لیبرا، پاسخ هوشمندانه آمریکا به بیت کوین

لیبرا ارز دیجیتال فیس بوک که چندی پیش وایت پیپر[۱] آن منتشر شد این روزها جنجال زیادی به پا کرده است. فیس بوک به همراه ۲۷ کمپانی نامدار دیگر ائتلافی تشکیل داده‌اند تا ارز دیجیتال خودشان را به جهان معرفی کنند. در میان این ائتلاف نام شرکت های بزرگی همچون اوبر، ویزا، ای‌بی، مسترکارت و… به چشم می خورد. این ارز قرار است در نیمه سال ۲۰۲۰ رونمایی شود. ارز دیجیتالی که در بستر بلاکچین شکل گرفته و با حذف واسطه‌هایی مثل بانک‌ها و درگاه‌های پرداخت وعده پرداخت هایی امن، سریع و قابل اعتماد را می دهد. این ارز برخلاف ارزهای دیجیتال مطرح این حوزه مانند بیت کوین و اتریوم، دارای اعتبار ثابت بوده تا بتواند پایداری و ثبات بیشتری در نقل و انتقال های مالی داشته باشد. به این نوع ارزهای دیجیتال، ارزهای باثبات یا استیبل کوین[۲] می گویند. این ارز دیجیتال قرار است در ابتدای کار فقط توسط چهار ارز کاغذی معتبر شامل دلار، یورو، ین ژاپن و پوند انگلیس پشتیبانی شود، اما در آینده دارایی‌های دیگری نیز در لیست ذخایر آن قرار خواند گرفت.

تنها تفاوت لیبرا استیبل کوین بودن آن نیست. ویژگی هایی که بیت کوین در بستر بلاکچین را تبدیل به یک صنعت جذاب، منحصر به فرد و فراگیر کرد؛ شفافیت، دموکراسی نسبی حاکم بر آن، ناشناس بودن افراد و غیر قابل تعیین کردن فرد سازنده بلاک در این سیستم بود. حال اینکه ارز باثبات لیبرا با محدود کردن امکان ایجاد و تایید بلاک ها تنها توسط ۲۸ کمپانی حاضر در ائتلافش نوع دیگری از بلاکچین را در نقل و انتقالات مالی پیاده سازی می‌کند. چندی پیش بانک بزرگ امریکا جی پی مورگان نیز از ارز باثبات خود رونمایی کرد که در میان ارزهای دیجیتال لیبرا به این ارز شبیه است. این نوع از بلاکچین که به آن‌ها بلاکچین‌های permissioned گفته می شود بیشتر در زنجیره تامین و به منظور پیگیری و رهگیری کالاها و اسناد مهم مورد استفاده قرار می گیرد. لیبرا اعلام کرده است که از ۵ سال آینده فرآیند عمومی سازی را آغاز خواهد کرد. اما در وایت پیپرش بیان داشته چالش اصلی در حال حاضر این است که اطمینانی وجود ندارد که یک راه حل مناسب برای یک سیستم تراکنش مالی وجود داشته باشد که در عین باثبات بودن، حفظ امنیت و سرعت بالا توانایی این را داشته باشد که به صورت یک شبکه permissionless فعالیت کند. (libra, 2019) این تناقض ها و غیرشفاف صحبت کردن ها نشان از این دارد که در بهترین حالت می توان تصور کرد که لیبرا پس از چندین سال همانند شرکت های بزرگ که سهام داران اصلی و خاص خود را دارد، خواهد شد و تنها بخش بسیار کمی از مردم امکان مشارکت در تصمیم گیری ها و تنظیم گری ها را دارند و شعارهایی مانند دموکراسی برای همه و عدم امکان هرگونه سانسور یا تحریم که بیت کوین و درواقع ارزهای دیجیتال با آن رشد کردند به فراموشی سپرده می شوند. اگرچه شعاری که در صفحه اول سایت لیبرا به چشم میخورد “لیبرا برای همه” است اما سرپرست بخش سیاستگذاری و ارتباطات ائتلاف لیبرا بیان کرده است ” هرجا کردیت کارت و ویزا فعال باشد لبیرا نیز فعال است.” (Seward, 2019) گویا منظور لیبرا از همه، همه کسانی است که ما می خواهیم و نه همه کسانی که توانایی استفاده از لیبرا را دارند چون هم اکنون امکان استفاده از خدمات کردیت کارت و ویزا در ایران وجود ندارد و چه بسا در آینده این شرکت ها بخواهد برای هر کاربر یا ملیتی قوانین این چنین وضع کنند و ارزهای دیجیتال این افراد را بلوکه و یا منقضی کنند.

به نظر می رسد لیبرا با پررنگ کردن موضوعاتی مانند مصرف کم انرژی که یکی از بزرگترین معضلات حال حاضر بیت کوین است، سرعت بالای انجام تراکنش و تمرکز بر باثبات بودن ارز دیجیتالش، قصد دارد اهمیت غیرقابل استخراج بودن و مدیریت نیمه متمرکز آن را کمرنگ کند. همچنین راه دیگری که فیس بوک جهت ترویج ارز دیجیتالش در پیش گرفته است تاکید بر روی توانایی فنی کمپانی های بزرگ حاضر در ائتلافش است به طوری که بیان کرده شرکت اوبر به تنهایی توانایی انجام هزار تراکنش در ثانیه را دارد درحالی که در بیت کوین این تعداد به هفت و در اتریوم به ۱۵ تراکنش در ثانیه می رسد.

فیس بوک با اینکه در صیانت از حریم شخصی و اطلاعات کاربرانش خوشنام نیست اما در این پروژه از امنیت بالا در فرآیند تراکنش های خبر می دهد و اعلام کرده است که تراکنش های مالی کاربرانش در فیس بوک ذخیره نشده بلکه توسط کمپانی دیگر فیس بوک به اسم کالیبرا نگه داری می شود و از این طریق دیگر هیچ گونه ارتباطی میان پروفایل کاربران در فیس بوک و واتس اپ به تراکنش های مالی شان وجود نداشته و قابل ردیابی نیست. هرچند به نظر می رسد این نیز خود یک ترفند برای جلب اعتماد مردم است. چرا که دیوید مارکوس، سرپست پروژه لیبرا در جواب چگونگی جلوگیری از پولشویی در این سیستم را به این شیوه پاسخ داده است ” شبکه لیبرا انتخاب خلافکاران و پولشویان نیست چراکه در این سیستم اسم ها به صورت مستعار بوده و به صورت ناشناس و یا حفاظت شده نیستند بنابراین انتخاب آن ها همچنان ارزهایی مانند بیت کوین و اتریوم خواهد بود.” (Bloomberg, 2019) چطور ممکن است یک سیستم قابل ردیابی نباشد و در عین حال مانع پولشویی شود؟ این پارادوکس را چطور میتوان پذیرفت؟

اما از دیگر ویژگی های فیس بوک که احتمال فراگیر شدنش را علی رغم همه مشکلات بیان شده بیشتر می کند این است که می توان گفت یکی از دلایل همگانی نشدن استفاده از ارزهای دیجیتال تا به امروز، طراحی های کاربر ناپسند و غیردلچسب آن ها بوده که باعث شده فقط افرادی خاص در جامعه به سمت و سوی استفاده از آن ها بروند و سایر مردم استفاده از ارز دیجیتال را مفهومی غریب و ناآشنا بدانند. فیس بوک از این فرصت استفاده کرده و با تجربه موفق رابط کاربری در محصولات حال حاضرش این اطمینان را به جامعه میدهد که با روی کار آمدن این ارز، استفاده از آن به سادگی استفاده از واتس اپ و یا فیس بوک خواهد و حتی دیگر نیازی به استفاده از درگاه پرداخت و وارد کردن چندباره مشخصات و اطلاعات وجود ندارد و به این صورت تمامی افراد از مادربزرگ ها گرفته تا نوجوانان تازه وارد شده به عرصه اینترنت میتوانند از این سیستم استفاده کنند.

در نهایت می توان گفت که توانایی فنی بالای این ائتلاف به منظور انجام سریع تراکنش ها و تعداد کاربران زیاد مجموعه‌ی فیس بوک، جهانی شدن آن را علی رغم ویژگی های انحصار طلبانه اش محتمل می سازد. می توان لیبرا را پاسخ هوشمندانه جامعه امریکا برای حفظ قدرت سیاسی اش دانست تا اینگونه لیبرا شکل جدیدی از بانک مرکزی در جهان باشد. البته باید توجه داشت که در کنار این سیستم انتظار می رود همچنان ارزهای دیجیتال پرقدرت حال حاضر مانند بیت کوین و اتریوم بخاطر ویژگی های منحصر به فردشان که آن ها را از لیبرا جدا می کند، پابرجا باشند ولی حجم زیادی از نقل و انتقالات مالی دنیا توسط لیبرا انجام شود.

[۱] White paper یک محتوای علمی  که در آن از حقایق و منطق خاصی برای تبلیغ یک محصول، خدمات ویژه یا یک دیدگاه و نقطه‌نظر حرف زده‌شده باشد.

[۲] Stable coin رمزارزهایی با قیمت ثابت

منابع

Bloomberg. (2019, June 18). Facebook’s New Libra Cryptocurrency to Have Over 100 Launch Partners. J. Weisenthal, Interviewer

libra. (2019). Section 02 Introducing Libra. Retrieved from White Paper

Seward, Z. (2019, June 18). Facebook Unveils Libra Cryptocurrency, Targeting 1.7 Billion Unbanked. Retrieved from coindesk

 

منتشر شده در روزنامه شرق در تاریخ ۶ مرداد ۱۳۹۸

دغدغه‌های «تهران هوشمند»

از اوایل سال ۱۳۹۷، برنامه‌ای تحت عنوان تهران هوشمند با رویکرد یکپارچه‌سازی پروژه‌های هوشمندسازی شهر تهران، ذیل برنامه‌های فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران شکل گرفته است. کلان‌شهر تهران علاوه بر ایفای نقش مهمی در اقتصاد کشور، در حوزه دیجیتال و خدمات برخط در کشور نیز رتبه‌ نخست را داراست. از طرفی، مطابق اظهارنظر مقامات مسئول نظیر دکتر محمد فرجود، مدیرعامل سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران، برنامه‌ریزی شده است تا سال ۱۴۰۰، یک‌صد پروژه‌ پایلوت شهر هوشمند در تهران انجام گیرد.

یکی از وجوه مهم کلان‌پروژه‌ تهران هوشمند، پاسخ به پرسش‌هایی است که از جنس فناوری نبوده و ضمن در نظر داشتن نیازمندی‌های ذی‌نفعان متنوع این کلان‌پروژه، ابعاد دیگری از آن را نمایندگی می‌کند. هدف این نوشتار، طرح دغدغه‌های حوزه‌ تخصصی حکمرانی در عصر دیجیتال در طراحی و توسعه‌ پروژه‌های زیرمجموعه‌ کلان‌پروژه‌ تهران هوشمند است که به همت اندیشکده حکمرانی شریف، تهیه، تنظیم و به رشته تحریر درآمده است.

حکمرانی داده

حکمرانی داده یکی از مهم‌ترین زوایای ورود به بحث کلان‌پروژه‌ تهران هوشمند است. حکمرانی داده را در یک تعریف ساده می‌توان نظام یکپارچه‌­­ای دانست که می­‌کوشد بر مبنای مجموعه‌­ای از مدل‌­های تخصص­‌گرایانه مورد توافق تشریح کند چه کسانی می‌­توانند چه اقداماتی را با چه اطلاعات و داده­‌هایی (اعم از شخصی و عمومی) در چه بازه زمانی، تحت چه شرایط و مقتضیاتی و نهایتاً با به‌­کارگیری یا عدم به‌کارگیری چه روش­‌هایی به انجام برسانند. از این رهگذر باید ارتباطی میان ۱. تولید داده ۲. تولید ارزش از داده برای حکمرانی ۳. ایجاد بستر و انگیزه‌ مشارکت مدنی شکل گیرد.

در این چرخه و ارتباط است که منافع ذی‌نفعان دیده شده و ایده‌های کسب و کار داده‌محور برای رفع مسئله شهر هوشمند توسعه می‌یابند. یکی از الزامات اصلی این ارتباط این است که شهرداری تهران برخی از داده‌های خود را معطوف به پارادایم داده-باز یا تا حدّی‌-باز منتشر کند. به‌طور مثال، کلان‌داده غنی متروی تهران در اختیار شهرداری است. این داده کاملاً بومی است و اپلیکیشن‌های غیربومی اساساً بدان دسترسی ندارند. با در اختیار قراردادن این داده‌ها به صنایع داده‌محور بومی می‌توان زنجیره‌ ارزشی داده‌محور بومی را شکل داد. چالش مهم شهرداری تهران در این رویکرد، تبیین رابطه‌ دقیق همکاری عمومی-خصوصی است که باید مدل‌های جذابی برای آن تدوین شود.

از دیگر دغدغه‌های کلان‌پروژه‌ تهران هوشمند آن است که تا چه حدی می‌توان هوشمند بودن را به مردم تحمیل کرد. مسئله اینجاست که در گذر از انسان بدویِ فرد-محور به اجتماع، مجبوریم قواعدی را وضع کرده و آدم‌ها را برای اجرا، بدان مجبور سازیم. اما باید این تغییر و اجبار را منعطف ساخت و گروه‌های متنوع ذی‌نفعان را در نظر گرفت. در واقع در کنار توسعه‌ زندگی دیجیتال، نیازمند توجه و تأمین رویکردها و نیازهای سنتی هستیم. مثال‌های بین‌المللی در این حوزه یافت می‌شود. باید ضمن محک‌زنی و بررسی تطبیقی نمونه‌های بین‌المللی، به ظرفیت‌ها و ابعاد فرهنگی جامعه‌ مخاطب کلان‌پروژه‌ تهران هوشمند دقت داشت.

کارآفرین بومی وظیفه‌اش را درست انجام می‌دهد

از سوی دیگر، یکی از عوامل مهم شکل‌گیری کلان‌پروژه‌ تهران هوشمند و نیل به موفقیت پروژه‌های پایلوت مرتبط با آن، ایفای نقش هدایت‌گری و تسهیل‌گری توسط سازمان فناوری اطلاعات و ارتباطات شهرداری تهران است. اگر به کارآفرین بومی اجازه‌ حضور در چرخه‌ حل مشکلات هوشمندی تهران داده شود، خودش شکاف‌ها، نیازمندی‌ها و مشکلات را رصد کرده و متناسب با هر یک، راه‌حلی ارائه می‌دهد. نوآوری در این بستر همکاری شکل می‌گیرد. چند سال پیش اندک افرادی بودند که رشد این‌چنینی تاکسی‌های اینترنتی را پیش‌بینی می‌کردند، اما همان‌طور که می‌بینیم زمانی‌که به کارآفرین بومی اجازه‌ مشارکت فعال داده شود، فناوری را با نوآوری ترکیب می‌کند و رشد را رقم می‌زند. تهران هوشمند نیز از این قاعده مستثنا نیست. مثال دیگر، نوآوری صنایع داده‌محور بومی، وب‌سایت آپارات است که با وجود رقبایی نظیر یوتیوب، کماکان سطح بالایی از مخاطبان و نوآوری محتوایی را در ایران داراست. این نمونه‌ها حاکی از این است که کارآفرین بومی وظیفه‌اش را درست انجام داده است. نهادهای عمومی باید سازوکار ارتباط میان ذی‌نفعان را طوری طراحی کنند که داده‌های انحصاری بومی، نظیر داده‌های مترو تهران، در اختیار کارآفرین بومی باشد تا نوآوری کند و بر مشکلات فائق آید. لازمه‌ چنین مداخله و مشارکتی، بسته‌بندی خوش‌تعریف، دقیق و جذاب مسائل توسط شهرداری تهران است تا رقابتی سالم و پیش‌برنده میان کارآفرینان بومی برای رفع مشکلات شکل گیرد.

مرز میان خدمت و بنگاه ‌شدن شهرداری

دغدغه‌ دیگر آن است که مرز میان خدمت و بنگاه شدن شهرداری کجاست؟ نگاه ما آن است که شهرداری باید به سمت پلتفرم شدن برود و as a platform رفتار کند. در این رویکرد باید حدی از خدمات رایگان اجباری شهرداری تعریف شود. در گام بعد، نیاز است با طراحی سازوکاری برای مشارکت کارآفرینان و صنایع داده‌محور بومی، به‌دنبال راه‌حل‌های برد-برد باشیم. به‌طور مثال، شهرداری تهران می‌تواند اجازه‌ تأمین اینترنت پارک ملت را ذیل یک طرح مشارکت عمومی-خصوصی به یک تأمین‌کننده‌ اینترنت اعطا کند به این شرط که همان شرکت، اینترنت چند پارک غیرمعروف تهران را نیز تأمین کند. نکته‌ مهم این فرآیند، لزوم رعایت شفافیت و حفظ منافع عمومی است.

علاوه بر در نظر داشتن دغدغه‌های فوق و به‌جهت از دست نرفتن فرصت طلایی شکل‌گیری تهران هوشمند، پیشنهاد حوزه‌ تخصصی حکمرانی در عصر دیجیتال، ترکیب تدوین یک سند جامع طرح کسب و کار تهران هوشمند با اجرای چند پروژه‌ کوچک و بزرگ به‌عنوان پایلوت است. رصد نحوه‌ رشد این کسب و کارها و تجربه‌های برآمده از آنها برای شهرداری تهران درس‌هایی بهتر از یک سند جامع خواهد داشت. در دنیای حکمرانی چابک، فرصت تدوین سندهای مطول نیست. باید دست به کار شد. به کارآفرین بومی فرصت داد. تجربیات را تحلیل کرد و برای گام بعدی از آنها بهره برد.

منتشر شده در سایت خبری خبرگزاری جمهوری اسلامی در تاریخ ۶ مرداد ۱۳۹۸

چرا سیاست‌گذاران باید نگران رمز ارز لیبرا باشند؟

نویسنده: محمد احمدی

مقدمه

پروژه سندیکا(PS) یک رسانه خبری­ تحلیلی بین المللی است که به انتشار و تجمیع گزارش ­های تحلیلی، نظرات کارشناسی و اظهارنظرهای تحصصی درباره مهمترین مسائل روز جهان می کند. سندیکا در ادبیات روزنامه­ نگاری به معنای روزنامه زنجیره ­ای است یا به عبارت بهتر زمانی که چندین روزنامه و نشریه مختلف در اختیار یک مجموعه باشد، کلیه گزارش­ های تحلیلی این رسانه در پایگاه اینترنتی PS منتشر می ­شود، اما با این وجود شبکه گسترده­ای از رسانه­ های چاپی در کشورهای مختلف در انتشار و توزیع مطالب این سایت همکاری می­ کنند. تا سال ۲۰۱۶، شبکه رسانه­ های همکار پروژه سندیکا شامل ۴۶۰ سازمان رسانه ­ای در ۱۵۵ کشور جهان بوده است. پروژه سندیکا یک سازمان غیرانتفاعی است که بخش اعظم درآمد خود(حدود ۶۰ درصد) را از محل فروش حق انتشار مطالب به روزنامه­ ها، اندیشکده­ ها، مؤسسات پژوهشی و … در کشوهای توسعه­ یافته به دست می­ آورد. در حال حاضر، پایگاه اینترنتی PS ستون­ های خبری­ تحلیلی خود را به بیش از ۱۴ زبان دنیا ترجمه می ­کند. گفتنی است تمرکز عمده محتواهای تولیدی در این پایگاه رسانه ­ای بر اقتصاد، سیاست، توسعه و امور مالی تجاری است به طور که جدیدترین تحولات و رویدادهای جهان در زمینه­ های مذکور، با دقت و به صورت جامع مورد رصد و ارزیابی قرار می­ گیرد. از آنجایی که بخش قابل­ توجهی از نویسندگان مطالب پروژه سندیکا را سیاست­مداران، روشنفکران و فعالان دانشگاهی برجسته تشکیل می­ دهند، جا دارد به نام­های مهمی همچون: شینزو آبه، فرانسیس فوکویاما، بیل گیتس، کریستین لاگارد، خوان مانوئل سانتوس و … در زمره هیئت تحریریه رسانه PS اشاره کرد. مطلبی که در ادامه می­ آید ترجمه گزارش این پایگاه درباره چالش­ های سیاستی رمرزارز فیسبوک «لیبرا» است که به قلم اقتصاددان مشهور هندی و برنده جایزه مدال مؤسسان انجمن مهندسان برق و الکترونیک کاشیک باسو به رشته تحریر درآمده است.      ­        

چرا سیاست‌گذاران باید نگران رمز ارز لیبرا باشند؟[۱]

رمز ارز جدید جهانی شرکت فیسبوک، لیبرا، که قرار است در سال ۲۰۲۰ اجرایی شود، می‌تواند جهان را تغییر دهد. اما هیچ‌کس، شامل ابداع‌کنندگان این پروژه خیال‌پردازانه مهندسی اقتصادی، نمی‌تواند به طور قاطع حوزه اثرگذاری آن را پیش‌بینی کند. به‌طور خاص، سیاست‌گذاران پولی نیز باید نگران این مسئله باشند، زیرا ممکن است در جهانِ رمز ارز لیبرا، مهار بی‌کاری و تورم بسیار سخت‌تر باشد.

در سه ماه نخست ۲۰۱۹ فیسبوک ماهیانه دارای ۲.۳۸ میلیون کاربر فعال بوده است. اگر حتی بخشی از این کاربران شروع به استفاده از لیبرا برای انجام تراکنش‌های مالی، خرید و فروش محصولات و جابجایی پول کنند، این ارز جدید به‌سرعت مقبولیت گسترده‌ای پیدا خواهد کرد. هم‌اکنون انجمن لیبرا، گروه غیر انتفاعی مستقر در ژنو که پول دیجیتال را اداره می کنند، شرکت‌هایی چون Uber، eBay، Lyft، MasterCard و PayPal را در میان بنیانگذاران خود به‌حساب آورده است. در نتیجه لیبرا می‌تواند یک ارز مقتدر جهانی شود که توسط یک شرکت و نه بانک مرکزی(به عنوان رگولاتور مالی­اعتباری)، مدیریت می‌شود.

با اینکه لیبرا همچون سایر رمز ارزها بر اساس تکنولوژی بلاکچین پایه‌ریزی شده است، اما پیش‌بینی می‌شود کارآمدی بسیار بیشتری به همراه داشته باشد. فیسبوک قول داده است که سازوکار لیبرا دارای قابلیت پردازش ۱۰۰۰ تراکنش در هر ثانیه، کاربر پسند و دارای هزینه تقریبا صفر برای هر تراکنش باشد. جای تعجب نیست که اعلامیه لیبرا موجب افزایش ناگهانی جلسات اضطراری در بانک‌های مرکزی، بانک بین ­المللی و دیگر سازمان‌های چندجانبه شده باشد. برخی از تحلیل‎‌گران از این پول خصوصی استقبال کرده‌اند، درحالی‌که برخی دیگر مصرانه از دولت‌ها می‌خواهند لیبرا را قبل از فراگیر شدن، متوقف کنند.

گروهی از اولین منتقدان، نگرانی‌های متعددی، ازجمله توانایی محاسباتی مورد نیاز برای ارز جدید، حفظ محرمانگی اطلاعات افراد و این احتمال که پول جدید منجر به توسعه فعالیت‌ها و بازارهای غیرقانونی شود، دارند. اما توجه بسیار ویژه‌تری برای بررسی نحوه اثرگذاری چشم‌گیر لیبرا بر سیاست‌گذاری‌های پولی در عرصه جهانی، نیاز است. بیشتر نظام‌ها و سازوکارهای سازمان‌یافته در اقتصاد جهانی مانند معاملات، بانکداری، پول کاغذی، بازارهای مالی و غیره از طریق فرآیندهای آهسته تکاملی شکل گرفته است. به‌طور معمول تلاش‌های حساب‌شده برای ایجاد ساختارهای کاملا جدید منتهی به بروز چالش‌های پیش‌بینی‌نشده می‌شود.

ایجاد واحد پولی یورو از جمله فعالیت‌های برنامه‌ریزی شده مهندسی اقتصاد بود که نتایج پیش‌بینی‌نشده‌ای را به همراه داشت. در کتاب خودم «یک اقتصاددان در جهان واقعی» بحث می‌کنم که چگونه اوراق قرضه منجر به ایجاد شکاف در حوزه یورو بعد از فروپاشی هلدینگ Lehman Brothers در سال ۲۰۰۸ شد که در نتیجه آن بحران‌های بدهی‌های قدرت‌های اروپایی شکل گرفت. و همچنان مشکلات آن برای اقتصاد جهانی ادامه دارد. در نهایت، این بحران ناشی از نقص در طراحی حوزه یورو بود (یک اتحادیه پولی بدون سیاست مالی مشترک مناسب، مشکلی که همچنان باید مورد توجه قرار گیرد).

در این مرحله، تنها می‌توان درباره مشکلاتی که لیبرا می‌تواند ایجاد کند، تئوری‌پردازی کرد. به عنوان مثال، اگر لیبرا به شهرت برسد، مردم ارزهای ملی خود مانند دلار، یورو، رنمینبی و روپیه را با ارز دیجیتال جدید مبادله می‌کنند، تا بتوانند محصولات متعددی را که بر اساس این واحد پولی قیمت‌گذاری شده‌اند، خرید و فروش کنند. بسیاری از کاربران ممکن است تصمیم بگیرند تا پول خود را برحسب لیبرا نگه داشته و به ارزهای خود برنگردانند. در نتیجه فیسبوک یا انجمن لیبرا به نگه‌داشت پول‌های ملی آن‌ها ادامه داده و از طریق سرمایه‌گذاری توسط پول‌های کاربران لیبرا، کسب درآمد می‌کنند. در ادامه آن‌ها وسوسه می‌شوند که لیبراهایی اضافی به عنوان حق‌الضرب تولید کنند. این همان سیاست کسب درآمدی است که بانک‌های مرکزی نسبت به پول‌های ملی خود اتخاذ می‌کنند.

تورم و کاهش توانایی سیاست‌گذاران در کاهش آن، به‌صورت واضحی جزو لیست ریسک‌های احتمالی قرار خواهد گرفت. معمولا وقتی تورم افزایش می‌یابد، بانک‌های مرکزی جهت کنترل آن وارد عرصه می‌شوند. آن‌ها با افزایش نرخ سیاست‌گذاری‌ها، نسبت ذخایر را افزایش داده و از این طریق به حذف بخشی از پول‌های در گردش کمک می‌کنند. اما تاثیر این قبیل سیاست‌ها با توجه به اینکه یکی از بزرگترین مراجع خلق پول از سازمان‌های خصوصی است، می‌تواند به‌شدت کاسته شود. همچنین لیبرا خود می‌تواند یکی از نیروهای افزایش‌دهنده تورم باشد، زیرا به‌طور موثری حجم نقدینگی را می‌افزاید.

این روزها تورم شدید را تنها در اقتصادهای در حال توسعه می‌توان مشاهده کرد، در نتیجه تمایل بر این است که فرض شود اقتصادهای پیشرفته نسبت به این مسئله، ایمن هستند. به این ترتیب مناسب است یادآور شویم که دو مورد از ویرانگرترین تورم‌های تاریخ، در کشورهایی نسبتا ثروتمند رخ داده است: مجارستان در سال ۱۹۴۶ و آلمان در سال ۱۹۲۳٫ در آلمان، یک مارک در ابتدای دوره افزایش شدید تورمی، حدودا یک سال بعد، برابر ۱۰۰۰۰۰ تریلیون (یک با ۲۳ صفر بعد از آن) مارک ارزش داشت.

با در نظر گرفتن تمامی ریسک‌ها، شاید درخواست برای توقف فوری لیبرا حرکت درستی نباشد. برای شروع، مشخص نیست کدام قانون موجود می‌تواند برای متوقف کردن ارز پیشنهاد شده، کاربرد داشته باشد. از یک زاویه، لیبرا فرق چندانی با کپن‌های قانونی‌ای که مردم با دلارهای خود در ورودی شهربازی‌ها تهیه می‌کنند، ندارد. که از طریق آن‌ها می‌توانند از وسایل بازی و غذاها استفاده کنند. با توجه به جهانی‌سازی شدن دنیا، کشوری که لیبرا را نپذیرد، به‌صورت تدریجی توسط سایر کشورهایی که آن‌را بکار گرفته‌اند، منزوی خواهد شد. سیاست‌گذاران باید به‌سرعت انواع ارزهای دیجیتالی که می‌تواند توسط سازمان‌های خصوصی خلق شود را در نظر بگیرند. ما ممکن است نیاز به قوانین جدید و معاهدات جهانی برای کاهش عوارض منفی بالقوه و محدود کردن قدرت سازمان‌هایی که این ارزهای جدید را تولید می‌کنند، داشته باشیم.

کتاب شناسی

  1. Atzori, M. (2015). Blockchain technology and decentralized governance: Is the state still necessary?. Available at SSRN 2709713.
  2. Balke, A., & Pearl, J. (1995, August). Counterfactuals and policy analysis in structural models. In Proceedings of the Eleventh conference on Uncertainty in artificial intelligence (pp. 11-18). Morgan Kaufmann Publishers Inc.
  3. Basu, K. (2015). An economist in the real world: The art of policymaking in India. MIT Press.
  4. Basu, K. (2016). Beyond the invisible hand: Groundwork for a new economics. Princeton University Press.
  5. De Filippi, P., & Loveluck, B. (2016). The invisible politics of bitcoin: governance crisis of a decentralized infrastructure. Internet Policy Review, 5(4).
  6. Korhonen, J. J., Melleri, I., Hiekkanen, K., & Helenius, M. (2018). Designing data governance structure: an organizational perspective. GSTF Journal on Computing (JoC), 2(4).
  7. Reijers, W., O’Brolcháin, F., & Haynes, P. (2016). Governance in blockchain technologies & social contract theories. Ledger, 1, 134-151.

 

[۱] Basu, K. (2019). Why policymakers should fear Libra. [online] Brookings. Available at: https://www.brookings.edu/opinions/why-policymakers-should-fear-libra/ [Accessed 15 Jul. 2019].