نوشته‌ها

مطالعه تطبیقی نظام‌های سیاسی

نظام سیاسی، مجموعه کاملی از نهادها، گروه‌های ذی‌نفع و ارتباطات میان آن نهادها و قواعد و نرم‌های سیاسی است که عملکردهای آن‌ها را اداره می‌کند (برای مثال قواعدی چون قانون اساسی و قانون انتخابات). نظام‌های سیاسی به‌مثابه نوعی نهاد ساخته ذهن بشری‌اند و کارکرد اصلی آن‌ها تسهیل مناسبات اجتماعی و زیست مشترک است. در حوزه عمومی، این نهادها رفتار بازیگران حوزه سیاسی را چارچوب‌مند و قابل پیش‌بینی می‌سازند و از این طریق، تداوم بازی سیاسی را تضمین می‌کنند. به‌علاوه کیفیت طراحی نهادها در خروجی‌ها و پیامدهای نهایی آن‌ها تأثیرگذار است، هرچند تنها عامل مؤثر نیست.

نظام سیاسی، نظامی است که به امور سیاسی و دولت می‌پردازد، این نظام اغلب با نظام حقوقی، نظام اقتصادی، نظام فرهنگی و دیگر نظام‌های اجتماعی مورد مقایسه قرار می‌گیرد. البته این دیدگاه بسیار ساده‌ای از یک نظام بسیار پیچیده‌تر است که به مقوله‌هایی از این قبیل می‌پردازد که چه کسی باید در مصدر قدرت باشد، مسائل و امور مذهبی چگونه باید مدیریت شوند و دولت باید چه تأثیری بر مردم و اقتصاد داشته باشد.

پرسش اصلی همه نویسندگانی که امروزه نظام‌های حکومتی را موردمطالعه قرار می‌دهند این است که چه نوع ترتیب نهادی یا چه نوع نظام حکومتی می‌تواند موجب تحکیم دمکراسی باشد. اما اکنون از نظام‌های حکومتی تنها توقع نمی‌رود که مشروعیت نظام سیاسی را به نحو دمکراتیک به حداکثر ممکن برسانند (توسعه سیاسی)، بلکه انتظار تأمین رفاه و برخورداری اقتصادی و اجتماعی (توسعه اقتصادی و اجتماعی) نیز از ملاک‌های مهم انتخاب نظام‌های حکومتی است.

در این تحقیق قصد داریم برخی از عناصر تشکیل‌دهنده نظام سیاسی را به‌صورت تطبیقی موردمطالعه قرار دهیم. عناصری که در این تحقیق موردبررسی قرار گرفتند عبارت‌اند از: نوع نظام سیاسی، ساختار قوه مقننه، نظام احزاب و نظام انتخابات. البته نگاهی نیز به نظام‌ها و سیستم‌های نظارت بر انتخابات و همچنین شرایط کاندیداها خواهیم داشت تا نقشه کامل‌تری را پیش روی خود داشته باشیم.

در بخش نوع نظام سیاسی، دو نوع نظام سیاسی که بیشتر مطرح هستند یعنی نظام ریاستی و نظام پارلمانی را شرح داده و تفاوت بین آن‌ها را بیان می‌نماییم. به‌طور خلاصه می‌توان گفت که هر کشور دارای یک رئیس حکومت و یک رئیس دولت است. اگر این دو عنوان در قالب یک پست تجمیع شوند به آن نظام، نظام ریاستی گفته می‌شود و به این پست، ریاست جمهوری اطلاق می‌گردد. اما اگر این دو عنوان در دو پست از هم تفکیک شوند نظام پارلمانی را شکل می‌دهند. در این نظام، رئیس حکومت در پست‌هایی مثل رئیس‌جمهور یا پادشاه قرار می‌گیرند و رئیس دولت در پست نخست‌وزیری. در این نظام‌ها معمولاً پارلمان نقش تعیین‌کننده‌ای در انتخاب نخست‌وزیر دارد.

در مورد ساختار قوه مقننه دو شکل کلی وجود دارد. نظام‌های تک مجلسی و نظام‌های دو مجلسی. در نظام‌های دو مجلسی، مجلس دوم جهت تعدیل مجلس اول شکل می‌گیرد. این مجلس یا در برخی صلاحیت‌ها باهم متفاوت‌اند یا اینکه از طریق متفاوت کردن نوع نظام انتخاباتی این دو مجلس و شرایط کاندیداها باهم و نیز مدت نمایندگی، سعی می‌شود که بافت و شرایط متفاوتی برای دو مجلس ایجاد شود.

در مورد نظام احزاب، معمولاً سه نوع نظام حزبی ذکر می‌گردد. نظام تک‌حزبی، نظام دوحزبی و نظام چندحزبی. در کشورهایی که از نظام دوحزبی استفاده می‌کنند معمولاً دو حزب بزرگ اکثریت پارلمان را در اختیاردارند و احزاب دیگر هرچند ممکن است وجود داشته باشند اما تأثیر چندانی ندارند. اما در کشورهایی که از نظام چندحزبی استفاده می‌کنند هیچ‌یک از احزاب اکثریت پارلمان را به خود اختصاص نداده است و احزاب برای رسیدن به نتیجه باید باهم دست به ائتلاف بزنند. معمولاً بیان می‌شود که نظام حزبی ثبات سیاسی بیشتری را موجب می‌شود اما نظام چندحزبی دمکراتیک است.

نظام‌های انتخاباتی مختلفی نیز در دنیا وجود دارد که آن‌ها را می‌توان در سه دسته کلی تقسیم‌بندی نمود: نظام‌های اکثریتی، نظام تناسبی و نظام‌های مختلط؛ و البته نظاماتی نیز وجود دارند که خارج از این دسته هستند و جزء سایر نظام‌ها تقسیم‌بندی می‌شوند. نظام‌های اکثریتی بر این مبنا شکل می‌گیرند که هر شخص یا حزبی که بیشترین رأی را از خود کرد به مجلس راه می‌یابد. اما در نظام‌ها تناسبی احزاب به‌تناسب درصدی از آرا که از آن خودکرده‌اند، به همان نسبت تعدادی از صندلی‌های مجلس را به خود اختصاص می‌دهند و مشخص است که لازمه این نوع نظام انتخاباتی وجود احزاب است. در نظام‌ها مختلط بخشی از صندلی از طریق یک نظام اکثریتی و بخشی دیگر از طریق یک نظام تناسبی اشغال می‌شوند.

بحث نظارت بر انتخابات در کشورهای مختلف صورت‌های مختلفی دارد. برخی آن را به کمیسیون‌ها و شوراهای خاص سپرده‌اند، برخی دادگاه‌های ویژه برای این امر ترتیب داده‌اند، برخی نیز آن را به وزارت کشور سپرده‌اند. اما به‌طورکلی نمی‌توان یک نظام نظارت را در سایر کشورها مشاهده کرد.

در این تحقیق گرچه در تفصیل مباحث سعی شده است که نوشته با توجه به تجارب آنچه در دنیا به‌طورکلی صورت می‌پذیرد و در ادبیات رایج بحث منعکس‌شده است توجه گردد، اما ۵ کشور به‌طور خاص نیز مدنظر گرفته‌شده‌اند و مطالعات موردی در مورد آن‌ها به‌صورت خاص صورت گرفته است که عبارت‌اند از: آمریکا، انگلیس، فرانسه، آلمان و پاکستان. در بعضی بخش‌ها که هم لازمه بحث به نظر رسیده و هم اطلاعات کافی در مورد آن موجود بوده است، در این مورد این کشورها به‌طور موردی و خاص در مورد موضوع موردبحث اطلاعات لازم آورده است و البته در بعضی موارد که نیازی احساس نشده، در راستای حفظ مختصر و مفید بودن کلام، از آوردن بررسی‌ها موردی پرهیز شده است.

به‌طورکلی این تذکر نیز لازم است که مبنا در این تحقیق رعایت اختصار و بیان مباحث اصلی است وگرنه هرکدام از بخش‌های ذکرشده، مباحث بسیار مطولی در ذیل خوددارند.


با توجه به ملاحظات و تعهدات حرفه‌ای اندیشکده، در صورت تمایل به مطالعه نسخه چاپ‌شده گزارش، لطفاً فرم درخواست را تکمیل کرده، پس از بررسی و اعلام در زمان مقرر به اندیشکده مراجعه نمایید.

احزاب سیاسی: تاریخچه و کارکردها

یکی از مهمترین ارکان نظام سیاسی کشورهای جهان در حال حاضر، روش‌های نظام مندکردن شیوه دستیابی به قدرت سیاسی و راهکارهای صحیح چرخش نخبگان است. در بسیاری از کشورهای دنیا روشمند و هدفمند کردن دستیابی به قدرت اولویت اول و اساسی نظام سیاسی است، تا حدی که شکل گیری بسیاری از این نظامات مدیون گروه‌های سیاسی و شبکه‌های فعال در حوزه سیاست داخلی است. در حقیقت این شبکه‌ها که در ادبیات سیاسی امروز، به احزاب سیاسی شهره شده‌اند کانال‌هایی برای تربیت نیرو برای دستیابی به جایگاه‌های سیاسی و حکومتی و همچنین تقویت تعامل بین نظام سیاسی و عامه مردم هستند.

همانگونه که می دانیم احزاب سیاسی در کشورهای مختلف منبع اصلی تأمین نیروی انسانی متخصص و کارآمد برای تصدی پست‌ها و مناصب سیاسی هستند. احزاب با جذب و تربیت نیرو و در حقیقت کادرسازی برای نظام‌های سیاسی، هم ثبات سیاسی کشور را تضمین می‌کنند و هم باعث رشد و نمو افراد مستعد برای اداره کشور می‌شوند. ازدیگر سو تعدد احزاب و رقابت بین آنها علاوه بر ایجاد نشاط سیاسی در میان آحاد جامعه، هر کدام به نحوی نمایندگی بخشی از تفکرات مردم را به عهده گرفته و مطالبات آنان را از مجموعه حاکمیت سیاسی پیگیری می‌کنند.

آنچه ضرورت تحقیق و پژوهش در خصوص احزاب و فعالیت‌های آنها را بیشتر می‌کند میزان اثرگذاری این گروه‌ها در فضای سیاسی و اجتماعی و همچنین دارا بودن کارویژه های متعدد دیگر در چارچوب سیاسی کشورها همچون تقلیل اثر انتقادات و اعتراضات اجتماعی به رأس هرم سیاسی کشور و تثبیت نفوذ سیاسی، اجتماعی، امنیتی، فرهنگی و اقتصادی قدرت حاکمه در بطن جامعه مدنی است. به ویژه کشورهایی که دارای نظام سیاسی مردمسالار هستند و نتایج انتخابات تعیین کننده صاحبان قدرت سیاسی است، نیاز بیشتری به شبکه‌ها و گروه‌هایی دارند که از طریق آنها بتوانند ضمن ارائه آموزش‌های ایدئولوژیک و تئوریک به داوطلبان مشارکت در امور سیاسی، فرآیندهای کسب قدرت و جامعه پذیری سیاسی را در میان عموم ملت نهادینه نمایند. لکن در کشورهایی مثل ایران که احزاب به صورت کارکردی و عملیاتی تثبیت نگردیده‌اند و نیاز به این اهرم در میان اندیشمندان و متفکرین و اساتید علوم سیاسی احساس می‌شود، باید تجارب کشورهایی که دارای نظام تحزب هستند مورد مطالعه و تدقیق قرار گرفته و فرصت‌ها و تهدیدات آنها شناسایی شده تا بتوان از مزایا و محاسن این الگوی سیاسی بهره مند گردید.

بررسی تاریخچه شکل گیری احزاب و همچنین چرایی و چگونگی تشکیل آن‌ها می‌تواند محمل خوبی برای شناخت دقیق احزاب باشد. مطالعه دلایل و نحوه شکل گیری احزاب، نحوه کارکرد آنها، رابطه احزاب با مردم، حاکمیت، قانون و احزاب دیگر، علل پایداری و ثبات احزاب در ساختار سیاسی کشورها و میزان انتفاع نظام‌های سیاسی و همچنین شهروندان یک جامعه از احزاب سیاسی، می‌تواند شناخت کاملی از تحزب در چارچوب‌های سیاسی به مخاطبین ارائه نماید. این مهم از طریق مطالعه تطبیقی احزاب در کشورهای اتحادیه اروپا، امریکا و برخی کشورهای اسلامی و شناخت کارکردها و عملکردهای احزاب سیاسی ممکن خواهد شد، تا از این طریق ضرورت وجود احزاب متشکل و هدفمند به معنای واقعی و لزوم بازنگری در نحوه فعالیت احزاب در کشورمان نیز اثبات گردد. شایان ذکر است که نگاه ما به احزاب این کشورها بیشتر ایجابی بوده و کارکردها و عملکردهای مثبت حزب سیاسی در کانون توجه قرار خواهد داشت.

باید در نظر داشت که تا کنون کتب، مقالات و پژوهش‌های بسیاری در این زمینه به رشته تحریر درآمده که مورد رجوع نگارنده نیز قرار گرفته است. در این راستا بیش از ۷۰ اثر احصا گردیده که مروری بر آنها نشان می‌دهد که مقولات اساسی از جمله نظام انتخاباتی کشورهای غربی و اسلامی، چهارچوب‌های رقابت سیاسی و ویژگی‌های نظام انتخاباتی کارآمد، ریشه‌های شکل گیری احزاب سیاسی در غرب و مرور برتجربه تحزب در این کشورها، ساز و کارهای درونی احزاب غربی؛ عضوگیری، نظام تأمین مالی و ….، جامعه شناسی احزاب و بازتاب آنها در توسعه سیاسی، هویت، گروه‌های نفوذ و …، مطالعات در خصوص قانون احزاب ایران و سایر کشورها و تحزب در اندیشه دینی و از نگاه شخصیت‌های برجسته اسلام و انقلاب در مجموعه آثار مکتوب مورد تأمل قرار گرفته است.

لذا در این گزارش، ابتدائاً به تاریخ احزاب سیاسی در جهان خواهیم پرداخت و ضمن ارائه تعریف جامعی از این پدیده مهم سیاسی، فراز و فرود آن در کشورها بررسی خواهد شد. پس از آن با دقیق‌تر شدن در فعالیت احزاب در برخی کشورهای غربی از جمله فرانسه و آلمان که به نحوی مولد احزاب بوده‌اند ساختار، کارکرد و روابط بین احزاب با یکدیگر و همچنین نظام سیاسی مورد مداقه قرار خواهد گرفت. سپس با بررسی ساختار حزبی دو کشور مسلمان مصر و ترکیه که به نوعی در میان کشورهای شرقی در حوزه فعالیت حزبی پیشتاز بوده‌اند، با احزاب و کارویژه های آنان در این کشورها نیز آشنا خواهیم شد و تفاوت احزاب را بین کشورهای غرب و شرق بیشتر درک خواهیم کرد. و در آخر مهمترین کارویژه ها و کاربردهای احزاب در ادبیات تئوریک و در نظام اجرایی را احصا کرده و در حقیقت با علل وجود ساختارهای حزبی در کشورهای مختلف آشنا خواهیم شد.


با توجه به ملاحظات و تعهدات حرفه‌ای اندیشکده، در صورت تمایل به مطالعه نسخه چاپ‌شده گزارش، لطفاً فرم درخواست را تکمیل کرده، پس از بررسی و اعلام در زمان مقرر به اندیشکده مراجعه نمایید.