شمول مالی (Financial Inclusion) در دنیا

مطابق با آخرین گزارش بانک جهانی در مورد شمول مالی (Financial Inclusion) در دنیا، تخمین زده شده است که حدود ۲.۱ میلیارد نفر در دنیا به حساب بانکی دسترسی ندارند.

افرادی که به حساب بانکی دسترسی ندارند، هیچ تاریخچه اعتباری نخواهند داشت. بنابراین کسی به آن‌ها اعتماد نمی‌کند و به آن‌ها قرض نمی‌دهد. حال‌آنکه اعتماد مهم‌ترین مؤلفه در قرض دادن به دیگران است.

برای مقابله با این موضوع، چه می‌توان کرد؟ اگر فقرا دسترسی به بازار اعتبار نداشته باشند، چگونه می‌توانند خود را از فقر برهانند؟

در این راستا، موسسه اعتباری Tala، که در کشورهایی مختلفی همچون آمریکا، کنیا، فیلیپین، تانزانیا، مکزیک و هند فعالیت می‌کند، ایده بسیار جالبی برای قرض دادن به فقرا مطرح کرده است.

این موسسه با طراحی اپلیکیشنی تلاش کرده است تا مؤلفه اعتماد را به اجزایی فراتر از صرف درآمد افراد بشکند. به‌عنوان‌مثال، وقتی فردی دارای روابط اجتماعی بیشتر و بهتری با سایر افراد است، احتمالاً فرد مورد اعتمادی خواهد بود.

این موسسه با استفاده از تحلیل اطلاعات افراد، مثلاً تعداد و میزان ارتباطات یک فرد در شبکه‌های اجتماعی، راه را برای دسترسی افراد فقیر به بازار اعتبار رسمی باز کرده است.

برای آشنایی اولیه با این موسسه، می‌توانید Ted Talk بنیان‌گذار آن را، Shivani Siroya، مشاهده کنید:

https://www.ted.com/talks/shivani_siroya_a_smart_loan_for_people_with_no_credit_history_yet

همچنین برای مطالعه متن کامل گزارش Findex 2017 بانک جهانی، به آدرس زیر مراجعه کنید:

https://globalfindex.worldbank.org/

آدرس وب‌سایت موسسه Tala:

https://tala.co

معرفی وب‌سایت‌های مهم در حوزه اقتصاد رفتاری

سایت “اقتصاد رفتاری” یکی از معتبرترین سایت‌های موجود در این حوزه است. این سایت از سال ۲۰۱۴ راهنمایی‌هایی را برای علاقه‌مندان این حوزه منتشر کرده است. راهنمایی سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۷ به معرفی این حوزه، نظریات مهم در آن و اقتصاد رفتاری به‌عنوان یک رویکرد یکپارچه پرداخته است.

http://www.behavioraleconomics.com

در هرکدام از این راهنمایی‌های منتشرشده، دانشگاه‌هایی که در آن اقتصاد رفتاری به‌عنوان یک رشته مجزا یا در تلفیق با سایر علوم اجتماعی تدریس می‌شود نیز آورده شده است.

برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به لینک‌های زیر مراجعه کنید:

راهنمایی سال ۲۰۱۴:

https://www.behavioraleconomics.com/the-behavioral-economics-guide/

راهنمایی سال ۲۰۱۵:

https://www.behavioraleconomics.com/the-behavioral-economics-guide-2015/

راهنمایی سال ۲۰۱۶:

https://www.behavioraleconomics.com/the-behavioral-economics-guide-2016/

راهنمایی سال ۲۰۱۷:

https://www.behavioraleconomics.com/the-behavioral-economics-guide-2017/

مصاحبه با خانم Pascaline Dupas

طبق پیش‌بینی‌ها انتظار می‌رود در کشورهای درحال‌توسعه در سال ۲۰۱۸، ۲۱ میلیون دختر نوجوان و جوان بین ۱۵ تا ۱۹ سالگی، به بارداری زودهنگام دچار شوند.

در این فیلم کوتاه، خانم Pascaline Dupas (اقتصاددان توسعه دانشگاه استنفورد)، از جدیدترین یافته‌ها در رابطه با کاهش بارداری میان دختران کم‌سن‌وسال صحبت می‌کند.

از مهم‌ترین مداخلات صورت گرفته در این حوزه، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  1. برگزاری جلسات منظم در مدارس برای ارائه اطلاعاتی در مورد رابطه جنسی سالم و نحوه پیشگیری از بارداری
  2. برگزاری جلسات منظم برای ارائه اطلاعاتی در مورد شغل‌های مختلف (میزان درآمد، نیازمندی‌های لازم و …)
  3. برگزاری جلسات آموزش مهارت‌های لازم برای ورود به یک شغل
  4. برنامه‌های توانمندسازی
  5. ارائه هزینه‌های کمک‌آموزشی
  6. ارائه مشوق‌های مشروط به ادامه تحصیل

نکته حائز اهمیت در این راستا این موضوع است که علی‌رغم تفاوت زیاد در راهکارهای ارائه‌شده، مداخلاتی که با موفقیت همراه بودند در یک بعد اشتراک دارند:

این مداخلات تلاش می‌کنند که ساختار محاسبه هزینه-فایده رابطه جنسی ناسالم و بارداری زودهنگام توسط دختران کم سن و سال را با تغییرات کوچکی در محیط تصمیم‌گیری آن‌ها (مفهومی که در اقتصاد رفتاری تحت عنوان تلنگر از آن یاد می‌شود) تغییر دهند.

در آستانه نمایشگاه کتاب

به سنت سال‌های گذشته و در آستانه نمایشگاه، به معرفی کتاب‌هایی می‌پردازم که در حوزه اقتصاد رفتاری به فارسی ترجمه شده تا دوستان علاقه‌مند به این حوزه بتوانند آن‌ها را تهیه کنند:

  1. تفکر کند، سریع، دانیل کانمن، ترجمهٔ تالوصمدی، انتشارات دانش بهمن.
  2. نابخردی‌های پیش‌بینی پذیر، دن آریلی، ترجمه رامبد، انتشارات مازیار.
  3. پشت پرده ریاکاری: چگونه به هر کس دروغ می‌گوییم به‌ویژه به خودمان، دن آریلی، ترجمه رامبد، انتشارات مازیار.
  4. جنبه مثبت بی‌منطق بودن: دن آریلی، ترجمه اندرودی، انتشارات دایره
  5. هنر شفاف اندیشیدن: رولف دوبلی، ترجمه فردوسی‌پور و همکاران، انتشارات چشمه.
  6. قدرت عادت، چالرز دوهیگ، این کتاب سه ترجمه متفاوت دارد که توسط انتشارات هورمزد، نشر نوین و پندار تابان چاپ شده است.
  7. روانشناسی نفوذ: هنر متقاعد کردن دیگران، رابرت چالدینی، روح‌الله حمیدی مطلق (سرپرست گروه مترجمان)، نشر رسا.
  8. سزا: دن آریلی، ترجمه رامبد، نشر سیفتال.
  9. کج‌رفتاری: تیلر، ترجمه شهائی، انتشارات آگاه

کتاب‌های زیر نیز اگرچه که دقیقاً در این حوزه قرار نمی‌گیرند بااین‌حال خواندن آن‌ها پیشنهاد می‌شود:

  • اقتصاد فقیر، آبهیجیت بنرجی و استر دوفلو، ترجمه جعفر خیرخواهان و مهدی فیضی، انتشارات دنیای اقتصاد.
  • بانک تهیدستان، محمد یونس، ترجمه گروه مترجمان، انتشارات دنیای اقتصاد.
  • اقتصاد هویت، جرج اکرلوف و راشل کرانتون، ترجمه مهدی فیضی، انتشارات نگاه معاصر.

نکته مهم ۱: ترجمه بعضی از این کتاب‌ها عالی نیست و تنها برای آشنایی اولیه پیشنهاد شده است.

نکته مهم ۲: قطعاً کتاب‌های دیگری هم در این حوزه منتشر شده، اما من تنها به مواردی اشاره کرده‌ام که حداقل چند صفحه از آن را خوانده‌ام.

چگونه افراد را به مصرف مواد خوراکی سالم ترغیب کنیم؟

آزمایش کیک و سیب

استفاده از  خطای واحد (Unit bias ) و به‌کارگیری اصول ساده‌سازی (Principles of convenience): تلنگری برای مصرف بیشتر مواد خوراکی سالم

بر اساس خطای واحد، افراد تمایل دارند به هر میزان مواد خوراکی که در اختیار دارند، آن را تمام کنند و این تمام کردن به آن‌ها حس رضایت می‌دهد. نکته مهم در استفاده از این راهکار، انتخاب سایز مناسب برای مواد خوراکی است.

این آزمایش در یک کنفرانس دو روزه انجام گرفت. نتایج نشان می‌دهد که تغییر سایز، به‌طور میانگین باعث افزایش مصرف سیب و کاهش مصرف کیک به ازای هر فرد می‌شود.

برای اطلاعات بیشتر می‌توانید به مقاله زیر مراجعه کنید:

Hansen PG, Skov LR, Jespersen AM, Skov KL, Schmidt K. Apples versus brownies: A field experiment in rearranging conference snacking buffets to reduce short-term energy intake. Journal of Foodservice Business Research. 2016 Jan 1;19(1):122-30.

 

نمود قدرت اراده از کودکی پیداست!

ببینید که چگونه کودکان ۵ ساله در برابر وسوسه خوردن یک کلوچه مقاومت می‌کنند!

خودکنترلی

همان‌طور که در مطالب گذشته صحبت کردیم تبیین مفهوم #خود_کنترلی و قدرت اراده یک سؤال جذاب برای روانشناسان و اقتصاددانان بوده است. اما اگر بخواهیم به اولین آزمایش‌هایی بپردازیم که سعی در تبیین این مفهوم داشته است، باید به آزمایش اثرگذار “والتر میشل” اشاره‌کنیم.

در دهه ۱۹۶۰، یکی از اساتید دانشگاه استنفورد، به نام والتر میشل، آزمایش جذابی را انجام داد که از آن زمان تاکنون مترادف وسوسه و قدرت اراده قرار گرفته است.

میشل در آزمایشش به کودکان خردسال ۴ یا ۵ ساله یک حق انتخاب ساده داد. او بچه‌ها را، یک‌به‌یک به اتاقی دعوت می‌کرد که در آن بر روی میز یک کلوچه (یا گاهی مارشملو) گذاشته شده بود، به بچه‌ها گفته می‌شد می‌توانند کلوچه را بردارند، ولی اگر ۱۵ دقیقه صبر کنند و به کلوچه دست نزنند، علاوه بر همان کلوچه، یک کلوچهٔ دیگر هم جایزه می‌گیرند.

یک‌پنجم بچه‌ها توانستند در برابر وسوسهٔ شیرینی مقاومت کنند و ۱۵ دقیقه صبر کنند تا دو کلوچه دریافت کنند. اما یک‌پنجم بچه‌ها حتی ۱ دقیقه هم نتوانستند مقاومت کنند و شیرینی را همان موقع خوردند.

والتر میشل با زیر نظر گرفتن هر دو گروه این بچه‌ها در سال‌های آینده (در سال‌های تحصیلی و تا ۳۰ سال بعد) نشان داد آن دسته از بچه‌ها که در برابر وسوسه کلوچه مقاومت کردند، نتایج تحصیلی بهتری کسب کردند، حقوق بالاتری دریافت کردند و کمتر مستعد چاقی بودند.

در ویدئوی بالا تقلای کودکان ۴ یا ۵ ساله را ببینید که برای وسوسه نشدن در برابر کلوچه تلاش می‌کنند.

چگونه قدرت اراده‌مان را بهبود ببخشیم؟

خود‌کنترلی و خویشتن‌داری همواره یکی از مسائل مهم در اقتصاد و روانشناسی بوده است.

روی بامیستر یکی از روانشناسانی است که در این زمینه تحقیقات دامنه‌داری انجام داده است.

در ویدئوی بالا می‌توانید برخی از این آزمایشات را ببینید. اما سؤال مهم آن است که درک ما از مفهوم قدرت اراده چه کمکی به ما کرده است؟

کاربردهای این آزمایشات را می‌توان در دو موضوع خلاصه کرد:

۱_ افراد ظرفیت محدودی از اراده دارند.

You have a finite amount of willpower.

۲_ افراد از یک ذخیره یکسان از اراده برای تمام فعالیت‌هایشان استفاده می‌کنند.

You use the same stock of the willpower for all tasks.

بنابراین با توجه به ویدئوی بالا، پیشنهاد می‌شود:

۱_ کارهای بی‌اهمیت همچون چک کردن ایمیل، تلگرام و … را اول صبح که ذخیره اراده شما بالاست، انجام ندهید و به‌جای آن فعالیت‌های مهم خود را انجام دهید. فعالیت‌های کم‌ارزش‌تر را به زمان دیگری موکول کنید.

۲_ در ابتدای روز وقت خود را روی فعالیت اصلی خود متمرکز کنید و ذخیره خود را با فکر کردن به این‌که چه صبحانه‌ای بخورید، کدام لباس را بپوشید یا کدام مسیر را برای رفتن به محل کار انتخاب کنید، تلف نکنید. چون هر تصمیم کوچک مقداری از قدرت اراده شما را کاهش می‌دهد.

۳_ بدانید که در یک روز نمی‌توانید چندین فعالیت مهم را با یکدیگر انجام دهید، چون ذخیره اراده شما تمام خواهد شد، لذا فعالیت‌های اولویت‌دار خود را ابتدا انجام دهید.

تبیین خرید تکانشی از نگاه علوم رفتاری

زمان موردنیاز برای مطالعه: ۲ دقیقه و ۳۰ ثانیه

روزهای نزدیک به عید نوروز، روزهای پر تب‌وتابی است، مردم برای خرید عید به مراکز خرید می‌روند، با شوق‌وذوق به دنبال اجناس خود می‌گردند و گاهی در لابه‌لای زرق‌وبرق مغازه‌ها پول‌هایی بیشتر از وسع خود یا آنچه که در ابتدا مدنظرشان بوده، هزینه می‌کنند. گاهی در یک فروشگاه بزرگ با کالایی روبه‌رو می‌شوند که امکان خرید آن را ندارند و در اندک زمانی بعد خود را مشغول خرید اقلام کوچک زیادی می‌بینند که اولویت خریدشان نبوده. آمارها نشان می‌دهد که آمریکایی‌ها حدود ۶۵ میلیارد دلار در روزهای منتهی به کریسمس خرید می‌کنند. سؤال اینجاست که چه اتفاقی می‌افتد که ما هزینه‌هایی می‌کنیم که قصد آن را نداشته‌ایم؟

شاید اولین جوابی که به ذهن می‌رسد این باشد که طرح جلد یک پفک، یک شکلات خارجی که طعم خاصی را تداعی می‌کند، نظاره کردن مردمی که جنس خاصی را خریداری می‌کنند، همه و همه باعث می‌شود تا عنان از کف دهیم و بی‌اختیار کالاهایی را خریداری کنیم که برای خرید آن آماده نبوده‌ایم. اما توضیحات دیگری نیز برای این سؤال وجود دارد.

یکی از این پاسخ‌ها حدود ۲۰ سال گذشته توسط دو روانشناس به نام‌های بامیستر و تایس ارائه شده است. آزمایش تأثیرگذار بامیستر و تایس بعد از حدود دو دهه، همچنان ذهن محققان بسیاری را به خود مشغول کرده است. آن‌ها گروهی از افراد را به آزمایشگاه خود دعوت کردند و روبه‌روی آن‌ها یک ظرف پر از کلوچه‌های تازهٔ داغ و در ظرفی دیگر پر از تربچه قرار دادند. به یک گروه کلوچه، به گروه دیگر تربچه و به گروه آخر چیزی ندادند. سپس از آن‌ها خواستند که یک پازل غیرقابل‌حل را حل کنند. آن‌ها به‌صورت غیرمنتظره‌ای متوجه شدند که گروه اول به‌طور متوسط ۱۹ دقیقه و گروه دوم حدود ۸ دقیقه بیشتر از گروه آخر (گروه کنترل) در این بازی دوام آوردند.

بامیستر و تایس اسم این اثر را “ته کشیدگی خویشتن” نامیدند. اسم قلمبه‌سلمبه‌ای که به قدرت اراده و خود-کنترلی افراد اشاره می‌کند. آن‌ها بیان کردند که ما “ظرفیت محدودی از اراده داریم که با استفاده بیش‌ازحد کاهش می‌یابد. خوردن تربچه هنگامی‌که با کلوچه‌ها و شیرینی‌های تازه پخته‌شده احاطه‌شده‌ای، یک شاهکار حماسی از انکار “خود” است”. استدلال آن‌ها این بود که اِعمال اراده انرژی را کاهش می‌دهد و شبیه عضله‌ای است که بعد از تمرین، خسته می‌شود. بنابراین هنگام خرید اگر در مقابل خرید یک کالا مقاومت کنید، میزانی از ظرفیت شما برای اراده مجدد کاهش می‌یابد، تا زمانی که دیگر چیزی از آن در ظرف وجودی شما باقی نمی‌ماند.

شاید این یافته شمارا شگفت‌زده و احتمالاً ناامید کرده باشد، اما جنبه امیدوارکننده این داستان آن است که محققان نشان داده‌اند این ظرفیت معمولاً با مصرف مقداری نوشیدنی شیرینِ حاوی گلوکز، تجدید می‌شود.

پس شاید لازم باشد دفعه دیگر که برای خرید به فروشگاه‌های بزرگ قدم می‌گذارید، یک نوشیدنی شیرین برای تجدیدقوا همراه خود داشته باشید!

ویرایش دوم کتابِ اقتصاد عصب‌پایه: تصمیم‌گیری و مغز

این کتاب به سفارش ستاد علوم شناختی، در حال ترجمه به زبان فارسی است.

این کتاب مرجع اصلی اقتصاد عصب‌پایه است و توسط بسیاری از پیشروان این رشته نوشته شده است. پل گلیمچر و ارنست فِر که هر دو از بنیان‌گذاران این رشته هستند ویراستاری کتاب را انجام داده‌اند.

بعد از انتشار کتاب گلیمچر با عنوان اصول تجزیه‌وتحلیل اقتصاد عصب‌پایه‌ای (۲۰۱۰)، اقتصاددان معروفِ دانشگاه یَیل، رابرت شیلر درباره آن نوشت:

“علم اقتصاد در نقطه شروع انقلابی است که به منشأیی غیرقابل انتظار برمی‌گردد: دانشکده‌های پزشکی و امکانات تحقیقاتی‌شان. علم اعصاب – علم این‌که مغز، عضوی فیزیکی در داخل سر هر فرد است، واقعاً چگونه کار می‌کند – آغاز تغییر روشی است که ما درباره چگونگی تصمیم‌گیری مردم به آن فکر می‌کنیم. این یافته‌ها به‌طور اجتناب‌ناپذیری شیوه تفکر ما درباره چگونگی کارکرد اقتصاد را دگرگون خواهد کرد. به‌طور خلاصه، ما در آستانه طلوع “اقتصاد عصب‌پایه” هستیم.”

چگونه افراد را به استفاده از پله تشویق کنیم؟

کمپانی فولکس‌واگن کمپینی به نام «تئوری سرگرمی» راه‌اندازی کرد که هدف آن تغییر رفتار افراد به سمت رفاه اجتماعی بیشتر با ایجاد سرگرمی برای آن‌ها بود.

یکی از ایده‌های محبوب، طراحی پله به شکل پیانو بود. برای یک روز در ایستگاه مترو استکهلم، فولکس‌واگن سنسورهای حساس به حرکت را بر روی پله‌ها نصب کرد که با گام برداشتن مردم بر روی پله‌ها صدای موسیقی تولید می‌کردند.

اندازه‌گیری قبل و بعد از آزمایش نشان داد که استفاده از پله پیانویی ۶۶ درصد استفاده از پله را در قیاس با پله‌برقی افزایش داد.

برای دیدن ویدئوی “پله پیانویی” اینجا کلیک کنید.

نظر اقتصاددانان مطرح دنیا در مورد کارکرد اقتصاد رفتاری

دانشگاه شیکاگو سایتی با عنوان #The nitiative on Global Markets #IGM درزمینهٔ نظرسنجی تخصصی از اقتصاددانان مطرح دنیا را دارا می‌باشد که پس از کسب جایزه نوبل توسط ریچارد تیلر، در یک اقدام جالب سؤال زیر را از آن‌ها پرسیده است:

به نظر شما آیا بینش‌های روانشناسی می‌توانند باعث پیش‌بینی بهتری از رفتار انسان‌ها در اقتصاد شوند که مدل‌های با عقلانیت کامل توان آن را ندارند؟

نتایج این نظرسنجی در شکل آورده شده است.

نظر اقتصاددانان مطرح دنیا در مورد کارکرد اقتصاد رفتاری

لازم به ذکر است که این نظرسنجی از برخی اساتید دانشگاه‌های زیر انجام شده است:

  • Harvard
  • MIT
  • Stanford
  • Princeton
  • LSE
  • Chicago Booth
  • Oxford
  • Imperial College London
  • Yale
  • University College London
  • London Business School
  • Paris School of Economics
  • University of Manchester
  • Peterson Institute
  • Universität Zurich
  • Universitat Pompeu Fabra
  • Bocconi
  • Goethe-Universität Frankfurt
  • Einaudi Institute for Economics and Finance
  • Max Planck Institute for Research on Collective Goods Trinity College Dublin
  • Central European University
  • Stockholm University
  • Università di Napoli Federico II
  • CEMFI
  • Gutenberg University Mainz and INSEAD
  • University College Dublin
  • The Graduate Institute Geneva

آدرس سایت نظرسنجی:

www.igmchicago.org

معرفی متخصصان حوزه رفتاری: دن آریلی

یکی از معروف‌ترین متخصصان در حوزه اقتصاد رفتاری است. او که در حال حاضر استاد دانشگاه دوک امریکاست، دکتری تخصصی خود را ابتدا در رشته روانشناسی شناختی و سپس در رشته مدیریت کسب‌وکار [#Business_Administration] گرفته است.

یکی از معروف‌ترین تحقیقات او که در سال ۲۰۰۸ موفق به کسب جایزه Ig Nobel (نوبل مربوط به دستاوردهای نامتعارف علمی که سالیانه در دانشگاه هاروارد به ده نفر اعطا می‌شود و ضمن علمی بودن، جذاب هم هست) شد. موضوعی که او و همکارانش در تحقیق خود بررسی کرده بودند این بود که: «چرا داروهای تقلبی گران‌قیمت، اثربخش‌تر از داروهای تقلبی ارزان‌قیمت هستند!»

وی مؤلف چندین کتاب است که بعضی از آن‌ها به فارسی نیز ترجمه‌شده‌اند. از کتب ترجمه‌شدهٔ آریلی می‌توان به کتاب نابخردی‌های پیش‌بینی‌پذیر و پشت پردهٔ ریاکاری که توسط رامین رامبد ترجمه‌شده و انتشارات مازیار آن‌ها را روانهٔ بازار کتاب کرده و همچنین کتاب جنبهٔ مثبت بی‌منطق بودن اشاره کرد که توسط اصغر اندرودی ترجمه‌شده و انتشارات دایره آن را منتشر کرده است.

تیغ آفتاب و قیمت سهام (قسمت اول)

همان‌طور که تجربه روزانه و مطالعات علمی روانشناسی نشان داده است، نور خورشید بر خلق تأثیرگذار است. اما آیا نور خورشید بر بازار سهام نیز تأثیر می‌گذارد؟ چقدر احتمال دارد که موضوعی بی‌ربط مثل هوای آفتابی یا ابری و بارانی بتواند بر تغییرات بازار سهام اثر بگذارد؟ بازار کارآی سنتی می‌گوید خیر، به‌هیچ‌وجه ممکن نیست.

انسان عقلانی در تصمیم‌گیری‌های خود دچار خطا نمی‌شود و اگر نور خورشید وجود داشته باشد، بر آب‌وهوا تأثیر می‌گذارد و به همین ترتیب می‌تواند بر کشاورزی و شاید بر سایر صنایع مرتبط با شرایط آب‌وهوایی اثرگذار باشد. اما مسئله اصلی آن است که در اقتصادهای مدرن که در آن کشاورزی به شکل سنتی آن، نقش کوچکی دارد، بعید به نظر می‌رسد که قیمت منطقی شاخص سهام بازار کشور را تحت تأثیر قرار دهد. دیدگاه دیگری نیز وجود دارد که مالی رفتاری به آن می‌پردازد: نور خورشید بر خلق اثر می‌گذارد و هنگامی‌که مردم خلق مثبتی دارند، تمایل دارند چشم‌انداز آینده‌شان را خوش‌بینانه‌تر ارزیابی کنند. ادبیات پژوهشی در حوزه روانشناسی این حالت را تبیین می‌کند که در ادامه به بررسی آن می‌پردازیم.

مطالعات انجام‌شده در حوزه روانشناسی به بررسی این مسئله می‌پردازد که چگونه هیجانات و احساسات بر تصمیم‌گیری‌های انسانی اثر می‌گذارند. هنگامی‌که افراد خلق مثبتی دارند یا به‌عبارت‌دیگر حال خوشی دارند، انتخاب‌های خوش‌بینانه‌تری می‌کنند. آن‌ها ارزیابی‌های مثبت بسیاری در موارد مختلف از قبیل رضایت از زندگی، رویدادهای گذشته، مردم و محصولات مصرفی از خود نشان داده‌اند. در مقابل هنگامی‌که افراد حال بدی دارند، بر مسائل منفی بیشتر تمرکز یا آن‌ها را بیشتر برجسته می‌کنند. در حقیقت خُلق اغلب بر قضاوت‌های نسبتاً انتزاعی اثر می‌گذارد که مردم هیچ اطلاعات خاصی در آن ندارند.

احساسات هم بر ارزیابی چشم‌انداز آینده و هم بر ارزیابی ریسک تأثیر می‌گذارد. مطالعات متعددی نشان داده‌اند هنگامی‌که افراد حال خوبی دارند، از قاعده سرانگشتی ساده‌سازی (simplifying heuristics) برای تصمیم‌گیری، بیشتر استفاده می‌کنند. علاوه‌براین، مطالعات بسیاری نیز گزارش کرده‌اند که حال بد، افراد را به درگیر شدن در فعالیت‌های تحلیلی دقیق تحریک می‌کند، درحالی‌که حال خوب، افراد را به حالت‌های کمتر نقادانه در پردازش اطلاعات سوق می‌دهد. افراد با خلق مثبت تمایل به ایجاد تداعی‌های غیرمعمول‌تری دارند، در حل مسائل خلاقانه بهتر عمل می‌کنند و انعطاف‌پذیری ذهنی بیشتری را نشان می‌دهند. احساسات به‌عنوان یک منبع مهم برای گرفتن اطلاعات زمینه‌ای از محیط به کمک انسان‌ها آمده است، درحالی‌که استفاده از آن همیشه راهگشای مسائل نیست.


منتشرشده در روزنامه دنیای اقتصاد به تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۶

رفتار گروهی

در اجتماعات برخی حیوانات، هنگامی‌که یکی از آن‌ها رم می‌کند و به سمتی می‌دود، گله نیز بی‌دلیل به دنبال آن حیوان به حرکت درمی‌آید. امیدوارم از مثال زده‌شده ناراحت نشوید زیرا همین مثال پایه یکی از خطاهای شناختی در انسان‌ها شده است. موضوعی که در ادامه به آن پرداخته می‌شود و یکی از عوامل مهم شکل‌گیری حباب قیمتی در بازارهای مالی است. چقدر هنگام تصمیم‌گیری، نظرات جمع روی ما اثر می‌گذارد؟ شاید پاسخ چنین سؤال به‌ظاهر ساده‌ای این باشد که من تصمیم درست را می‌گیرم، چه موافق و چه مخالف جمع باشد. اما بررسی‌ها نشان می‌دهد که پاسخ به این سؤال تا این حد ساده نیست. دلایل مختلفی وجود دارد که باعث می‌شود نظرات جمع روی تصمیم ما اثر بگذارد.

یکی از این دلایل این است که به خود بگوییم، «احتمالاً دیگران چیزی می‌دانند که من نمی‌دانم». همین عبارت همانند نیروی جاذبه باعث می‌شود تا ما نظرمان را به جمع نزدیک کنیم. به‌عنوان‌مثال در هنگام تشکیل صف خرید یا فروش در بورس، عده‌ای به آن بپیوندند تنها به این دلیل که به‌احتمال‌زیاد دیگران چیزی می‌دانند که من نمی‌دانم. درحالی‌که بهترین استراتژی در این شرایط شنا کردن برخلاف جهت آب است. به این معنا که هنگام تشکیل صف خرید (فروش)، بفروشیم (بخریم). البته این موضوع تنها محدود به این مسئله نیست. ترس از طرد شدن یکی دیگر از دلایلی است که باعث می‌شود از نظرات جمع پیروی کنیم. این موضوع مصداق ضرب‌المثل «خواهی نشوی رسوا هم‌رنگ جماعت شو» است، موضوعی که حتی می‌تواند دامن‌گیر حرفه‌ای‌های بازار هم شود، زیرا هنگامی‌که در معرض نظر همکاران خود قرار می‌گیرند ممکن است در دیدگاه خود تعدیل ایجاد کنند.

حال سؤال این است که چگونه در دام این خطا نیفتیم؟ راه‌حل این است که بدون درنگ سوار قطار درحرکت نشویم. صبر کنیم و پس از بررسی جوانب کار تصمیم بگیریم. این‌ها بخشی از خطاهای شناختی هستند که دانش رفتاری در حوزه مالی به آن‌ها می‌پردازد. موضوعی که می‌تواند شناخت دقیق‌تری از رفتار کنشگران در بازارهای مالی فراهم سازد و این فرصت را به وجود می‌آورد تا از آن‌ها اجتناب کنیم.


منتشرشده در روزنامه دنیای اقتصاد به تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۶

تحلیل روان‌شناختی بر رفتارهای گروهی (قسمت اول)

تا چه میزان انتخاب‌های دیگران بر تصمیمات شما در بازار سهام اثر می‌گذارد؟ نقش احساسات و عواطف در انتخاب‌های مالی خود را تا چه اندازه می‌دانید؟ چقدر از قواعد سرانگشتی به‌جای تحلیل‌های عددی در مبادلات مالی استفاده می‌کنید؟ آیا برای اخبار و شایعات بد و خوب با فرض منبع خبری واحد، اهمیت یکسانی قائل هستید؟ آیا به‌طورمعمول زمان نگهداری سهام زیان‌ده در مقایسه با سهام سودده برای شما یکسان است؟ دنیای مالی سرشار از چنین سؤالاتی است که پیش‌بینی پذیری و حتی تبیین رفتار کنشگران در این بازار را بسیار دشوار می‌سازد.

مالی رفتاری؛ دانشی است که با بهره‌گیری از تئوری‌های روانشناسی شناختی و رفتاری به همراه نظریات علم اقتصاد و مالی در تلاش برای پاسخ گفتن به این‌گونه سؤال‌ها است. درواقع می‌توان گفت ازآنجاکه نقش اصلی بازارهای مالی در اقتصاد کشف قیمت است، دانش مالی به دنبال یافتن اثر خطاهای شناختی روی شکل‌گیری قیمت در این بازارها است. برای پاسخ گفتن به تعدادی از سؤال‌های بالا، متن حاضر به تبیین دو خطای شناختی مهم در هنگام سرمایه‌گذاری و برخی راهکارهای اصلاح آن‌ها می‌پردازد، موضوعی که به‌احتمال‌زیاد هر یک از ما تجربه مواجه‌شدن با آن را داشته‌ایم.

قیمت سهم «شپلی» در طول چند ماه از ۴۰ تومان به ۸۰ تومان تغییر کرد. بعد از مدتی قیمت به مقدار ۵۰ تومان کاهش یافت. عده‌ای بر این باور بوده‌اند که این کاهش قیمت، نوعی کم‌ارزش شناختن سهم است و به‌زودی با افزایش قیمت دوباره سود خواهند کرد. نکته‌ای که وجود دارد این است که این افزایش قیمت می‌تواند بر اساس عوامل سفته‌بازانه شکل گرفته باشد که در ادامه به دلیل عوامل بنیادین، قیمت کاهش یافته است. در این شرایط ذهن مبادله کنندگان ممکن است روی قیمت ۸۰۰ تومان قفل شده باشد و در این صورت منتظر بمانند تا قیمت دوباره افزایش یابد. اتفاقی که رخ نداده است و درنتیجه، آن‌ها با ضرر بزرگ‌تری مواجه شده‌اند. مثال دیگر برای این موضوع، خریدوفروش ماشین است. زمانی که برای خرید ماشین اقدام می‌کنیم، قیمتی که به‌عنوان شروع بیان می‌شود بسیار در روند معامله اثر می‌گذارد. به‌عنوان‌مثال اگر قیمت یک ماشین پراید ۲۰ میلیون تومان از طرف واسطه‌گر مطرح شود، احتمالاً قیمت نهایی بسیار نزدیک به این قیمت خواهد بود. هرچند به‌احتمال‌زیاد پس از چند روز خریدار به این نتیجه می‌رسد که ماشین خریداری‌شده باید کمتر از قیمت خرید ارزش‌گذاری می‌شد.

مثال‌های گفته‌شده برای تبیین چنین موضوعی است که همانند کشتی‌هایی که برای پهلو گرفتن بر بستر دریا لنگر می‌اندازند، افکار ما نیز می‌تواند بر بستر حقایق یا خرافات لنگر بیندازد و شکل بگیرد که به آن‌ها نقطه مرجع می‌گویند. درواقع لنگر انداختن، متمایل بودن و همبستگی داشتن شکل‌گیری افکار ما با این باورها است. همان‌طور که در مثال‌ها آورده شد، ذهن معامله‌کننده بورس و خریدار ماشین روی قیمت نادرست لنگر انداخت و این مسئله باعث زیان آن‌ها شد. حال سؤالی که مطرح می‌شود این است که چطور می‌توان از چنین اشتباهی پرهیز کرد؟ معامله‌گران موفق هرگز تصمیم خود را به یک یا دو عامل محدود نمی‌کنند، بلکه تلاش می‌کنند با در نظر گرفتن عوامل مختلف اثرگذار روی قیمت، بهترین تصمیم را بگیرند. به همین دلیل بهتر است تا باعجله تصمیم نگیریم و سعی کنیم تاکمی بیشتر به آنچه خلاف نظر ما است، فکر کنیم تا ذهنمان فرصت اندیشیدن به ابعاد دیگر موضوع را پیدا کند.


منتشرشده در روزنامه دنیای اقتصاد به تاریخ ۲۰ دی ۱۳۹۶