نوشته‌ها

DSC_0066

گزارش دومین جلسه از دومین دوره نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

دومین جلسه از دور دوم سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری در تاریخ ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۷ با حضور جمعی از اساتید، پژوهشگران و دانشجویان علاقه‌مند به این حوزه در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

در ابتدای این جلسه خانم زهرا موسوی، دانشجوی روانشناسی دانشگاه تبریز و پژوهشگر در حوزه اقتصاد رفتاری به بیان عوامل روانشناسی مؤثر بر روی فقر پرداختند و گفتند:

بیش از ۱٫۵ میلیارد نفر در دنیا درآمد روزانه کمتر از ۱ دلار دارند. حال سؤال این است که فقر چطور بر نحوه فکر کردن و احساس کردن افراد مؤثر است. مطالعات نشان می‌دهد که افراد فقیر ریسک‌گریزتر هستند و نرخ تنزیل زمانی بیشتری را در نظر می‌گیرند. ازاین‌رو به‌عنوان‌مثال این نرخ ریسک گریزی باعث می‌شود تا پذیرش تکنولوژی برای این افراد کمتر صورت گیرد و ازنظر آموزش و بهداشت شرایط بدتری را تجربه کنند که درنتیجه این شرایط خارج شدن از دام فقر با دشواری بیشتری صورت می‌گیرد. سؤالی که مطرح می‌شود این است که فقر چگونه می‌تواند بر روی ریسک‌پذیری و نرخ تنزیل زمانی افراد مؤثر باشد و چنین پیامدهایی را به وجود بیاورد؟

یکی از پاسخ‌ها این است که افراد فقیر شوک‌های منفی درآمدی را بیشتر تجربه می‌کنند و ازآنجایی‌که دسترسی‌شان به بازارهای مالی کمتر است، نسبت به منابع مالی خود حساس‌تر هستند. در یک آزمایش نشان داده شد افرادی که شوک منفی درآمدی بیشتری را تجربه می‌کنند دارای خطای زمان حال بیشتری هستند به این معنا که پول اندک کنونی را به مبلغ بیشتر آینده ترجیح می‌دهند.

موضوع جالب‌توجه دیگر این است که افراد فقیر به دلیل اینکه ذهنشان به‌صورت مرتب مشغول تخصیص منابعی است که در اختیار دارند، درنتیجه در تصمیم‌گیری خود دارای خودکنترلی کمتری هستند. به‌عنوان‌مثال از پذیرش غذای ناسالم دوری نمی‌کنند. سؤال دیگری که مطرح می‌شود این است که آیا اینکه فقرا نرخ تنزیل زمانی بیشتری دارند،‌ موضوعی ذاتی است؟

پاسخ به این سؤال این است که به دلیل عدم دسترسی به منابع مالی معتبر آن‌ها به دست آوردن منابع مالی کمتر در زمان حال را به منابع مالی بیشتر در آینده ترجیح می‌دهند.

ایشان در ادامه به بیان ارتباط میان شادکامی و اضطراب پرداختند و افزودند: برای دهه‌ها ارتباط میان درآمد و شادکامی به‌عنوان پارادوکس ایسترلین (Easterlin paradox) شناخته می‌شد به معنا که ارتباطی میان توسعه اقتصادی و سطح کلی شادکامی جامعه وجود ندارد. اما یافته‌های جدید نشان می‌دهد که این ارتباط تا نقطه‌ای مثبت و پس‌ازآن منفی است (شکل ۱). در ارتباط با این موضوع سؤال این است که آیا رابطه میان درآمد و شادکامی یک رابطه علی است. به این معنا که بیشتر بودن درآمد باعث ایجاد شادکامی می‌شود.

نتایج آزمایشی که در کشور کنیا انجام گرفت این رابطه را نشان می‌دهد. در این آزمایش به افراد در دو گروه، مبالغ ۱۵۰۰ دلار، ۴۰۰ دلار پرداخت شد و به دسته سوم پولی پرداخت نگردید. آن‌ها می‌توانستند که در طی یک سال این مبلغ را هزینه کنند. بررسی‌های انجام‌شده بر روی این افراد نشان داد که میزان شادکامی ایجادشده برای دو گروه ۱۵۰۰ دلاری و ۴۰۰ دلاری به یک اندازه بود. درحالی‌که گروه ۱۵۰۰ دلاری استرس کمتری را در این مدت تحمل کردند (شکل ۱).

 gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking2-2-Karimi-970218-v01

شکل ۱: ارتباط میان فقر، شادکامی و استرس

در آزمایش دیگر به دنبال یافتن پاسخ به این سؤال بودند که فقر چقدر بر روی ریسک‌پذیری افراد مؤثر است. نتایج نشان داد هنگامی‌که افراد انتظار دریافت شوک الکتریکی در زمان انجام کاری را دارند، ریسک‌گریزی بیشتری را از خود نشان می‌دهند. همچنین در آزمایش دیگری نشان داده شد که اگر افراد تا چند روز متوالی استرس را تجربه کنند، تصمیمات با ریسک کمتری را انتخاب می‌کنند.

آزمایش دیگر بر روی نرخ تنزیل زمانی که در آن محتوای غم‌انگیز برای افراد پخش می‌شد و از آن‌ها خواسته می‌شد تا انتخاب کنند، نشان داد که در این شرایط افراد آزمایش‌شونده درآمد کمتر کنونی را به مبلغ بیشتر آتی ترجیح می‌دادند.

ایشان در پایان صحبت‌های خود به بیان دلالت‌های سیاست‌گذاری این یافته‌ها در موضوع مبارزه با فقر پرداختند و گفتند: در پاسخ به این سؤال که چه برنامه‌های رفاهی می‌تواند این ارتباط‌های که تاکنون موردبحث قرار گرفت را کاهش دهد، می‌توان به تجربه جهانی دراین‌ارتباط اشاره کرد که با ایجاد تلنگرهای کوچک توانستند اثرات بزرگی را برجای بگذارند. ازجمله این تلنگرها موضوع ایجاد تعهد برای پس‌انداز است که توانسته است مقدار پس‌انداز افراد را تا ۸۱ درصد افزایش دهد. همچنین در یک آزمایش صندوقی به افراد داده شد تا در آن پس‌انداز کنند که همین موضوع ساده باعث افزایش ۸۷ درصدی پس‌انداز آن‌ها گردید. ازجمله دیگر تلنگرها می‌توان به استفاده از ابزارهای یادآوری اشاره کرد که توانستند ۵۰ درصد میزان پس‌انداز را افزایش دهند.

در بخش دوم این نشست آقای میثم هاشم‌خانی، اقتصاددان و مدیر موسسه حامیان فردا، موضوع ریشه‌های شکست سیاست‌های فقرزدایی در خاورمیانه را بیان کردند.

ایشان در ابتدای صحبت‌های خود این موضوع را بیان کردند که در کشورهای خاورمیانه موانعی برای تحقق سیاست‌های فقرزدایی وجود دارد که این موانع را می‌توان یارانه‌های سیاه نامید که در مقابل یارانه‌های سپید قرار می‌گیرند.

بررسی بودجه خانوار سال ۹۵ نشان می‌دهد که از منظر دهک بندی درآمدی جامعه، ۸ میلیون نفر دهک نخست تنها ۳۸ درصد دارای شغل می‌باشند، به این معنا که در هفته یک ساعت و بیشتر کار می‌کنند. همچنین فقیرترین دهک درآمدی دارای نرخ سواد ۳۲ درصد است.

ایشان در ادامه به موانع فقرزدایی اشاره کردند و افزودند:

اولین مانع فقرزدایی ابهام و انحصار آماری است. به این معنا که تنها نهاد تولیدکننده آمار بخش دولتی و آمار بخش خصوصی به رسمیت شناخته نمی‌شود. ازاین‌رو بازخورد گرفتن در برنامه‌های فقرزدایی به دلیل این محدودیت در تولید آمار با دشواری صورت می‌گیرد. همچنین محدودیت دیگر موضوع نبود حزب سیاسی است. به این معنا که حضور کوتاه‌مدت گعده‌های سیاسی با هدف کسب منافع کوتاه‌مدت و بی‌توجهی به ایده‌های خلاقانه امکان برنامه‌ریزی بلندمدت را نمی‌دهد. حال سؤال این است که یارانه سیاه گفته‌شده چیست. درواقع پول‌هایی است که با هدف کمک به جامعه بخصوص قشر فقیر از طریق سیاست‌هایی همچون ثبات نرخ ارز خرج می‌شود اما در عمل شرایط را برای این گروه بدتر می‌کند. در مقابل یارانه سپید همچون توزیع شیر ازجمله سیاست‌های موفق درزمینهٔ کمک به اقشار کم‌درآمد است.

حال سؤال این است که باوجود ساختار قانون‌گذاری و مدیریتی که همچون یک فیل دست‌وپا بریده کند و غیرکارا است،‌ چگونه می‌توان سیاست‌های فقرزدایی را اجرا کرد.

ایشان راه انجام چنین کاری را استفاده از طرح‌های ساده و خلاقانه و به دور از پیچیدگی‌های اجرایی و قانون‌گذاری بیان کردند که دو نمونه آن هدفمندسازی یارانه‌ها و اضافه کردنید به نمک خوراکی است.

DSC_0041 (2)

گزارش اولین جلسه از دومین دوره نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

اولین جلسه از دور دوم سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری در تاریخ ۱۱ اردیبهشت ۱۳۹۷ با حضور جمعی از اساتید، پژوهشگران و دانشجویان علاقه‌مند به این حوزه در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

در ابتدای این جلسه آقای دکتر مرتضی زمانیان، مدیر گروه مطالعات اقتصادی اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری، با معرفی اندیشکده به‌عنوان حلقه واصل میان دانشگاه و نهادهای سیاست‌گذار، به بیان اهداف و برنامه‌های گروه مطالعات اقتصادی پرداختند.

سپس آقای امیرمحمد تهمتن، فارغ‌التحصیل کارشناسی ارشد اقتصاد از دانشگاه صنعتی شریف، ضمن معرفی کارگروه اقتصاد رفتاری اندیشکده، به بیان اهداف، فعالیت‌های صورت گرفته و برنامه‌های پیش روی آن پرداختند. سپس هر یک از شرکت‌کنندگان سابقه علمی و پژوهشی خود را معرفی کردند.

در ادامه آقای تهمتن به بیان کاربردهای دانش اقتصاد رفتاری در حوزه فقر پرداختند.

ایشان در ابتدا تاریخچه اقتصاد رفتاری و تفاوت‌های آن با اقتصاد کلاسیک را بیان کردند.

یافته‌های جدید نشان می‌دهد که می‌توان در رفتار انسان خطاهای سیستماتیک یافت و از آن‌ها برای پیش‌بینی رفتار انسان بهره برد. همچنین اقتصاد رفتاری بیان می‌کند که رفتار انسان عقلانی نیست و سه منبع انحراف آن ترجیحات، باور و تصمیم‌گیری است. حال سؤال این است که در حوزه‌های مختلف سیاست‌گذاری چطور می‌توان از این خطاها برای سیاست‌گذاری درست استفاده کرد.

در ادامه ایشان به بیان یکی از مطالعات انجام‌شده در حوزه فقر از منظر اقتصاد رفتاری پرداختند.

در حوزه فقر چطور می‌توان رفتار فقرا را توضیح داد و اگر این رفتار عقلانی نیست چطور می‌توان آن را بهبود بخشید. آمارتیاسن، دارنده نوبل اقتصاد، بیان می‌کند که فقر تنها نداشتن پول، درآمد و منابع نیست بلکه فقر به معنای نداشتن قابلیت به‌منظور فرار از دام فقر است. درواقع فقیر کسی است که نتواند از پتانسیل انسانی خود بهره ببرد.

مطالعات مختلفی رفتار فقرا بررسی کرده‌اند که وجه مشترک میان این رفتارها را سلامت جسمی کمتر، تبعیت کمتر از رژیم دارویی،‌ مدیریت نادرست درآمدی، دوری بیشتر از ملاقات با پزشک، بهره‌وری اقتصادی کمتر، توجه کمتر به تحصیلات فرزندان می‌توان نام برد. این ویژگی‌ها بیشتر از افراد ثروتمند بر روی زندگی آن‌ها مؤثر است. حال سؤالی که مطرح می‌شود این است که آیا فقر باعث می‌شود افراد این‌گونه رفتار کنند یا برعکس. به تعبیر دیگر آیا دام فقر وجود دارد.

معیار تصمیم‌گیری هزینه-فرصت است که در تصمیم‌های افراد نهفته است و البته فقرا این موضوع را بهتر درک می‌کنند. ازاین‌رو این نتیجه‌گیری که فقرا ضعیف‌تر هستند درست نمی‌باشد، بلکه این فقر است که باعث می‌شود این افراد توان تصمیم‌گیری بهتری نداشته باشند. برای مشخص شدن این موضوع آزمایشی صورت گرفته است که در آن فعالیت‌های مختلفی به افراد در دو گروه فقیر و ثروتمند سپرده می‌شد تا بهره‌وری هر یک را بسنجند.

این آزمایش در یکی از ایالت‌های امریکا برگزار گردید که در آن، از شرکت‌کنندگان خواسته شد در عین حالی که به یک مشکل مالی فکر می‌کنند، فعالیت‌های گفته شده را انجام دهند. این مشکل مالی خراب شدن ماشین است که برای یک گروه هزینه کم است (ثروتمند) و برای یک گروه هزینه زیاد (فقیر) در نظر گرفته شده بود.

نتایج نشان می‌دهد که افراد فقیر در فعالیت ساده کارایی یکسانی با افراد ثروتمند دارند اما برای فعالیت‌های سخت این اختلاف معنادار است، به این معنا که افراد فقیر از کارایی کمتری برخوردار هستند. این در حالی است که به‌عنوان مشوق مالی حتی زمانی که برای انجام فعالیت پول در نظر گرفته شود باز نتایج تغییر نمی‌کند.

درواقع می‌توان گفت که فقرا به دلیل چالش ذهنی بیشتر نمی‌توانند کارهایشان را درست انجام دهند که به آن دام فقر به لحاظ ذهنی گفته می‌شود.

شاید بتوان کارا نبودن مشوق مالی در این آزمایش را این گفته دن آریلی دانست که می‌گوید: استرس فقرا برای پول درآوردند نیز بیشتر است. که این موضوع باعث شده است تا این مشوق مالی نیز به بهتر شدن نتایج آزمایش کمکی نکند. از طرفی بعضی ضریب هوشی پایین فقرا دلیل بر بهره‌وری پایین آن‌ها می‌دانند که این موضوع در این آزمایش تأیید نشده است. هرچند که برخی مطالعات دلیل پایین بودن این ضریب هوشی را تغذیه نامناسب آن‌ها می‌دانند.

این آزمایش در کشور هند نیز انجام گردید که نتایج آن نشان می‌دهد دغدغه پول داشتن باعث کاهش کارایی می‌شود.

ایشان در پایان ارائه خود افزودند:

در این مقاله تلاش شده است تا نشان داده شود که فقیر بودن تنها به معنای نداشتن پول نیست بلکه مشغله ذهنی بیشتر است. همان‌طور که سیاست‌گذار بر روی درآمد فقرا مالیات نمی‌بندد، نباید بر روی ذهن آن‌ها نیز مالیات وضع کند. به‌عنوان‌مثال باید ساختارهایی که برای فقرا طراحی می‌شود تا جای ممکن ساده باشد. مثلاً در طراحی فرم‌ها برای آن‌ها ساده‌سازی صورت گیرد. درواقع لازم است تا از ابزارهای پیش‌فرض، ساده‌سازی و یادآوری استفاده گردد. در پایان جلسه نیز فیلم مستندی از پژوهش علمی در حوزه فقر پخش گردید.



Behavioral Policy Making2-Poster for web

دومین دوره نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

JournalClubPosterr2-Session01

امروزه از دانش گسترده علوم رفتاری می‌دانیم که انسان در تصمیم‌گیری‌ها و قضاوت‌های خود دارای خطاهای سیستماتیکی است. به‌بیان‌دیگر، می‌دانیم که رفتار انسان در بسیاری از تصمیم‌های مهم زندگی‌اش عقلانی نیست. نرخ فزاینده شیوع چاقی،‌ اعتیاد، جرم و فساد، پس‌انداز ناکافی برای دوران بازنشستگی، اعتمادبه‌نفس بیش‌ازحد میان سیاست‌گذاران، عدم آینده‌نگری کافی،‌ تمایل رأی‌دهندگان به انتخاب سیاست‌گذاران پوپولیست و ملی‌گرا و … از نمونه‌های تأثیر این خطاها در انتخاب افراد است که به یک ناظر بیرونی (یک محقق یا یک سیاست‌گذار) امکان می‌دهد تا رفتار انسان را پیش‌بینی کند.

نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری باهدف واکاوی برخی از جنبه‌های این موضوع که ذهن انسان چگونه اغلب اوقات در قضاوت‌ها و تصمیم‌گیری‌هایش دچار خطا می‌شود و همچنین بررسی دلالت‌های سیاست‌گذاری این خطاها در حوزه‌هایی همچون مبارزه با فقر، آموزش، توسعه اقتصادی، مبارزه با جرم و فساد، سلامت و بهداشت عمومی، مصرف انرژی و محیط‌زیست، قانون‌گذاری و تنظیم‌گری و … در خرداد ۱۳۹۶ با حضور برخی از دانشجوها، اساتید و پژوهشگران این حوزه شروع گردید.

در سال ۱۳۹۷ با همکاری برخی از دانش‌پژوهان این حوزه و همچنین دانش‌آموختگان دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف، دومین دوره این نشست‌ها با تأکید بر چهار حوزه فقر و رفاه اجتماعی، سلامت، محیط‌زیست و اشتغال برگزار می‌شود و مخاطب آن اساتید، پژوهشگران و علاقه‌مندان به این حوزه است.


کارگروه اقتصاد رفتاری


DSC_0069

اولین کنفرانس ملی حکمرانی و سیاست‌گذاری عمومی

گزارش این رویداد به زودی منتشر خواهد شد.


 

بازتاب این رویداد در صدا و سیما:

شبکه ۱

شبکه ۲

شبکه ۳

شبکه ۴

شبکه خبر

بازتاب این رویداد در رسانه‌ها:

خبر‌گزاری صدا و سیما(۱)

خبر‌گزاری صدا و سیما(۲)

خبر‌گزاری صدا و سیما(۳)

دانشگاه صنعتی شریف

ایران اکونومیست

خبر فوری

مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی

مرجع دانش

آپارات

تسنیم

تسنیم

مهر

مشرق

ایسنا

ایسنا

ایسنا

باشگاه خبرنگاران جوان

باشگاه خبرنگاران جوان

DSC_0094

گزارش دوازدهمین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

نگاهی به مقالات ارائه‌شده در نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری و بررسی مهم‌ترین ابزارهای دانش رفتاری در حوزه سیاست‌گذاری عمومی موضوعی بود که در دوازدهمین و آخرین جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» با عنوان سیاست‌گذاری تغییر رفتار و پیشنهاد‌هایی برای آینده آن در ایران که در تاریخ ۲۹ آبان ۱۳۹۶ و در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار گردید، به آن پرداخته شد.

در این جلسه، آقای علیرضا نفیسی، نویسنده کتاب درآمدی بر مدیریت سیاست‌های تغییر رفتار و دانشجوی دکتری مدیریت رفتاری دانشگاه تهران، نخست به بیان خلاصه‌ای از موضوعاتی که در این جلسات ارائه شد، پرداختند. همین‌طور ایشان در ادامه مهم‌ترین ابزارهای دانش رفتاری در حوزه سیاست‌گذاری عمومی را مطرح کردند. در پایان نیز نظر حضار در مورد این برنامه و پیشنهاد‌هایشان در مورد اجرای دوره بعدی آن بیان گردید.

ایشان در این جلسه، نخست به بررسی مباحث مطرح‌شده در جلسات گذشته در سه بخش حوزه مداخله، روش مداخله و میزان اثرگذاری پرداختند (شکل ۱).

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AminKarmi-960829-1

شکل ۱

در ادامه ایشان سه رویکرد رایج در سیاست‌های تغییر رفتار کلاسیک را بیان کردند که ازجمله آن‌ها می‌توان به سلطه، اقتدار حکومت و اجبارهای انتظامی؛ آموزش، توجیه منطقی و علمی، آگاهی بخشی و طراحی سازوکارهایی برای تغییر ساختار هزینه – فایده را نام برد. این در حالی است که اقتصاد رفتاری از روش میانبرهای ذهنی، نیمه آگاهانه و روان‌شناختی چنین امری را انجام می‌دهد. هرچند که لازم است تا هر یک از شیوه‌هایی گفته‌شده در جای خود مورداستفاده قرار گیرد. به تعبیر دیگر این روش‌ها، همواره جایگزین یکدیگر نیستند بلکه می‌توانند نقش مکمل را ایفا کنند. همچنین ایشان در ارتباط با موضوع مطرح‌شده در جلسات افزودند:

تنوع موضوعاتی که از دانش رفتاری بهره می‌گیرند بسیار است و در این جلسات تلاش شده است تا با توجه به نیاز جامعه ایران، موضوعاتی پوشش داده شود. هرچند که موضوعات متنوعی وجود دارد که موردبررسی قرار نگرفته است. ازجمله مثالی برای نشان دادن این گستره موضوعی می‌توان به مهارت کنترل اجتماعی اشاره کرد که شامل مباحثی همچون اعتیاد و مصرف مشروبات الکلی، ازدواج، طلاق و فرزندآوری، اقوام و فرقه‌ها، موضوعات سیاسی، نوع دوستی و کارهای خیر و توسعه می‌شود. شکل ۲ برخی از حوزه‌های مختلف سیاست‌گذاری را نشان می‌دهد که اقتصاد رفتاری در آن‌ها بکار گرفته شده است.

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AminKarmi-960829-2

شکل ۲

ایشان در ادامه ابزارهای سیاست‌گذاری تغییر رفتار را بیان کردند:

  • مشوق‌های درونی و غیرمادی؛
  • اخذ تعهد؛
  • ابزارهای زبانی؛
  • معماری انتخاب؛
  • هم‌نشینان، گروه‌های مرجع، نهادها؛
  • هنجارها

و به مثال‌هایی از ابزارهای بکار گرفته شده در برخی پروژه‌ها در ایران اشاره نمودند.

ایشان در بخش بعدی ارائه خود با عنوان آنچه کمتر به آن پرداختیم، برخی مسائل ازجمله سیاست‌گذاری شواهدمحور شامل شناخت و بخش‌بندی جامعه، ارزیابی – RCT و ارزیابی و تحلیل هزینه – فایده را بیان کردند.

شناخت جامعه، مراحل تشخیص و شناسایی شهروندان و خروجی‌ها؛ فهم پایگاه شهروندی؛ فهم محرک‌های رفتاری؛ سرمایه‌گذاری بر اهرم‌های تأثیرگذار و پایش، یادگیری و سازگاری پیوسته و مداوم را شامل می‌شود (شکل ۳).

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AminKarmi-960829-3

شکل ۳؛ Deloitte, 2012

ارزیابی و RCT ازجمله روش‌هایی است که در اقتصاد رفتاری بیشترین استفاده از آن صورت می‌گیرد (شکل ۴).

gptt-es-evrp-BehavioralPolicyMaking-AminKarmi-960829-4

شکل ۴

موضوع دومی که لازم است در جلسات رفتاری به آن پرداخته شود، نگاه بوم‌شناختی اجتماعی (Socio – ecologic) و مسئله پایداری است که ازجمله آن‌ها می‌توان نگاه سیستمی، مسئله فراتر از روان‌شناسی اجتماعی و بحث پایداری را نام برد.

اخلاق و حقوق و مطالعات میان فرهنگی ازجمله موضوعات دیگری است که می‌توان در حلقه‌های مطالعاتی اقتصاد رفتاری به آن‌ها پرداخته شود.

پس از صحبت‌های ایشان، هر یک از حضار ضمن بیان نظرات خود در ارتباط با اجرای این دوره، پیشنهادهایشان در مورد نحوه برگزاری دوره بعد را بیان کردند.



اقتصاد رفتاری

چگونه مردم را ترغیب کنیم که زباله‌های خود را در سطل آشغال بریزند؟

تلنگرهای “بامزه”
انداختن زباله در سطل زباله به جای انداختن آن بر روی زمین نباید خیلی کار سختی باشد، با این حال بسیاری از مردم این کار را انجام نمی‌دهند. آیا می‌توانیم مردم بیشتری را تشویق کنیم که زباله خود را در سطل آشغال بیاندازند و از انجام آن لذت ببرند؟

چگونه مردم را ترغیب کنیم که زباله‌های خود را در سطل آشغال بریزند؟

DSC_0003

گزارش یازدهمین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

یازدهمین جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» در تاریخ پانزدهم آبان‌ماه و در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

در این جلسه، آقای هادی عاشقی، دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران و خانم مینا دهقانی، دکترای داروسازی، دانشجوی دکترای تخصصی اقتصاد و مدیریت دانشگاه علوم پزشکی و محقق اقتصاد رفتاری به بررسی کاربرد بینش‌های رفتاری در سیاست‌گذاری حوزه سلامت پرداختند.

آقای عاشقی در ابتدای جلسه به اهمیت موضوع اضافه‌وزن (چاقی) و ارتباط آن با بیماری‌های قلبی و عروقی پرداختند و خاطرنشان کردند که ریسک فاکتورهای بیماری‌های قلبی و عروقی را می‌توان به غیرقابل‌کنترل بودن و قابل‌کنترل بودن تقسیم کرد. از ریسک فاکتورهای غیرقابل‌کنترل می‌توان عوامل وراثتی و ژنتیکی را نام برد. همچنین فشارخون بالا، سیگار کشیدن، کلسترول بالا و اضافه‌وزن و غیره ریسک فاکتورهای قابل‌کنترل این بیماری می‌باشند. از طرفی در سال ۲۰۱۶ از کل مرگ‌های ثبت‌شده در دنیا به‌طور میانگین ۱۷.۳۳ درصد آن مربوط به بیماری‌های قلبی (IHD) است. این آمار در ایران به‌طور متوسط ۲۵.۲۲ درصد می‌باشد که سالانه به‌طور متوسط این آمار ۱.۱۸ درصد افزایش پیدا می‌کند. ازاین‌رو می‌توان با کنترل ریسک فاکتورهای قابل‌کنترل بیماری‌های قلبی و عروقی تا حدودی از این افزایش سالانه در سال‌های آتی جلوگیری کرد.

در ادامه ایشان ضمن بررسی نتایج برخی مطالعات افزودند:

بررسی‌ها نشان می‌دهند که مداخلات رفتاری می‌تواند اضافه‌وزن را کنترل و حتی در جهت کاهش وزن مؤثر واقع گردد. در مطالعه‌ای که بر روی ۲۸۱ بزرگ‌سال دارای اضافه‌وزن در دانشگاه پنسیلوانیا انجام شد به بررسی سه مداخله رفتاری پرداخته‌اند. این افراد دارای حجم توده بدنی بزرگ‌تر، مساوی ۲۷ کیلوگرم بر متر (kg/m) بوده و با این شرط وارد مطالعه شده‌اند. همچنین برای اینکه بیشترین مشارکت را در مطالعه داشته باشند به هریک از افراد ۲۵ دلار پرداخت گردید. همچنین اگر تا پایان هفته سیزدهم در مطالعه مشارکت داشته باشند ۷۵ دلار به این افراد پرداخت خواهد شد. این مطالعه در ۲۶ هفته انجام گرفت و به دو دوره‌ای ۱۳ هفته‌ای مداخلات (intervention) و دنبال کننده (follow up) تقسیم‌شده و سه مداخله رفتاری به‌صورت مشوق مالی موردبررسی قرار گرفت.

در این پژوهش، هدف رسیدن به روزانه ۷۰۰۰ قدم، که حدود ۲۰۰۰ قدم بیشتر از متوسط روزانه قدم‌های طی شده توسط یک فرد بالغ آمریکایی بوده، می‌باشد.

خانم دهقانی در ادامه جلسه به تشریح مداخلات پرداختند و خاطرنشان کردند:

در مداخله یک، پیمودن ۷۰۰۰ قدم ۱.۴۰ دلار پاداش به همراه دارد. طبق مداخله دو در صورت پیمودن همان تعداد قدم، شرکت‌کنندگان، واجد شرایط شرکت در قرعه‌کشی قرار می‌گیرند و اگر کارتی که به آن‌ها داده می‌شود شامل دو رقم یکسان باشد به‌احتمال ۱۸ درصد ۵ دلار برنده می‌شوند و در غیر این صورت به‌احتمال یک درصد ۵۰ دلار جایزه می‌گیرند. در مداخله سوم اگر فرد به هدف ۷۰۰۰ قدم در روز برسد ماهانه ۴۲ دلار پاداش می‌گیرد و در غیر این صورت ۱.۴۰ دلار لازم است تا به‌عنوان جریمه بپردازد. افراد به‌طور کامل تصادفی وارد هریک از مداخلات شده‌اند و روزانه از طریق ایمیل برای آن‌ها بازخورد ارسال می‌گردد. همچنین تعداد قدم‌ها از طریق نرم افراز قابل‌نصب بر روی گوشی‌های اندروید و آی او اس محاسبه گردید.

آقای عاشقی و خانم دهقانی نتایج به‌دست‌آمده در این پژوهش را به شرح زیر بیان کردند:

افراد به مدت ۱۳ هفته از طریق مداخلات روزانه درگیر این آزمایش شدند و پس‌ازآن نیز، ۱۳ هفته رفتار آن‌ها موردبررسی قرار گرفت (دوره پیگیری) تا مشخص شود که اثرات این مداخلات رفتاری چه بوده است و آیا پایدار می‌ماند. درنتیجه مداخله شماره سوم تأثیر بیشتری نسبت به سایر مداخلات نشان داد. اما در دوران پیگیری، میانگین قدم‌های طی شده تمام گروه‌ها در طی یک روز کاهش پیدا کرد. این کاهش به این دلیل اتفاق افتاده است که این مداخلات در فرد انگیزش بیرونی ایجاد کرده است. ازاین‌رو برای رفع کاهش اثر چنین مداخلاتی بهتر است در فرد انگیزش‌های درونی ایجاد شود تا فرد به مسئله شرطی شدن دچار نگردد.

در پایان جلسه چگونگی انجام پژوهش‌های مشابه برای ایران موردبحث و بررسی قرار گرفت.



DSC_0025

گزارش دهمین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

نگاهی به کارکردهای دانش رفتاری در حوزه سلامت و موضوع اضافه‌وزن، موضوعی بود که در دهم جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» که در تاریخ ۱۷ مهر ۱۳۹۶ و در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار گردید، به آن پرداخته شد.

در این جلسه، خانم مینا دهقانی، دانشجوی دکترای تخصصی اقتصاد و مدیریت دانشگاه علوم پزشکی تهران و محقق اقتصاد رفتاری و آقای هادی عاشقی، دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد بهداشت دانشگاه علوم پزشکی تهران به بیان مهم‌ترین ابزارهای دانش رفتاری در موضوع سلامت و بحث اضافه‌وزن پرداختند.

آقای هادی عاشقی در ابتدای صحبت‌های خود به این موضوع اشاره کردند که اضافه‌وزن به‌خصوص چاقی، از ریسک فاکتورهای مهم برای بیماری‌های قلبی – عروقی، دیابت نوع دو، بالا بودن فشارخون، مشکلات تنفسی در هنگام خواب و برخی بیماری‌های دیگر است. ترغیب افراد به مصرف غذاهای سالم از مسائل مهمی است که در بحث چاقی مطرح می‌شود. بر اساس اقتصاد رفتاری، عواملی از قبیل سوگیری زمان حال، فاکتورهای غریزی (Visceral Factors)، و خطای پیش‌فرض (یا خطای وضعیت موجود) می‌تواند رفتار تغذیه افراد را توضیح دهد. سوگیری زمان حال به حالتی اشاره دارد که افراد تمایل دارند که در تصمیم‌گیری‌ها و انتخاب‌های خود به منافع کوتاه‌مدت نسبت به منافع بلندمدت وزن بیشتری دهند که این امر ریشه در بسیاری از مسائل و مشکلات سلامت عمومی، دارد.

همچنین ایشان در ادامه افزودند: علاوه بر خطای زمان حال، عواطف، حالات و محرک‌هایی که از آن‌ها به‌عنوان فاکتورهای غریزی یاد می‌شود می‌تواند باعث افزایش احتمال مصرف غذاهای ناسالم توسط افراد شود. این فاکتورها توسط عواملی همچون علامت یا نشانه‌ها مانند بو، صدا و یا مشاهده کردن چیزی، فعال می‌شود و باعث می‌گردد که فرد برای مدت کوتاه و گذرایی به دنبال خواسته‌های خود برود. محققان معتقدند که نشانه‌های حسی و دیگر محرک‌ها از طریق دو سیستم تحلیل می‌شوند. سیستم سرد (Cold) و سیستم گرم (Hot). سیستم سرد، سیستمی شناختی، پیچیده، منطقی و مسئول خودکنترلی انسان است؛ درحالی‌که سیستم گرم، سیستمی احساسی، ساده، واکنشی و خودکار می‌باشد. در ارتباط با فعال کردن فاکتورهای غریزی می‌توان به در معرض دید بودن پیتزا اشاره کرد. زمانی که پیتزا در معرض دید است، افراد تمایل بیشتری به سفارش پیتزا نسبت به حالتی که در معرض دید نیست، دارند و درنتیجه غذاهای سالم کمتری را سفارش می‌دهند. در مورد خطای پیش‌فرض نکته قابل‌توجه این است که چگونگی چینش گزینه‌ها و اینکه گزینه‌ها در بار اول به چه صورتی نمایش داده شده‌اند، می‌تواند تصمیم‌گیری افراد را تحت تأثیر قرار دهد. ازاین‌رو، این سوگیری می‌تواند تصمیم‌گیری افراد در هنگام انتخاب غذا را شکل دهد. به‌طور مثال، غذاها در رستوران به‌صورت پیش‌فرض همراه با مخلفاتی همچون سیب‌زمینی سرخ‌کرده که کالری بالایی دارد، همراه است که باعث می‌شود مشتریان کالری بیشتری دریافت کنند و در این حالت افراد تمایل کمتری به تغییر پیش‌فرض دارند. درصورتی‌که اگر به‌صورت پیش‌فرض مخلفات وجود نداشت، کالری کمتری توسط فرد دریافت می‌شد.

بر اساس این خطاها و سوگیری‌های شناختی برای تنظیم تغذیه سالم در افراد می‌توان برای افزایش خودکنترلی از وسایل پیش تعهدی (Precommitment Device)، حذف نشانه‌های حسی و محرک‌ها در محیط و یا کوچک‌تر کردن سایز غذای سفارش داده شده به‌صورت پیش‌فرض، بهره برد.

ایشان به مطالعه‌ای در این مورداشاره کردند و افزودند: ازآنجاکه غذاهای Fast Food دارای کالری بالا هستند و مصرف مکرر آن‌ها باعث افزایش دریافت کالری و به دنبال آن افزایش وزن و چاقی می‌شود، یکی از استراتژی‌ها برای کنترل کالری دریافتی، استفاده از اطلاعات کالری و در اختیار گذاشتن آن در هنگام سفارش و خرید محصول است. ازاین‌رو در یک مطالعه مقطعی که در امریکا انجام گرفت، ۱۱ رستوران زنجیره‌ای انتخاب شدند و از آن‌ها ۲۷۵ رستوران Fast Food به‌طور تصادفی انتخاب شدند و از ۷۳۱۸ مشتری، پرسشگری صورت گرفت. در این رستوران‌ها، کالری غذاها از طریق سایت اینترنتی و یا از طریق قرار دادن اطلاعات کالری در هر مکانی در رستوران در اختیار مشتریان قرار می‌گیرد. تنها دریکی از این رستوران‌های زنجیره‌ای از اطلاعات کالری در هنگام خرید و سفارش استفاده می‌شد. در این مطالعه میدانی، بر اساس پاسخ مشتریان نشان داده شد که در رستورانی که اطلاعات در قسمت خرید و سفارش بوده است، ۳۲ درصد افراد این اطلاعات را دیده‌اند، درصورتی‌که در دیگر رستوران‌ها تنها ۴ درصد افراد به این اطلاعات توجه کرده بودند. همچنین افرادی که در رستورانی که اطلاعات در قسمت خرید و سفارش بوده است به این اطلاعات توجه کرده بودند، ۵۲ کیلوکالری کمتر از مشتریان رستوران‌های دیگر، کالری دریافت کرده‌اند. این مطالعه نشان می‌دهد که می‌توان از قرار دادن اطلاعات مربوط به میزان کالری در هنگام سفارش و خرید غذا در جهت کاهش دریافت کالری توسط افراد اقدام نمود.



DSC_0045

گزارش حکمرانی در عمل ۳۹: بررسی نوبل اقتصاد ۲۰۱۷ و دلالت‌های آن در سیاست‌گذاری عمومی

جایزه آکادمی سلطنتی سوئد در علوم اقتصادی برای بار دوم به دانشمندی در حوزه «اقتصاد رفتاری» رسید. اقتصاد رفتاری یکی از حوزه‌های نسبتاً جدید اقتصاد است که بر تأثیر عوامل روان‌شناختی و اجتماعی بر تصمیم‌های اقتصادی افراد تأکید دارد.

در کنار اهمیت موضوعاتی که برنده جایزه نوبل در اشاعه و ترویج آن نقش پررنگی داشته است، «نظریه تلنگر» ریچارد تیلر در حوزه سیاست‌گذاری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به‌طوری‌که این نظریه به‌سرعت توجه سیاست‌گذاران انگلیسی و آمریکایی را به خود جلب کرد و زمینه‌ای برای تأسیس مراکزی شد که اصطلاحاً به آن‌ها «واحدهای تلنگر» می‌گویند.

به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین مسائل در کنار اهدای این نوبل، توجه به رویکردهای رفتاری و لزوم به‌کارگیری آن در حوزه‌های مختلف سیاست‌گذاری عمومی باشد. تاکنون رویکردهای رفتاری با تبیین دقیق‌تر جهان واقعی و با ارائه ابزارهای مناسب، نگاه سیاست‌گذاران را به خود جلب کرده است و احتمالاً کاربرد آن‌ها می‌تواند راهگشای بسیاری از مسائلی باشد که دنیای ما به آن نیاز دارد. اقتصاددانان رفتاری با طراحی مداخلات و سپس ارزیابی آن‌ها در قالب آزمایش‌های میدانی، پیشنهادات سیاستی را به سیاست‌گذاران ارائه می‌کنند که به آن‌ها در مسیر سیاست‌گذاری کمک می‌کند.

در این راستا اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف، دوشنبه بیست و چهارم مهرماه سال جاری سخنرانی با عنوان «بررسی نوبل اقتصاد ۲۰۱۷ و دلالت‌های آن در سیاست‌گذاری عمومی» برگزار کرد تا موضوع فوق را دقیق‌تر مورد کندوکاو قرار دهد. این نشست، سی و نهمین نشست تخصصی حکمرانی در عمل بود که توسط کارگروه اقتصاد رفتاری اندیشکده و با حضور دکتر حسین جوشقانی، استاد دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف و دانش‌آموخته دکترای اقتصاد از دانشگاه شیکاگو، برگزار شد. وی در این جلسه علاوه بر معرفی اقتصاد رفتاری و وجوه تمایز آن با اقتصاد مرسوم، این موضوع را بیان کردند که نباید اقتصاد رفتاری را در مقابل اقتصاد مرسوم قرار داد، بلکه این دو مکمل یکدیگر هستند؛ ازاین‌رو در حوزه سیاست‌گذاری بنا به نوع مسئله لازم است تا ابزارهای مناسب انتخاب شود.

بر همین اساس اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری به‌عنوان حلقه‌ای مکمل در روند رو به رشد حضور مراکز آکادمیک کشور در حل مسائل عملی عرصه عمومی کشور و باهدف بسترسازی، توسعه و جهت‌دهی ظرفیت‌های نخبگانی در مسیر رشد و تعالی ملی به‌عنوان بخشی مستقل و در قالب اندیشکده‌ای دانشگاهی (University Affiliated Think Tank) در پژوهشکده سیاست‌گذاری علم، فناوری و صنعت دانشگاه صنعتی شریف (Research Institute for Science, Technology and Industry -RISTIP) مشغول به فعالیت است.


بازتاب این رویداد در سایت‌های خبری:

خبرگزاری تسنیم

gptt-de-gip39posterrr

حکمرانی در عمل ۳۹: بررسی نوبل اقتصاد ۲۰۱۷ و دلالت‌های آن در سیاست‌گذاری عمومی

جایزه آکادمی سلطنتی سوئد در علوم اقتصادی برای بار دوم به دانشمندی در حوزه اقتصاد رفتاری رسید. اقتصاد رفتاری یکی از حوزه‌های نسبتاً جدید اقتصاد است که بر تأثیر عوامل روان‌شناختی و اجتماعی بر تصمیم‌های اقتصادی افراد تأکید دارد.

در کنار اهمیت موضوعاتی که برنده جایزه نوبل در اشاعه و ترویج آن نقش پررنگی داشته است، «نظریه تلنگر» ریچارد تیلر در حوزه سیاست‌گذاری از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. به‌طوری‌که این نظریه به‌سرعت توجه سیاست‌گذاران انگلیسی و آمریکایی را به خود جلب کرد و زمینه‌ای برای تأسیس مراکزی شد که اصطلاحاً به آن‌ها «واحدهای تلنگر» می‌گویند.

به نظر می‌رسد یکی از مهم‌ترین مسائل در کنار اهدای این نوبل، توجه به رویکردهای رفتاری و لزوم به‌کارگیری آن در حوزه‌های مختلف سیاست‌گذاری عمومی باشد. تاکنون رویکردهای رفتاری با تبیین دقیق‌تر جهان واقعی و با ارائه ابزارهای مناسب، نگاه سیاست‌گذاران را به خود جلب کرده است و احتمالاً کاربرد آن‌ها می‌تواند راهگشای بسیاری از مسائلی باشد که دنیای ما به آن نیاز دارد. اقتصاددانان رفتاری با طراحی مداخلات و سپس ارزیابی آن‌ها در قالب آزمایش‌های میدانی، پیشنهادات سیاستی را به سیاست‌گذاران ارائه می‌کنند که به آن‌ها در مسیر سیاست‌گذاری کمک می‌کند.

این نشست سی و نهمین نشست تخصصی حکمرانی در عمل است که توسط گروه مطالعات اقتصادی اندیشکده و با حضور دکتر حسین جوشقانی، استاد دانشکده مدیریت و اقتصاد دانشگاه صنعتی شریف و دانش‌آموخته دکترای اقتصاد از دانشگاه شیکاگو، برگزار می‌گردد.

نکات درباره نشست:

  • نشست به‌صورت کاملاً تخصصی برگزارشده و ظرفیت آن محدود است. لذا جهت حضور در نشست حتماً ثبت‌نام نمایید.
  • جلسه رأس ساعت مقرر آغاز خواهد شد.

gptt-de-gip39posterrr

DSC_0027

گزارش نهمین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

نهمین جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» در تاریخ دهم مهرماه و در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

در این جلسه، خانم مینا دهقانی، دکترای داروسازی، دانشجوی دکترای تخصصی اقتصاد و مدیریت دانشگاه علوم پزشکی و محقق اقتصاد رفتاری به بررسی کاربرد بینش‌های رفتاری در سیاست‌گذاری حوزه سلامت پرداختند.

ایشان در ابتدای جلسه گفتند: استفاده بیش‌ازحد آنتی‌بیوتیک باعث تسریع بروز مقاومت میکروبی، افزایش ریسک عوارض جانبی دارو و افزایش هزینه‌ها می‌شود. مقاومت میکروبی ازجمله نگرانی‌های سلامت عمومی در سطح جهان می‌باشد که موجب ناتوانی، مرگ‌ومیر و هزینه‌های اجتماعی-اقتصادی می‌گردد. تجویز آنتی‌بیوتیک برای عفونت دستگاه تنفسی فوقانی امری شایع در نقاط مختلف جهان است. درحالی‌که این‌گونه عفونت‌ها بیشتر جنبه ویروسی داشته و خود محدود شونده هستند و نیازی به مصرف آنتی‌بیوتیک در فرد بیمار نخواهد بود. فاکتورهای متعددی ازجمله انتظارات بالای بیمار، عدم دانش و باور اشتباه در مورد اثربخشی آنتی‌بیوتیک‌ها، عدم قطعیت در تشخیص، ترس از پیچیده شدن مشکل بیمار، انگیزه‌های مالی پزشکان، نداشتن مهارت‌های ارتباطی با بیمار، نبود تست‌های سریع آزمایشگاهی، تعداد زیاد بیمار و ترویج دارودرمانی از عوامل تجویز بیش‌ازحد آنتی‌بیوتیک است. از راه‌های مقابله با این چالش جهانی می‌توان به اعمال نظارت بیشتر و دقیق‌تر بر روی نحوهٔ عملکرد پزشکان و همچنین آموزش بیمار اشاره نمود.

در ادامه ایشان ضمن بررسی نتایج برخی مطالعات افزودند:

مطالعات نشان می‌دهند که مداخلات رفتاری می‌تواند در کاهش تجویز غیرمنطقی آنتی‌بیوتیک‌ها در عفونت‌های دستگاه تنفسی مؤثر باشد. در مطالعه‌ای که بر روی ۲۴۸ پزشک انجام شد به بررسی سه مداخله رفتاری پرداخته شد. در ابتدای مطالعه به همه پزشکان آموزش‌های لازم برای تجویز آنتی‌بیوتیک داده شد. یکی از مداخلات مقایسه عملکرد پزشک با دیگر پزشکان از طریق ارسال عملکرد پزشک از طریق ایمیل به‌طوری‌که پزشک یا در گروه پزشکان با عملکرد بالا (Top Performer) که شامل ده درصد برتر ازنظر پایین بودن تجویز غیرمنطقی دارو بود، قرار می‌گرفتند و یا به آن‌ها گفته می‌شد که جز ۱۰ درصد برتر نیستند و باید عملکرد خود را بهبود بخشند. مداخله دیگر به این صورت بود که درصورتی‌که پزشک آنتی‌بیوتیک برای بیمار تجویز می‌کرد، برنامه نسخه الکترونیکی به‌گونه‌ای طراحی‌شده بود که داروهای جایگزینی را که در عفونت‌های دستگاه تنفسی کاربرد دارد، به پزشک پیشنهاد دهد. در مداخله دیگری هم از پزشکان خواسته شد که در صورت تشخیص بیماری عفونت دستگاه تنفسی، علت تجویز آنتی‌بیوتیک را در پرونده پزشکی بیمار ثبت کند و این علت تجویز توسط پزشکان دیگر مشاهده خواهد شد. در بین این مداخلات، کاهش تجویز غیرمنطقی آنتی‌بیوتیک در دو گروه پزشکانی که با یکدیگر مقایسه می‌شدند و پزشکانی که باید دلیل تجویز آنتی‌بیوتیک را ذکر می‌کردند، نسبت به گروه کنترل به‌طور معناداری پایین‌تر بود.

ایشان ضمن بیان اهمیت توجه به مداخلات رفتاری در حوزه بهداشت نتایج برخی مطالعات انجام‌شده در ایران را نیز بیان کردند و در پایان گفتند:

این مداخلات تنها با تغییر مختصر در محیط کاری صورت گرفته است و نوعی تلنگر (nudge) می‌باشد که امروزه به‌صورت گسترده در سیاست‌گذاری‌های عمومی از تلنگرها برای تغییر رفتار افراد استفاده می‌شود.



DSC_0036

گزارش هشتمین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

هشتمین جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» در تاریخ سوم مهرماه و در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

امروزه مشکلات زیست‌محیطی به یکی از معضلات بزرگ جوامع بشری تبدیل‌شده است. به هر یک از این معضلات که پرداخته شود ردپای انسان در به وجود آمدن آن مشکل به‌وضوح پیدا است. از سوی دیگر لزوم اقدامات قاطع و صریح در راستای حل این مشکل ضروری به نظر می‌رسد. همان‌طور که صرفاً یک دلیل خاص سبب به وجود آمدن این مشکلات نشده است، یک راهکار منفرد بر مبنای علوم مهندسی و تکنولوژی گره‌گشا نخواهد بود، بلکه در هر راهکاری که ارائه می‌شود باید نقش انسان‌ها چه به‌عنوان عامل مشکل، چه ذینفع و چه به‌عنوان بخشی از راه‌حل مشکل در نظر گرفته شود. تعامل زیست‌محیطی مطالعه و بررسی نقش انسان‌ها، سازمان‌ها، جوامع و فرهنگ‌های مختلف بر ایجاد، توزیع، فهم و استفاده از پیام‌های زیست‌محیطی و نحوه اندرکنش انسان با محیط‌زیست است. این ابزار به ما کمک خواهد کرد تا درک بهتری از شدت تأثیر فعالیت‌های انسانی بر محیط‌زیست داشته باشیم. از سوی دیگر با گسترش هر چه بیشتر تعامل درباره مشکلات محیط‌زیست می‌توان راهکارهای بهتری برای معضلات اکولوژیکی پیدا کرد.

ازاین‌رو در این جلسه آقای کوروش بهرنگ، فارغ‌التحصیل مهندسی محیط‌زیست دانشگاه صنعتی شریف و محقق اقتصاد رفتاری به بررسی صورت‌بندی مسئله (صورت‌بندی سود/ زیان، دور/ نزدیک) و نحوه تعامل با مردم بر تغییر اقلیم پرداختند.

ایشان در ابتدای جلسه با بررسی وضعیت تغییرات آب و هوایی در نقاط مختلف جهان ازجمله ایران گفتند:

ازجمله معضلات زیست‌محیطی دامن‌گیر در سراسر جهان موضوع تغییر اقلیم است، که اثرات آن به انواع گوناگون، هرروزه خود را جلوه‌گر می‌سازد. تغییر اقلیم به یکی از موضوعات مهم در حوزه سیاست‌گذاری عمومی تبدیل‌شده است و دولت‌های مختلف تدابیر گوناگونی برای حل آن اتخاذ کرده‌اند. این تدابیر بدون مشارکت مردمی موفق نخواهند بود. بنابراین علاوه بر در نظر داشتن مسائل تکنولوژیکی و اقتصادی توجه به وجهه رفتاری موضوع نیز حائز اهمیت است.

ایشان در ادامه به اهمیت چگونگی ارتباط با مردم درباره معضلات زیست‌محیطی پرداختند و افزودند:

تعامل درباره اثرات سو تغییر اقلیم موضوع پیچیده‌ای است و تعاریف افراد از این معضل با عدم قطعیت‌ها و عدم آگاهی کامل از اثرات سو آن همراه است. درنتیجه نحوه ارتباط با مردم درباره این پدیده نیاز به‌دقت و انتخاب روش صحیح ارائه مطالب دارد. این‌که بر چه جنبه‌هایی بیشتر تأکید شود، با چه زبانی با مردم سخن گفته شود و … در توسعه روش تعاملی باید مدنظر قرار گیرد. صورت‌بندی مسئله درواقع همین نحوه ارائه اطلاعات به مردم است.

ازآنجاکه درک افراد از تغییر اقلیم یکسان نیست و علیرغم هشدارهای دولت‌های مختلف در مورد شدت وخامت اوضاع، ما همچنان شاهد رفتار پایدار از مردم نیستیم. یکی از دلایل این موضوع می‌تواند دور (از منظر جغرافیایی) پنداشتن تغییر اقلیم از خود باشد. زیرا افراد شدت تأثیرات تغییر اقلیم را در محیط زندگی خود خفیف‌تر می‌انگارند تا با این روش ریسک آن را از خود دور کنند. درنتیجه، یک روش مناسب برای ارجاع به اثرات تغییر اقلیم تأثیر بحث در مورد دوری و نزدیکی جغرافیایی این پدیده به افراد است.

روش دیگر صورت‌بندی مسئله تغییر اقلیم پرداختن به تبعات مثبت کاهش تغییر اقلیم در مقابل تبعات منفی عدم کاهش آن است. بنا بر ماهیت ریسک گریز انسان‌ها چنانچه ما از اثرات کاهش تغییر اقلیم صحبت کنیم، این موضوع در نظر مردم شبیه به یک روش پیشگیرانه می‌آید که با ریسک کم همراه هستند. از دیگر سو، پرداختن به اثرات سو عدم کاهش تغییر اقلیم رفتاری تشخیصی (detective) است که بنا بر ادبیات حوزه سلامت همراه با ریسک بالا است. می‌توان انتظار داشت با پرداختن به جنبه‌های مثبت کاهش تغییر اقلیم نگرش افراد به موضوع مثبت‌تر بوده زیرا همراه با ریسک کمتری است و انتظار داشت که درنهایت درک بهتری از موضوع داشته باشند.

باید توجه داشت که صرفاً انتخاب یک نوع خاص از صورت‌بندی منجر به نتایج مطلوب نمی‌شود و عوامل رفتاری بسیاری وجود دارند که باید در تحلیل مسئله نظر گرفته شوند. ازجمله این مسائل اثر شدت ترس افراد از پدیده و نحوه پردازش اطلاعات در ذهن افراد است که هریک می‌توانند بر صورت‌بندی مسئله تأثیرگذار باشند و تأثیر نیز بپذیرند.

همچنین ایشان به بررسی نتایج به‌دست‌آمده در مطالعه صورت گرفته بر مبنای صورت‌بندی سود / زیان و دور / نزدیک در مورد تغییر اقلیم پرداختند و گفتند:

نتایج تحقیق بر مبنای صورت‌بندی سود/ زیان و دور/ نزدیک کاهش تغییر اقلیم نشان داد که صورت‌بندی سود نسبت به صورت‌بندی زیان منجر به شکل‌گیری نگرش مثبت-تری درباره کاهش تغییر اقلیم شد. تحت صورت‌بندی سود مردم درک بیشتری از شدت تأثیرات سو تغییر اقلیم داشتند که البته تفاوت چندانی با صورت‌بندی زیان نداشت. علت امر این است که صورت‌بندی زیان درجه بیشتری از ترس و پردازش اطلاعات را در ذهن افراد منجر می‌شود. همین فرآیندها سبب می‌شوند تا افراد که در موقعیت با ریسک بالا قرارگرفته‌اند، شدت وخامت اوضاع را بیشتر درک کنند تا افرادی که در موقعیت کم‌خطر قرار دارند. بنابراین اگر می‌خواهیم نگرشی مثبت نسبت به کاهش تغییر اقلیم داشته باشیم باید از صورت‌بندی سود استفاده کنیم و توجه داشت باشیم تا آنجا که ممکن است ترس افراد و پردازش ذهنی اطلاعات را موقوف کنیم.

نتایج تحقیق همچنین حاکی از آن است که صورت‌بندی دور مسئله نسبت به نزدیک تأثیر بیشتری بر درک افراد از شدت تغییر اقلیم دارد. بااین‌حال این صورت‌بندی تأثیر چندانی بر نگرش افراد نسبت به این پدیده زیست‌محیطی ندارد. درنهایت اندرکنشی نیز بین صورت‌بندی دور/ نزدیک و سود/زیان هم وجود ندارد.

در انتهای جلسه استفاده از دانش رفتاری در حوزه محیط‌زیست برای ایران موردبحث و بررسی قرار گرفت و آقای بهرنگ به جمع‌بندی ارائه خود پرداختند:

به‌طور خلاصه بحث درباره مشکلات زیست‌محیطی و یافتن راهکار مناسب برای حل آن‌ها نیازمند در نظر گرفتن جنبه‌های متفاوت رفتاری افراد است و بسته به اینکه چه نتایجی مدنظر سیاست‌گذار است نحوه تعامل با مردم متفاوت خواهد بود.



DSC_0050

گزارش هفتمین جلسه از نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری

هفتمین جلسه از «سلسله نشست‌های تخصصی سیاست‌گذاری عمومی با رویکرد رفتاری» در تاریخ بیستم شهریورماه و در محل اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه صنعتی شریف برگزار شد.

در این جلسه که توسط اندیشکده مطالعات حاکمیت و سیاست‌گذاری دانشگاه شریف برگزار می‌شود، آقای مهدی بیگی، متخصص آموزش زبان انگلیسی سازمانی به بررسی کاربرد بینش‌های رفتاری در سیاست‌گذاری حوزه آموزش پرداختند.

مقاله ارائه‌شده با نام The underutilized potential of teacher-to-parent communication: Evidence from a field experiment در مجله اقتصاد آموزش در سال ۲۰۱۵ به چاپ رسیده و توسط واحدهای مختلف در دانشگاه هاروارد حمایت مالی شده است.

BehavioralPolicyMaking-MahdiBeighi-960620-1

آقای بیگی در ابتدای ارائه به برخی تفاوت‌ها در حوزه آموزش و اقتصاد ایران و امریکا پرداختند و ضمن تأکید توجه به این تفاوت‌ها برای تعمیم نتایج به ایران، افزودند:

جمعیت کشور امریکا ترکیبی از نژادهای مختلف است که طبق آمار سال ۱۳۸۹ این ترکیب به‌صورت زیر گزارش‌شده است:

سفیدپوستان ۷۲.۴ درصد، سیاه‌پوستان ۱۲.۶ درصد، آسیایی ۴.۸ درصد و سایر نژادها ۱۰.۲ درصد.

طبق آماری که در تحقیقات پیشین به‌دست‌آمده است دانش‌آموزان یک‌چهارم زمان خود را در مدرسه سپری می‌کنند و مابقی آن را در ارتباط با خانواده هستند. لذا ارتباط بین والدین و دانش‌آموز بالاترین درجه اهمیت را در حمایت آموزشی او ایفا می‌کند. بااین‌وجود زمانی که از اولیای دانش‌آموزان پرسیده می‌شود تماسی از مدرسه درباره فرزندشان در سال تحصیلی گذشته داشته‌اند از هر ده نفر صرفاً چهار نفر پاسخ مثبت می‌دهند. همچنین در مقطع دبیرستان ۶۶ درصد از اولیا اعلام کرده‌اند که درباره وضعیت تحصیلی فرزند خود از مدرسه اطلاعاتی دریافت نکرده‌اند. ارتباط و گفتگوی بین اولیا و معلم‌ها از قدرت قابل‌توجهی برخوردار است و در پژوهشی از آن به‌عنوان جعبه سیاه اشاره شده است. در این جعبه سیاه علل و نتایج مستقیماً به هم نمی‌رسند ولی نتایج درخشان وسوسه‌انگیز و اغواکننده هستند و توجه متخصصین حوزه علوم رفتاری و اقتصاد آموزش را به خود جلب کرده است.

ایشان در ادامه به معرفی پژوهش‌های انجام‌شده برای بررسی اثر ایجاد ارتباط میان معلمان و والدین پرداختند و افزودند:

در پژوهش‌های مختلف انواع راه‌های ارتباطی مانند تماس تلفنی، ارسال ایمیل و پیامک و اطلاع‌رسانی موردبررسی قرارگرفته‌اند و تأثیر آن‌ها بر معدل، نمرات آزمون‌ها، موفقیت شغلی و تحصیلی، میزان توجه دانش‌آموز، مشارکت دانش‌آموز در کلاس، نحوه انجام تکالیف و موارد دیگر سنجیده شده است.

در تحقیق ارائه‌شده توسط ایشان، دو متخصص حوزه علوم رفتاری برنامه جبرانی تابستان که باهدف افزایش تعداد فارغ‌التحصیلان مقطع دبیرستان است را موردمطالعه قرار داده‌اند.

BehavioralPolicyMaking-MahdiBeighi-960620-2

در برنامه جبرانی تابستان دانش‌آموزانی ثبت‌نام می‌کنند که کمتر از یک ماه در سال تحصیلی غیبت داشته باشند و نمره F+ گرفته باشند. این گروه از دانش‌آموزان باراهنمایی مشاور آموزشی در این دوره ثبت‌نام می‌کنند و می‌توانند تعداد محدودی درس (در این تحقیق دو درس) انتخاب کنند. برای حضور در این دوره انضباط سختی در نظر گرفته شده است و کمترین انعطاف‌پذیری نشان داده می‌شود. کلاس‌های با حدود ۳۳ دانش‌آموز به مدت پنج هفته و هرروز دو ساعت برای هر درس تشکیل می‌شود. تعداد هفته‌ها، میزان حضور در کلاس و نوع دوره که حضوری و یا غیرحضوری باشد در مدارس مختلف است. درس‌های ارائه‌شده شامل علوم، ریاضی، تاریخ و زبان انگلیسی هستند.

تحقیق در مدرسه‌ای اجرا شد که دانش‌آموزان تعداد ۳۱ مدرسه منطقه در آنجا حضور پیداکرده بودند و نهایتاً ۴۳۵ نفر از مجموع ۱۴۱۷ دانش‌آموز مقطع متوسطه در تحقیق شرکت کردند. بیش از نیمی از شرکت‌کنندگان در تحقیق سیاه‌پوست و نزدیک به یک‌سوم آن‌ها گویش اسپانیایی داشتند. گفتگوهای صورت گرفته با والدین از طرف معلم‌های مدرسه عمدتاً به‌صورت تلفنی و در رتبه‌های بعدی از طریق پیامک و ایمیل بوده است. هشتاد درصد شرکت‌کنندگان در تحقیق از برنامه تغذیه رایگان مدارس امریکا بهره‌مند بودند.

تحقیق انجام‌شده روی دو نوع گفتگو از سوی معلم‌ها با والدین صورت گرفته است. بنابراین سه گروه در تحقیق شکل‌گرفته‌اند. گروه کنترل که هیچ‌گونه تماس و پیغامی دریافت نکرده‌اند. گروهی که پیغام‌های صرفاً مثبت دریافت کرده‌اند و نهایتاً گروهی که پیغام قابل‌بهبود به همراه راه‌کار دریافت کرده‌اند.

BehavioralPolicyMaking-MahdiBeighi-960620-3

نتایج تحقیق نشان می‌دهد که گفتگوی معلم‌ها با والدین توانسته است به میزان ۴۱ درصد روی کاهش تعداد کسانی که مردود می‌شدند تأثیر بگذارد. ضمناً دریافت پیغام از معلم‌ها گرچه نتوانسته میزان گفتگو و تعداد دفعات گفتگوی بین والدین و فرزندان را افزایش دهد ولی توانسته است موضوع گفتگوی والدین و فرزندان شود. نکته حائز اهمیت این است که پیغام‌هایی که حاوی یک نکته قابل‌بهبود به همراه راه‌کار بوده‌اند توانسته‌اند تأثیر معادل دو برابر پیغام مثبت در کاهش تعداد مردودین بگذارد.

در پایان برخی مطالعات انجام‌شده درزمینهٔ آموزش در ایران بررسی گردید و کارهای مشابه برای انجام گرفتن در ایران پیشنهاد شد.