جمع سپاری و پایداری شهری

نویسنده: باران باقری

در چند دهه اخیر دانشمندان توجه ویژه ای به بررسی ابتکارت خلاقانه مرتبط با پایداری شهری کرده اند. در همین زمان ورود تکنولوژی های وب ۲٫۰ و ابزارهایی مانند تلفن های هوشمند و اینترنت به نوبه خود منجر به تشدی جریانات حکمروایی پایین به بالا و دموکراتیک شده و بدین ترتیب رویه های جمع سپاری به عنوان پاسخی مبتکرانه به برخی از مسائل موجود در حوزه پایداری شهری و با بهره گیری از ظرفیت های به وجود آمده ناشی از پیشرفت تکنولوژی و علوم ارتباطی، وارد عرصه مدیریت شهرها گردید.

رویه های جمع سپاری با بهره گیری از ابزرهایی مانند تلفن های هوشمند، ویکی ها، رسانه های اجتماعی، وبلاگ ها و  … انجام اموری مانند جمع آوری و تجزیه و تحلیل داده ها، طراحی مشارکتی، برنامه ریزی و تصمیم سازی مشارکتی و … را  که ممکن است انجام آنها بدون استفاده از رویه های مشارکتی به زمان و هزینه بسیاری نیاز داشته باشد، از طریق تشکیل گروه گسترده ای از افراد و تقسیم امور در میان آنها به انجام می رساند. ریشه فکری اصلی جمع سپاری به ایده خرد جمعی باز می گردد که عدم تمرکز را به عنوان یک امر خوب در نظر می گیرد، زیرا اینگونه استدلال می کند که اگر شما جمعیتی از افراد علاقمند و مستقل را بگونه ای ساماندهی کنید تا به شیوه ای غیر متمرکز روی یک مشکل کار کنند، راه حل جمعی استخراج شده برای آن احتمالاً بهتر از هر راه حل دیگری است که افراد می توانستند بطور مستقل به آن دست یابند.

مقاله فریدریش هایک (۱۹۴۵) درست پس از جنگ جهانی دوم در مورد استفاده از دانش در جامعه، یک نمونه برجسته ضرورت های استفاده از مفهوم جمع سپاری در قرن ۲۱ می باشد. هایک، یک متفکر بنیادی نئولیبرالیسم بود که با برنامه ریزی و سیاستگذاری متمرکز مخالفت می کرد. به همین دلیل او ایده برنامه ریزی رقابتی را ابراز داشت که به معنای غیرمتمرکز کردن فرآیندهای برنامه ریزی و استفاده از ظرفیت طیف گسترده های از افراد در آن بود. این ایده بدین معناست که دانش، پراکنده است و افراد به طور جداگانه نمی توانند تمامی ابعاد، زمینه ها و عواقب یک مشکل را در ارئه یک راه حل در نظر بگیرند به همین دلیل باید از طیف گسترده ای از افراد استفاده کرد تا هر یک از دیدگاه خود موضوع را مورد بررسی قرار داده و از این طریق کارایی راه حل ارائه شده را ارتقاء دهند.

جمع سپاری در اشکال مختلفی مورد استفاده قرار می گیرد که از آن جمله می توان به مدل های مصرف مشارکتی غیر انتفاعی (مانند Uber, Airbnb)، مدل های مالی (به منظور جذب اسپانسرهای مالی)، مدل های مربوط به جامعه مدنی ( توانمند سازی افراد برای ایجاد ارتباط با دولت و ارائه ایده ها و تجارب فنی و تخصصی و گزارش مشکلات)، و همچنین نرم افزارهای منبع باز مانند ویکی پدیا ( ایجاد دسترسی برای افراد به منظور ارائه اطلاعات) اشاره کرد. تفاوت برون سپاری با جمع سپاری در آن است که در برون سپاری نیازمند قراردادهای فرعی با بنگاه های مختلف برای انجام امور داریم ولی در جمع سپاری نیاز به ایجاد قرادادهای مجزا وجود ندارد. جمع سپاری بنگاه ها را قادر می سازد تا در محدوده ای فراتر از مرزهای خویش به دنبال نیروی کارماهر بگردند.

شرکت ها امور را به صورت وظایف بسیار کوچک به افراد متفاوت در سرتاسر اقتصاد جهانی می سپارنند یا اینکه آنها را به شرکت های دیگری که خدمات جمع سپاری را انجام می دهند، برون سپاری می کنند. این شرکت ها به عنوان شخص ثالت میان شرکت های درخواست کننده جمع سپاری و جمعیت مردمی ارتباط برقرار می کنند.

با این وجود و علارغم مزیت های بالای ادغام رویه های جمع سپاری در حکمروایی شهری، این موضوع آنچنان که باید مورد توجه قرار نگرفته و در حوزه پژوهشی و مطالعاتی به حاشیه رانده شده است. بدین ترتیب در این گزارش قصد داریم که به برررسی این مفهوم و نوع ارتباط فعلی و آتی آن در حوزه حکمروایی شهری بپردازیم.

متن کامل این گزارش از طریق لینک زیر قابل‌دسترسی است: