کتاب «زندگی، جنگ و دیگر هیچ» و اقتصاد رفتاری

امروز تپه ۸۵۷ بعد از چند تلاش ناموفق آمریکایی‌ها و کشته شدن ۵۰۰ نفر از سربازان آمریکایی، به تصرف آمریکایی‌ها درآمد. قبل از آنکه هلکوپترها به منطقه آتش پرواز کنند، فرستاده N.B.C به خود جرات داد و از افراد سؤال کرد: «آیا فکر می‌کنید این کارها ارزش دارند؟» و اغلب سربازان جواب دادند: «بله، چون ما سربازان زیادی را به خاطر این تپه ازدست‌داده‌ایم و بالاخره باید این تپه لعنتی را تصرف کنیم.» … آمریکایی‌ها چند روز بعد از تصرف، تپه ۸۵۷ را ترک کردند. (زندگی، جنگ و دیگر هیچ، فالاچی، ترجمه گلستان)

کتاب زندگی، جنگ و دیگر هیچ به‌خوبی هزینه بربادرفته را توصیف می‌کند. هزینهٔ بربادرفته یک سوگیری در تفکر است و به هزینه‌ای اشاره دارد که شما متحمل شده‌اید و امکان برگشت آن وجود ندارد اما ازآنجاکه افراد سعی می‌کنند انتخاب‌های گذشته خود را توجیه کنند، انتخاب جدید آن‌ها از هزینه بربادرفته اثر می‌پذیرد.

جنگ ویتنام یک نمونه تاریخی از این مغالطه است. این جنگ بین جبهه ویتنام شمالی و جنوبی درگرفت و ایالات‌متحده نیز در حمایت از ویتنام جنوبی به آن پیوست. “جنگ ویتنام از سال ۱۹۵۵ تا ۱۹۷۵ به طول انجامید، تنها ۵۸.۲۲۰ نیروی آمریکایی کشته شدند و برای ایالات‌متحده ۱۶۸ میلیارد دلار (طبق دلار سال ۲۰۱۱) هزینه در پی داشت”.

یکی از دلایل سیاستمداران و جنگ‌سالاران امریکا در عدم خاتمه بخشیدن به جنگ، آن بود که آن‌ها معتقد بودند تعداد زیادی از سربازان خود را ازدست‌داده‌اند و به همین دلیل تسلیم شدن اشتباه بزرگی خواهد بود.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.