تردید در فرضیه بازارهای کارا (بخش دوم و پایانی)

زمان موردنیاز برای مطالعه ۱ دقیقه و ۵۰ ثانیه؛ شامل ۳۳۶ کلمه.

همان‌طور که احتمالاً تا الآن متوجه شده‌اید، این پرش قیمتی با اعلام باراک اوباما برای کاهش تحریم‌ها علیه کوبا در روز ۱۸ دسامبر هم‌زمانی دارد. یعنی دقیقاً در همان روزی که اوباما اعلام می‌کند قصد برقراری روابط دیپلماتیک با کوبا را دارد، قیمت سهام این صندوق ۷۰ درصد رشد می‌کند. نکته جالب این است که باوجوداینکه ارزش دارایی‌های صندوق ثابت مانده است، اثر این افزایش قیمت تا ماه‌ها باقی‌مانده تا درنهایت پس از حدود یک سال از بین برود. بنابراین حداقل یک سال زمان می‌برد تا قیمت سهام یک صندوق یا شرکت با اطلاعات جدید تطبیق پیدا کند. این مثال و مثال‌های دیگر نشان می‌دهد حتی اگر ارزش ذاتی به‌سادگی اندازه‌گیری و به‌صورت روزانه گزارش شود، قیمت‌ها می‌تواند تفاوت معناداری با ارزش ذاتی داشته باشد. روندهایی ازاین‌دست را می‌توان فراوان یافت. به‌عنوان‌مثال، در ایالات‌متحده می‌توان به افزایش شدید قیمت سهامی که از شوک‌های تکنولوژیک در اواخر دهه ۱۹۹۰ تأثیر می‌پذیرفتند و سپس به روند بلندمدت خود بازمی‌گردند یا به پرش قیمت مسکن در اواسط دهه پیشین اشاره کرد. به دلیل تأثیرات ناشی از آن، این بالا و پایین شدن قیمت‌ها به بحران عمیق جهانی در سال ۲۰۰۸ منجر شد.

حال سؤالی که می‌توان در این راستا مطرح کرد این است که اگر فروضی که #فاما و دیگر نظریه‌پردازان مالی سنتی برای تصمیم‌گیری بازیگران بازار سهام در نظر می‌گیرند درست است و پیش‌بینی‌های آن محقق می‌شود، چرا چنین هم‌زمانی‌ای را مشاهده می‌کنیم. چرا باید بازیگران این بازار ارتباطی بین CUBA و Cuba پیدا کنند باوجوداینکه برای حدود ۶۰ سال می‌دانستند که تبادل مالی آمریکا و کوبا منع قانونی دارد و از توزیع سبد سهام این صندوق #آگاهی_کامل یا (#Full_information) داشتند. این مثال نشان می‌دهد که باید به عوامل دیگری که عمدتاً از جنس روان‌شناختی هستند توجه کنیم، عواملی که در رشته نوظهور مالی رفتاری موردبررسی قرار می‌گیرد، تا توانایی تبیین چنین پدیده‌هایی را داشته باشیم.


منتشرشده در روزنامه دنیای اقتصاد در تاریخ ۱۰ دی ۱۳۹۶

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.