تفاوت‌های رفتاری فقرا و اغنیا (قسمت ۲)

این محققان برای تأیید نتایج و کشف اثرات فقر در محیط‌های واقعی و طبیعی، ۴۶۰ کشاورز نیشکر را در هند [که عموماً قبل از برداشت سالانه فقیر و بعدازآن غنی هستند] موردبررسی قرار دادند. هر کشاورز عملکرد بهتری در آزمون‌های طراحی‌شده بعد از برداشت، نسبت به قبل از آن داشت. در حقیقت عملکرد آن‌ها در آزمون‌های هوش، با تحصیلات یکسان و سطح سلامتی یکسان، هنگامی‌که در حالت «فراوانی» قرار داشتند، حدود ۱۰ نمره بالاتر از زمانی بود که در حالت «کمبود» قرار داشتند.

بنابراین در این نگاه، فقر یک حالت مبتنی بر موقعیت است. ما می‌توانیم فرد ثروتمندی را بگیریم و به او «حس» فقر بدهیم، او نیز همان تصمیمی را خواهد گرفت که ما به‌طورمعمول در افراد فقیر می‌بینیم و با دام فقر در ارتباط است؛ بنابراین کمیابی به‌خودی‌خود منجر به شکست خواهد شد. در مطالعه‌ای دیگر، شفیر و مولایناتان به همراه یک تیم از اقتصاددانان رفتاری در سال ۲۰۱۲ تلاش کردند تا دلایل وام‌گیرندگانی که با کمبود نقدینگی مواجه هستند و اغلب جذب شیوه‌های وام‌دهی می‌شوند که مستلزم بهره بالا (مانند وام‌هایی با بهره روزانه) است را موردبررسی قرار دهند. آن‌ها دانشجویان را به‌صورت تصادفی در دو گروه «فقیر» و «غنی» قرار دادند. به افرادی که در گروه ضعیف قرار داشتند، منابع کمتری (مانند زمان) در یک بازی پول‌سازی تخصیص داده شد. شرکت‌کنندگان چندین دور بازی می‌کردند و در برخی از وضعیت‌ها می‌توانستند از دورهای آینده خود با پرداخت بهره، «زمان» قرض بگیرند (به‌عنوان‌مثال، برخی از شرکت‌کنندگان، با قرض گرفتن یک ثانیه از زمان حال، دو ثانیه در آینده پرداخت می‌کردند). محققان دریافتند که شرکت‌کنندگان غنی به اجتناب از استقراض با هزینه بالا تمایل داشتند، درحالی‌که شرکت‌کنندگان فقیر به‌سرعت وام می‌گرفتند، بیش‌ازحد قرض می‌گرفتند و زمان اختصاص داده‌شده‌شان را زودتر تمام می‌کردند و درنهایت آزمایشگاه را با پول کمتر و در زمان کمتری ترک می‌کردند. رفتارهایی مانند این، اغلب به کوتاه نگری افراد فقیر و کمبود کنترل نسبت داده می‌شود، به‌استثنای این مسئله که این بار فقرا، دانشجویان دانشگاه پرینستون آمریکا بودند؛ بنابراین کمیابی می‌تواند حتی افراد ممتاز را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

«در حقیقت کمبود زمان، توجه و پول می‌تواند به تصمیم‌گیری‌ها و رفتارهایی منجر شود که فقر را تداوم می‌بخشد، به‌عبارت‌دیگر فقر منابع ذهنی فرد را مصرف و بار شناختی را به فرد تحمیل می‌کند». شفیر پیشنهاد می‌کند که سیاست‌ها و خدماتی که باهدف کمک به فقرا طراحی می‌شوند، باید این مسئله را در نظر بگیرند که فقر بر عملکرد شناختی فرد تأثیرگذار است. این موضوع می‌تواند شامل ساده‌سازی مراحل عموماً پیچیده درخواست شغل و دیگر فرم‌هایی باشد که برای افراد چالش‌برانگیز است و منابع ذهنی بیش‌ازحدی را در حین پر کردن به آن‌ها تحمیل می‌کند. بدون در نظر گرفتن این مسائل، جامعه است که از به ظهور رسیدن توانایی‌های فرد برای موفقیت جلوگیری خواهد کرد.


نویسنده: زهرا موسوی

منتشر شده در روزنامه دنیای اقتصاد در تاریخ ۱۰ تیر ۱۳۹۶

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید