الگوی مطلوب تامین مالی نظام آموزش و پرورش

طرح  و تشریح مسئله:

امروزه نظام آموزش و پرورش در ایران با چالش جدی تامین مالی رو به روست. توزیع نامطلوب منابع مالی باعث دامن زده به شکستی انگیزشی شده است که تمامی ذینفعان اعم از دانش آموزان، والدین، معلمین و مدیران را دربرمی گیرد. این شکست انگیزشی موجب شده است به شدت کیفیت آموزش خدشه دار شود و عملا امکان تحقق عدالت آموزشی از منظر کیفی از بین برود. در چنین شرایطی به دلیل تصدی گری دولتی،  وزارت آموزش و پرورش اهرم سیاستی و تنظیم گری مناسبی برای جلوگیری از این ابر معضل شکست انگیزشی ندارد و روز به روز سطح کیفیت آموزش تنزل پیدا می کند. در این بین میان سرانه آموزشی هر دانش آموز و کیفیت ارائه شده هیچ گونه تناسبی وجود ندارد و تجربیات متنوع جهانی نشان می دهد با این سرانه می توان آموزش بسیار مناسب تری را ارائه داد. در این نشست تلاش می شود علاوه بر بررسی چالش های حکمرانی آموزش و پرورش، الگوهای تامین مالی نظام آموزش و پرورش بررسی و مختصات الگوی مطلوب در ایران بیان شود.

سوالات محوری جلسه:

  • چالش های حکمرانی آموزش و پرورش از منظر تامین مالی کدام است؟
  • مختصات الگوی مطلوب تامین مالی آموزش و پرورش
  • اثرات این الگو بر کیفیت و عدالت آموزشی

تشریح مطالب مطرح شده در جلسه:

در ابتدا دکتر مهرمحمدی با تاکید بر این نکته که نگاه ایشان به آموزش و پرورش اقتصادی نیست بیان کردند بایستی از منظر کیفیت و عدالت خدمات آموزش و پرورش به مساله نگاه کنیم. به عبارت دیگر، عدالت در تامین کیفیت خود را نمایان می سازد. ایشان با بیان اینکه پس از انقلاب اسلامی از نظر توسعه کمی دستاوردهای درخشانی داشتیم خاطر نشان کردند متاسفانه در کیفیت حرفی برای گفتن نداریم. در حال حاضر تامین فرصت های کیفی تربیتی به صورت سراسری و عادلانه چالش اصلی آموزش و پرورش کشور است. دکتر مهرمحمدی عنصر به وجود آورنده کیفیت و عدالت را رقابت معرفی کردند و افزودند رقابت واقعی در نهاد دولتی امکان پذیر نیست. به همین منظور بایستی دولت را از صحنه مدرسه داری حذف کنیم. به عبارتی اگر بنا باشد مدرسه داری توسط دولت ادامه پیدا کند و در محیطی رقابتی قرار نگیرد، کیفیت کماکان در وضعیت موجود خواهد ماند. البته تاکید کردند منظور ایشان از «حذف دولت از ساحت مدرسه داری» با خصوصی سازی و نگاه های لیبرالیستی کاملا متفاوت است. چرا که این امر را با «حفظ وظایف حاکمیتی دولت» توصیه می کنند. از جمله بحث تامین مالی که بر اساس اصل مترقی ۳۰ قانون اساسی بایستی توسط دولت انجام بگیرد. به نظر ایشان باید در سیستم توزیع منابع مالی توسط دولت چرخش ایجاد کنیم. چرخش از عرضه-محوری به تقاضا-محوری. به همین دلیل ایشان طرفدار سیستم بن آموزشی هستند. با استفاده از بن آموزشی این منابع بایستی در اختیار صاحبان اصلی آن یعنی والدین قرارگیرد. ایشان بیان داشتند مبلغ بن آموزشی نباید برای همه یکسان باشد و باید با دهک اقتصادی نسبت عکس داشته باشد تا فرصتی برای تامین بیشتر عدالت مهیا شود. پیش نیاز عملیاتی این طرح ایجاد امکان قدرت مانور برای مدارس در برنامه درسی است، در غیر این صورت جایی برای رقابت وجود نخواهد داشت. بنابراین نوعی مدرسه محوری که در زیرنظام برنامه درسی به آن اشاره شده است لازم است. پیش نیاز دیگر عبارت است از این که معلم دیگر در استخدام دولت نیست و حقوق ثابت ندارد بلکه بر اساس کیفیت دستمزد دریافت می کند آن هم در بازاری رقابتی برای معلمان. باید توجه داشت که معلم یک عامل مهم رقابت در دستیابی به کیفیت است.

در ادامه آقای زرافشان با اشاره به بندهای مرتبط برنامه زیرنظام تامین و تخصیص منابع مالی (سند تحول در نظام آموزش و پروش) مشکل را بیشتر ناشی از مدیریت منابع دانستند تا کمبود منابع. ایشان با بررسی چالش ها، دو رویکرد کوتاه مدت و بلند مدت را بررسی کردند. در رویکرد کوتاه مدت یکی از چالش های جدی را شکاف بین بودجه مصوب و بودجه محقق عنوان کردند. برای مثال در سال ۹۰ میزان کسری ۲۰ درصد بودجه مصوب بوده است و یا در سال ۹۴ این نسبت حدود ۳۰ درصد. بنابراین نیاز به اصلاح نظام بودجه ریزی داریم تا پاشنه آشیل هر وزیری، کسری بودجه و پرداخت مطالبات نباشد. ایشان ادامه دادند بودجه ای پنهان نیز وجود که در حال حاضر تحت عنوان مشارکت اولیا گرفته می شود که هم قانونی است و هم غیرقانونی! اگر چه در قانون یکی از سه روش تامین مالی همین مشارکت اولیا عنوان شده است اما این بودجه نه میزان ش و نه محل یا نحوه مصرف آن مشخص و شفاف نیست. بحث حساب یکپارچه مدارس برای ساماندهی بودجه پنهان در سالهای گذشته مطرح شده است. یکی از کارکردهای اساسی پیشنهاد ایجابی بایستی شفاف سازی همین بودجه پنهان باشد. ایشان تاکید کردند آموزش و پرورش برای ارتقای بهره وری در بلند مدت بایستی فرهنگ مدرسه داری خود را اصلاح کند. در نگاه سنتی مدرسه خوب، مدرسه ای است که کمتر از ۱۵۰ دانش آموز داشته باشد و مدارس ما نیز بر همین اساس ساخته شده اند. به گونه ای امروزه مدارش ما حتی در دسته مدارس کوچک در جهان هم قرار نمی گیرند. از ۱۱۰ هزار مدرسه در کشور، ۳۶ هزار مدرسه زیر ۵۰ نفر دانش آموز دارند. به گونه ای که نمی توان برای این گونه مدارس معلم تخصصی، کتابخانه، مجموعه ورزشی، آزمایشگاه، کارگاه و بسیاری از موارد دیگر را اختصاص داد. در نتیجه تعلیم و تربیت چند ساختی اتفاق نمی افتد. علاوه بر آن که طبق مطالعات در دنیا به دست آمده است به ازای کاهش هر یک دانش آموز از مدرسه، ۱۰۰۰ دلار هزینه‌های آن افزایش می‌یابد. بنابراین بایستی به سمت ساخت مجتمع های آموزشی برویم که در سند تحول نیز بدان تاکید شده است. اندازه مدارس نیز باید به مدارس متوسط در دنیا نزدیک شود. این مجتمع ها باید ۱۳ پایه و حداقل ۲ کلاس ۳۰ نفره در هر پایه داشته باشند. در ادامه آقای زرافشان بحث خود را با بهره گیری از مفهوم اتوبوس مدرسه ادامه دادند که این مفهوم در دنیا رایج است اما در ایران به علت اندازه کوچک مدارس و نزدیکی آن ها به خانه دانش آموزان هنوز به وجود نیامده است و اثراتی همچون مورد قبل را بر نظام آموزشی خواهد گذاشت. ایشان اضافه کردند در سند بازاندیشی آموزش که در سال ۲۰۱۵ توسط یونسکو منتشر شده است، در بخش تامین مالی و اقتصاد آموزش و پرورش یک چرخش مشاهده می شود. در آن آموزش را از یک کالای عمومی به یک کالای مشترک تبدیل کرده است. بر همین اساس نقش های نیز تغییر می کند. بنابراین دولت از تامین کننده منابع به تنظیم گر تبدیل می شود. بنابراین باید از زندگی خوب (فرد-محور) به خوب زندگی کردن (مستلزم عمل جمعی) رهنمون شویم.

معرفی میهمانان:

در این نشست میزبان جناب آقای دکتر محمود مهرمحمدی و آقای علی زرافشان بودیم. دکتر مهرمحمدی هیات علمی بازنشسته دانشگاه تربیت مدرس و رییس اسبق دانشگاه فرهنگیان بوده اند. هم اکنون نیز عضو شورای عالی آموزش و پرورش هستند. آقای زرافشان در دوره های گوناگون معاون وزارت آموزش و پرورش بوده اند و در مقاطع مختلف پست های مدیریتی گوناگونی در نظام آموزش و پرورش داشته اند.