اقتصاد رفتاری

نمود قدرت اراده از کودکی پیداست!

ببینید که چگونه کودکان ۵ ساله در برابر وسوسه خوردن یک کلوچه مقاومت می‌کنند!

خودکنترلی

همان‌طور که در مطالب گذشته صحبت کردیم تبیین مفهوم #خود_کنترلی و قدرت اراده یک سؤال جذاب برای روانشناسان و اقتصاددانان بوده است. اما اگر بخواهیم به اولین آزمایش‌هایی بپردازیم که سعی در تبیین این مفهوم داشته است، باید به آزمایش اثرگذار “والتر میشل” اشاره‌کنیم.

در دهه ۱۹۶۰، یکی از اساتید دانشگاه استنفورد، به نام والتر میشل، آزمایش جذابی را انجام داد که از آن زمان تاکنون مترادف وسوسه و قدرت اراده قرار گرفته است.

میشل در آزمایشش به کودکان خردسال ۴ یا ۵ ساله یک حق انتخاب ساده داد. او بچه‌ها را، یک‌به‌یک به اتاقی دعوت می‌کرد که در آن بر روی میز یک کلوچه (یا گاهی مارشملو) گذاشته شده بود، به بچه‌ها گفته می‌شد می‌توانند کلوچه را بردارند، ولی اگر ۱۵ دقیقه صبر کنند و به کلوچه دست نزنند، علاوه بر همان کلوچه، یک کلوچهٔ دیگر هم جایزه می‌گیرند.

یک‌پنجم بچه‌ها توانستند در برابر وسوسهٔ شیرینی مقاومت کنند و ۱۵ دقیقه صبر کنند تا دو کلوچه دریافت کنند. اما یک‌پنجم بچه‌ها حتی ۱ دقیقه هم نتوانستند مقاومت کنند و شیرینی را همان موقع خوردند.

والتر میشل با زیر نظر گرفتن هر دو گروه این بچه‌ها در سال‌های آینده (در سال‌های تحصیلی و تا ۳۰ سال بعد) نشان داد آن دسته از بچه‌ها که در برابر وسوسه کلوچه مقاومت کردند، نتایج تحصیلی بهتری کسب کردند، حقوق بالاتری دریافت کردند و کمتر مستعد چاقی بودند.

در ویدئوی بالا تقلای کودکان ۴ یا ۵ ساله را ببینید که برای وسوسه نشدن در برابر کلوچه تلاش می‌کنند.

اقتصاد رفتاری

چگونه قدرت اراده‌مان را بهبود ببخشیم؟

خود‌کنترلی و خویشتن‌داری همواره یکی از مسائل مهم در اقتصاد و روانشناسی بوده است.

روی بامیستر یکی از روانشناسانی است که در این زمینه تحقیقات دامنه‌داری انجام داده است.

در ویدئوی بالا می‌توانید برخی از این آزمایشات را ببینید. اما سؤال مهم آن است که درک ما از مفهوم قدرت اراده چه کمکی به ما کرده است؟

کاربردهای این آزمایشات را می‌توان در دو موضوع خلاصه کرد:

۱_ افراد ظرفیت محدودی از اراده دارند.

You have a finite amount of willpower.

۲_ افراد از یک ذخیره یکسان از اراده برای تمام فعالیت‌هایشان استفاده می‌کنند.

You use the same stock of the willpower for all tasks.

بنابراین با توجه به ویدئوی بالا، پیشنهاد می‌شود:

۱_ کارهای بی‌اهمیت همچون چک کردن ایمیل، تلگرام و … را اول صبح که ذخیره اراده شما بالاست، انجام ندهید و به‌جای آن فعالیت‌های مهم خود را انجام دهید. فعالیت‌های کم‌ارزش‌تر را به زمان دیگری موکول کنید.

۲_ در ابتدای روز وقت خود را روی فعالیت اصلی خود متمرکز کنید و ذخیره خود را با فکر کردن به این‌که چه صبحانه‌ای بخورید، کدام لباس را بپوشید یا کدام مسیر را برای رفتن به محل کار انتخاب کنید، تلف نکنید. چون هر تصمیم کوچک مقداری از قدرت اراده شما را کاهش می‌دهد.

۳_ بدانید که در یک روز نمی‌توانید چندین فعالیت مهم را با یکدیگر انجام دهید، چون ذخیره اراده شما تمام خواهد شد، لذا فعالیت‌های اولویت‌دار خود را ابتدا انجام دهید.

اقتصاد رفتاری

تبیین خرید تکانشی از نگاه علوم رفتاری

زمان موردنیاز برای مطالعه: ۲ دقیقه و ۳۰ ثانیه

روزهای نزدیک به عید نوروز، روزهای پر تب‌وتابی است، مردم برای خرید عید به مراکز خرید می‌روند، با شوق‌وذوق به دنبال اجناس خود می‌گردند و گاهی در لابه‌لای زرق‌وبرق مغازه‌ها پول‌هایی بیشتر از وسع خود یا آنچه که در ابتدا مدنظرشان بوده، هزینه می‌کنند. گاهی در یک فروشگاه بزرگ با کالایی روبه‌رو می‌شوند که امکان خرید آن را ندارند و در اندک زمانی بعد خود را مشغول خرید اقلام کوچک زیادی می‌بینند که اولویت خریدشان نبوده. آمارها نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها حدود ۶۵ میلیارد دلار در روزهای منتهی به کریسمس خرید می‌کنند. سؤال اینجاست که چه اتفاقی می‌افتد که ما هزینه‌هایی می‌کنیم که قصد آن را نداشته‌ایم؟

شاید اولین جوابی که به ذهن می‌رسد این باشد که طرح جلد یک پفک، یک شکلات خارجی که طعم خاصی را تداعی می‌کند، نظاره کردن مردمی که جنس خاصی را خریداری می‌کنند، همه و همه باعث می‌شود تا عنان از کف دهیم و بی‌اختیار کالاهایی را خریداری کنیم که برای خرید آن آماده نبوده‌ایم. اما توضیحات دیگری نیز برای این سؤال وجود دارد.

یکی از این پاسخ‌ها حدود ۲۰ سال گذشته توسط دو روانشناس به نام‌های بامیستر و تایس ارائه شده است. آزمایش تأثیرگذار بامیستر و تایس بعد از حدود دو دهه، همچنان ذهن محققان بسیاری را به خود مشغول کرده است. آن‌ها گروهی از افراد را به آزمایشگاه خود دعوت کردند و روبه‌روی آن‌ها یک ظرف پر از کلوچه‌های تازهٔ داغ و در ظرفی دیگر پر از تربچه قرار دادند. به یک گروه کلوچه، به گروه دیگر تربچه و به گروه آخر چیزی ندادند. سپس از آن‌ها خواستند که یک پازل غیرقابل‌حل را حل کنند. آن‌ها به‌صورت غیرمنتظره‌ای متوجه شدند که گروه اول به‌طور متوسط ۱۹ دقیقه و گروه دوم حدود ۸ دقیقه بیشتر از گروه آخر (گروه کنترل) در این بازی دوام آوردند.

بامیستر و تایس اسم این اثر را “ته کشیدگی خویشتن” نامیدند. اسم قلمبه‌سلمبه‌ای که به قدرت اراده و خود-کنترلی افراد اشاره می‌کند. آن‌ها بیان کردند که ما “ظرفیت محدودی از اراده داریم که با استفاده بیش‌ازحد کاهش می‌یابد. خوردن تربچه هنگامی‌که با کلوچه‌ها و شیرینی‌های تازه پخته‌شده احاطه‌شده‌ای، یک شاهکار حماسی از انکار “خود” است”. استدلال آن‌ها این بود که اِعمال اراده انرژی را کاهش می‌دهد و شبیه عضله‌ای است که بعد از تمرین، خسته می‌شود. بنابراین هنگام خرید اگر در مقابل خرید یک کالا مقاومت کنید، میزانی از ظرفیت شما برای اراده مجدد کاهش می‌یابد، تا زمانی که دیگر چیزی از آن در ظرف وجودی شما باقی نمی‌ماند.

شاید این یافته شمارا شگفت‌زده و احتمالاً ناامید کرده باشد، اما جنبه امیدوارکننده این داستان آن است که محققان نشان داده‌اند این ظرفیت معمولاً با مصرف مقداری نوشیدنی شیرینِ حاوی گلوکز، تجدید می‌شود.

پس شاید لازم باشد دفعه دیگر که برای خرید به فروشگاه‌های بزرگ قدم می‌گذارید، یک نوشیدنی شیرین برای تجدیدقوا همراه خود داشته باشید!

اقتصاد رفتاری

ویرایش دوم کتابِ اقتصاد عصب‌پایه: تصمیم‌گیری و مغز

این کتاب به سفارش ستاد علوم شناختی، در حال ترجمه به زبان فارسی است.

این کتاب مرجع اصلی اقتصاد عصب‌پایه است و توسط بسیاری از پیشروان این رشته نوشته شده است. پل گلیمچر و ارنست فِر که هر دو از بنیان‌گذاران این رشته هستند ویراستاری کتاب را انجام داده‌اند.

بعد از انتشار کتاب گلیمچر با عنوان اصول تجزیه‌وتحلیل اقتصاد عصب‌پایه‌ای (۲۰۱۰)، اقتصاددان معروفِ دانشگاه یَیل، رابرت شیلر درباره آن نوشت:

“علم اقتصاد در نقطه شروع انقلابی است که به منشأیی غیرقابل انتظار برمی‌گردد: دانشکده‌های پزشکی و امکانات تحقیقاتی‌شان. علم اعصاب – علم این‌که مغز، عضوی فیزیکی در داخل سر هر فرد است، واقعاً چگونه کار می‌کند – آغاز تغییر روشی است که ما درباره چگونگی تصمیم‌گیری مردم به آن فکر می‌کنیم. این یافته‌ها به‌طور اجتناب‌ناپذیری شیوه تفکر ما درباره چگونگی کارکرد اقتصاد را دگرگون خواهد کرد. به‌طور خلاصه، ما در آستانه طلوع “اقتصاد عصب‌پایه” هستیم.”

اقتصاد رفتاری

چگونه افراد را به استفاده از پله تشویق کنیم؟

کمپانی فولکس‌واگن کمپینی به نام «تئوری سرگرمی» راه‌اندازی کرد که هدف آن تغییر رفتار افراد به سمت رفاه اجتماعی بیشتر با ایجاد سرگرمی برای آن‌ها بود.

یکی از ایده‌های محبوب، طراحی پله به شکل پیانو بود. برای یک روز در ایستگاه مترو استکهلم، فولکس‌واگن سنسورهای حساس به حرکت را بر روی پله‌ها نصب کرد که با گام برداشتن مردم بر روی پله‌ها صدای موسیقی تولید می‌کردند.

اندازه‌گیری قبل و بعد از آزمایش نشان داد که استفاده از پله پیانویی ۶۶ درصد استفاده از پله را در قیاس با پله‌برقی افزایش داد.

برای دیدن ویدئوی “پله پیانویی” اینجا کلیک کنید.

اقتصاد رفتاری

نظر اقتصاددانان مطرح دنیا در مورد کارکرد اقتصاد رفتاری

دانشگاه شیکاگو سایتی با عنوان #The nitiative on Global Markets #IGM درزمینهٔ نظرسنجی تخصصی از اقتصاددانان مطرح دنیا را دارا می‌باشد که پس از کسب جایزه نوبل توسط ریچارد تیلر، در یک اقدام جالب سؤال زیر را از آن‌ها پرسیده است:

به نظر شما آیا بینش‌های روانشناسی می‌توانند باعث پیش‌بینی بهتری از رفتار انسان‌ها در اقتصاد شوند که مدل‌های با عقلانیت کامل توان آن را ندارند؟

نتایج این نظرسنجی در شکل آورده شده است.

نظر اقتصاددانان مطرح دنیا در مورد کارکرد اقتصاد رفتاری

لازم به ذکر است که این نظرسنجی از برخی اساتید دانشگاه‌های زیر انجام شده است:

  • Harvard
  • MIT
  • Stanford
  • Princeton
  • LSE
  • Chicago Booth
  • Oxford
  • Imperial College London
  • Yale
  • University College London
  • London Business School
  • Paris School of Economics
  • University of Manchester
  • Peterson Institute
  • Universität Zurich
  • Universitat Pompeu Fabra
  • Bocconi
  • Goethe-Universität Frankfurt
  • Einaudi Institute for Economics and Finance
  • Max Planck Institute for Research on Collective Goods Trinity College Dublin
  • Central European University
  • Stockholm University
  • Università di Napoli Federico II
  • CEMFI
  • Gutenberg University Mainz and INSEAD
  • University College Dublin
  • The Graduate Institute Geneva

آدرس سایت نظرسنجی:

www.igmchicago.org

اقتصاد رفتاری

معرفی متخصصان حوزه رفتاری: دن آریلی

یکی از معروف‌ترین متخصصان در حوزه اقتصاد رفتاری است. او که در حال حاضر استاد دانشگاه دوک امریکاست، دکتری تخصصی خود را ابتدا در رشته روانشناسی شناختی و سپس در رشته مدیریت کسب‌وکار [#Business_Administration] گرفته است.

یکی از معروف‌ترین تحقیقات او که در سال ۲۰۰۸ موفق به کسب جایزه Ig Nobel (نوبل مربوط به دستاوردهای نامتعارف علمی که سالیانه در دانشگاه هاروارد به ده نفر اعطا می‌شود و ضمن علمی بودن، جذاب هم هست) شد. موضوعی که او و همکارانش در تحقیق خود بررسی کرده بودند این بود که: «چرا داروهای تقلبی گران‌قیمت، اثربخش‌تر از داروهای تقلبی ارزان‌قیمت هستند!»

وی مؤلف چندین کتاب است که بعضی از آن‌ها به فارسی نیز ترجمه‌شده‌اند. از کتب ترجمه‌شدهٔ آریلی می‌توان به کتاب نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر و پشت پردهٔ ریاکاری که توسط رامین رامبد ترجمه‌شده و انتشارات مازیار آن‌ها را روانهٔ بازار کتاب کرده و همچنین کتاب جنبهٔ مثبت بی‌منطق بودن اشاره کرد که توسط اصغر اندرودی ترجمه‌شده و انتشارات دایره آن را منتشر کرده است.

اقتصاد رفتاری

تیغ آفتاب و قیمت سهام (قسمت اول)

همان‌طور که تجربه روزانه و مطالعات علمی روانشناسی نشان داده است، نور خورشید بر خلق تأثیرگذار است. اما آیا نور خورشید بر بازار سهام نیز تأثیر می‌گذارد؟ چقدر احتمال دارد که موضوعی بی‌ربط مثل هوای آفتابی یا ابری و بارانی بتواند بر تغییرات بازار سهام اثر بگذارد؟ بازار کارآی سنتی می‌گوید خیر، به‌هیچ‌وجه ممکن نیست.

انسان عقلانی در تصمیم‌گیری‌های خود دچار خطا نمی‌شود و اگر نور خورشید وجود داشته باشد، بر آب‌وهوا تأثیر می‌گذارد و به همین ترتیب می‌تواند بر کشاورزی و شاید بر سایر صنایع مرتبط با شرایط آب‌وهوایی اثرگذار باشد. اما مسئله اصلی آن است که در اقتصادهای مدرن که در آن کشاورزی به شکل سنتی آن، نقش کوچکی دارد، بعید به نظر می‌رسد که قیمت منطقی شاخص سهام بازار کشور را تحت تأثیر قرار دهد. دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که مالی رفتاری به آن می‌پردازد: نور خورشید بر خلق اثر می‌گذارد و هنگامی‌که مردم خلق مثبتی دارند، تمایل دارند چشم‌انداز آینده‌شان را خوش‌بینانه‌تر ارزیابی کنند. ادبیات پژوهشی در حوزه روانشناسی این حالت را تبیین می‌کند که در ادامه به بررسی آن می‌پردازیم.

مطالعات انجام‌شده در حوزه روانشناسی به بررسی این مسئله می‌پردازد که چگونه هیجانات و احساسات بر تصمیم‌گیری‌های انسانی اثر می‌گذارند. هنگامی‌که افراد خلق مثبتی دارند یا به‌عبارت‌دیگر حال خوشی دارند، انتخاب‌های خوش‌بینانه‌تری می‌کنند. آن‌ها ارزیابی‌های مثبت بسیاری در موارد مختلف از قبیل رضایت از زندگی، رویدادهای گذشته، مردم و محصولات مصرفی از خود نشان داده‌اند. در مقابل هنگامی‌که افراد حال بدی دارند، بر مسائل منفی بیشتر تمرکز یا آن‌ها را بیشتر برجسته می‌کنند. در حقیقت خُلق اغلب بر قضاوت‌های نسبتاً انتزاعی اثر می‌گذارد که مردم هیچ اطلاعات خاصی در آن ندارند.

احساسات هم بر ارزیابی چشم‌انداز آینده و هم بر ارزیابی ریسک تأثیر می‌گذارد. مطالعات متعددی نشان داده‌اند هنگامی‌که افراد حال خوبی دارند، از قاعده سرانگشتی ساده‌سازی (simplifying heuristics) برای تصمیم‌گیری، بیشتر استفاده می‌کنند. علاوه‌براین، مطالعات بسیاری نیز گزارش کرده‌اند که حال بد، افراد را به درگیر شدن در فعالیت‌های تحلیلی دقیق تحریک می‌کند، درحالی‌که حال خوب، افراد را به حالت‌های کمتر نقادانه در پردازش اطلاعات سوق می‌دهد. افراد با خلق مثبت تمایل به ایجاد تداعی‌های غیرمعمول‌تری دارند، در حل مسائل خلاقانه بهتر عمل می‌کنند و انعطاف‌پذیری ذهنی بیشتری را نشان می‌دهند. احساسات به‌عنوان یک منبع مهم برای گرفتن اطلاعات زمینه‌ای از محیط به کمک انسان‌ها آمده است، درحالی‌که استفاده از آن همیشه راهگشای مسائل نیست.


منتشرشده در روزنامه دنیای اقتصاد به تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۶

اقتصاد رفتاری

رفتار گروهی

در اجتماعات برخی حیوانات، هنگامی‌که یکی از آن‌ها رم می‌کند و به سمتی می‌دود، گله نیز بی‌دلیل به دنبال آن حیوان به حرکت درمی‌آید. امیدوارم از مثال زده‌شده ناراحت نشوید زیرا همین مثال پایه یکی از خطاهای شناختی در انسان‌ها شده است. موضوعی که در ادامه به آن پرداخته می‌شود و یکی از عوامل مهم شکل‌گیری حباب قیمتی در بازارهای مالی است. چقدر هنگام تصمیم‌گیری، نظرات جمع روی ما اثر می‌گذارد؟ شاید پاسخ چنین سؤال به‌ظاهر ساده‌ای این باشد که من تصمیم درست را می‌گیرم، چه موافق و چه مخالف جمع باشد. اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که پاسخ به این سؤال تا این حد ساده نیست. دلایل مختلفی وجود دارد که باعث می‌شود نظرات جمع روی تصمیم ما اثر بگذارد.

یکی از این دلایل این است که به خود بگوییم، «احتمالاً دیگران چیزی می‌دانند که من نمی‌دانم». همین عبارت همانند نیروی جاذبه باعث می‌شود تا ما نظرمان را به جمع نزدیک کنیم. به‌عنوان‌مثال در هنگام تشکیل صف خرید یا فروش در بورس، عده‌ای به آن بپیوندند تنها به این دلیل که به‌احتمال‌زیاد دیگران چیزی می‌دانند که من نمی‌دانم. درحالی‌که بهترین استراتژی در این شرایط شنا کردن برخلاف جهت آب است. به این معنا که هنگام تشکیل صف خرید (فروش)، بفروشیم (بخریم). البته این موضوع تنها محدود به این مسئله نیست. ترس از طرد شدن یکی دیگر از دلایلی است که باعث می‌شود از نظرات جمع پیروی کنیم. این موضوع مصداق ضرب‌المثل «خواهی نشوی رسوا هم‌رنگ جماعت شو» است، موضوعی که حتی می‌تواند دامن‌گیر حرفه‌ای‌های بازار هم شود، زیرا هنگامی‌که در معرض نظر همکاران خود قرار می‌گیرند ممکن است در دیدگاه خود تعدیل ایجاد کنند.

حال سؤال این است که چگونه در دام این خطا نیفتیم؟ راه‌حل این است که بدون درنگ سوار قطار درحرکت نشویم. صبر کنیم و پس از بررسی جوانب کار تصمیم بگیریم. این‌ها بخشی از خطاهای شناختی هستند که دانش رفتاری در حوزه مالی به آن‌ها می‌پردازد. موضوعی که می‌تواند شناخت دقیق‌تری از رفتار کنشگران در بازارهای مالی فراهم سازد و این فرصت را به وجود می‌آورد تا از آن‌ها اجتناب کنیم.


منتشرشده در روزنامه دنیای اقتصاد به تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۶

اقتصاد رفتاری

تحلیل روان‌شناختی بر رفتارهای گروهی (قسمت اول)

تا چه میزان انتخاب‌های دیگران بر تصمیمات شما در بازار سهام اثر می‌گذارد؟ نقش احساسات و عواطف در انتخاب‌های مالی خود را تا چه اندازه می‌دانید؟ چقدر از قواعد سرانگشتی به‌جای تحلیل‌های عددی در مبادلات مالی استفاده می‌کنید؟ آیا برای اخبار و شایعات بد و خوب با فرض منبع خبری واحد، اهمیت یکسانی قائل هستید؟ آیا به‌طورمعمول زمان نگهداری سهام زیان‌ده در مقایسه با سهام سودده برای شما یکسان است؟ دنیای مالی سرشار از چنین سؤالاتی است که پیش‌بینی پذیری و حتی تبیین رفتار کنشگران در این بازار را بسیار دشوار می‌سازد.

مالی رفتاری؛ دانشی است که با بهره‌گیری از تئوری‌های روانشناسی شناختی و رفتاری به همراه نظریات علم اقتصاد و مالی در تلاش برای پاسخ گفتن به این‌گونه سؤال‌ها است. درواقع می‌توان گفت ازآنجاکه نقش اصلی بازارهای مالی در اقتصاد کشف قیمت است، دانش مالی به دنبال یافتن اثر خطاهای شناختی روی شکل‌گیری قیمت در این بازارها است. برای پاسخ گفتن به تعدادی از سؤال‌های بالا، متن حاضر به تبیین دو خطای شناختی مهم در هنگام سرمایه‌گذاری و برخی راهکارهای اصلاح آن‌ها می‌پردازد، موضوعی که به‌احتمال‌زیاد هر یک از ما تجربه مواجه‌شدن با آن را داشته‌ایم.

قیمت سهم «شپلی» در طول چند ماه از ۴۰ تومان به ۸۰ تومان تغییر کرد. بعد از مدتی قیمت به مقدار ۵۰ تومان کاهش یافت. عده‌ای بر این باور بوده‌اند که این کاهش قیمت، نوعی کم‌ارزش شناختن سهم است و به‌زودی با افزایش قیمت دوباره سود خواهند کرد. نکته‌ای که وجود دارد این است که این افزایش قیمت می‌تواند بر اساس عوامل سفته‌بازانه شکل گرفته باشد که در ادامه به دلیل عوامل بنیادین، قیمت کاهش یافته است. در این شرایط ذهن مبادله کنندگان ممکن است روی قیمت ۸۰۰ تومان قفل شده باشد و در این صورت منتظر بمانند تا قیمت دوباره افزایش یابد. اتفاقی که رخ نداده است و درنتیجه، آن‌ها با ضرر بزرگ‌تری مواجه شده‌اند. مثال دیگر برای این موضوع، خریدوفروش ماشین است. زمانی که برای خرید ماشین اقدام می‌کنیم، قیمتی که به‌عنوان شروع بیان می‌شود بسیار در روند معامله اثر می‌گذارد. به‌عنوان‌مثال اگر قیمت یک ماشین پراید ۲۰ میلیون تومان از طرف واسطه‌گر مطرح شود، احتمالاً قیمت نهایی بسیار نزدیک به این قیمت خواهد بود. هرچند به‌احتمال‌زیاد پس از چند روز خریدار به این نتیجه می‌رسد که ماشین خریداری‌شده باید کمتر از قیمت خرید ارزش‌گذاری می‌شد.

مثال‌های گفته‌شده برای تبیین چنین موضوعی است که همانند کشتی‌هایی که برای پهلو گرفتن بر بستر دریا لنگر می‌اندازند، افکار ما نیز می‌تواند بر بستر حقایق یا خرافات لنگر بیندازد و شکل بگیرد که به آن‌ها نقطه مرجع می‌گویند. درواقع لنگر انداختن، متمایل بودن و همبستگی داشتن شکل‌گیری افکار ما با این باورها است. همان‌طور که در مثال‌ها آورده شد، ذهن معامله‌کننده بورس و خریدار ماشین روی قیمت نادرست لنگر انداخت و این مسئله باعث زیان آن‌ها شد. حال سؤالی که مطرح می‌شود این است که چطور می‌توان از چنین اشتباهی پرهیز کرد؟ معامله‌گران موفق هرگز تصمیم خود را به یک یا دو عامل محدود نمی‌کنند، بلکه تلاش می‌کنند با در نظر گرفتن عوامل مختلف اثرگذار روی قیمت، بهترین تصمیم را بگیرند. به همین دلیل بهتر است تا باعجله تصمیم نگیریم و سعی کنیم تاکمی بیشتر به آنچه خلاف نظر ما است، فکر کنیم تا ذهنمان فرصت اندیشیدن به ابعاد دیگر موضوع را پیدا کند.


منتشرشده در روزنامه دنیای اقتصاد به تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۶

اقتصاد رفتاری

تردید در فرضیه بازارهای کارا (بخش دوم و پایانی)

زمان موردنیاز برای مطالعه ۱ دقیقه و ۵۰ ثانیه؛ شامل ۳۳۶ کلمه.

همان‌طور که احتمالاً تا الآن متوجه شده‌اید، این پرش قیمتی با اعلام باراک اوباما برای کاهش تحریم‌ها علیه کوبا در روز ۱۸ دسامبر هم‌زمانی دارد. یعنی دقیقاً در همان روزی که اوباما اعلام می‌کند قصد برقراری روابط دیپلماتیک با کوبا را دارد، قیمت سهام این صندوق ۷۰ درصد رشد می‌کند. نکته جالب این است که باوجوداینکه ارزش دارایی‌های صندوق ثابت مانده است، اثر این افزایش قیمت تا ماه‌ها باقی‌مانده تا درنهایت پس از حدود یک سال از بین برود. بنابراین حداقل یک سال زمان می‌برد تا قیمت سهام یک صندوق یا شرکت با اطلاعات جدید تطبیق پیدا کند. این مثال و مثال‌های دیگر نشان می‌دهد حتی اگر ارزش ذاتی به‌سادگی اندازه‌گیری و به‌صورت روزانه گزارش شود، قیمت‌ها می‌تواند تفاوت معناداری با ارزش ذاتی داشته باشد. روندهایی ازاین‌دست را می‌توان فراوان یافت. به‌عنوان‌مثال، در ایالات‌متحده می‌توان به افزایش شدید قیمت سهامی که از شوک‌های تکنولوژیک در اواخر دهه ۱۹۹۰ تأثیر می‌پذیرفتند و سپس به روند بلندمدت خود بازمی‌گردند یا به پرش قیمت مسکن در اواسط دهه پیشین اشاره کرد. به دلیل تأثیرات ناشی از آن، این بالا و پایین شدن قیمت‌ها به بحران عمیق جهانی در سال ۲۰۰۸ منجر شد.

حال سؤالی که می‌توان در این راستا مطرح کرد این است که اگر فروضی که #فاما و دیگر نظریه‌پردازان مالی سنتی برای تصمیم‌گیری بازیگران بازار سهام در نظر می‌گیرند درست است و پیش‌بینی‌های آن محقق می‌شود، چرا چنین هم‌زمانی‌ای را مشاهده می‌کنیم. چرا باید بازیگران این بازار ارتباطی بین CUBA و Cuba پیدا کنند باوجوداینکه برای حدود ۶۰ سال می‌دانستند که تبادل مالی آمریکا و کوبا منع قانونی دارد و از توزیع سبد سهام این صندوق #آگاهی_کامل یا (#Full_information) داشتند. این مثال نشان می‌دهد که باید به عوامل دیگری که عمدتاً از جنس روان‌شناختی هستند توجه کنیم، عواملی که در رشته نوظهور مالی رفتاری موردبررسی قرار می‌گیرد، تا توانایی تبیین چنین پدیده‌هایی را داشته باشیم.


منتشرشده در روزنامه دنیای اقتصاد در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۹۶

اقتصاد رفتاری

تردید در فرضیه بازارهای کارا (بخش نخست)

زمان موردنیاز برای مطالعه ۳ دقیقه؛ شامل ۶۰۵ کلمه.

جایزه نوبل اقتصاد سال ۲۰۱۷ به #ریچارد_تیلر استاد دانشکده کسب‌وکار دانشگاه شیکاگو اعطا شد. در یادداشت‌های پیشین به‌طور مفصل به دستاوردهای تیلر در حوزه اقتصاد و سیاست‌گذاری عمومی و معرفی مفهوم «#تلنگر» پرداخته‌ایم. اما به جنبه‌ای از تحقیقات او در حوزه مالی رفتاری کمتر پرداخته‌ایم. نمونه‌ای از #نابهنجاری‌های_بازار (Market Anomalies)‌ که در ادامه به معرفی و تحلیل آن می‌پردازیم، اولین بار توسط تیلر در نشست سالانه انجمن اقتصاددانان آمریکا در سال ۲۰۱۶ ارائه شد. برای مطالعه عمیق‌تر این مثال، می‌توانید به مقاله «اقتصاد رفتاری: گذشته، حال و آینده» ایشان مراجعه کنید.

فرضیه #بازار_کارا بیان‌کننده این موضوع است که در بازار، اطلاعات با سرعت بالایی بر قیمت سهام تأثیر می‌گذارد و قیمت‌ها خود را با توجه به این اطلاعات تعدیل می‌کنند. درواقع بازار کارا به سرمایه‌گذاران این اطمینان را می‌دهد که همه آن‌ها از اطلاعات مشابهی آگاهی دارند. پس بازار کارا، بازاری است که بازتاب‌دهنده آن اطلاعاتی است که در بازار موجود و راهنمای سرمایه‌گذاران است. مفهوم بازار کارا بر این فرض استوار است که سرمایه‌گذاران در تصمیمات خریدوفروش خود تمامی اطلاعات مربوط را در قیمت سهام لحاظ خواهند کرد و قیمت سهام شاخص خوبی برای تعیین ارزش سرمایه‌گذاری است. یوجین فرانسیس فاما که او را پدر فرضیه بازار کارا می‌دانند، بازار کارا را بازاری تعریف می‌کند که «به‌سرعت با اطلاعات جدید تطبیق پیدا می‌کند و اگر انتظارات و اطلاعات همه مشارکت‌کنندگان در بازار به‌خوبی توسط قیمت‌ها منعکس شود، تغییر قیمت‌ها غیرقابل‌پیش‌بینی هستند.» صندوق‌های سرمایه‌گذاری محدود (closed-end fund) یک طرح جامع سرمایه‌گذاری است که تعداد سهام مشخصی دارد و قابلیت بازخرید از طرف صندوق‌های دیگر وجود ندارد. صندوق‌های سرمایه‌گذاری محدود، تنها در بورس عرضه شده و به‌صورت عمومی خریدوفروش می‌شوند. قیمت هر سهم نیز از طرف بورس اوراق بهادار تعیین می‌شود که از قیمت پایه تا قیمت ارزش خالص دارایی، متغیر است. بنابراین همان‌طور که گراهام (۱۹۴۹) مطرح کرده است قیمت سهام این نوع از صندوق‌ها همیشه برابر باارزش خالص دارایی اوراق بهادار نیست. سهام صندوق‌ها به‌طورمعمول بین ۱۰ تا ۱۵ درصد پایین‌تر از ارزش خالص آن‌ها به فروش می‌رسد اما گاهی نیز زمان‌هایی وجود دارد که سودهای بزرگی به دست می‌آورند. این یادداشت پیرامون داستان یکی از صندوق‌ها است. صندوق موردنظر در اینجا، دارای نماد CUBA و در سال ۱۹۹۴ تأسیس‌شده است. نام کامل آن عبارت است از Herzfeld Caribbean Basin Fund.

نکته جالب‌توجه در مورد این صندوق این است که حدود ۶۹ درصد از دارایی‌هایش در داخل آمریکا و بقیه در سهام خارجی عمدتاً در مکزیک است. اگرچه دارای اسم #CUBA است اما نه هیچ ارتباطی با کشور کوبا دارد و نه اصلاً برای شرکت‌ها و افراد آمریکایی قانونی است که در کوبا به کسب‌وکار بپردازند. این منع قانونی از سال ۱۹۶۰ برقرار بوده است اگرچه در برخی از مقاطع زمانی این محدودیت‌ها کم شده‌اند. این منع قانونی در کنار توزیع سبد سهام این شرکت در آمریکا به این معنا است که این صندوق هیچ منفعتی در کوبا که اسمش با آن یکسان است، ندارد. (شکل ۱، قیمت سهام و ارزش خالص دارایی را برای صندوق CUBA در بازه زمانی سپتامبر ۲۰۱۴ نشان می‌دهد.) برای ماه‌های اول، به‌روشنی می‌توانیم ببینیم که قیمت سهام به‌صورت نرمال در بازه ۱۰ تا ۱۵ درصد نوسان می‌کند. سپس یک اتفاق ناگهانی در ۱۸ دسامبر ۲۰۱۴ می‌افتد. اگرچه ارزش خالص دارایی این صندوق تقریباً ثابت است، اما قیمت سهام با یک افزایش ۷۰ درصدی مواجه می‌شود. اگرچه پیش‌تر می‌توانستیم یک سهام ۱۰۰ دلاری را به قیمت ۹۰ دلار بخریم، روز بعدازاین اتفاق باید ۱۷۰ دلار برای آن می‌پرداختیم.

شکل ۱:

تردید در فرضیه بازارهای کارآ-۱


منتشرشده در روزنامه دنیای اقتصاد در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۹۶

اقتصاد رفتاری

تیغ آفتاب و قیمت سهام (قسمت آخر)

به این منظور چند مطالعه از سال ۱۹۹۳ تاکنون، رابطه بین روز آفتابی و سهام را بررسی کرده‌اند. در یکی از آن‌ها رابطه بین روز آفتابی و سهام آن روز در ۲۶ سهام بین‌المللی مبادله شده از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۹۷ بررسی شده است. نتایج مطالعه نشان داد که آفتاب با بازده روزانه سهام ارتباط بسیاری دارد. درحالی‌که پس از کنترل آفتاب، میان سایر شرایط آب‌وهوایی مانند بارش باران و برف با بازده سهام ارتباطی پیدا نشد. در مطالعه دیگری نیز نشان داده شد که آب‌وهوای آفتابی قیمت‌گذاری درک شده در سهام فردی و خرد را افزایش می‌دهد که درنتیجه آن، سهام مذکور در بازار بیشتر به فروش رسیده‌اند، چراکه قیمتشان بیشتر شده است. مطالعه‌ای در دانشگاه برکلی آمریکا در سال ۲۰۱۱ نتیجه گرفته است که «نور آفتاب بر خُلق اثر می‌گذارد و خلق می‌تواند رفتار را شکل دهد». اگرچه مطالعات دیگری نیز بر میزان دما و میزان ابری بودن هوا تأکید کرده‌اند اما درمجموع می‌توان گفت که «رابطه معناداری میان نور خوشید و قیمت سهام، در نیم‌قرن گذشته وجود داشته است».

بنابراین به نظر می‌رسد که سرمایه‌گذاران می‌توانند با آگاهی از خلق خود، از اشتباهات مبتنی بر خلق در قضاوت‌ها و معاملات اجتناب کنند. شاید لازم است افرادی که خلق منفی دارند و اطلاعات را دقیق‌تر پردازش می‌کنند، بیشتر به خبرهای واقعاً مرتبط، چه خوب و چه بد، واکنش نشان دهند و از واکنش به شبه خبرهای نامناسب جلوگیری کنند. در مقابل، افرادی که در خلق مثبت قرار دارند، لازم است خبرهایی با منابع اطلاعاتی مشکوک را نیز در نظر بگیرند. چیزی که این مطالعات نشان می‌دهند آن است که آفتاب تنها یکی از عوامل بی‌شماری است که بر حالت‌های خلقی اثر می‌گذارد. این مطالعات نشان می‌دهند که حالت‌های دیگر خلقی نیز ممکن است مهم باشند. شاید وسیع‌ترین پیام این مطالعات این باشد که برای درک تغییرات قیمت سهام، مهم است که فراتر از رفتار قیمت‌ها و مبانی آن برویم و بررسی کنیم که چه چیزی بر حالت‌های خلقی و احساسات سرمایه‌گذاران اثر می‌گذارد و این موضوعی است که مالی رفتاری به آن می‌پردازد.


منتشرشده در روزنامه دنیای اقتصاد به تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۶

اقتصاد رفتاری

تیغ آفتاب و قیمت سهام (قسمت دوم)

مردم اغلب احساسات خود را به منبع اشتباه نسبت می‌دهند که درنتیجه به قضاوت نادرست منتهی می‌شود. به‌عنوان مثالی از این سوءبرداشت، مردم به‌طورمعمول در روزهای آفتابی شادتر از روزهای ابری هستند. جالب آنکه درصورتی‌که از مردم درباره آب‌وهوا سؤال کنید، اثر نور خورشید بر قضاوت‌های آن‌ها درباره شادی کاهش می‌یابد و احتمالاً این سؤال به آن‌ها یادآوری می‌کند که به‌جای آنکه خلق خویش را به نور خورشید نسبت دهند، باید به مسائل طولانی‌مدت توجه کنند. روانشناسان در طول دهه‌ها، رابطه بین آفتاب و رفتار را مستند کرده‌اند و این مطالعات نشان داده‌اند که نبود آفتاب با افسردگی و خودکشی ارتباط دارد. اکثر شواهد نشان می‌دهد که مردم هنگام حضور آفتاب حال بهتری دارند.

اگر مردم هنگامی‌که خورشید می‌درخشد بیشتر خوش‌بین باشند، ممکن است بیشتر مایل به خرید سهام در روزهای آفتابی باشند. به‌طور خاص، آن‌ها ممکن است به‌طور اشتباه خلق‌وخوی خود را به چشم‌اندازهای مثبت اقتصادی نسبت دهند تا هوای خوب همان روز و اگر چنین سوءبرداشتی به سرمایه‌گذاری نیز کشیده شود، در این صورت قیمت سهام در پاسخ به خلق سرمایه‌گذاران تغییر خواهد کرد. این نشان می‌دهد که رابطه مثبتی میان آفتاب و بازده سهام وجود دارد. بااین‌حال جواب این سؤال موضوعی است که در قالب مالی رفتاری مطرح می‌شود، چراکه اصولاً چنین سؤالاتی در نظریات مالی با رویکرد سنتی جایگاهی ندارند.


منتشر‌شده در روزنامه دنیای اقتصاد به تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۶

عکس کانال اقتصاد رفتاری

اثر هاله‌ای

اگر شما سیاست‌های رئیس‌جمهور را دوست داشته باشید، احتمالاً صدا و ظاهرش را نیز دوست خواهید داشت. تمایل به دوست داشتن (یا دوست‌نداشتن) هر چیزی در یک شخص- حتی چیزهایی که ندیده‌اید- به‌عنوان اثر هاله شناخته می‌شود (تفکر سریع و کند، کانمن، ترجمهٔ صمدی)

در روانشناسی و علوم شناختی نیز به‌نوعی خطا در شناخت و تصمیم‌گیری گفته می‌شود که تحت تأثیر ذهنیت قبلی قضاوت کننده شکل می‌گیرد و می‌تواند از حقیقت و انصاف به دور باشد.

به‌عنوان‌مثال وقتی معلمی از دانش‌آموزی ذهنیتی منفی به‌عنوان یک فرد «تنبل» دارد، در برخوردهای بعدی نیز ممکن است این پیش‌داوری بر قضاوت او تأثیر بگذارد. ازاین‌رو است که به معلمان توصیه می‌شود در هنگام تصحیح ورقه‌های امتحانی به اسامی دانش آموزان نگاه نکنند تا ذهنیت‌های قبلی بر نحوه قضاوت آن‌ها تأثیر نگذارد.