‌های قلبی و عروقی را می‌توان به غیرقابل‌کنترل بودن و قابل‌کنترل بودن تقسیم کرد. از ریسک فاکتورهای غیرقابل‌کنترل می‌توان عوامل وراثتی و ژنتیکی را نام برد. همچنین فشارخون بالا، سیگار کشیدن، کلسترول بالا و اضافه‌وزن و غیره ریسک فاکتورهای قابل‌کنترل این بیماری می‌باشند. از طرفی در سال ۲۰۱۶ از کل مرگ‌های ثبت‌شده در دنیا به‌طور میانگین ۱۷.۳۳ درصد آن مربوط به بیماری‌های قلبی (IHD) است. این آمار در ایران به‌طور متوسط ۲۵.۲۲ درصد می‌باشد که سالانه به‌طور متوسط این آمار ۱.۱۸ درصد افزایش پیدا می‌کند. ازاین‌رو می‌توان با کنترل ریسک فاکتورهای قابل‌کنترل بیماری‌های قلبی و عروقی تا حدودی از این افزایش سالانه در سال‌های آتی جلوگیری کرد.

در ادامه ایشان ضمن بررسی نتایج برخی مطالعات افزودند:

بررسی‌ها نشان می‌دهند که مداخلات رفتاری می‌تواند اضافه‌وزن را کنترل و حتی در جهت کاهش وزن مؤثر واقع گردد. در مطالعه‌ای که بر روی ۲۸۱ بزرگ‌سال دارای اضافه‌وزن در دانشگاه پنسیلوانیا انجام شد به بررسی سه مداخله رفتاری پرداخته‌اند. این افراد دارای حجم توده بدنی بزرگ‌تر، مساوی ۲۷ کیلوگرم بر متر (kg/m) بوده و با این شرط وارد مطالعه شده‌اند. همچنین برای اینکه بیشترین مشارکت را در مطالعه داشته باشند به هریک از افراد ۲۵ دلار پرداخت گردید. همچنین اگر تا پایان هفته سیزدهم در مطالعه مشارکت داشته باشند ۷۵ دلار به این افراد پرداخت خواهد شد. این مطالعه در ۲۶ هفته انجام گرفت و به دو دوره‌ای ۱۳ هفته‌ای مداخلات (intervention) و دنبال کننده (follow up) تقسیم‌شده و سه مداخله رفتاری به‌صورت مشوق مالی موردبررسی قرار گرفت.

در این پژوهش، هدف رسیدن به روزانه ۷۰۰۰ قدم، که حدود ۲۰۰۰ قدم بیشتر از متوسط روزانه قدم‌های طی شده توسط یک فرد بالغ آمریکایی بوده، می‌باشد.

خانم دهقانی در ادامه جلسه به تشریح مداخلات پرداختند و خاطرنشان کردند:

در مداخله یک، پیمودن ۷۰۰۰ قدم ۱.۴۰ دلار پاداش به همراه دارد. طبق مداخله دو در صورت پیمودن همان تعداد قدم، شرکت‌کنندگان، واجد شرایط شرکت در قرعه‌کشی قرار می‌گیرند و اگر کارتی که به آن‌ها داده می‌شود شامل دو رقم یکسان باشد به‌احتمال ۱۸ درصد ۵ دلار برنده می‌شوند و در غیر این صورت به‌احتمال یک درصد ۵۰ دلار جایزه می‌گیرند. در مداخله سوم اگر فرد به هدف ۷۰۰۰ قدم در روز برسد ماهانه ۴۲ دلار پاداش می‌گیرد و در غیر این صورت ۱.۴۰ دلار لازم است تا به‌عنوان جریمه بپردازد. افراد به‌طور کامل تصادفی وارد هریک از مداخلات شده‌اند و روزانه از طریق ایمیل برای آن‌ها بازخورد ارسال می‌گردد. همچنین تعداد قدم‌ها از طریق نرم افراز قابل‌نصب بر روی گوشی‌های اندروید و آی او اس محاسبه گردید.

آقای عاشقی و خانم دهقانی نتایج به‌دست‌آمده در این پژوهش را به شرح زیر بیان کردند:

افراد به مدت ۱۳ هفته از طریق مداخلات روزانه درگیر این آزمایش شدند و پس‌ازآن نیز، ۱۳ هفته رفتار آن‌ها موردبررسی قرار گرفت (دوره پیگیری) تا مشخص شود که اثرات این مداخلات رفتاری چه بوده است و آیا پایدار می‌ماند. درنتیجه مداخله شماره سوم تأثیر بیشتری نسبت به سایر مداخلات نشان داد. اما در دوران پیگیری، میانگین قدم‌های طی شده تمام گروه‌ها در طی یک روز کاهش پیدا کرد. این کاهش به این دلیل اتفاق افتاده است که این مداخلات در فرد انگیزش بیرونی ایجاد کرده است. ازاین‌رو برای رفع کاهش اثر چنین مداخلاتی بهتر است در فرد انگیزش‌های درونی ایجاد شود تا فرد به مسئله شرطی شدن دچار نگردد.

در پایان جلسه چگونگی انجام پژوهش‌های مشابه برای ایران موردبحث و بررسی قرار گرفت.

DSC_0045

گزارش تصویری حکمرانی در عمل ۳۹: بررسی نوبل اقتصاد ۲۰۱۷ و دلالت‌های آن در سیاست‌گذاری عمومی

گزارش این رویداد به زودی منتشر خواهد شد.


بازتاب این رویداد در سایت‌های خبری:

خبرگزاری تسنیم

gptt-de-gip39posterrr

حکمرانی در عمل ۳۹: بررسی نوبل اقتصاد ۲۰۱۷ و دلالت‌های آن در سیاست‌گذاری عمومی

جایزه آکادمی سلطنتی سوئد در علوم اقتصادی برای بار دوم به دانشمندی در حوزه اقتصاد رفتاری رسید. اقتصاد رفتاری یکی از حوزه‌های نسبتاً جدید اقتصاد است که بر تأثیر عوامل روان‌شناختی و اجتماعی بر تصمیم‌های اقتصادی افراد تأکید دارد.

در کنار اهمیت موضوعاتی که برنده جایزه نوبل در اشاعه و ترویج آن نقش پررنگی داشته است، «نظریه تلنگر» ریچارد تیلر در حوزه سیاست‌گذاری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به‌طوری‌که این نظریه به‌سرعت توجه سیاست‌گذاران انگلیسی و آمریکایی را به خود جلب کرد و زمینه‌ای برای تأسیس مراکزی شد که اصطلاحاً به آن‌ها «واحدهای تلنگر» می‌گویند.

به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین مسائل در کنار اهدای این نوبل، توجه به رویکردهای رفتاری و لزوم به‌کارگیری آن در حوزه‌های مختلف سیاست‌گذاری عمومی باشد. تاکنون رویکردهای رفتاری با تبیین دقیق‌تر جهان واقعی و با ارائه ابزارهای مناسب، نگاه سیاست‌گذاران را به خود جلب کرده است و احتمالاً کاربرد آن‌ها می‌تواند راهگشای بسیاری از مسائلی باشد که دنیای ما به آن نیاز دارد. اقتصاددانان رفتاری با طراحی مداخلات و سپس ارزیابی آن‌ها در قالب آزمایش‌های میدانی، پیشنهادات سیاستی را به سیاست‌گذاران ارائه می‌کنند که به آن‌ها در مسیر سیاست‌گذاری کمک می‌کند.

این نشست سی و نهمین نشست تخصصی حکمرانی در عمل است که توسط گروه مطالعات اقتصادی اندیشکده و با حضور دکتر حسین جوشقانی، استاد دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف و دانش‌آموخته دکترای اقتصاد از دانشگاه شیکاگو، برگزار می‌گردد.

نکات درباره نشست:

  • نشست به‌صورت کاملاً تخصصی برگزارشده و ظرفیت آن محدود است. لذا جهت حضور در نشست حتماً ثبت‌نام نمایید.
  • جلسه رأس ساعت مقرر آغاز خواهد شد.

gptt-de-gip39posterrr

DSC_0027

گزارش نهمین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

نهمین جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» در تاریخ دهم مهرماه و در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

در این جلسه، خانم مینا دهقانی، دکترای داروسازی، دانشجوی دکترای تخصصی اقتصاد و مدیریت دانشگاه علوم پزشکی و محقق اقتصاد رفتاری به بررسی کاربرد بینش‌های رفتاری در سیاست‌گذاری حوزه سلامت پرداختند.

ایشان در ابتدای جلسه گفتند: استفاده بیش‌ازحد آنتی‌بیوتیک باعث تسریع بروز مقاومت میکروبی، افزایش ریسک عوارض جانبی دارو و افزایش هزینه‌ها می‌شود. مقاومت میکروبی ازجمله نگرانی‌های سلامت عمومی در سطح جهان می‌باشد که موجب ناتوانی، مرگ‌ومیر و هزینه‌های اجتماعی-اقتصادی می‌گردد. تجویز آنتی‌بیوتیک برای عفونت دستگاه تنفسی فوقانی امری شایع در نقاط مختلف جهان است. درحالی‌که این‌گونه عفونت‌ها بیشتر جنبه ویروسی داشته و خود محدود شونده هستند و نیازی به مصرف آنتی‌بیوتیک در فرد بیمار نخواهد بود. فاکتورهای متعددی ازجمله انتظارات بالای بیمار، عدم دانش و باور اشتباه در مورد اثربخشی آنتی‌بیوتیک‌ها، عدم قطعیت در تشخیص، ترس از پیچیده شدن مشکل بیمار، انگیزه‌های مالی پزشکان، نداشتن مهارت‌های ارتباطی با بیمار، نبود تست‌های سریع آزمایشگاهی، تعداد زیاد بیمار و ترویج دارودرمانی از عوامل تجویز بیش‌ازحد آنتی‌بیوتیک است. از راه‌های مقابله با این چالش جهانی می‌توان به اعمال نظارت بیشتر و دقیق‌تر بر روی نحوهٔ عملکرد پزشکان و همچنین آموزش بیمار اشاره نمود.

در ادامه ایشان ضمن بررسی نتایج برخی مطالعات افزودند:

مطالعات نشان می‌دهند که مداخلات رفتاری می‌تواند در کاهش تجویز غیرمنطقی آنتی‌بیوتیک‌ها در عفونت‌های دستگاه تنفسی مؤثر باشد. در مطالعه‌ای که بر روی ۲۴۸ پزشک انجام شد به بررسی سه مداخله رفتاری پرداخته شد. در ابتدای مطالعه به همه پزشکان آموزش‌های لازم برای تجویز آنتی‌بیوتیک داده شد. یکی از مداخلات مقایسه عملکرد پزشک با دیگر پزشکان از طریق ارسال عملکرد پزشک از طریق ایمیل به‌طوری‌که پزشک یا در گروه پزشکان با عملکرد بالا (Top Performer) که شامل ده درصد برتر ازنظر پایین بودن تجویز غیرمنطقی دارو بود، قرار می‌گرفتند و یا به آن‌ها گفته می‌شد که جز ۱۰ درصد برتر نیستند و باید عملکرد خود را بهبود بخشند. مداخله دیگر به این صورت بود که درصورتی‌که پزشک آنتی‌بیوتیک برای بیمار تجویز می‌کرد، برنامه نسخه الکترونیکی به‌گونه‌ای طراحی‌شده بود که داروهای جایگزینی را که در عفونت‌های دستگاه تنفسی کاربرد دارد، به پزشک پیشنهاد دهد. در مداخله دیگری هم از پزشکان خواسته شد که در صورت تشخیص بیماری عفونت دستگاه تنفسی، علت تجویز آنتی‌بیوتیک را در پرونده پزشکی بیمار ثبت کند و این علت تجویز توسط پزشکان دیگر مشاهده خواهد شد. در بین این مداخلات، کاهش تجویز غیرمنطقی آنتی‌بیوتیک در دو گروه پزشکانی که با یکدیگر مقایسه می‌شدند و پزشکانی که باید دلیل تجویز آنتی‌بیوتیک را ذکر می‌کردند، نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری پایین‌تر بود.

ایشان ضمن بیان اهمیت توجه به مداخلات رفتاری در حوزه بهداشت نتایج برخی مطالعات انجام‌شده در ایران را نیز بیان کردند و در پایان گفتند:

این مداخلات تنها با تغییر مختصر در محیط کاری صورت گرفته است و نوعی تلنگر (nudge) می‌باشد که امروزه به‌صورت گسترده در سیاست‌گذاری‌های عمومی از تلنگرها برای تغییر رفتار افراد استفاده می‌شود.

DSC_0036

گزارش هشتمین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

هشتمین جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» در تاریخ سوم مهرماه و در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

امروزه مشکلات زیست‌محیطی به یکی از معضلات بزرگ جوامع بشری تبدیل‌شده است. به هر یک از این معضلات که پرداخته شود ردپای انسان در به وجود آمدن آن مشکل به‌وضوح پیدا است. از سوی دیگر لزوم اقدامات قاطع و صریح در راستای حل این مشکل ضروری به نظر می‌رسد. همان‌طور که صرفاً یک دلیل خاص سبب به وجود آمدن این مشکلات نشده است، یک راهکار منفرد بر مبنای علوم مهندسی و تکنولوژی گره‌گشا نخواهد بود، بلکه در هر راهکاری که ارائه می‌شود باید نقش انسان‌ها چه به‌عنوان عامل مشکل، چه ذینفع و چه به‌عنوان بخشی از راه‌حل مشکل در نظر گرفته شود. تعامل زیست‌محیطی مطالعه و بررسی نقش انسان‌ها، سازمان‌ها، جوامع و فرهنگ‌های مختلف بر ایجاد، توزیع، فهم و استفاده از پیام‌های زیست‌محیطی و نحوه اندرکنش انسان با محیط‌زیست است. این ابزار به ما کمک خواهد کرد تا درک بهتری از شدت تأثیر فعالیت‌های انسانی بر محیط‌زیست داشته باشیم. از سوی دیگر با گسترش هر چه بیشتر تعامل درباره مشکلات محیط‌زیست می‌توان راهکارهای بهتری برای معضلات اکولوژیکی پیدا کرد.

ازاین‌رو در این جلسه آقای کوروش بهرنگ، فارغ‌التحصیل مهندسی محیط‌زیست دانشگاه صنعتی شریف و محقق اقتصاد رفتاری به بررسی صورت‌بندی مسئله (صورت‌بندی سود/ زیان، دور/ نزدیک) و نحوه تعامل با مردم بر تغییر اقلیم پرداختند.

ایشان در ابتدای جلسه با بررسی وضعیت تغییرات آب و هوایی در نقاط مختلف جهان ازجمله ایران گفتند:

ازجمله معضلات زیست‌محیطی دامن‌گیر در سراسر جهان موضوع تغییر اقلیم است، که اثرات آن به انواع گوناگون، هرروزه خود را جلوه‌گر می‌سازد. تغییر اقلیم به یکی از موضوعات مهم در حوزه سیاست‌گذاری عمومی تبدیل‌شده است و دولت‌های مختلف تدابیر گوناگونی برای حل آن اتخاذ کرده‌اند. این تدابیر بدون مشارکت مردمی موفق نخواهند بود. بنابراین علاوه بر در نظر داشتن مسائل تکنولوژیکی و اقتصادی توجه به وجهه رفتاری موضوع نیز حائز اهمیت است.

ایشان در ادامه به اهمیت چگونگی ارتباط با مردم درباره معضلات زیست‌محیطی پرداختند و افزودند:

تعامل درباره اثرات سو تغییر اقلیم موضوع پیچیده‌ای است و تعاریف افراد از این معضل با عدم قطعیت‌ها و عدم آگاهی کامل از اثرات سو آن همراه است. درنتیجه نحوه ارتباط با مردم درباره این پدیده نیاز به‌دقت و انتخاب روش صحیح ارائه مطالب دارد. این‌که بر چه جنبه‌هایی بیشتر تأکید شود، با چه زبانی با مردم سخن گفته شود و … در توسعه روش تعاملی باید مدنظر قرار گیرد. صورت‌بندی مسئله درواقع همین نحوه ارائه اطلاعات به مردم است.

ازآنجاکه درک افراد از تغییر اقلیم یکسان نیست و علیرغم هشدارهای دولت‌های مختلف در مورد شدت وخامت اوضاع، ما همچنان شاهد رفتار پایدار از مردم نیستیم. یکی از دلایل این موضوع می‌تواند دور (از منظر جغرافیایی) پنداشتن تغییر اقلیم از خود باشد. زیرا افراد شدت تأثیرات تغییر اقلیم را در محیط زندگی خود خفیف‌تر می‌انگارند تا با این روش ریسک آن را از خود دور کنند. درنتیجه، یک روش مناسب برای ارجاع به اثرات تغییر اقلیم تأثیر بحث در مورد دوری و نزدیکی جغرافیایی این پدیده به افراد است.

روش دیگر صورت‌بندی مسئله تغییر اقلیم پرداختن به تبعات مثبت کاهش تغییر اقلیم در مقابل تبعات منفی عدم کاهش آن است. بنا بر ماهیت ریسک گریز انسان‌ها چنانچه ما از اثرات کاهش تغییر اقلیم صحبت کنیم، این موضوع در نظر مردم شبیه به یک روش پیشگیرانه می‌آید که با ریسک کم همراه هستند. از دیگر سو، پرداختن به اثرات سو عدم کاهش تغییر اقلیم رفتاری تشخیصی (detective) است که بنا بر ادبیات حوزه سلامت همراه با ریسک بالا است. می‌توان انتظار داشت با پرداختن به جنبه‌های مثبت کاهش تغییر اقلیم نگرش افراد به موضوع مثبت‌تر بوده زیرا همراه با ریسک کمتری است و انتظار داشت که درنهایت درک بهتری از موضوع داشته باشند.

باید توجه داشت که صرفاً انتخاب یک نوع خاص از صورت‌بندی منجر به نتایج مطلوب نمی‌شود و عوامل رفتاری بسیاری وجود دارند که باید در تحلیل مسئله نظر گرفته شوند. ازجمله این مسائل اثر شدت ترس افراد از پدیده و نحوه پردازش اطلاعات در ذهن افراد است که هریک می‌توانند بر صورت‌بندی مسئله تأثیرگذار باشند و تأثیر نیز بپذیرند.

همچنین ایشان به بررسی نتایج به‌دست‌آمده در مطالعه صورت گرفته بر مبنای صورت‌بندی سود / زیان و دور / نزدیک در مورد تغییر اقلیم پرداختند و گفتند:

نتایج تحقیق بر مبنای صورت‌بندی سود/ زیان و دور/ نزدیک کاهش تغییر اقلیم نشان داد که صورت‌بندی سود نسبت به صورت‌بندی زیان منجر به شکل‌گیری نگرش مثبت-تری درباره کاهش تغییر اقلیم شد. تحت صورت‌بندی سود مردم درک بیشتری از شدت تأثیرات سو تغییر اقلیم داشتند که البته تفاوت چندانی با صورت‌بندی زیان نداشت. علت امر این است که صورت‌بندی زیان درجه بیشتری از ترس و پردازش اطلاعات را در ذهن افراد منجر می‌شود. همین فرآیندها سبب می‌شوند تا افراد که در موقعیت با ریسک بالا قرارگرفته‌اند، شدت وخامت اوضاع را بیشتر درک کنند تا افرادی که در موقعیت کم‌خطر قرار دارند. بنابراین اگر می‌خواهیم نگرشی مثبت نسبت به کاهش تغییر اقلیم داشته باشیم باید از صورت‌بندی سود استفاده کنیم و توجه داشت باشیم تا آنجا که ممکن است ترس افراد و پردازش ذهنی اطلاعات را موقوف کنیم.

نتایج تحقیق همچنین حاکی از آن است که صورت‌بندی دور مسئله نسبت به نزدیک تأثیر بیشتری بر درک افراد از شدت تغییر اقلیم دارد. بااین‌حال این صورت‌بندی تأثیر چندانی بر نگرش افراد نسبت به این پدیده زیست‌محیطی ندارد. درنهایت اندرکنشی نیز بین صورت‌بندی دور/ نزدیک و سود/زیان هم وجود ندارد.

در انتهای جلسه استفاده از دانش رفتاری در حوزه محیط‌زیست برای ایران موردبحث و بررسی قرار گرفت و آقای بهرنگ به جمع‌بندی ارائه خود پرداختند:

به‌طور خلاصه بحث درباره مشکلات زیست‌محیطی و یافتن راهکار مناسب برای حل آن‌ها نیازمند در نظر گرفتن جنبه‌های متفاوت رفتاری افراد است و بسته به اینکه چه نتایجی مدنظر سیاست‌گذار است نحوه تعامل با مردم متفاوت خواهد بود.

 

DSC_0050

گزارش هفتمین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

هفتمین جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» در تاریخ بیستم شهریورماه و در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

در این جلسه که توسط اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه شریف برگزار می‌شود، آقای مهدی بیگی، متخصص آموزش زبان انگلیسی سازمانی به بررسی کاربرد بینش‌های رفتاری در سیاست‌گذاری حوزه آموزش پرداختند.

مقاله ارائه‌شده با نام The underutilized potential of teacher-to-parent communication: Evidence from a field experiment در مجله اقتصاد آموزش در سال ۲۰۱۵ به چاپ رسیده و توسط واحدهای مختلف در دانشگاه هاروارد حمایت مالی شده است.

BehavioralPolicyMaking-MahdiBeighi-960620-1

آقای بیگی در ابتدای ارائه به برخی تفاوت‌ها در حوزه آموزش و اقتصاد ایران و امریکا پرداختند و ضمن تأکید توجه به این تفاوت‌ها برای تعمیم نتایج به ایران، افزودند:

جمعیت کشور امریکا ترکیبی از نژادهای مختلف است که طبق آمار سال ۱۳۸۹ این ترکیب به‌صورت زیر گزارش‌شده است:

سفیدپوستان ۷۲.۴ درصد، سیاه‌پوستان ۱۲.۶ درصد، آسیایی ۴.۸ درصد و سایر نژادها ۱۰.۲ درصد.

طبق آماری که در تحقیقات پیشین به‌دست‌آمده است دانش‌آموزان یک‌چهارم زمان خود را در مدرسه سپری می‌کنند و مابقی آن را در ارتباط با خانواده هستند. لذا ارتباط بین والدین و دانش‌آموز بالاترین درجه اهمیت را در حمایت آموزشی او ایفا می‌کند. بااین‌وجود زمانی که از اولیای دانش‌آموزان پرسیده می‌شود تماسی از مدرسه درباره فرزندشان در سال تحصیلی گذشته داشته‌اند از هر ده نفر صرفاً چهار نفر پاسخ مثبت می‌دهند. همچنین در مقطع دبیرستان ۶۶ درصد از اولیا اعلام کرده‌اند که درباره وضعیت تحصیلی فرزند خود از مدرسه اطلاعاتی دریافت نکرده‌اند. ارتباط و گفتگوی بین اولیا و معلم‌ها از قدرت قابل‌توجهی برخوردار است و در پژوهشی از آن به‌عنوان جعبه سیاه اشاره شده است. در این جعبه سیاه علل و نتایج مستقیماً به هم نمی‌رسند ولی نتایج درخشان وسوسه‌انگیز و اغواکننده هستند و توجه متخصصین حوزه علوم رفتاری و اقتصاد آموزش را به خود جلب کرده است.

ایشان در ادامه به معرفی پژوهش‌های انجام‌شده برای بررسی اثر ایجاد ارتباط میان معلمان و والدین پرداختند و افزودند:

در پژوهش‌های مختلف انواع راه‌های ارتباطی مانند تماس تلفنی، ارسال ایمیل و پیامک و اطلاع‌رسانی موردبررسی قرارگرفته‌اند و تأثیر آن‌ها بر معدل، نمرات آزمون‌ها، موفقیت شغلی و تحصیلی، میزان توجه دانش‌آموز، مشارکت دانش‌آموز در کلاس، نحوه انجام تکالیف و موارد دیگر سنجیده شده است.

در تحقیق ارائه‌شده توسط ایشان، دو متخصص حوزه علوم رفتاری برنامه جبرانی تابستان که باهدف افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان مقطع دبیرستان است را موردمطالعه قرار داده‌اند.

BehavioralPolicyMaking-MahdiBeighi-960620-2

در برنامه جبرانی تابستان دانش‌آموزانی ثبت‌نام می‌کنند که کمتر از یک ماه در سال تحصیلی غیبت داشته باشند و نمره F+ گرفته باشند. این گروه از دانش‌آموزان باراهنمایی مشاور آموزشی در این دوره ثبت‌نام می‌کنند و می‌توانند تعداد محدودی درس (در این تحقیق دو درس) انتخاب کنند. برای حضور در این دوره انضباط سختی در نظر گرفته شده است و کمترین انعطاف‌پذیری نشان داده می‌شود. کلاس‌های با حدود ۳۳ دانش‌آموز به مدت پنج هفته و هرروز دو ساعت برای هر درس تشکیل می‌شود. تعداد هفته‌ها، میزان حضور در کلاس و نوع دوره که حضوری و یا غیرحضوری باشد در مدارس مختلف است. درس‌های ارائه‌شده شامل علوم، ریاضی، تاریخ و زبان انگلیسی هستند.

تحقیق در مدرسه‌ای اجرا شد که دانش‌آموزان تعداد ۳۱ مدرسه منطقه در آنجا حضور پیداکرده بودند و نهایتاً ۴۳۵ نفر از مجموع ۱۴۱۷ دانش‌آموز مقطع متوسطه در تحقیق شرکت کردند. بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان در تحقیق سیاه‌پوست و نزدیک به یک‌سوم آن‌ها گویش اسپانیایی داشتند. گفتگوهای صورت گرفته با والدین از طرف معلم‌های مدرسه عمدتاً به‌صورت تلفنی و در رتبه‌های بعدی از طریق پیامک و ایمیل بوده است. هشتاد درصد شرکت‌کنندگان در تحقیق از برنامه تغذیه رایگان مدارس امریکا بهره‌مند بودند.

تحقیق انجام‌شده روی دو نوع گفتگو از سوی معلم‌ها با والدین صورت گرفته است. بنابراین سه گروه در تحقیق شکل‌گرفته‌اند. گروه کنترل که هیچ‌گونه تماس و پیغامی دریافت نکرده‌اند. گروهی که پیغام‌های صرفاً مثبت دریافت کرده‌اند و نهایتاً گروهی که پیغام قابل‌بهبود به همراه راه‌کار دریافت کرده‌اند.

BehavioralPolicyMaking-MahdiBeighi-960620-3

نتایج تحقیق نشان می‌دهد که گفتگوی معلم‌ها با والدین توانسته است به میزان ۴۱ درصد روی کاهش تعداد کسانی که مردود می‌شدند تأثیر بگذارد. ضمناً دریافت پیغام از معلم‌ها گرچه نتوانسته میزان گفتگو و تعداد دفعات گفتگوی بین والدین و فرزندان را افزایش دهد ولی توانسته است موضوع گفتگوی والدین و فرزندان شود. نکته حائز اهمیت این است که پیغام‌هایی که حاوی یک نکته قابل‌بهبود به همراه راه‌کار بوده‌اند توانسته‌اند تأثیر معادل دو برابر پیغام مثبت در کاهش تعداد مردودین بگذارد.

در پایان برخی مطالعات انجام‌شده درزمینهٔ آموزش در ایران بررسی گردید و کارهای مشابه برای انجام گرفتن در ایران پیشنهاد شد.

Untitled-1

اولین کنفرانس ملی حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی

GPP.CIVILICA


درباره کنفرانس

به هم پیوستگی روزافزون جوامع، تقریباً تمام ابعاد حیات انسانی را در معرض دامنه تأثیر سیاست‌های نهادهای حاکمیتی در سطوح مختلف قرار داده است به‌طوری‌که امروزه دیگر تصور اداره‌شانی از شئونی زندگی بشری به‌صورت فردی و مجزا از اتصالات و نظام‌های اجتماعی تقریباً ناممکن است. از تربیت و فرهنگ گرفته تا سیاست و اجتماع، از صنعت و اقتصاد و انرژی گرفته تا علم و فناوری، همگی عرصه‌هایی است که از حوزه نفوذ سیاست‌های حاکمیتی خارج نیستند، هرچند نوع و مکانیزم مداخله نهادهای سیاست‌گذار به‌صورت مداوم در حال تحول و دگرگونی است. ازاین‌رو، سیاست‌گذاری علمی میان رشته ایست که به تحلیل چرایی، چگونگی، نوع شناسی و ارزیابی طیف وسیع دخالت‌های مستقیم و غیرمستقیم دولت‌ها و سیستم‌های حکومتی (اعم از منطقه‌ای، ملی و فراملیتی) بر زندگی فردی و اجتماعی انسان‌ها می‌پردازد.

اما چالش بزرگی که پیش روی ماست فقدان دانش سیاست‌گذاری در بدنهٔ مدیریتی و حاکمیتی کشور است. این دانش به‌سان نوع نگاه و یک ابزار در جهت‌گیری تصمیمات سیاست‌گذاران اهمیت دارد و تصمیم‌گیری نظام‌مند می‌تواند به‌عنوان خروجی یک متخصص سیاست‌گذاری مطرح شود. متأسفانه در سپهر سیاسی ایران خلأ این حوزه و این دانش به‌طورجدی حس می‌شود به‌نحوی‌که بسیاری از ساختار سازی‌ها و تصمیمات کلان کشور بدون هماهنگی و متشتت است. ازاین‌رو تقویت جریان سیاست‌گذاری مبتنی بر علوم دانشگاهی امری غیرقابل‌انکار است. بی‌شک حوزهٔ سیاست‌گذاری برخلاف بسیاری از حوزه‌های دیگر صرفاً در دانشگاه یا پژوهشکده‌ها پیگیری نمی‌شود و مراکز سیاست پژوهی و اندیشکده‌ها جز لاینفک این حوزه هستند که در ارتباط نزدیک با سیاستمداران و تصمیم گیران کلان کشور هستند.

 با توجه به‌عنوان کنفرانس و ماهیت مستفاد از آن، این کنفرانس درصدد است تا دریچه‌ای به مباحث بگشاید تا بسان سایر کنفرانس‌های برگزارشده در دانشگاه‌های تراز اول جهانی، به افزایش سطح شناخت، اهمیت، کاربرد و مشارکت فزاینده نخبگان ملی در فرایند تحلیل، تدوین و اجرای سیاست‌گذاری عمومی کمکی کرده باشد. بنابراین، این کنفرانس می‌کوشد تا تعمقی در مفاهیم پایه و مهم‌ترین زیر بخش‌های دانش سیاست‌گذاری عمومی نماید، و بتواند شرکت‌کنندگان را با اهم سرفصل‌ها و موضوعات بحث و تئوری‌های این حوزه آشنا نماید.

«کنفرانس حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی» باهدف گردهمایی و تبادل‌نظر محققان حوزه‌های مختلف ازجمله مدیریت دولتی، سیاست‌گذاری عمومی، علوم سیاسی، حقوق، اقتصاد و جامعه‌شناسی علاقه‌مند به تحلیل مسائل عرصه عمومی برگزار می‌شود. هدف این است که زمینه ارائه جدیدترین مسائل، روندها، ابتکارات و همچنین چالش‌ها و راهکارهای مسائل حوزه مدیریت دولتی و سیاست‌گذاری عمومی در یک فضای بین‌رشته‌ای فراهم آید.

تجربه سیاست‌گذاری عمومی در ایران با موفقیت‌ها و چالش‌هایی همراه بوده است. به اشتراک‌گذاری این تجربه‌ها ازیک‌طرف و ارائه جدیدترین دستاوردهای علمی این حوزه از طرف دیگر، زمینه نزدیکی نظر و عمل، که از شروط ضروری موفقیت این حوزه است، را فراهم می‌آورد. بررسی موردی برخی از سیاست‌های تجربه‌شده در سال‌های اخیر، به سیاست‌گذار این امکان را می‌دهد که نظرات خبرگان آن حوزه را بشنود و در تصمیم‌گیری‌های آتی به او کمک نماید.


تنظیم‌گری و الگوی حکمرانی ملّی

تحولات تئوریک مفهوم دولت و تجارب متعدد بین‌المللی از دولت‌های رفاه تا دولت‌های نئولیبرالی و یا توسعه‌ای به ظهور و بروز مفهوم نوینی با عنوان «حکمرانی» منتج شده است که در آن ضمن آنکه جایگاه دولت همچنان به‌عنوان محور مرکزی نظام حکمرانی مورد تأکید قرارگرفته است، درعین‌حال حضور سایر ذی‌نفعان و ذی‌ربطان نظیر بازیگران بخش خصوصی و نهادهای مدنی در سطوح ملی و محلی در نظام حکمرانی به رسمیت شناخته‌شده است.

حکمرانی در واقعیت امروزی خود، مفهومی به‌مراتب پیچیده و چندوجهی است. عبور از دایره سنتی دولت، افزایش نقش بخش خصوصی و نهادهای مدنی در اجرای سیاست‌های دولتی، توزیع عمومی قدرت در لایه‌های فرا دولتی بین‌المللی و سطوح محلی در کنار توزیع قدرت افقی در انواع سازمان‌های عمومی و شبه‌دولتی، مدلی چندلایه و تعاملی را از اداره امور جوامع مدرن نشان می‌دهد. این تحولات در کنار تجارب سیاست‌های کوچک‌سازی، آزادسازی و خصوصی‌سازی دولت‌ها، نقش نهادهای تنظیم‌گر را در تضمین محیط رقابتی و اجرایی سازی سیاست‌های حاکمیتی در بخش خصوصی و عمومی به‌عنوان بخشی جدایی‌ناپذیر از “نظام حکمرانی ملّی” مطرح ساخته است.

به‌طور خلاصه هرچند تنظیم‌گری در مفهوم حداقلی خود به مسئله کنترل بازارهای اقتصادی محدود می‌شود و در معنای وسیع‌تر خود به مجموعهٔ مداخلات حاکمیتی (با استفاده از ابزار حقوقی، قانونی و اقتصادی) باهدف تحقق اهداف اقتصادی یا اجتماعی و تضمین منفعت عمومی؛ اطلاق می‌شود. هرچند بخشی از این مداخلات از سوی بخش‌های غیر حاکمیتی (شامل نهادهای خودتنظیم‌گر) انجام پذیرد. ازاین‌رو تنظیم‌گری شامل انواع مداخلات در تمام حوزه‌های عمومی ازجمله بخش‌های اجتماعی، سیاسی و فرهنگی_رسانه‌ای نیز می‌شود.

توسعه مفهوم تنظیم‌گری از حوزه‌های صرفاً اقتصادی و بازارهای مالی به سایر عرصه‌های اداره امور عمومی ازجمله انرژی، سلامت، فرهنگ، جامعه مدنی، آب و محیط‌زیست، رسانه و فضای مجازی. شورای سیاست‌گذاری برگزارکنندگان اولین کنفرانس حکمرانی و سیاست‌گذاری را بر آن داشت که عنوان و موضوع اصلی این کنفرانس را “تنظیم‌گری و الگوی حکمرانی ملّی” قرار دهند.


اهداف برگزاری کنفرانس

  • مطرح‌شدن جدیدترین دستاوردها و چالش‌های سیاست‌گذاری در عرصه نظر و عمل
  • پیوند نظر سیاست‌گذاری عمومی با مسائل و مشکلات عرصه‌های عمومی کشور
  • ایجاد فضای بحث و گفتمان بین‌رشته‌ای در بین محققان رشته‌های مختلف علاقه‌مند به مسائل عمومی
  • گسترش روابط دانشگاه و پژوهشگران حوزه مدیریت دولتی و خط‌مشی‌گذاری با حکومت و مراکز سیاست‌گذاری و اداره کشور
  • عمومی‌سازی ادبیات مدیریت دولتی و خط‌مشی‌گذاری عمومی در میان آحاد جامعه
  • تحلیل و بررسی بعضی تجارب سیاست‌گذاری عمومی در ایران

محورهای همایش

محورهای کنفرانس حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی در دو حوزه سیاست‌گذاری در عمل و تئوری و ساختارهای سیاست‌گذاری با محوریت تنظیم‌گری الگوی حکمرانی ملی تنظیم‌شده است.

۱. سیاست‌گذاری در عمل:

  •  اشتغال و کارآفرینی
  •  امنیت ملی
  •  انرژی
  •  آب و کشاورزی
  •  آموزش عالی
  •  آموزش‌وپرورش
  •  توسعه منطقه‌ای پایدار
  •  جمعیت و مهاجرت
  •  رسانه و فاوا
  •  رفاه و تأمین اجتماعی
  •  بهداشت و سلامت
  •  صنعت و بازرگانی
  •  علم و فناوری
  •  فرهنگ
  •  محیط‌زیست
  •  ورزش
  •  مبانی اسلامی سیاست‌گذاری
  •  نظام پولی و بانکی
  •  مدیریت و حکمرانی شهری

 ۲. تئوری و ساختارهای سیاست‌گذاری:

  •  نظام اداری
  •  پارلمان و نهاد قانون‌گذاری
  •  ساختارهای تنظیم گری
  •  نهادهای سیاست پژوهی و مشاوره‌ای
  •  شفافیت و پاسخگویی

اسامی دبیران کمیته‌ها:

آموزش عالی: «دکتر رشید حاجی خواجه لو»، مدیر گروه سیاست پژوهی علم و فناوری، پژوهشکده سیاست پژوهی و مطالعات راهبردی حکمت.

اشتغال و کارآفرینی: «دکتر ارغوان فرزین معتمد»، رئیس دبیرخانه شورای عالی اشتغال.

انرژی: «دکتر پویان رنجبر»، مدیر گروه سیاست‌گذاری انرژی اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف.

آموزش‌وپرورش: «دکتر فاطمه گیتی پسند»، رئیس کمیته: «دکتر مهدی نوید ادهم»، دبیر شورای عالی آموزش‌وپرورش.

رسانه و فاوا: «دکتر حمزه امیری»، مدیر گروه رسانه اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف.

جمعیت و مهاجرت: «دکتر بهرام صلواتی»، پژوهشکده سیاست‌گذاری علم، فناوری و صنعت دانشگاه صنعتی شریف، موسسه مطالعات جمعیتی‌ـ حوزه مهاجرت بین‌الملل.

توسعه منطقه‌ای پایدار: «مهندس سید کمال‌الدین میرنظامی»، مدیر گروه توسعه منطقه‌ای پژوهشکده سیاست‌گذاری علم، فناوری و صنعت دانشگاه صنعتی شریف.

علم و فناوری: «دکتر رضا نقی زاده»، عضو هیئت‌علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور، رئیس کمیته: «دکتر ناصر باقری مقدم»، عضو هیئت‌علمی مرکز تحقیقات سیاست علمی کشور.

صنعت و بازرگانی: «دکتر محمدرضا رضوی»، رئیس موسسه مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی.

آب و کشاورزی: «مهندس سید ابوالفضل میرقاسمی»

بهداشت و سلامت: «دکتر محمد معید ملک زاد»

رفاه و تأمین اجتماعی: «ایمان آقا کریم علمدار»

نظام پولی و بانکی: «دکتر مهدی حسینی دولت‌آبادی»، مدیر کارگروه پولی و بانکی اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف.

مبانی اسلامی سیاست‌گذاری: «دکتر محمود حاجیلویی»

ورزش: «دکتر رضا شجیع»

محیط‌زیست: «مهندس سید ابوالفضل میرقاسمی»

فرهنگ: «دکتر محمد حاجیلوئی»، مدیر گروه مدیریت فرهنگی جامعه المصطفی العالمیه (دانشگاه مجازی).

نظریه و ساختارهای سیاست‌گذاری: «دکتر سعید نریمان»، مدیر گروه سیاسی و اجتماعی اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف.

مالیاتی: «دکتر علی مروی»، مدیر گروه اقتصاد سیاسی اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف.


انتشار رونمایی از پوستر کنفرانس در خبرگزاری‌ها:

  • باشگاه خبرنگاران جوان: حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی حوزه‌ای جدید و چند رشته‌ای.
  • خبرگزاری مهر: برگزاری اولین کنفرانس حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی در کشور.
  • شباب پرس: اولین کنفرانس حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی؛ ایجاد عرضه عمومی گفتگو.
  • سایت خبر فارسی: اولین کنفرانس حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی باهدف گردهمایی و تبادل‌نظر محققان حوزه‌های مختلف.
  • پایگاه خبری آفتاب نیوز: رونمایی از پوستر سیاست‌گذاری علم و فناوری دانشگاه صنعتی شریف.
  • خبرلند: زمینه حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی یک حوزه جدید و چند رشته‌ای؛ عرصه عمومی یک اصطلاح تخصصی در علوم اجتماعی.
  • خبرگزاری سیناپرس: ایجاد فضایی تعاملی میان نخبگان دانشگاهی و مسئولین.
  • خبرگزاری دانشجو: حل چالش‌های مهم نیازمند سیاست‌گذاری عمومی است.

اطلاعات همایش

زمان برگزاری: ۱۳ و ۱۴ دی ۱۳۹۶ (۳ و ۴ ژانویه ۲۰۱۸)

مکان برگزاری: تهران، مرکز همایش‌های بین المللی صدا و سیما

سایت: www.gppconference.ir

ایمیل: public_policy@gppconference.ir

تلفن‌های تماس: ۰۲۱۸۸۵۶۲۷۳۱ – ۰۲۱۸۸۵۶۲۵۳۴

دورنگار: ۰۲۱۸۸۵۶۲۵۴۷

DSC_0006

گزارش ششمین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

ششمین جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» در تاریخ ششم شهریورماه و در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

۱

در این جلسه، آقای محمود حداد، دانشجوی کارشناسی ارشد روانشناسی شناختی پژوهشکده علوم شناختی (ICSS) و محقق اقتصاد رفتاری به بررسی کاربرد بینش‌های رفتاری در سیاست‌گذاری حوزه جرم و جنایت پرداختند.

به همین منظور مقاله‌ای که داده‌های یکی از آزمایش‌های اجتماعی انجام‌شده توسط وزارت مسکن و توسعه شهری آمریکا و تأثیر آن بر رفتار جرم و جنایت افراد را موردبررسی قرار داده بود، ارائه و موردبحث قرار گرفت.

۲

ابتدا به‌منظور یادآوری، ابزارهای سیاست‌گذاران در حوزه‌های مختلف معرفی شدند که عبارت‌اند از:

-ایجاد محدودیت

-اعمال تشویق و تنبیه

-تبلیغات و اطلاع‌رسانی

-معماری انتخاب

ایشان در ادامه افزودند: ابزاری که در حوزه جرم و جنایت بیشتر مورداستفاده قرار می‌گیرد از نوع ایجاد محدودیت و اعمال تنبیه است که در قالب عدالت کیفری اعمال می‌شود و پرکاربردترین و مشهورترین رویکرد مورداستفاده است. هدف این رویکرد کاهش میزان جرم و جنایت از طریق افزایش میزان و شدت محکومیت مجرمان است که معمولاً در کوتاه‌مدت می‌تواند میزان جرم و جنایت را کاهش دهد. اما این ابزار نیز مانند دیگر رویکردها دارای محدودیت‌هایی است. این محدودیت‌ها منجر به این شده است که سیاست‌گذاران به دنبال راه‌حل‌های مکمل برای کاهش جرم و جنایت باشند. یکی از این رویکردهای مکمل، رویکرد رفتاری یا استفاده از ابزار معماری انتخاب است.

در رویکرد رفتاری سیاست‌گذاران بدون اعمال محدودیت یا تنبیه اضافی، سعی می‌کنند با استفاده از بینش‌های رفتاری به‌دست‌آمده از علوم شناختی، روانشناسی، اقتصاد و … میزان جرم و جنایت را کاهش دهند.

به‌منظور بررسی یکی از کاربردهای رویکرد رفتاری در حوزه جرم و جنایت، ایشان ابتدا طرح MTO را معرفی کرد.

طرح Moving to Opportunity یا MTO طرحی است که وزارت مسکن و توسعه شهری آمریکا در فاصله سال‌های ۱۹۹۴ تا ۱۹۹۸ آن را اجرایی کرد. در این طرح حدود ۴۶۰۰ خانواده آمریکایی که در مناطق فقیرنشین آمریکا ساکن بودند به‌صورت داوطلبانه شرکت کردند. بعد از اجرای کامل طرح و جمع‌آوری داده‌های اولیه، محققین تأثیر این جابجایی بر شاخص‌های مختلف ازجمله: میزان سلامتی، درآمد، شغل، رفاه ذهنی و … را موردبررسی قرار داده‌اند.

ایشان هدف مطالعه موردبررسی را بررسی تأثیر بلندمدت خروج جوانان از محله‌های فقیرنشین که میزان جرم و جنایت در آن‌ها زیاد است بر میزان ارتکاب جرم و جنایت بیان کردند و در ادامه گفتند:

خانواده‌های داوطلب به روش تصادفی به سه گروه تقسیم شدند: گروه آزمایش، گروه کنترل و گروه S8. گروه آزمایش بن مخصوص مسکن برای مناطقی که نرخ فقر ۱۰ درصد یا کمتر بود، به همراه مشاوره برای پیدا کردن مکان مناسب را دریافت کردند. به اعضاء گروه S8 بن مسکن استاندارد، بدون محدودیت جغرافیایی داده شد و گروه آزمایش خدمات اضافی دریافت نکرد.

این تحقیق بر اساس مطالعات گذشته‌ای انجام شد که مدعی بودند اثر محل زندگی حال حاضر افراد، با جرم و جنایت ارتباطی قوی دارد و حتی افرادی که سال‌ها در محله‌های فقیرنشین با میزان ارتکاب جرم بالا زندگی کرده‌اند، با تغییر محل زندگی کمتر مرتکب جرم و جنایت می‌شوند. اما محل زندگی افراد چگونه می‌تواند بر میزان ارتکاب آن‌ها به جرم و جنایت اثر بگذارد؟

دانشمندان مکانیزم‌هایی را پیشنهاد داده‌اند که به‌اختصار به آن‌ها پرداخته می‌شود:

  • مهارت‌های غیر شناختی یا غیر آکادمیک که عبارت‌اند از:

o   ادراک خود؛

o   انگیزش؛

o   کنترل خود؛

o   رقابت اجتماعی؛

o   کنترل تکانه؛

o   آینده‌نگری و … .

برخی معتقدند که محل زندگی افراد با اثرگذاری بر مهارت‌های غیر شناختی می‌تواند بر رفتار جرم و جنایت اثرگذار باشد. به این دلیل که وقتی افراد به دلیل ضعف در مهارت‌های شناختی و غیر شناختی در بازار کار قانونی چشم‌انداز مناسبی ازنظر درآمد برای خود متصور نیستند احتمال دارد که به‌عنوان جایگزین به دنبال مسیر جرم و جنایت بروند.

  • رشد کودک: محل زندگی از طریق عواملی نظیر مدرسه، در معرض خشونت قرار گرفتن، سلامت روانی جامعه، بیکاری والدین و … می‌تواند تأثیر زیادی بر رشد کودکان و میزان ارتکاب آن‌ها به جرم و جنایت داشته باشد. طبق نظر برخی از دانشمندان، دوره‌های بحرانی وجود دارد که برای رشد کودک در حوزه‌های مختلف اهمیت ویژه‌ای دارند و اگر در این دوره آموزش و مراقبت‌های لازم صورت نگیرد احتمالاً ضربه‌های جبران‌ناپذیری به کودک وارد می‌شود. طبق این نظریه‌ها اگر کودکان در سنین پایین از محله‌های فقیرنشین خارج شوند در میزان ارتکاب جرم آن‌ها در بزرگ‌سالی تأثیر بیشتری دارد.
  • طراحی محیط: یکی از مواردی که اخیراً موردتوجه قرارگرفته است تأثیر معماری و طراحی محل زندگی افراد بر میزان ارتکاب جرم و جنایت است. به‌عنوان‌مثال ساختمان‌هایی که پله‌های محصور دارند به این دلیل که نظارت عمومی را برای ساکنان سخت می‌کند، باعث افزایش میزان جرم و جنایت می‌شود.
  • پلیس: کنترل و اداره پلیس در برخی مناطق ممکن است نسبت به مناطق دیگر از کیفیت و کمیت پایین‌تری برخوردار باشد. میزان گشت زنی، همکاری اعضاء جامعه با پلیس، نحوه برخورد پلیس با اقلیت‌ها و … عواملی هستند که می‌توانند بر میزان ارتکاب جرم و جنایت افراد اثرگذار باشد.
  • مدل‌های مسری: تحقیقات بسیاری نشان داده‌اند که نفوذ دوستان هم‌سن بر تصمیم‌گیری افراد در مورد ارتکاب جرم تأثیرگذار است. این اثرگذاری به دلایل گوناگونی صورت می‌گیرد ازجمله:

o   یادگیری رفتار خشونت‌آمیز از دوستان؛

o   الگوسازی از دوستان؛

o   هنجار اجتماعی؛

o   اثرات خارجی (به‌عنوان‌مثال افزایش جرم شانس دستگیر شدن را کاهش می‌دهد).

  • مدل‌های رقابتی: اگرچه بیشتر مدل‌های رفتاری پیش‌بینی می‌کنند که MTO باید میزان ارتکاب جرم در جوانان را کاهش دهد، برخی معتقدند که رقابت بین همسایگان برای منابع کمیاب مانند درجات اجتماعی یا شغل و ناکامی در آن شاید منجر به ترغیب جوانان برای رقابت در مسائل ضداجتماعی شود که احتمال ارتکاب جرم را افزایش می‌دهد.
  • مدل‌های محرومیت نسبی: تمرکز این مدل‌ها روی تأثیرات منفی روان‌شناختی ناشی از تجربه کاهش نسبی محبوبیت اجتماعی است.
  • جنسیت: برخی توضیحاتی در مورد اختلاف جنسیت و تأثیرات محل زندگی و جابجایی ارائه کرده‌اند ازجمله:

o   مردهایی که در اقلیت قرار می‌گیرند نسبت به زنان در محیط جدید با تبعیض بیشتری مواجه می‌شوند و یا ممکن است در گروه‌های پرمخاطره‌تری عضو شوند؛

o   مردان در محیط‌های جدید بیشتر استراتژی‌های تقابلی را در پیش می‌گیرند درحالی‌که زن‌ها ممکن است بیشتر سراغ حمایت بزرگ‌ترها بروند؛

o   همچنین مردان از برتری‌های نسبی‌شان در محیط جدید برای ارتکاب جرم‌های مالی، نسبت به زنان بیشتر بهره می‌برند.

با تحلیل داده‌های به‌دست‌آمده در طرح MTO و داده‌های جدیدی که محققین این مقاله به دست آوردند، مشخص شد که جابجایی محل زندگی افراد بر رفتار جرم و جنایت آن‌ها تأثیر بلندمدت چندان معنی‌داری ندارد. اگر بخواهیم به‌صورت جزئی‌تر به نتایج به‌دست‌آمده از این تحقیق بپردازیم باید ابتدا رفتار جرم و جنایت را به دو بخش تقسیم کنیم: جرائم خشونت‌آمیز و جرائم مالی.

جرائم خشونت‌آمیز عبارت‌اند از جرائمی مانند: (حمله به دیگران، سرقت مسلحانه، آدم‌ربایی، تجاوز و…) و جرائم مالی عبارت‌اند از جرائمی مثل: (سرقت، شکستن و وارد شدن، دزدی وسایل نقلیه و…).

داده‌ها نشان می‌دهند که مردانی که در گروه آزمایش بودند در ۴ سال اول بعد از جابجایی نسبت به گروه کنترل بیشتر دستگیری مرتبط با جرائم مالی داشته‌اند. همچنین این جابجایی در مردان گروه کنترل باعث کاهش میزان دستگیری مرتبط با جرائم خشونت‌آمیز به یک‌سوم گروه کنترل شد. اما باگذشت زمان این تأثیرات از بین رفت و بعد از گذشت ۱۰ تا ۱۵ سال از اجرای طرح، تأثیر معنی‌دار قابل‌توجهی در هیچ‌یک از انواع جرائم در آقایان دیده نشد. همچنین خانم‌های حاضر در گروه آزمایش نیز نسبت به گروه کنترل کاهش معنی‌داری در میزان ارتکاب به جرم و جنایت نداشتند.

در پایان ایشان به‌منظور جمع‌بندی گفتند:

همان‌طور که مشاهده کردیم این رویکرد نتوانسته است تأثیرات بلندمدتی در کاهش میزان ارتکاب به جرم و جنایت داشته باشد. اما در کوتاه‌مدت تأثیراتی مشاهده شد. نکته قابل‌ذکر این است که شاید بتوان با به‌کارگیری رویکردهای مکمل (به‌عنوان‌مثال استفاده از مشاوره روانی و مشاوره سلامت و …)، تأثیرات این جابجایی را حفظ و یا حتی بیشتر کرد.

DSC_0023

گزارش پنجمین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

پنجمین جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» در تاریخ ۲۳ مردادماه و در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

در این جلسه، آقای علیرضا نفیسی، دانشجوی دکتری مدیریت رفتاری از دانشگاه تهران و محقق اقتصاد رفتاری به بررسی برخی ابزارهای رفتاری در سیاست‌گذاری عمومی به همراه ارائه مثال‌های عملی در کشورهای مختلف پرداختند.

ایشان در ابتدای ارائه خود گفتند:

یک هدف اصلی سیاست‌گذاری عمومی، افزایش کارایی بازار است و یکی از منابع احتمالی ناکارایی بازار، محدودیت‌های شناختی و خطاهای رفتاری افراد است که به سه دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

  • بهینه‌سازی ناکامل؛
  • ناتوانی در کنترل خویش؛
  • ترجیحات وابسته به محیط.

ازاین‌رو فهم روان‌شناختی به ما کمک می‌کند تا میزان کارآمدی ابزارهای سیاستی سنتی را بشناسیم و ابزارهای سیاستی جدیدی را بسازیم که انگیزه‌بخش‌تر یا به‌صرفه‌تر باشند.

در ادامه ایشان ابزارهای سیاستی دانش رفتاری برای کمک به افراد را این‌گونه معرفی کردند:

یکی از این ابزارها پیش‌فرض (Defaults) است که در آن پیش‌فرض‌های موجود را تغییر می‌دهند. به‌عنوان‌مثال در بحث اهدای عضو قرار دادن پیش‌فرض فرم‌ها به‌عنوان اهداکننده عضو باعث تغییر بسیاری در تعداد اهداکنندگان در برخی کشورهای اروپایی شده است. البته این ابزار برای افراد مثبت می‌تواند تأثیر منفی داشته باشد.

یکی دیگر از ابزارها انتخاب فعال (Active Choice) است. در شرایط ناهمگنی قابل‌توجه در ترجیحات افراد، تعیین گزینه پیش‌فرض،‌ بهینه نیست. این روش درواقع مداخله‌ای برای مقابله با تعویق تصمیم و درعین‌حال، احترام به تنوع ترجیحات است. درخواست اهدای عضو در انگلستان،‌ کالیفرنیا و تگزاس در فرآیند اخذ گواهی‌نامه نمونه‌ای از به‌کارگیری این روش است.

ابزار بعدی ساده‌سازی (Simplification) است. گاهی پیچیدگی، مانع تصمیم درست است. موضوعی که دلیلی برای ناکامی برنامه‌های تأمین اجتماعی در کتاب (Simpler, 2013) بیان‌شده است. البته این روش ممکن است تقاضای نادرست را نیز بالا ببرد.

کاهش تعداد گزینه‌ها، کمک برای تصمیم، ارائه اطلاعات، گزینه‌های استاندارد برای افزایش مقایسه پذیری و بازخورد به‌عنوان سایر ابزارهای معماری انتخاب توسط ایشان در این جلسه معرفی شدند. همچنین در ادامه افزودند:

روش دیگر برای کمک به افراد در انجام ترجیحات خود و غلبه بر وسوسه، تعهد (Commitment) است. به‌عنوان‌مثال داشتن دو حساب پس‌انداز، یکی برای درآمد بازنشستگی و یکی برای سلامت بازنشستگی و همچنین فرصت پیش‌پرداخت برای کشاورزان برای کود فصل بعد ازجمله استفاده از روش ایجاد تعهد است. ترغیب افراد به تدوین یک برنامه که مثال آن سؤال «حدوداً چه زمانی رأی می‌دهید؟» یا استفاده از یادآورها که مثال آن نامه‌های ایمن‌سازی است ازجمله ابزارهایی به شمار می‌آید که برای ایجاد تعهد استفاده می‌شوند.

ایشان در بخش دیگری از صحبت‌های خود ابزارهای سیاستی برای تغییر در محاسبات هزینه – منفعت را معرفی کردند و گفتند:

در مواردی که ترجیحات، از مقادیر بهینه اجتماع انحراف دارد معماری تصمیم می‌تواند کاربرد داشته باشد. به‌عنوان‌مثال در کشور سوئد، جمع‌آوری مالیات بر اساس محاسبه علی‌الراس و بازگشت پول در صورت اظهار، بیشتر از روش تنها به‌صورت اظهار برای پرداخت مالیات کارآمد است که درواقع استفاده از همان روش پیش‌فرض (Default) است.

همچنین ترغیب افراد با واژه‌های اسمی بجای واژه‌های فعلی و برچسب به پول مانند اعطای کمک‌هزینه به خانواده‌ها مشروط به هزینه کردن آن در تحصیل فرزندان و نام‌گذاری برنامه‌های سیاستی ازجمله ابزارهایی است که درروش برچسب‌زنی (Labeling) مورداستفاده قرار می‌گیرد.

روش دیگر برای تغییر در محاسبات هزینه – منفعت ترتیب بندی (Ordering) ارائه مطالب و گزینه‌ها است که مثال آن پیشنهاد غذاهای سالم در ابتدای منوی رستوران‌ها است.

موضوع بعدی بحث زمینه اجتماعی (Social Context) است و اینکه دیگران چه می‌کنند و چگونه قضاوت می‌کنند؟ گزارش‌های مصرف انرژی خانگی، وقتی مقایسه اجتماعی را به همراه داشته باشد یا اعلام اینکه چند درصد مردم مالیات خود را به‌موقع پرداخت می‌کنند، ازجمله ابزارهای استفاده‌شده با توجه به زمینه اجتماعی است.

در بخش دیگر ارائه، مشوق‌های رفتاری توسط ایشان معرفی شد. مشوق‌های مالی، مشوق‌های مبتنی بر بخت و اقبال ازجمله این مشوق‌های رفتاری بشمار می‌آیند. همچنین ایشان افزودند که این مشوق‌ها در صورتی به‌درستی کار می‌کنند که ساده و متصل به نتایج قابل‌کنترل باشند.

در پایان ضمن جمع‌بندی مباحث مطرح‌شده در این ارائه، این نکته نیز مطرح شد که برخی از ابزارها به خاطر اثرات ناهمگن بر جامعه می‌توانند آسیب‌هایی را نیز به همراه داشته باشند. نکته مهمی که لازم است در هنگام سیاست‌گذاری به آن توجه کرد.

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AmirmohammadTahamtan-960523

DSC_0019

گزارش چهارمین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

چهارمین جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۹۶ در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

در این جلسه، خانم زهرا موسوی، دانشجوی دکتری روانشناسی دانشگاه تبریز و محقق اقتصاد رفتاری در آزمایشگاه علوم رفتاری دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف به بررسی پژوهش‌های اثرگذار در مهم‌ترین حوزه‌های اقتصاد رفتاری پرداختند.

ایشان نخست تفاوت رویکرد اقتصاد رفتاری به تصمیم‌گیری‌های انسان با تعریف نئوکلاسیک را موردبررسی قرار دادند و افزودند:

اقتصاد نئوکلاسیک یکی از مهم‌ترین جریان‌های اقتصادی است که بر چند فرض اصلی تأکید می‌کند:

انسان‌ها موجوداتی کاملاً عقلانی هستند؛

  • ظرفیت نامحدودی برای پردازش اطلاعات دارند؛
  • همواره به دنبال بیشینه کردن سود خود هستند.

در این تعریف، انسان اقتصادی به‌عنوان تمامیتی عقلایی در نظر گرفته می‌شود. این تعریف نخستین بار توسط هربرت سایمون (Herbert Alexander Simon) (برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۱۹۷۸) به چالش کشیده شد. ازنظر سایمون تصویر ارائه‌شده توسط اقتصاددانان سنتی با نواقص جدی روبرو بود. سایمون بر پردازش اطلاعات محدود در انسان تأکید و آن را با عنوان «عقلانیت محدود» به جامعه علمی معرفی کرد.

بااین‌حال، سیر تغییر در این تعریف در دهه ۱۹۷۰ بار دیگر توسط دو روانشناس با نام‌های دنیل کاهنمن (Daniel Kahneman) و آموس تورسکی (Amos Tversky) مجدداً مورد نقد و بررسی جدی قرار گرفت. کاهنمن به همراه همکار خود آموس معتقد بود که فروضی که توسط اقتصاددان سنتی ارائه‌شده است، دارای نواقصی بنیادین است، به‌طوری‌که در این تعریف مفهوم عقلانیت به‌درستی تعریف‌نشده و به همین دلیل تصویر دقیقی از واقعیت بیرونی نیست. این دو روانشناس برجسته با تأکید بر ابعاد روان‌شناختی سعی کردند فاکتورهای مربوط به احساسات و اجتماع را در تحلیل فهم بازارها و عوامل اقتصادی به کار بگیرند. این دو به دلیل زحمات خود در تکمیل و تصحیح دیدگاه‌های اقتصادی برنده جایزه نوبل اقتصاد در سال ۲۰۰۲ شدند (متأسفانه در آن زمان تورسکی فوت‌شده بود و به این دلیل جایزه نوبل به کاهنمن و ورنون اسمیت (Vernon L. Smith) اعطا شد). کاهنمن در تلاش برای ارتقای دانش رفتاری، از دانش روانشناسی بهره فراوان برد و بر خطاهای سیستماتیک تفکر اشاره کرد و سپس آن‌ها را در جمعیت‌های بسیاری مورد آزمایش قرار داد. او اعتقاد داشت ازآنجاکه این خطاها سیستماتیک هستند، بنابراین قابل پیش‌بینی نیز هستند.

 در ادامه جلسه دو سیستم تفکری که توسط کاهنمن معرفی‌شده است، موردبررسی قرار گرفت.

کاهنمن معتقد بود انسان‌ها دارای دو سیستم تفکر هستند. سیستم یک و سیستم دو.

سیستم یک، سیستم خودکاری است که عموماً به‌صورت ناهوشیار عمل می‌کند، ظرفیت نامحدودی دارد و از سرعت بسیار بالایی برخوردار است.

در مقابل سیستم دو، سیستمی آهسته و کند است که به‌صورت ارادی و هوشیار عمل می‌کند و از ظرفیت محدودی نیز برخوردار است.

استفاده انسان‌ها از سیستم یک، اگرچه باعث می‌شود تا تصمیمات سریع‌تری اتخاذ کنند اما آن‌ها را در معرض خطاهای شناختی قرار می‌دهد که از تصمیم درست و بهینه بازمی‌دارد.

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AmirmohammadTahamtan-960504-1

پس از بررسی مختصری از سیستم تفکر ۱ و ۲، ارتباط این موضوع و به‌کارگیری آن در سیاست‌گذاری عمومی توسط ایشان موردبررسی و بحث قرار گرفت:

شناخت خطاهای سیستماتیک و تغییر آن‌ها جزو مهم‌ترین بخش‌هایی است که در اقتصاد رفتاری به آن توجه می‌شود. مفاهیم اصلی در این رشته زمینه‌ساز ورود آن به حوزه سیاست‌گذاری عمومی شده است.

هم‌زمان با رشد و پیشرفت این رشته نوظهور، ریچارد تالر (Richard Thaler)، یکی از بنیان‌گذاران رشته اقتصاد رفتاری، به همراه کس سانستین (Cass R. Sunstein) کتابی را در سال ۲۰۰۸ با عنوان «تلنگر: ارتقای تصمیمات در حوزه سلامت، ثروت و شادکامی» (Nudge: Improving Decisions About Health, Wealth, and Happiness) منتشر و در آن مفهومی تحت عنوان «تلنگر» را معرفی کردند. «این مفهوم تلفیقی از علوم رفتاری، تئوری‌های سیاسی و اقتصادی است که با ارائه تقویت‌های مثبت و پیشنهادات غیرمستقیم، بر به دست آوردن توافق غیراجباری و اثرگذاری بر انگیزه‌ها و تصمیمات افراد و گروه‌ها تأکید می‌کند». این تئوری مدعی است که اگر نظریه تلنگر بیشتر از آموزش، قوانین و فشار مستقیم مؤثر واقع نشود، قطعاً به‌اندازه آن‌ها مؤثر است. تالر و سانستین در بخشی از کتاب می‌نویسند:

«تلنگر، همان‌گونه که ما از این اصطلاح استفاده می‌کنیم، به هر جنبه‌ایی از معماری انتخاب اشاره دارد که در آن رفتار مردم را به صورتی پیش‌بینی پذیر و بدون ممنوع کردن هر گزینه‌ای یا تغییر انگیزه‌های مالی و اقتصادی قابل‌توجه تغییر می‌دهیم».

این دیدگاه به‌سرعت توجه سیاست‌گذاران انگلیسی و آمریکایی را به خود جلب کرد و زمینه‌ایی برای تأسیس مراکزی شد که اصطلاحاً به آن‌ها «واحدهای تلنگر» (Nudge unit) می‌گویند. تیم بینش‌های رفتاری (که با عنوان واحد تلنگر شناخته می‌شود) به دستور دیوید کامرون و برای بهبود خدمات عمومی و صرفه‌جویی در هزینه‌ها در سال ۲۰۱۰ در کابینه انگلستان تأسیس شد. دومین واحد تلنگر در امریکا و پس‌ازآن در سایر کشورهای توسعه‌یافته و درحال‌توسعه دنیا ازجمله گواتمالا، فرانسه، یونان، پاکستان، مولداوی، اوکراین، قطر و… ایجاد گردید. اگرچه که عمده فعالیت این واحدها کارهایی است که برای دولت انجام می‌دهند، بااین‌حال، دامنه فعالیت این واحدها بسیار گسترده است، به‌طوری‌که پروژه‌های بسیاری را برای دولت‌های خارجی، بانک جهانی و سازمان ملل متحد انجام می‌دهند.

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AmirmohammadTahamtan-960504-2

در ادامه جلسه نیز به‌مرور ادبیات پژوهشی در این حوزه پرداخته شد و برخی از پژوهش‌های اثرگذار در حوزه‌های مختلف ازجمله، فقر، سلامت، مالیات و مستمری بازنشستگی و پس‌انداز بررسی گردید و لزوم توجه به تولید محتوای بومی مورد تأکید قرار گرفت.


محتوای صوتی و تصویری این جلسات آرشیوشده است و می‌تواند در اختیار علاقه‌مندان قرار گیرد.

DSC_0042

گزارش سومین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

سومین جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» در تاریخ ۲۶ تیر در محل پژوهشکده سیاست‌گذاری علم، فناوری و صنعت دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

در این جلسه، آقای امیرمحمد تهمتن، محقق اقتصاد رفتاری در آزمایشگاه علوم رفتاری دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف در ابتدا ضمن مرور مطالب جلسه گذشته در مورد چیستی تصمیم‌گیری عقلانی و چگونگی الگوسازی آن، به معرفی رویکرد رفتاری به تصمیم‌گیری پرداختند. برای همین منظور، ابتدا به سیستم‌های دوگانه تفکر پرداخته شد که اولین بار توسط دانیل کاهنمن در کتاب تفکر سریع و کند مورد معرفی قرار گرفت. به‌طور خلاصه، می‌توان سیستم ۱ و ۲ تفکر را در جدول زیر خلاصه کرد:

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AmirmohammadTahamtan-960426-1

در ادامه شیوه‌های تصمیم‌گیری بیان شد:

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AmirmohammadTahamtan-960426-2

شیوه‌های شهودی مبتنی بر سیستم ۱ تفکر است و در مقابل شیوه‌های تحلیلی مبتنی بر سیستم ۲ تفکر می‌باشد.

همچنین برخی از سوگیری‌های ذهن انسانی مورد واکاوی قرار گرفت. ازجمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • اثرات چارچوب‌بندی

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AmirmohammadTahamtan-960426-3

  • زیان‌گریزی

در این بخش با اشاره به نظریه مطلوبیت انتظاری و Prospect theory و ویژگی‌های آن به موضوع زیان‌گریزی اشاره شد:

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AmirmohammadTahamtan-960426-4

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AmirmohammadTahamtan-960426-5

  • اثر مالکیت

در این قسمت با بیان مثالی نشان داده شد که افراد آنچه که دارند را بیشتر ازآنچه که باید ارزش‌گذاری می‌کنند. همچنین در ادامه پس از بیان تعریف مغالطه هزینه‌بر باد رفته و سوگیری وضع موجود با ذکر مثال، موضوع لنگرهای ذهنی مطرح شد:

  • لنگرهای ذهنی

قضاوت‌های افراد اغلب تحت تأثیر اطلاعات اولیه‌ای است که به ذهن آن‌ها می‌رسد. این اطلاعات ممکن است:

  1. مرتبط یا بی‌ارتباط به موضوع باشد؛
  2. توسط ذهن خود فرد یا توسط یک عامل خارجی تولیدشده باشد.

که این اطلاعات باعث قضاوت‌های متفاوتی توسط افراد مختلف می‌گردد. اطلاعات اولیه می‌تواند به سهولت و خطا در قضاوت و تصمیم منجر شود. از طرف دیگر لنگرهای ذهنی را می‌توان به دودسته لنگرهای بیرونی و لنگرهای خویش ساخته تقسیم‌بندی کرد.

لنگرهای ذهنی بیرونی توسط عوامل بیرونی ایجاد می‌شوند که شخص به‌صورت ناخودآگاه تحت تأثیر آن قرار می‌گیرد. ازاین‌رو اطلاعاتی که از بیرون یا داخل حافظه شخص که با لنگر سازگاری دارد، فراخوانی می‌شود. در مقابل لنگر ذهنی خویش ساخته توسط ذهن خود شخص ایجاد می‌شود. در این حالت شخص تخمین خود را از نقطه لنگر شروع کرده و با تعدیل به سمت یک جواب پذیرفتنی و راضی‌کننده، حرکت می‌کند.

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AmirmohammadTahamtan-960426-6

  • سوگیری گذشته‌نگری

سوگیری گذشته‌نگری ازجمله دیگر خطاهای شناختی بود که در این جلسه توسط آقای تهمتن تبیین شد.

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AmirmohammadTahamtan-960426-7

  • توجه و آگاهی محدود

چرا تصمیم‌های بد می‌گیرم؟ سؤالی که در این قسمت از جلسه تلاش شد تا از منظر توجه و آگاهی محدود به آن پاسخ داده شود.

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AmirmohammadTahamtan-960426-8

آزمایش‌های زیادی نشان داده است که انسان‌ها اگر هنگام مشاهده چیزی، به لحاظ ذهنی متمرکز بر چیز دیگری باشند، اصلاً شی‌ء مقابل را نمی‌بینند. به‌عنوان‌مثال در موارد زیادی سرزنش می‌شویم که نکاتی به ما گفته‌شده ولی آن‌ها را به یاد نمی‌آوریم. متعجب می‌شویم و بر این باور هستیم که گوینده تصور می‌کند که این نکات را گفته است. این موضوع به علت برخورد گزینشی سیستم شناختی توجه مغز ما اتفاق می‌افتد. همچنین در ادامه این بخش محوریت و توهم تمرکز تبیین گردید.

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AmirmohammadTahamtan-960426-9

  • عوامل انگیزشی، احساسی یا هیجانی

در پایان جلسه عوامل انگیزشی و هیجانی با بیان چند مثال مورد واکاوی قرار گرفت.

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AmirmohammadTahamtan-960426-10